درس ۱ · صفحهٔ ۱۳ تا ۱۹ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
نقشهٔ نوشتن
در این درس یاد میگیری با مرتبکردن فکرها در ذهن، برای نوشتهات نقشه بسازی و بخشهای آغازین، میانی و پایانی یک متن را تشخیص بدهی.
پیش از شروع
تا به حال شده موضوع انشا را بدانی، اما به صفحهٔ سفید خیره بمانی و ندانی از کجا شروع کنی؟ اگر نوشتن یک سفر باشد، پیش از حرکت به چه چیزی نیاز داری؟
دانستن مقصد کافی نیست؛ داشتن نقشه هم کمک میکند راه را پیدا کنیم. در نوشتن، این نقشه از مرتبکردن فکرها در ذهن ساخته میشود و به ما نشان میدهد نوشته را چگونه آغاز کنیم، ادامه بدهیم و به پایان برسانیم.
نوشتن، سفری با نقشه
فرض کن قرار است به جایی تازه سفر کنی. احتمالاً پیش از حرکت، دربارهٔ مقصد و راه رسیدن به آن فکر میکنی. نوشتن هم همینطور است: وقتی موضوع را میدانی، هنوز باید تصمیم بگیری چگونه دربارهاش بنویسی.
مثلاً موضوع «یک گردش خانوادگی» را در نظر بگیر. خاطرههای زیادی داری، اما اگر همه را بینظم کنار هم بیاوری، خواننده شاید مسیر ماجرا را گم کند. نقشهٔ نوشتن کمک میکند پیش از حرکت، راهی برای بیان فکرهایت پیدا کنی. پس قرار نیست فقط کلمهها را پشت سر هم بچینیم؛ میخواهیم روشمند بنویسیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴
حرکت از ذهن به دفتر
شاید فکر کنی نوشتن درست از لحظهای آغاز میشود که قلم را روی کاغذ میگذاری. اما پیش از آن، در ذهنت کار مهمی انجام میدهی: فکرها را پیدا و مرتب میکنی. در نقشهٔ این درس، مبدأ، ذهن است و مقصد، صفحهٔ دفتر.
برای موضوع «گردش خانوادگی»، میتوانی در ذهن مشخص کنی چه چیزهایی را میخواهی بگویی: معرفی گردش، اتفاقهای آن و احساست در پایان. این مرتبکردن، همان طبقهبندی ذهنی است. هرچه پیش از نوشتن روشنتر بدانی چه میخواهی بگویی، انتقال آن به کاغذ آسانتر میشود و احتمال پراکندگی نوشته کمتر خواهد بود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵
ساختمان نوشته
برای مرتبکردن فکرها، میتوانی ساختمان سادهای برای نوشته در نظر بگیری. بالای نقشه، موضوع را مشخص کن؛ بعد برای نوشته، بخش آغازین، بخش میانی و بخش پایانی در نظر بگیر.
در آغاز، خواننده را با موضوع آشنا میکنی. در میانه، آن را با توضیحها و مثالهای مرتبط گسترش میدهی؛ این بخش میتواند چند بند داشته باشد. در پایان، مطالب را جمع میکنی و نوشته را به سرانجام میرسانی.
مثلاً در نوشتهای دربارهٔ کتابخانهٔ مدرسه، معرفی کتابخانه میتواند آغاز باشد؛ توضیح قفسهها و تجربهٔ کتابخواندن، میانه؛ و بیان برداشت نهایی، پایان. این نظم کمک میکند خواننده ارتباط مطالب را بفهمد و سردرگم نشود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
نقشه را در متن پیدا کن
حالا به نمونهٔ «دل، آشیانهٔ محبت» نگاه کن. نویسنده در آغاز، دل را مانند گنجینهای معرفی میکند که باید از آن مراقبت کرد. با این کار، خواننده برای دنبالکردن موضوع آماده میشود.
در بخش میانی، نویسنده دربارهٔ پاکی دل، دوستی و مهربانی توضیح میدهد. این بندها متفاوتاند، اما همه به موضوع اصلی مربوطاند. در پایان هم بر ارزش دل پاک تأکید میکند و پیام نوشته را جمع میکند.
برای شناخت ساختمان یک متن، فقط به جای بند نگاه نکن؛ از خودت بپرس: این بند موضوع را معرفی میکند، آن را گسترش میدهد یا نوشته را جمع میکند؟ این پرسش، نقش هر بخش را روشن میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
مثال حلشده
ساختمان نوشتهٔ «زبانهای ما» در صفحهٔ ۱۹ را مشخص کن و برای انتخاب بخشها دلیل بیاور.
ابتدا موضوع را پیدا میکنیم: نوشته دربارهٔ راههای پیامرسانی ما، بهویژه ارتباط بدون سخنگفتن است و عنوان آن «زبانهای ما» است.
بند نخست را بررسی میکنیم: کار زبان را مطرح میکند و توجه خواننده را به راههای دیگر پیامدادن جلب میکند؛ پس بخش آغازین است.
سه بند بعدی را بررسی میکنیم: دستتکاندادن، اشارهٔ مبصر و حرکت اعضای بدن را توضیح میدهند و زبانهای بدن را معرفی میکنند؛ پس بخش میانیاند.
بند آخر را بررسی میکنیم: از مطالب قبلی نتیجه میگیرد که شناخت و استفادهٔ بهموقع از زبانهای بدن، ارتباط را مؤثرتر میکند؛ پس بخش پایانی است.
نکات مهم
- سفر نوشتن از ذهن آغاز میشود و به صفحهٔ دفتر میرسد.
- نقشهٔ نوشته، موضوع و بخشهای آغازین، میانی و پایانی را روشن میکند.
- هر بخش باید نقش مشخصی داشته باشد و با موضوع اصلی مرتبط بماند تا خواننده سردرگم نشود.