۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی نهم · فصل ۸

خلاصه درس فصل ۸ مطالعات اجتماعی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«سقوط حکومت شاهنشاهی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی»، فصل ۸ کتاب مطالعات اجتماعی نهم، صفحهٔ ۹۵ تا ۱۱۶، پایهٔ نهم: ۹ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۹۵ تا ۱۰۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۵: انقلاب اسلامی ایران

در این درس یاد می‌گیری نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی چگونه آغاز شد، چرا به قیام و تبعید انجامید و مبارزه پس از تبعید چگونه ادامه یافت.

پیش از شروع

اگر رهبر یک نهضت را از کشور تبعید کنند، آیا مبارزه هم متوقف می‌شود؟ مبارزان داخل کشور چطور می‌توانند ارتباط و فعالیتشان را ادامه دهند؟

در این درس می‌بینی که تبعید امام خمینی به پایان مبارزه نینجامید؛ او از راه پیام و اعلامیه با مردم ارتباط داشت. در داخل ایران هم گروه‌های مختلف با فعالیت‌های سیاسی، سخنرانی و نوشتن، مبارزه را ادامه دادند.

آغاز مخالفت با تغییرات حکومتی

آغاز مخالفت با تغییرات حکومتی

آیا هر تغییری در قانون، فقط همان هدفی را دارد که اعلام می‌شود؟ برای بررسی یک تصمیم، باید هم ظاهر آن و هم هدف و پیامدش را در نظر بگیریم؛ مثل وقتی که مقررات یک مسابقه تغییر می‌کند و باید ببینیم این تغییر عملاً چه اثری بر شرکت‌کنندگان دارد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت محمدرضاشاه، نفوذ آمریکا در ایران بیشتر شد. آمریکا برای جلوگیری از قیام‌های مردمی و حفظ حکومت پهلوی، به شاه پیشنهاد کرد تغییراتی اجتماعی و اقتصادی انجام دهد.

یکی از این اقدامات، تغییر قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی، یعنی شوراهای استان و شهرستان، در سال ۱۳۴۱ بود. شرط مسلمان‌بودن انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان حذف شد و سوگند انتخاب‌شوندگان به قرآن، جای خود را به سوگند به کتاب آسمانی داد.

حکومت، هدف خود را افزایش مشارکت مردم معرفی می‌کرد؛ اما امام خمینی و دیگر علما این تغییرات را در جهت تضعیف هویت اسلامی جامعه می‌دانستند و با آن مخالفت کردند. نتیجهٔ این مخالفت جدی، لغو تصویب‌نامه بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

اصول شش‌گانه و مخالفت با وابستگی

اصول شش‌گانه و مخالفت با وابستگی

آیا برای داوری دربارهٔ یک برنامه، نام و ظاهر آن کافی است؟ مثلاً اگر برنامه‌ای برای بهبود مدرسه پیشنهاد شود، باید بپرسیم اجرای آن چه پیامدهایی دارد، نه اینکه فقط عنوانش را بپسندیم.

پس از لغو تصویب‌نامهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی، شاه اعلام کرد که «اصول شش‌گانه» را با عنوان «انقلاب سفید» به همه‌پرسی می‌گذارد. همه‌پرسی یعنی پرسیدن نظر مستقیم مردم دربارهٔ یک موضوع.

طبق روایت کتاب، این اصول در ظاهر خوب و لازم به نظر می‌رسید؛ اما امام خمینی و دیگر علمای مبارز معتقد بودند اجرای آنها سلطهٔ آمریکا و وابستگی سیاسی و اقتصادی ایران را بیشتر می‌کند. پس مخالفت آنان را نباید صرفاً مخالفت با هر تغییری دانست؛ مسئله، پیامدهای این برنامه برای استقلال کشور بود.

امام خمینی همه‌پرسی را غیرقانونی دانست و از مردم خواست در آن شرکت نکنند. در تهران و قم نیز تظاهراتی برگزار شد؛ بااین‌حال، حکومت در بهمن ۱۳۴۱ همه‌پرسی را برگزار کرد و اعلام کرد بیشتر مردم موافق‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

از سخنرانی عاشورا تا قیام خرداد

از سخنرانی عاشورا تا قیام خرداد

آیا سرکوب یک اعتراض، حتماً دلیل آن را هم از بین می‌برد؟ برای فهم این بخش، ترتیب رویدادها و رابطهٔ علت و معلولی آن‌ها را دنبال کن.

در خرداد ۱۳۴۲، هم‌زمان با ماه محرم، امام خمینی از سخنرانان مذهبی خواست دربارهٔ خطر اسرائیل به مردم آگاهی بدهند. حکومت پهلوی با اسرائیل رابطه داشت و بخش عمدهٔ نفت مورد نیاز آن را تأمین می‌کرد.

امام در سخنرانی عصر عاشورا، سیزدهم خرداد در مدرسهٔ فیضیهٔ قم، شاه را به‌دلیل ستمگری، همکاری با اسرائیل و وابستگی به آمریکا محکوم کرد. دو روز بعد، مأموران حکومت او را دستگیر و به تهران منتقل کردند.

دستگیری امام، جرقهٔ اعتراض‌های گستردهٔ مردم شد. اعتراض‌ها در قم، تهران و ورامین شدیدتر بود و حکومت با تیراندازی آن‌ها را سرکوب کرد. اما پایان یافتن اعتراض خیابانی به معنای پایان مبارزه نبود؛ این سرکوب، خشم مردم و انگیزهٔ آنان برای ادامهٔ مبارزه با حکومت پهلوی را بیشتر کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۷

کاپیتولاسیون و تبعید امام

کاپیتولاسیون و تبعید امام

تصور کن فردی در کشوری مرتکب جرم شود، اما دادگاه‌های همان کشور اجازه نداشته باشند به جرم او رسیدگی کنند. این محدودیت چه اثری بر اختیار آن کشور دارد؟

امام خمینی پس از چند ماه بازداشت، در فروردین 13431343 به قم بازگشت. مدتی بعد، با فشار آمریکا، دولت ایران به مأموران نظامی آمریکایی مصونیت قضایی داد؛ یعنی اگر آنان در ایران جرمی مرتکب می‌شدند، دادگاه‌های ایران حق رسیدگی به آن را نداشتند. این امتیاز «کاپیتولاسیون» یا «قضاوت‌سپاری» نام داشت. دقت کن: منظور این نیست که آن افراد هیچ‌جا محاکمه نمی‌شدند؛ نکته، نداشتن اختیار رسیدگی برای دادگاه‌های ایران بود.

امام خمینی این امتیاز را خلاف استقلال کشور دانست و در سخنرانی خود، شاه را به‌دلیل وابستگی به آمریکا سرزنش کرد. حکومت که می‌دید او حاضر به سکوت نیست، در 1313 آبان 13431343 او را به ترکیه تبعید کرد. حدود یک سال بعد، تبعیدگاه او به عراق تغییر یافت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

ادامهٔ مبارزه در تبعید و داخل کشور

ادامهٔ مبارزه در تبعید و داخل کشور

آیا دور شدن رهبر نهضت، به معنای پایان مبارزه بود؟ تبعید، ارتباط امام خمینی با مبارزان را قطع نکرد. او از خارج کشور اعلامیه و پیام می‌فرستاد و مردم و گروه‌های سیاسی را به ادامهٔ مبارزه دعوت می‌کرد؛ مثل وقتی که اعضای یک گروه از هم دورند، اما با پیام‌رسانی فعالیتشان را هماهنگ می‌کنند.

در داخل ایران نیز روحانیان، فرهنگیان، دانشجویان و بازاریان به مبارزه ادامه دادند. پیروان امام این کار را وظیفه‌ای دینی می‌دانستند؛ البته همهٔ مخالفان حکومت، عقاید سیاسی یکسانی نداشتند و گروه‌های دیگری هم در مبارزه حضور داشتند.

