درس ۱ · صفحهٔ ۲۵ تا ۳۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس دوم: بخشهای نوشته
در این درس یاد میگیری موضوعی مناسب انتخاب کنی و برای نوشتهات آغاز، میانۀ منظم و پایانی اثرگذار بسازی.
پیش از شروع
اگر جملههای یک انشا همگی زیبا باشند، اما پایانش اول بیاید و معرفی موضوعش آخر، باز هم خواندنش لذتبخش است؟
احتمالاً خواننده برای فهمیدن مسیر نوشته سردرگم میشود. نوشتن فقط ساختن جملههای زیبا نیست؛ باید موضوع را انتخاب کنیم و جملهها را در آغاز، میانه و پایان مناسب بچینیم.
موضوع؛ تعیین مسیر
پیش از نوشتن، کمی مکث کن: «دربارۀ چه چیزی میخواهم بنویسم؟» انتخاب موضوع، جهت حرکت نوشته را مشخص میکند. موضوعی مناسبتر است که به آن علاقه داشته باشی، چیزی دربارهاش بدانی و با زندگی واقعیات پیوند داشته باشد.
مثلاً اگر هر روز با اتوبوس به مدرسه میروی، احتمالاً برای نوشتن دربارۀ «دیدنیهای مسیر مدرسه» حرفهای بیشتری داری تا موضوعی که فقط نامش را شنیدهای. پیش از انتخاب، از خودت بپرس: چه دیدهام؟ چه تجربهای دارم؟ کدام بخش برایم جالبتر است؟ پاسخها کمک میکنند با ذهنی آمادهتر سراغ نوشتن بروی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷
آغاز؛ بازکردن درِ نوشته
بعد از انتخاب موضوع، باید خواننده را وارد فضای نوشته کنی. بخش آغازین مثل بازکردن درِ یک اتاق است: خواننده از همان ورودی میفهمد قرار است با چه فضایی روبهرو شود. پس آغاز را کوتاه، ساده و روشن بنویس و موضوع و نگاه اصلیات را نشان بده.
برای موضوع «یک زنگ تفریح بارانی» میتوانی بنویسی: «آن روز باران، زنگ تفریح ما را با همیشه متفاوت کرد.» این جمله موضوع و حالوهوای نوشته را معرفی میکند، اما هنوز همۀ اتفاقها را لو نمیدهد. شرح اتفاقها را برای بخش میانی نگه دار؛ آغاز جای گفتن همۀ جزئیات نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷
میانه؛ پرورش موضوع
حالا نوبت بازکردن موضوع است. در بخش میانی میتوانی چیزی را تعریف یا توصیف کنی، اتفاقی را شرح بدهی و برای حرفت نمونه بیاوری. این بخش معمولاً از آغاز و پایان طولانیتر است، چون سخن اصلی اینجا پرورش پیدا میکند.
برای مرتبماندن نوشته، هر بند را به یک موضوع مشخص اختصاص بده؛ اما بندها را از هم جدا و بیارتباط نساز. مثلاً در نوشتۀ «یک زنگ تفریح بارانی»، یک بند میتواند دربارۀ منظرۀ حیاط و بند بعد دربارۀ بازی بچهها زیر سایهبان باشد. هر دو بند موضوع جداگانهای دارند، ولی هر دو به همان زنگ تفریح مربوطاند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸
پایان؛ فرود آرام
پایان جایی است که مسیر نوشته را به سرانجام میرسانی. این بخش باید کوتاه و روشن باشد، به پرسشهای مهم خواننده پاسخ بدهد و چیزی برای فکرکردن باقی بگذارد. قرار نیست موضوع تازهای باز کنی یا تمام جزئیات را دوباره تکرار کنی.
برای همان زنگ تفریح بارانی، میتوانی بنویسی: «هنوز هم با شنیدن صدای باران، خندۀ بچهها زیر آن سایهبان یادم میآید.» این پایان به تجربهای که شرح دادهای برمیگردد و حس آن را نگه میدارد. برای رساندن پیام هم لازم نیست همیشه مستقیم نصیحت کنی؛ گاهی یک تصویر یا پرسشِ مرتبط، اثر بیشتری دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸
مثال حلشده
در نوشتۀ «نقشههایم برای آینده» در صفحۀ ۳۱، بخشهای نوشته را چگونه تشخیص میدهیم؟ پیش از دیدن مراحل، به نقش هر بند فکر کن.
ابتدا بپرس نوشته بیشتر دربارۀ چیست: راوی چند شغل را برای آیندۀ خود در نظر میگیرد؛ پس موضوع، برنامهها و انتخابهای شغلی اوست.
بند نخست فقط خواننده را با داشتن آرزوها و برنامههای آینده آشنا میکند و هنوز شغلی را با جزئیات بررسی نمیکند؛ بنابراین نقش آغاز را دارد.
از بررسی پزشکی تا مشورت دوباره با برادر، انتخابها و علت کنارگذاشتنشان شرح داده میشود؛ این بندها موضوع را گسترش میدهند و بخش میانی را میسازند.
در بند آخر، راوی انتخاب نهایی و غافلگیرکنندۀ خود را اعلام میکند؛ این بند مسیر نوشته را میبندد و پایان طنزآمیز آن است.
حالا رابطۀ بندها را بررسی کن: هر انتخاب شغلی موضوع مشخصی دارد، اما همۀ آنها به مسئلۀ مشترکِ انتخاب آینده وصلاند؛ پس جداشدن بندها ارتباط کلی نوشته را از بین نبرده است.
نکات مهم
- موضوعی انتخاب کن که به آن علاقه داری، آن را میشناسی و با زندگی واقعیات ارتباط دارد.
- آغاز، موضوع و فضای کلی را معرفی میکند و میانه با بندهای مرتبط و یکموضوعی آن را گسترش میدهد.
- پایان، کوتاه و روشن است و بدون نیاز به نصیحت مستقیم، پیامی برای فکرکردن به خواننده میدهد.