مبارزه فقط به تظاهرات محدود نبود. افرادی مانند مرتضی مطهری، محمود طالقانی و علی شریعتی با سخنرانی، نوشتن کتاب و مقاله و برگزاری کلاس‌های دینی، اندیشه‌های اسلامی و انقلابی را به جوانان معرفی می‌کردند. پس ادامهٔ نهضت هم به ارتباط با رهبر آن وابسته بود و هم به فعالیت مردم و گسترش آگاهی در داخل کشور.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۹

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «نوشتن کتاب و برگزاری کلاس در دوران تبعید امام، ارتباطی با ادامهٔ مبارزه نداشت؛ مبارزه فقط حضور در خیابان بود.» با استفاده از درس، نظر او را بررسی کن.

  1. ابتدا ادعا را مشخص می‌کنیم: او مبارزه را فقط به اعتراض خیابانی محدود کرده است.

  2. شاهد درس را به یاد می‌آوریم: افرادی مانند مطهری، طالقانی و شریعتی با سخنرانی، نوشتن و آموزش، اندیشه‌های اسلامی و انقلابی را به جوانان معرفی می‌کردند.

  3. رابطه را توضیح می‌دهیم: آشنایی جوانان با این اندیشه‌ها می‌توانست آگاهی و انگیزهٔ آنان را برای همراهی با نهضت افزایش دهد.

  4. نتیجه می‌گیریم که فعالیت فرهنگی و فکری نیز یکی از راه‌های ادامهٔ مبارزه بود، نه فعالیتی بی‌ارتباط با آن.

جواب: این برداشت درست نیست؛ فعالیت فرهنگی می‌توانست با افزایش آگاهی و معرفی اندیشه‌های نهضت، به ادامهٔ مبارزه کمک کند.

نکات مهم

  • مخالفت با تصویب‌نامهٔ انجمن‌ها و اصول شش‌گانه، از نخستین رویارویی‌های امام خمینی با سیاست‌های حکومت پهلوی بود.
  • دستگیری امام پس از سخنرانی عاشورا به قیام پانزده خرداد انجامید و اعتراض به کاپیتولاسیون زمینه‌ساز تبعید ایشان شد.
  • پس از تبعید، پیام‌ها و اعلامیه‌های امام و مبارزه و فعالیت‌های فرهنگی گروه‌های گوناگون مردم، نهضت را زنده نگه داشت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۰۰ تا ۱۰۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اوضاع ایران در آستانهٔ انقلاب اسلامی

در این درس یاد می‌گیری دلایل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نارضایتی مردم از حکومت پهلوی را دسته‌بندی کنی و توضیح بدهی چگونه این نارضایتی‌ها زمینهٔ گسترش اعتراض‌های انقلاب اسلامی را فراهم کردند.

پیش از شروع

چطور ممکن است حکومتی که مخالفانش را سرکوب کرده و از پشتیبانی قدرت‌های خارجی برخوردار است، با موج گستردهٔ اعتراض مردم روبه‌رو شود؟

قدرت حکومت همیشه به معنای رضایت مردم نیست. طبق توضیح کتاب، در آستانهٔ انقلاب، نارضایتی‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جامعه جمع شده بود؛ به همین دلیل، قدرت ظاهری حکومت پهلوی نتوانست مانع گسترش اعتراض‌ها شود.

فاصله از باورهای مردم

فاصله از باورهای مردم

فرض کن برنامه‌های رسانه‌ای، باورهایی را که برای تو و خانواده‌ات مهم‌اند، نادیده بگیرند یا برخلاف آن‌ها باشند. آیا ممکن است با وجود سرگرم‌کننده بودن بعضی برنامه‌ها، باز هم احساس نارضایتی کنی؟

برای فهمیدن نارضایتی مردم از حکومت پهلوی، باید به باورها و ارزش‌های اسلامی مردم هم توجه کنیم. طبق متن کتاب، حکومت به این ارزش‌ها بی‌توجه بود و برنامه‌های رادیو، تلویزیون و سینما در جهت تضعیف آن‌ها قرار داشت. به همین دلیل، بسیاری از مردم میان باورهای خود و سیاست‌های فرهنگی حکومت فاصله می‌دیدند.

این نوع نارضایتی را فرهنگی می‌نامیم؛ چون به باورها، ارزش‌ها و شیوهٔ زندگی مربوط است. پس برای شناخت رابطهٔ مردم و حکومت، فقط قدرت حکومت را نسنج؛ ببین سیاست‌های آن چقدر با ارزش‌های مردم سازگار است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

وابستگی به بیگانگان

وابستگی به بیگانگان

آیا حمایت یک کشور قدرتمند از یک حکومت، حتماً به معنای رضایت مردم از آن حکومت است؟ پشتیبانی خارجی و رضایت مردم دو موضوع متفاوت‌اند.

در آستانهٔ انقلاب اسلامی، آمریکا و بسیاری از کشورهای قدرتمند از حکومت شاه پشتیبانی می‌کردند. اما طبق متن درس، وابستگی حکومت پهلوی به بیگانگان و نفوذ و دخالت آنان، به‌ویژه آمریکا، در امور ایران از دلایل نارضایتی مردم بود. پس همان حکومتی که از حمایت خارجی برخوردار بود، در داخل کشور با اعتراض به وابستگی روبه‌رو می‌شد.

برای نزدیک‌شدن موضوع به ذهن، گروهی دانش‌آموزی را تصور کن که فردی بیرون از گروه از مسئول آن حمایت می‌کند، اما در تصمیم‌های گروه هم دخالت دارد. حمایت آن فرد لزوماً اعضای گروه را راضی نمی‌کند؛ ممکن است آنان بخواهند دربارهٔ کارهای خودشان مستقل تصمیم بگیرند.

بنابراین، حمایت قدرت‌های خارجی را نباید با مقبولیت حکومت نزد مردم یکی دانست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

مشروطه در نام، استبداد در عمل

مشروطه در نام، استبداد در عمل

فرض کن در مدرسه شورایی انتخاب شود، اما اعضای آن نتوانند دربارهٔ هیچ تصمیمی نظر متفاوتی بدهند و فقط دستورهای مدیر را تأیید کنند. آیا این شورا واقعاً در تصمیم‌گیری نقش دارد؟

در سلطنت مشروطه، قدرت شاه باید به قانون محدود باشد و مجلس بتواند وظایف قانونی خود را انجام دهد. اما طبق متن درس، در حکومت پهلوی قدرت در دست شاه متمرکز بود؛ نمایندگان مجلس و وزیران استقلالی در برابر او نداشتند. سند صفحهٔ ۱۰۱ نیز نشان می‌دهد که مجلس بیشتر دربارهٔ شیوهٔ اجرای برنامه‌های شاه بحث می‌کرد، نه دربارهٔ خود برنامه‌ها.

از طرف دیگر، روزنامه‌ها اجازهٔ انتقاد از شاه و مقام‌های حکومتی را نداشتند و مخالفان با زندان، تبعید و شکنجه روبه‌رو می‌شدند. بنابراین، داشتن نامِ مشروطه و وجود مجلس، به‌تنهایی نشانهٔ محدودبودن قدرت شاه نبود. این فاصله میان ادعا و عملکرد، از دلایل سیاسی نارضایتی مردم بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

فساد در کنار محرومیت

فساد در کنار محرومیت

ثروت و سرمایه‌های ملی باید برای بهبود زندگی مردم و پیشرفت کشور به کار بروند. اگر صاحبان قدرت از این دارایی‌ها برای منافع شخصی خود استفاده کنند، فساد مالی رخ می‌دهد.

بر اساس متن درس، خبرهای حیف‌ومیل ثروت کشور به دست خاندان پهلوی و مقام‌های حکومتی، مردم را خشمگین می‌کرد. در همان زمان، بسیاری از مردم، به‌ویژه در روستاها و شهرهای کوچک، با فقر، محرومیت و بی‌سوادی روبه‌رو بودند. کنار هم قرار گرفتن این دو وضعیت، احساس بی‌عدالتی و نارضایتی اقتصادی را بیشتر می‌کرد.

برای درک بهتر، تصور کن بودجه‌ای برای تعمیر مدرسه‌ای اختصاص یافته، اما مسئول آن، پول را برای خودش خرج کند و دانش‌آموزان همچنان در کلاس‌های فرسوده درس بخوانند. ناراحتی آن‌ها فقط از کمبود امکانات نیست؛ از این هم هست که پولِ رفع کمبودها به سود شخصی مصرف شده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱

جرقهٔ گسترش اعتراض‌ها

جرقهٔ گسترش اعتراض‌ها

گاهی یک اتفاق، نارضایتی‌هایی را که از قبل جمع شده‌اند، آشکار می‌کند؛ مثل آخرین قطره‌ای که باعث سرریز شدن لیوانی پُر می‌شود. برای فهم گسترش اعتراض‌ها هم باید زمینه‌های قبلی را از جرقهٔ اعتراض جدا کنیم.

در آبان ۱۳۵۶، مصطفی خمینی، فرزند بزرگ امام خمینی، به‌طرز مشکوکی درگذشت. مردم در مجالس ختم او، هم احترام خود را به امام نشان دادند و هم نارضایتی‌شان از حکومت شاه را ابراز کردند. پس از این مجالس، مقاله‌ای توهین‌آمیز علیه امام خمینی در روزنامهٔ اطلاعات منتشر شد و اعتراض‌های مردم گسترش یافت.

کتاب این رویداد را چنین توصیف می‌کند: «این مقاله همچون کبریتی بر انبار باروت انقلاب بود.» پس مقاله، آغاز همهٔ نارضایتی‌ها نبود؛ مشکلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از قبل زمینه را آماده کرده بودند. واکنش مردم به مقاله نیز پیوند آنان با اسلام، روحانیت و اندیشه‌های امام خمینی را نشان می‌داد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون حکومت شاه از پشتیبانی قدرت‌های خارجی برخوردار بود و مخالفانش را سرکوب کرده بود، پس مردم هم باید از آن راضی می‌بودند.» چگونه با شواهد این درس، استدلال او را بررسی می‌کنی؟

  1. ابتدا ادعا را جدا می‌کنیم: این دانش‌آموز قدرت حکومت را با رضایت مردم یکسان گرفته است.

  2. شواهد فرهنگی و سیاسی را بررسی می‌کنیم: بی‌توجهی به ارزش‌های اسلامی، دخالت بیگانگان و محدودیت آزادی‌ها موجب نارضایتی بودند.

  3. شواهد اقتصادی را اضافه می‌کنیم: فساد مالی در کنار فقر و محرومیت مردم، بر نارضایتی‌ها می‌افزود.

  4. نتیجه می‌گیریم که توان سرکوب و حمایت خارجی لزوماً مشکلات مردم را حل نمی‌کرد؛ بنابراین از قدرت ظاهری حکومت نمی‌توان رضایت مردم را نتیجه گرفت.

جواب: پشتیبانی خارجی و سرکوب مخالفان می‌توانست نشانهٔ قدرت ظاهری حکومت باشد، اما به معنای رضایت مردم نبود؛ نارضایتی‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی همچنان زمینهٔ اعتراض را فراهم می‌کردند.

نکات مهم

  • بی‌توجهی به ارزش‌های اسلامی، وابستگی به بیگانگان و محدودکردن آزادی‌ها از زمینه‌های فرهنگی و سیاسی نارضایتی مردم بودند.
  • فساد مالی خاندان پهلوی و مقام‌های حکومتی در کنار فقر و محرومیت بسیاری از مردم، نارضایتی اقتصادی را افزایش می‌داد.
  • مجالس درگذشت مصطفی خمینی فرصتی برای ابراز مخالفت شد و انتشار مقالهٔ توهین‌آمیز، اعتراض‌ها را بر زمینهٔ نارضایتی‌های قبلی گسترش داد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۰۲ تا ۱۰۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انقلاب اسلامی از آغاز تا پیروزی

در این درس یاد می‌گیری … مسیر انقلاب اسلامی را از اعتراض‌های سال ۱۳۵۶ تا پیروزی در بهمن ۱۳۵۷ دنبال کنی و ارتباط رویدادها، هدف‌ها و عوامل موفقیت آن را توضیح بدهی.

پیش از شروع

چطور انتشار یک مقاله در روزنامه، به اعتراض‌هایی پیوند خورد که سرانجام حکومت شاه را پایان داد؟

آن مقاله در شرایطی منتشر شد که نارضایتی از حکومت وجود داشت و توهین به امام خمینی، اعتراض مردم را برانگیخت. اعتراض قم و سپس مراسم چهلم کشته‌شدگان آن در تبریز، به گسترش حرکت اعتراضی کمک کرد؛ تظاهرات و اعتصاب‌ها هم این حرکت را ادامه دادند.

از یک جرقه تا گسترش اعتراض

از یک جرقه تا گسترش اعتراض

چطور اعتراض در یک شهر، به شهری دیگر راه پیدا می‌کند؟ برای فهم آغاز این موج، باید ارتباط رویدادها را دنبال کنیم.

در آبان ۱۳۵۶، مصطفی خمینی، فرزند بزرگ امام خمینی، به شکلی مشکوک درگذشت. مراسم یادبود او در برخی شهرها، فرصتی شد تا مردم هم احترام خود را به امام نشان دهند و هم نارضایتی‌شان از حکومت شاه را بیان کنند. پس از آن، انتشار مقاله‌ای توهین‌آمیز دربارهٔ امام در روزنامهٔ اطلاعات، اعتراض‌ها را شدت داد.

مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ در اعتراض به این مقاله تظاهرات کردند و مأموران حکومت، معترضان را سرکوب کردند. سپس مردم تبریز در ۲۹ بهمن، به مناسبت چهلم کشته‌شدگان قم قیام کردند؛ این قیام نیز با سرکوب روبه‌رو شد.

برای درک این پیوند، به مراسم یادبودی فکر کن که افراد را برای همدردی دور هم جمع می‌کند. در این رویدادها، یادبود کشته‌شدگان علاوه بر همدردی، زمینهٔ اعتراض در شهری دیگر را فراهم کرد؛ بنابراین، اعتراض قم جدا از قیام تبریز نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

تظاهرات، اعتصاب و واکنش شاه

تظاهرات، اعتصاب و واکنش شاه

در سال ۱۳۵۷، اعتراض‌ها به شهرهای گوناگون گسترش یافت و افراد بیشتری خواهان پایان حکومت شاه شدند. اعتراض فقط در خیابان نبود؛ کارکنان و کارگران شرکت نفت، کارخانه‌ها، مراکز آموزشی و رسانه‌ها هم دست از کار کشیدند. اعتصاب یعنی خودداری از کار برای بیان اعتراض یا پیگیری خواسته‌ها. پس تظاهرات و اعتصاب دو شکل متفاوتِ اعتراض بودند: یکی با حضور در خیابان و دیگری با توقف کار.

واکنش شاه دو سویه داشت. از یک طرف، نخست‌وزیران را پی‌درپی تغییر می‌داد و وعدهٔ توجه به خواسته‌های مردم را مطرح می‌کرد؛ از طرف دیگر، دستور سرکوب تظاهرکنندگان را می‌داد. بنابراین، تغییر نخست‌وزیر به معنای پایان سرکوب نبود.

نمونهٔ مهم سرکوب، جمعهٔ سیاه بود: در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، نیروهای حکومت به تظاهرات مردم در میدان ژاله، میدان شهدای کنونی تهران، حمله کردند و شمار زیادی کشته و زخمی شدند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

از نجف به پاریس

از نجف به پاریس

آیا دور شدن یک رهبر از کشورش، همیشه ارتباط او با مردم را کمتر می‌کند؟ در این بخش، می‌بینیم که محل اقامت تازه چگونه فرصت‌های ارتباطی تازه‌ای ایجاد کرد.

با گسترش قیام مردم علیه حکومت پهلوی، دولت عراق امام خمینی را وادار به ترک آن کشور کرد. او ناچار به فرانسه رفت و در نوفل‌لوشاتو، نزدیک پاریس، اقامت گزید.

این جابه‌جایی دو پیامد مهم داشت: بسیاری از مبارزان توانستند با او دیدار و گفت‌وگو کنند؛ همچنین خبرنگاران رسانه‌های سراسر جهان امکان یافتند پیام‌هایش را به مردم ایران و جهان برسانند. پس خروج اجباری از عراق، به قطع ارتباط با مبارزان و مردم نینجامید.

برای درک بهتر، به خبری در مدرسه فکر کن: اگر فقط حاضران آن را بشنوند، مخاطبانش محدودند؛ اما اگر خبرنگاران آن را منتشر کنند، افراد بسیار بیشتری باخبر می‌شوند. نکتهٔ اصلی این رویداد، فراهم شدن فرصت دیدار و گسترش بازتاب پیام‌ها بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

روزهای پایانی حکومت شاه

روزهای پایانی حکومت شاه

آیا خروج شاه از کشور، همان روزِ پیروزی انقلاب بود؟ نه؛ برای فهم این بخش، سه ایستگاه را روی یک خط زمان در ذهن نگه دار:

  • ۲۶ دی ۱۳۵۷: در پی ادامهٔ مبارزهٔ مردم، شاه از ایران خارج شد؛ اما حکومت پهلوی هنوز پایان نیافته بود.
  • ۱۲ بهمن ۱۳۵۷: امام خمینی پس از سال‌ها تبعید، با استقبال گستردهٔ مردم به ایران بازگشت. این روز، آغاز دههٔ فجر است.
  • ۲۲ بهمن ۱۳۵۷: با ادامهٔ مبارزه و تصرف پادگان‌ها و مراکز دولتی به دست مردم، حکومت پهلوی سقوط کرد و انقلاب پیروز شد.

برای به‌خاطر سپردن ترتیب، این زنجیره را مرور کن: خروج شاه ← بازگشت رهبر انقلاب ← پیروزی انقلاب. مثل دنبال‌کردن مراحل یک رویداد در تقویم، باید هر اتفاق را کنار تاریخ خودش بگذاری. پس خروج شاه و بازگشت امام، دو رویداد مهم در مسیر پیروزی بودند، نه خودِ روز پیروزی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

هدف‌ها و عوامل پیروزی

هدف‌ها و عوامل پیروزی

تا اینجا مسیر رویدادها را دنبال کردی؛ حالا دو پرسش را از هم جدا کنیم: مردم چه می‌خواستند و چه چیزهایی به پیروزی انقلاب کمک کرد؟ اولی دربارهٔ هدف‌هاست و دومی دربارهٔ عوامل موفقیت.

شعار اصلی انقلاب، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. بر اساس توضیح کتاب، هدف این بود که کشور به بیگانگان وابسته نباشد و حقوق مردم در چارچوب قوانین و ارزش‌های اسلامی تأمین شود.

کتاب سه عامل را در موفقیت انقلاب مؤثر می‌داند:

  • ایمان به اسلام: باور دینیِ مشترک، انگیزه‌ای برای مبارزه بود.
  • وحدت ملت: همراهی مردم، قدرت حرکت جمعی را بیشتر می‌کرد.
  • رهبری قاطع امام خمینی: به مبارزه جهت می‌داد.

برای تشخیص «هدف» از «عامل موفقیت»، یک کار گروهی مدرسه را تصور کن: آماده‌کردن روزنامه‌دیواری هدف است؛ همکاری اعضا و هماهنگی مسئول گروه، به رسیدن به آن هدف کمک می‌کند. پس خواستهٔ نهایی را نباید با آنچه رسیدن به خواسته را ممکن می‌کند، یکی بدانیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

مثال حل‌شده

چرا تغییر پیاپی نخست‌وزیران نتوانست اعتراض‌های مردم را متوقف کند؟ با توجه به خواستهٔ معترضان توضیح بده.

  1. ابتدا خواستهٔ اصلی معترضان را مشخص می‌کنیم: آن‌ها خواستار پایان حکومت شاه بودند، نه فقط تغییر نخست‌وزیر.

  2. سپس اقدام شاه را بررسی می‌کنیم: او نخست‌وزیران را عوض می‌کرد و وعدهٔ توجه به خواسته‌های مردم می‌داد.

  3. این اقدام را با خواستهٔ مردم مقایسه می‌کنیم: عوض‌شدن نخست‌وزیر به معنای پایان حکومت شاه نبود و سرکوب نیز ادامه داشت.

  4. نتیجه می‌گیریم که تغییر افراد، بدون برآورده‌کردن خواستهٔ اصلی مردم، نتوانست تظاهرات و اعتصاب‌ها را متوقف کند.

جواب: تغییر نخست‌وزیران پاسخ‌گوی خواستهٔ اصلی معترضان، یعنی پایان حکومت شاه، نبود؛ به همین دلیل اعتراض‌ها ادامه یافت.

نکات مهم

  • انتشار مقالهٔ توهین‌آمیز، اعتراض قم و سپس قیام تبریز در چهلم کشته‌شدگان قم، به گسترش اعتراض‌ها کمک کرد.
  • تظاهرات و اعتصاب‌ها با وجود وعده‌ها و سرکوب حکومت ادامه یافت و پس از خروج شاه و بازگشت امام خمینی، انقلاب به پیروزی رسید.
  • استقلال و تأمین حقوق ملت در چارچوب اسلامی از هدف‌های انقلاب بود و کتاب، ایمان به اسلام، وحدت ملت و رهبری امام خمینی را سه عامل موفقیت آن می‌داند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۰۵ تا ۱۰۷ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۶: ایران در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی

در این درس یاد می‌گیری … مراحل برپایی نظام جمهوری اسلامی و نقش مردم در آن را توضیح دهی و نهادهای انقلابی را با نیازهایی که برای پاسخ به آنها شکل گرفتند، ارتباط دهی.

پیش از شروع

اگر مردم به تشکیل یک نظام سیاسی تازه رأی بدهند، آیا همان رأی برای آغاز کار حکومت کافی است؟ چه کارهای دیگری باید انجام شود؟

رأی مردم به نوع نظام سیاسی، آغاز راه بود، نه پایان آن. پس از آن، قانون اساسی تدوین و با رأی مردم تأیید شد؛ سپس با انتخاب رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس و تعیین هیئت دولت، ساختار حکومت شکل گرفت.

انتخاب نوع نظام با رأی مردم

انتخاب نوع نظام با رأی مردم

تصور کن قرار است برای یک گروه، روش ادارهٔ تازه‌ای انتخاب شود. پیش از انتخاب مسئولان، باید روشن شود اعضای گروه چه روشی را می‌پذیرند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم یکی از نخستین کارها، مشخص‌کردن نوع نظام سیاسی با مراجعه به رأی مردم بود.

امام خمینی به دولت موقت مأموریت داد که در کنار ادارهٔ کشور، زمینهٔ تأسیس نظام جدید را فراهم کند. برای تعیین نوع نظام، همه‌پرسی برگزار شد؛ یعنی موضوعی مشخص مستقیماً به رأی مردم گذاشته شد.

مردم در روزهای 1010 و 1111 فروردین 13581358 پای صندوق‌های رأی رفتند و دربارهٔ «جمهوری اسلامی» یکی از دو گزینهٔ «آری» یا «خیر» را انتخاب کردند. در این همه‌پرسی، 98.298.2 درصد به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند. نتیجه در 1212 فروردین اعلام شد و این روز، روز جمهوری اسلامی نام گرفت.

پس در این مرحله، مردم دربارهٔ نوع نظام تصمیم گرفتند، نه دربارهٔ اینکه چه کسی رئیس‌جمهور شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

تدوین و تأیید قانون اساسی

تدوین و تأیید قانون اساسی

مردم نوع نظام سیاسی را انتخاب کرده بودند؛ حالا باید چارچوب ادارهٔ کشور مشخص می‌شد. قانون اساسی این چارچوب را تعیین می‌کند. برای مقایسه، فرض کن اعضای یک گروه، شکل فعالیت گروهشان را انتخاب کرده‌اند؛ هنوز لازم است قواعد و مسئولیت‌ها را هم روشن کنند. البته قانون اساسی در مقیاس یک کشور است.

در مرداد 13581358، مردم نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی را انتخاب کردند. این مجلس با 7575 نماینده از سراسر کشور، قانون اساسی جدید را تدوین و تصویب کرد؛ یعنی متن آن را تنظیم کرد و به تصویب رساند.

اما کار به همین‌جا ختم نشد: با تأکید امام خمینی، متن قانون اساسی در آذر 13581358 به همه‌پرسی گذاشته شد و 99.599.5 درصد شرکت‌کنندگان آن را تأیید کردند.

پس نقش مردم در این مرحله دو بخش داشت: نخست، انتخاب نمایندگانِ تدوین‌کنندهٔ قانون اساسی؛ سپس، رأی‌دادن به متن آماده‌شدهٔ آن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

شکل‌گیری ارکان حکومت

شکل‌گیری ارکان حکومت

فرض کن اعضای یک گروه، قوانین کارشان را نوشته‌اند. آیا کار تمام شده است؟ نه؛ باید مشخص شود چه کسانی مسئولیت‌ها را بر عهده می‌گیرند. در برپایی نظام جدید هم، پس از تصویب قانون اساسی، نوبت به انتخاب مسئولان و تشکیل بخش‌های اصلی حکومت رسید.

نخست، انتخابات اولین دورهٔ ریاست‌جمهوری در بهمن 13581358 برگزار شد. سپس مردم در اسفند همان سال در انتخابات اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی شرکت کردند. پس ترتیب را به خاطر بسپار: ابتدا انتخابات ریاست‌جمهوری، سپس انتخابات مجلس.

پس از انتخاب رئیس‌جمهوری و تشکیل مجلس، هیئت دولت نیز تعیین شد و نظام جمهوری اسلامی به‌طور رسمی شکل گرفت. بنابراین، رأی مردم به نوع نظام، تنها گام برپایی حکومت نبود؛ مردم با انتخاب رئیس‌جمهوری و نمایندگان مجلس نیز در شکل‌گیری آن نقش داشتند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

نهادهای تازه برای نیازهای کشور

نهادهای تازه برای نیازهای کشور

پس از انقلاب، کشور به دفاع، امنیت، آبادانی و خدمات اجتماعی نیاز داشت. به فرمان امام خمینی، نهادهایی شکل گرفتند تا به این نیازها پاسخ دهند. برای یادگیری نامشان، هر نهاد را به نیازی که برطرف می‌کرد پیوند بده:

  • سپاه پاسداران و بسیج مستضعفان: دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی و مرز و بوم کشور.
  • کمیتهٔ انقلاب اسلامی: برقراری نظم و امنیت.
  • جهادسازندگی: آبادانی روستاها و مناطق محروم.
  • کمیتهٔ امداد امام خمینی: حمایت از قشرهای محروم.
  • نهضت سوادآموزی: گسترش سواد و کاهش بی‌سوادی.
  • سازمان تبلیغات اسلامی: ترویج فرهنگ و ارزش‌های اسلامی.

مثلاً روستایی را تصور کن که راه مناسب و آب ندارد؛ فعالیت جهادسازندگی با چنین نیازی ارتباط داشت. داوطلبان به این مناطق می‌رفتند و برای فراهم‌کردن امکانات تلاش می‌کردند. اما اگر مسئله، ناتوانی افراد در خواندن و نوشتن بود، نهضت سوادآموزی به آن می‌پرداخت. پس این نهادها وظیفهٔ یکسانی نداشتند؛ هرکدام برای پاسخ به بخشی از نیازهای کشور فعالیت می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «وقتی مردم در همه‌پرسی به جمهوری اسلامی رأی دادند، دیگر برای برپایی حکومت جدید کاری باقی نمانده بود.» با توجه به مراحل بعدی، توضیح بده چرا این برداشت کامل نیست.

  1. ابتدا مشخص می‌کنیم همه‌پرسی دربارهٔ چه بود: مردم نوع نظام سیاسی را انتخاب کردند، نه اینکه همهٔ مسئولان و قوانین آن را هم تعیین کنند.

  2. برای مشخص‌شدن چارچوب حکومت، نمایندگان منتخب مردم قانون اساسی را تدوین و تصویب کردند و مردم آن را در همه‌پرسی تأیید کردند.

  3. پس از تصویب قانون اساسی، انتخابات ریاست‌جمهوری و سپس انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد.

  4. با انتخاب رئیس‌جمهوری، تشکیل مجلس و تعیین هیئت دولت، نظام جمهوری اسلامی به‌طور رسمی شکل گرفت؛ پس رأی نخستین، آغاز این مسیر بود، نه پایان آن.

جواب: همه‌پرسی، نوع نظام سیاسی را مشخص کرد؛ اما برای آغاز کار حکومت جدید، قانون اساسی و ارکان حکومت نیز باید شکل می‌گرفتند.

نکات مهم

  • مردم در همه‌پرسی فروردین 13581358 به جمهوری اسلامی رأی دادند و روز اعلام نتیجه، یعنی 1212 فروردین، روز جمهوری اسلامی نام گرفت.
  • پس از تعیین نوع نظام، تدوین و تأیید قانون اساسی، انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس و سپس تعیین هیئت دولت، مراحل برپایی نظام جدید را کامل کردند.
  • نهادهای انقلابی برای پاسخ به نیازهای متفاوت کشور، مانند دفاع، امنیت، آبادانی، حمایت از محرومان و گسترش سواد شکل گرفتند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۰۷ تا ۱۱۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان

در این درس یاد می‌گیری مهم‌ترین چالش‌های جمهوری اسلامی پس از انقلاب، روند انتخاب رهبر پس از رحلت امام خمینی و نقش مردم، بازسازی و حفظ استقلال را در ادامهٔ مسیر کشور توضیح بدهی.

پیش از شروع

کشوری که تازه انقلاب کرده، چگونه می‌تواند با ناامنی و جنگ روبه‌رو شود، رهبرش را از دست بدهد و باز هم مسیر خود را ادامه دهد؟

در این درس، نقش همراهی مردم، دفاع از کشور و انتخاب رهبر بر پایهٔ قانون اساسی را در ادامهٔ مسیر جمهوری اسلامی بررسی می‌کنیم. سپس می‌بینیم چرا پایان جنگ، به معنای پایان دشواری‌ها نبود و بازسازی کشور و مقابله با فشارهای خارجی ادامه یافت.

ناامنی و ترور پس از انقلاب

ناامنی و ترور پس از انقلاب

تصور کن کشوری تازه انقلاب کرده و نهادهای جدیدش در حال شکل‌گیری‌اند؛ ناامن شدن شهرها و از دست رفتن مسئولان چه دشواری‌هایی برای آن ایجاد می‌کند؟ کتاب برای توضیح چالش‌های سال‌های نخست جمهوری اسلامی، دو شیوهٔ مقابله با آن را معرفی می‌کند:

  • ایجاد شورش و ناامنی: طبق روایت کتاب، گروه‌های ضدانقلاب با حمایت خارجی، به‌ویژه در مناطق مرزی، ناامنی ایجاد کردند. هدف آنها راه انداختن جنگ داخلی و رویاروی هم قرار دادن اقوام ایرانی بود. اموال عمومی و دارایی‌های مردم نیز آسیب دید.
  • ترور شخصیت‌ها و مردم: گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق، مسئولان و چهره‌های انقلابی را هدف قرار دادند. در این حمله‌ها، مردم عادی هم کشته شدند. مطهری، بهشتی، رجایی و باهنر از چهره‌هایی بودند که ترور شدند.

تفاوت مهم را به خاطر بسپار: شورش و ناامنی، زندگی و امنیت مناطق را مختل می‌کرد؛ ترور، اشخاص را هدف می‌گرفت. در روایت کتاب، هر دو از راه‌های ضربه زدن به نظام تازه‌تأسیس بودند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۷

از طبس تا دفاع هشت‌ساله

از طبس تا دفاع هشت‌ساله

وقتی چند رویداد تاریخی پشت سر هم می‌آیند، ساختن یک خط زمانی کمک می‌کند آن‌ها را با هم اشتباه نگیریم.

در روایت کتاب، سفارت آمریکا به محلی برای جاسوسی و حمایت از گروه‌های ضدانقلاب تبدیل شده بود. در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، دانشجویان پیرو خط امام سفارت را تصرف کردند و تعدادی از مأموران آمریکایی را گروگان گرفتند. آمریکا برای نجات گروگان‌ها عملیات نظامی انجام داد، اما این عملیات در طبس با طوفان شن و خسارت روبه‌رو شد و شکست خورد. گروگان‌ها سرانجام با میانجیگری الجزایر آزاد شدند.

رویداد بعدی، جنگ عراق علیه ایران بود که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با فرمان صدام آغاز شد. بنا بر متن کتاب، چند قدرت خارجی به عراق کمک‌های تجهیزاتی و اطلاعاتی می‌دادند. بااین‌حال، پس از هشت سال جنگ، صدام نتوانست بخشی از خاک ایران را جدا کند.

در این پایداری، فقط رزمندگان نقش نداشتند؛ مردم نیز با کمک‌رسانی و پشتیبانی همراه بودند. مثل کاری گروهی که موفقیتش هم به تلاش افرادِ خط مقدم وابسته است و هم به همکاری دیگران.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۸

رحلت امام و انتخاب رهبر

رحلت امام و انتخاب رهبر

اگر رهبر یک کشور درگذرد، ادامهٔ ادارهٔ آن چگونه مشخص می‌شود؟ برای فهم این رویداد، باید هم ترتیب اتفاق‌ها را بدانیم و هم نقش قانون را بشناسیم.

امام خمینی در شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ در تهران درگذشت. میلیون‌ها نفر در مراسم تشییع او شرکت کردند و پیکرش در نزدیکی بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

یک روز پس از درگذشت او، مجلس خبرگان رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای را به رهبری جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد. مبنای این انتخاب، ویژگی‌هایی بود که قانون اساسی برای رهبر تعیین کرده بود. پس دو نکته را از هم جدا کن: «چه نهادی انتخاب کرد؟» مجلس خبرگان رهبری؛ «بر چه اساسی؟» ویژگی‌های تعیین‌شده در قانون اساسی.

برای مقایسه، در یک انجمن مدرسه هم باید روشن باشد چه کسانی اختیار انتخاب مسئول را دارند و فرد منتخب باید چه شرایطی داشته باشد؛ البته مقررات و مسئولیت‌های رهبری کشور با انجمن مدرسه متفاوت است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۰

بازسازی و ادامهٔ پیشرفت

بازسازی و ادامهٔ پیشرفت

جنگ تمام شده بود، اما آیا زندگی و کار مردم هم فوراً به حالت عادی برمی‌گشت؟ نه؛ زیرساخت‌ها، یعنی امکانات پایه‌ای مانند راه‌ها، پل‌ها و شبکه‌های آب و برق، به بازسازی نیاز داشتند. بدون این امکانات، تولید و زندگی روزمره با دشواری روبه‌رو می‌شد.

مثلاً کارخانه‌ای را تصور کن که ساختمانش سالم است، اما راه دسترسی یا برق آن آسیب دیده است. برای راه افتادن دوبارهٔ کارخانه، فقط تعمیر دستگاه‌ها کافی نیست؛ راه و برق هم باید درست شوند تا مواد اولیه برسد، تولید انجام شود و محصول به بازار برود. این مثال نشان می‌دهد بازسازی زیرساخت‌ها و رونق اقتصاد به هم وابسته‌اند.

طبق متن کتاب، ادامهٔ مسیر کشور پس از جنگ هم به حفظ آرمان‌های استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی نیاز داشت و هم به کار و تلاش برای بازسازی و پیشرفت. تلاش مردم، مسئولان و نهادهای مختلف به‌تدریج بخشی از دشواری‌ها را کاهش داد؛ هرچند همهٔ مشکلات یک‌باره برطرف نشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۰

فشار خارجی و حفظ استقلال

فشار خارجی و حفظ استقلال

فرض کن کسی بیرون از خانواده بخواهد تصمیم‌های مهم خانهٔ شما را به سود خودش تغییر دهد. مسئله فقط اختلاف‌نظر نیست؛ مهم این است که حق تصمیم‌گیری خانواده حفظ شود. در مقیاس کشور، استقلال یعنی کشور زیر فرمان قدرت‌های خارجی نباشد و بتواند دربارهٔ امور خود تصمیم بگیرد.

کتاب توضیح می‌دهد که برخی قدرت‌های خارجی برای پیش‌برد منافع خود از دخالت نظامی و سیاسی استفاده می‌کنند؛ مثلاً به کشوری حمله می‌کنند یا از گروه‌هایی در کشور دیگر حمایت می‌کنند. در روایت کتاب، کمک به حکومت صدام در جنگ علیه ایران یکی از نمونه‌های این دخالت‌هاست.

پیامد چنین اقدام‌هایی فقط خسارت به ساختمان‌ها نیست؛ مردم ممکن است امنیت و خانهٔ خود را از دست بدهند و دولت‌های محلی نیز ضعیف شوند. بنابراین، ایستادگی در برابر فشار خارجی، تلاشی برای حفظ حق تصمیم‌گیری کشور است. البته حفظ استقلال به معنای قطع همهٔ روابط با کشورهای دیگر نیست؛ تفاوت در این است که رابطه، جای خود را به تحمیل خواسته‌ها ندهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۱

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «با پایان جنگ، دیگر مانعی برای پیشرفت کشور وجود نداشت.» با تکیه بر مطالب درس، آیا این نتیجه‌گیری درست است؟

  1. ابتدا ادعا را بررسی می‌کنیم: آیا پایان درگیری نظامی، همهٔ پیامدهای جنگ را هم از بین می‌برد؟

  2. به وضعیت داخل کشور توجه می‌کنیم: زیرساخت‌های آسیب‌دیده باید بازسازی می‌شدند تا تولید و فعالیت‌های اقتصادی رونق بگیرند.

  3. شرایط خارجی را نیز در نظر می‌گیریم: طبق متن کتاب، دشمنی و فشار برخی قدرت‌های خارجی، حل سریع‌تر مشکلات را دشوار می‌کرد.

  4. نتیجه می‌گیریم که پایان جنگ فرصتی برای بازسازی بود، نه نشانهٔ برطرف‌شدن همهٔ موانع پیشرفت.

جواب: خیر؛ پایان جنگ به معنای پایان همهٔ مشکلات نبود، زیرا بازسازی خسارت‌ها، رونق اقتصاد و مقابله با فشارهای خارجی همچنان به تلاش نیاز داشت.

نکات مهم

  • طبق روایت کتاب، جمهوری اسلامی در سال‌های نخست با شورش، ترور و جنگ روبه‌رو شد و پایداری و همبستگی مردم در عبور از این چالش‌ها نقش داشت.
  • پس از رحلت امام خمینی، مجلس خبرگان با توجه به ویژگی‌های تعیین‌شده در قانون اساسی، آیت‌الله خامنه‌ای را به رهبری انتخاب کرد.
  • ادامهٔ مسیر کشور به بازسازی زیرساخت‌ها، رونق اقتصاد و تلاش برای حفظ استقلال در برابر فشارهای خارجی نیاز داشت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۱۱ تا ۱۱۳ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

دخالت و دشمنی برخی قدرت‌های خارجی

در این درس یاد می‌گیری خوداتکایی و تقویت توان علمی، تولیدی، اقتصادی و دفاعی چگونه به حفظ استقلال و امنیت ایران در برابر فشارهای خارجی کمک می‌کند.

پیش از شروع

اگر کشوری برای تأمین دارو و کالاهای ضروری خود کاملاً به خارج وابسته باشد، هنگام فشار خارجی چه مشکلی برای تصمیم‌گیری مستقل آن پیش می‌آید؟

ممکن است برای تأمین نیازهای مردم، ناچار شود خواسته‌های کشورهای دیگر را بپذیرد. تقویت دانش، تولید و توان داخلی کمک می‌کند کشور در برابر فشارها آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد و مستقل‌تر تصمیم بگیرد.

فشار خارجی و حفظ استقلال

فشار خارجی و حفظ استقلال

فرض کن کسی بیرون از خانواده بخواهد با تهدید، دربارهٔ کارهای خانواده‌ات تصمیم بگیرد. مسئله فقط این نیست که پیشنهادش خوب است یا بد؛ مهم این است که حق انتخاب را از شما می‌گیرد. در روابط کشورها هم استقلال یعنی مردم یک کشور بتوانند بدون تحمیل قدرت‌های خارجی، دربارهٔ سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

کتاب توضیح می‌دهد که قدرت‌های استعمارگر گاهی با فرستادن ارتش و فشار نظامی، می‌خواستند کشورهای دیگر را به اجرای خواسته‌های خود وادار کنند. مردم نیز در بسیاری از موارد برای حفظ استقلالشان مقاومت می‌کردند؛ این رویارویی گاهی به جنگ می‌انجامید.

پس نکتهٔ اصلی، تفاوت میان انتخاب آزادانه و پذیرفتن خواسته‌ای زیر فشار است. همکاری با کشورهای دیگر، اگر با اختیار باشد، با استقلال تناقض ندارد؛ آنچه استقلال را تهدید می‌کند، تحمیل تصمیم از بیرون است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۱

خوداتکایی؛ پشتوانهٔ استقلال

خوداتکایی؛ پشتوانهٔ استقلال

فرض کن برای تهیهٔ یک داروی ضروری، فقط یک فروشنده وجود داشته باشد. اگر فروشنده دیگر دارو را نرساند، بیماران با مشکل روبه‌رو می‌شوند. حالا اگر پژوهشگران و تولیدکنندگان داخل کشور بتوانند آن دارو را بسازند، آسیب‌پذیری کمتر می‌شود.

خوداتکایی یعنی تکیه بر توانایی‌های مردم خود برای تأمین نیازها و حل مسائل کشور. طبق توضیح صفحهٔ ۱۱۲، این توانایی فقط به ساخت کالا محدود نیست؛ پیشرفت علمی، تولید، توان اقتصادی و تأمین امنیت، همگی پشتوانهٔ استقلال‌اند.

وقتی کشوری در این زمینه‌ها توانمند باشد، فشار خارجی کمتر می‌تواند آن را وادار کند برخلاف خواست و منافع خود تصمیم بگیرد. خوداتکایی به معنای قطع همهٔ ارتباط‌ها یا خرید نکردن از کشورهای دیگر نیست؛ مهم این است که تأمین نیازهای اساسی کشور کاملاً به تصمیم دیگران وابسته نباشد.

پس مسیر را این‌طور به خاطر بسپار: تقویت توان داخلی ← کاهش آسیب‌پذیری ← کمک به حفظ استقلال و امنیت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۲

مانع‌تراشی در مسیر پیشرفت

مانع‌تراشی در مسیر پیشرفت

فشار خارجی چگونه می‌تواند پیشرفت یک کشور را دشوار کند؟ گاهی با محدود کردن دسترسی آن کشور به بازارها، پول یا تجهیزات. کتاب، تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های مالی و بانکی و جلوگیری از فروش نفت ایران را از نمونه‌های این فشارها معرفی می‌کند. همچنین از تبلیغات رسانه‌ای علیه ایران و تلاش برای محدود کردن توان دفاعی کشور نام می‌برد. طبق توضیح کتاب، هدف این اقدامات، مانع‌تراشی در مسیر پیشرفت مستقل ایران بوده است.

برای درک اثر محدودیت بانکی، تصور کن یک تولیدکننده برای خرید دستگاهی پول کافی دارد، اما نمی‌تواند پول را به فروشنده منتقل کند؛ در این صورت، خرید و ادامهٔ تولیدش دشوار می‌شود.

در برابر این موانع، تقویت توان داخلی تنها مسیر مطرح‌شده در کتاب نیست. ایران برای برداشتن موانع، راه‌های دیپلماتیک، مذاکره و حضور در مجامع بین‌المللی را نیز پیگیری کرده است. پس تلاش برای حفظ استقلال می‌تواند همراه با گفت‌وگو برای کاهش فشارها باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۳

توان داخلی، حاصل همکاری

توان داخلی، حاصل همکاری

اگر دانشمندی روش ساخت یک دارو را پیدا کند، آیا دارو خودبه‌خود به دست بیمار می‌رسد؟ نه؛ تولیدکننده باید آن را بسازد، مدیران باید امکانات و هماهنگی لازم را فراهم کنند و افراد دیگری هم مسئول رساندن آن به داروخانه‌ها هستند. پس یک دستاورد علمی زمانی به زندگی مردم کمک می‌کند که تلاش چند بخش به هم پیوند بخورد.

تقویت توان داخلی هم کاری جمعی است، نه وظیفهٔ یک گروه به‌تنهایی. کتاب توضیح می‌دهد که مردم، دانشگاه‌ها، دانشمندان، صنعتگران، مدیران، نیروهای مسلح و نهادهای مختلف در این مسیر نقش دارند. نقش‌هایشان یکسان نیست، اما تلاششان می‌تواند مکمل یکدیگر باشد؛ مثلاً دانشگاه دانش و مهارت فراهم می‌کند و صنعت آن را به محصول تبدیل می‌کند.

حفظ وحدت نیز به این همکاری کمک می‌کند. وحدت به معنای یکسان بودن همهٔ نظرها نیست؛ یعنی با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، برای هدف مشترکی مانند پیشرفت و حفظ استقلال کشور همکاری کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۳

مثال حل‌شده

در صفحهٔ ۱۱۱ آمده است که با افزایش تولید فولاد مبارکه، بخش عمده‌ای از نیاز کشور به فولاد تأمین شد. چرا می‌توان این رویداد را نمونه‌ای از تقویت پشتوانهٔ استقلال دانست؟

  1. ابتدا نیاز را مشخص می‌کنیم: فولاد کالایی مهم برای تولید و فعالیت‌های صنعتی است.

  2. سپس اثر تولید داخلی را می‌سنجیم: تأمین بخش بیشتری از نیاز در داخل، وابستگی به خرید خارجی را کمتر می‌کند.

  3. رابطهٔ آن را با فشار خارجی پیدا می‌کنیم: کاهش وابستگی می‌تواند اثر محدودیت‌های خارجی بر تأمین این کالا را کمتر کند.

  4. نتیجه می‌گیریم که توان تولیدی به استقلال کمک می‌کند، اما به‌تنهایی جای پیشرفت در دیگر زمینه‌ها را نمی‌گیرد.

جواب: تولید داخلی فولاد، با تأمین بخش مهمی از نیاز کشور و کاهش وابستگی، یکی از پشتوانه‌های استقلال اقتصادی است؛ البته استقلال به توانایی در زمینه‌های دیگر نیز نیاز دارد.

نکات مهم

  • فشار و دخالت خارجی می‌تواند آزادی تصمیم‌گیری کشورها را تهدید کند.
  • خوداتکایی با تقویت توان علمی، تولیدی، اقتصادی و دفاعی، به حفظ استقلال و امنیت کمک می‌کند.
  • تقویت توان داخلی به همکاری و وحدت نیاز دارد و می‌تواند همراه با پیگیری راه‌های دیپلماتیک باشد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۱۱۳ تا ۱۱۴ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مقابله با ایران نیرومند و مستقل

در این درس یاد می‌گیری روش‌های فشار بر ایران و راه‌های مقابله با آنها را توضیح بدهی و بر پایهٔ روایت و نقشهٔ کتاب، ترتیب دو مرحلهٔ جنگ سال ۱۴۰۴ و پیامدهای انسانی آن را بررسی کنی.

پیش از شروع

اگر کشوری برای تهیهٔ داروی بیمارانش با محدودیت‌های بانکی روبه‌رو شود، چرا داشتن دانش و کارخانهٔ داروسازی در داخل کشور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؟

محدودیت‌های بانکی می‌توانند پرداخت هزینه و خرید دارو از خارج را دشوار کنند و بر زندگی بیماران اثر بگذارند. دانش و تولید داخلی می‌توانند بخشی از این وابستگی را کاهش دهند؛ متن درس نیز کاهش وابستگی را در کنار دیپلماسی و تقویت توان کشور مطرح می‌کند.

روش‌های فشار بر ایران

روش‌های فشار بر ایران

فکر کن یک کارخانهٔ داروسازی برای خرید مواد اولیه پول دارد، اما نمی‌تواند از راه بانک پول را به فروشنده برساند. این مثال نشان می‌دهد که محدودیت بانکی چگونه ممکن است تهیهٔ یک کالای ضروری را دشوار کند؛ حتی وقتی امکان پرداخت هزینه وجود دارد.

در روایت صفحهٔ ۱۱۳، آمریکا و اسرائیل برای مانع‌تراشی در مسیر استقلال و پیشرفت ایران، از چند روش فشار استفاده کرده‌اند:

  • فشار اقتصادی و مالی: تحریم، محدودیت‌های بانکی و جلوگیری از فروش نفت؛ این روش‌ها تجارت و دسترسی به درآمد را دشوار می‌کنند.
  • فشار رسانه‌ای: تبلیغات علیه ایران برای اثرگذاری بر برداشت مخاطبان.
  • فشار بر توان دفاعی: تلاش برای محدودکردن قدرت دفاعی کشور، از جمله با ترور دانشمندان و فرماندهان.

پس نکتهٔ اصلی این است: در توضیح کتاب، فشار فقط به معنای حملهٔ نظامی نیست؛ اقتصاد، رسانه و توان دفاعی نیز می‌توانند هدف قرار بگیرند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۳

دیپلماسی و توان داخلی

دیپلماسی و توان داخلی

برای روبه‌رو شدن با فشارهای خارجی، آیا کشور باید فقط مذاکره کند یا فقط توانایی‌های خودش را افزایش دهد؟ در توضیح کتاب، این دو راه در کنار هم دنبال شده‌اند.

دیپلماسی یعنی پیگیری مسائل و روابط خارجی از راه گفت‌وگو، مذاکره و حضور در مجامع بین‌المللی. کتاب توضیح می‌دهد که ایران از این راه‌ها برای برداشتن موانع استفاده کرده است.

در کنار آن، تقویت توان داخلی یعنی افزایش توانایی کشور در زمینه‌هایی مانند دانش، فناوری، تولید، اقتصاد و دفاع؛ وحدت مردم نیز به این توان کمک می‌کند. این کار تنها وظیفهٔ یک گروه نیست؛ مردم، دانشگاه‌ها، صنعتگران و نهادهای مختلف در آن نقش دارند.

مثلاً برای آسان‌تر شدن دسترسی بیماران به دارو، می‌توان هم از راه مذاکره برای کاهش موانع خرید تلاش کرد و هم پژوهش و تولید دارو در داخل را گسترش داد. پس تلاش برای کاهش موانع خارجی و کاهش وابستگی می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۳

دو مرحلهٔ جنگ در روایت کتاب

دو مرحلهٔ جنگ در روایت کتاب

وقتی چند رویداد پشت سر هم رخ می‌دهند، خط زمان کمک می‌کند ترتیب و ویژگی‌های آنها را با هم اشتباه نگیریم؛ درست مثل وقتی که برنامهٔ امتحان‌هایت را به ترتیب تاریخ می‌نویسی.

بر اساس روایت صفحهٔ ۱۱۴، حملات نظامی سال ۱۴۰۴ در دو مرحله رخ داده‌اند:

  • مرحلهٔ نخست، خرداد: با ترور شماری از فرماندهان، دانشمندان و شخصیت‌های اثرگذار آغاز شد و دوازده روز ادامه یافت.
  • مرحلهٔ دوم، اسفند: چند ماه بعد آغاز شد؛ کتاب این مرحله را گسترده‌تر معرفی می‌کند و می‌گوید به «جنگ رمضان» معروف شد و چهل روز ادامه یافت.

برای به‌خاطر سپردن این ترتیب، سه ویژگی هر مرحله را کنار هم بگذار: زمان آغاز، نام یا عنوان، مدت. دقت کن که دوازده روز و چهل روز، مدت دو مرحلهٔ جداگانه‌اند، نه مدت یک رویداد واحد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

پیامدهای انسانی جنگ

پیامدهای انسانی جنگ

وقتی پیامدهای جنگ را بررسی می‌کنیم، نباید فقط به آسیب‌های نظامی توجه کنیم؛ زندگی مردم عادی هم ممکن است آسیب ببیند. غیرنظامیان کسانی مانند دانش‌آموزان، معلمان و خانواده‌ها هستند که در نبرد شرکت ندارند.

در روایت صفحهٔ ۱۱۴ کتاب، قربانیان حملات فقط فرماندهان و دانشمندان نیستند. متن و نقشه از جان‌باختن مردم در تهران، دانش‌آموزان و کارکنان مدرسهٔ شجرهٔ طیبه در میناب، و غیرنظامیان در سالن ورزشی بانوان در المرد خبر می‌دهند. پس مکان‌های آموزشی و ورزشی نیز در این روایت آسیب دیده‌اند.

برای درک پیامد انسانی، به زندگی روزمره فکر کن: آسیب‌دیدن یک مدرسه، افزون بر تلفات انسانی، می‌تواند آموزش دانش‌آموزان و آرامش خانواده‌ها را مختل کند. بنابراین، هنگام خواندن نقشهٔ جنگ بپرس: چه کسانی و چه بخش‌هایی از زندگی مردم آسیب دیده‌اند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

مثال حل‌شده

فرض کن محدودیت‌های خارجی، تهیهٔ یک داروی ضروری را دشوار کرده است. کسی می‌گوید: «فقط مذاکره کافی است و نیازی به تقویت پژوهش و تولید دارو در داخل نیست.» با استفاده از راه‌های مطرح‌شده در درس، این نظر را بررسی کن.

  1. مسئله را مشخص می‌کنیم: محدودیت‌های خارجی، دسترسی بیماران به داروی ضروری را دشوار کرده‌اند.

  2. نقش دیپلماسی را بررسی می‌کنیم: گفت‌وگو و پیگیری بین‌المللی می‌تواند برای برداشتن موانع به کار رود.

  3. نقش توان داخلی را بررسی می‌کنیم: پژوهش و تولید دارو در داخل می‌تواند وابستگی به تأمین‌کنندگان خارجی را کاهش دهد.

  4. نتیجه می‌گیریم که واژهٔ «فقط» در این نظر درست نیست؛ پیگیری خارجی و تقویت توان داخلی، جایگزین کامل یکدیگر نیستند.

جواب: خیر؛ دیپلماسی می‌تواند به کاهش موانع خارجی کمک کند، اما پژوهش و تولید داخلی نیز برای کاهش وابستگی لازم‌اند. این دو مسیر می‌توانند در کنار هم دنبال شوند.

نکات مهم

  • متن درس، تحریم اقتصادی، محدودیت‌های مالی و بانکی، جلوگیری از فروش نفت و فشارهای رسانه‌ای و دفاعی را از روش‌های فشار بر ایران معرفی می‌کند.
  • در توضیح کتاب، پیگیری دیپلماسی در کنار تقویت دانش، تولید، اقتصاد، توان دفاعی و وحدت مردم، راه‌های مقابله با فشارها هستند.
  • روایت کتاب از دو مرحلهٔ جنگ در خرداد و اسفند سال 14041404، علاوه بر حمله به چهره‌های اثرگذار کشور، آسیب به غیرنظامیان و مکان‌های آموزشی و ورزشی را بیان می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۱۱۴ تا ۱۱۵ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

جنگ تحمیلی در سال ۱۴۰۴ و هدف قرار دادن ارکان قدرت ملی

در این درس یاد می‌گیری بر اساس روایت و نقشهٔ این صفحات، زمان و مکان حمله‌های آغاز جنگ را مرتب کنی و نقش مردم، قانون و نهادها را در ادامهٔ ادارهٔ کشور توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر روی نقشه، سه نقطهٔ تهران، میناب و المرد را همراه با ساعت‌های گزارش‌شدهٔ حمله ببینی، از کنار هم گذاشتن «مکان» و «زمان» چه چیزهایی دربارهٔ ساعات آغازین جنگ می‌فهمی؟

در روایت این صفحات، حمله‌های گزارش‌شده از صبح تا بعدازظهر در سه شهر مختلف رخ داده‌اند. محل‌های نام‌برده نیز متفاوت‌اند: محل اقامت رهبری، مدرسه و سالن ورزشی؛ پس برای خواندن این نقشه باید هم به زمان توجه کنیم، هم به مکان و نوع محل هدف.

دو مرحله در خط زمان

دو مرحله در خط زمان

وقتی گزارشی از چند رویداد می‌خوانیم، چطور آن‌ها را با هم اشتباه نگیریم؟ راه ساده این است که برای هر رویداد، زمان آغاز و مدت آن را جدا یادداشت کنیم؛ درست مثل وقتی که زمان دو سفر را روی تقویم مشخص می‌کنیم.

بر اساس روایت صفحهٔ ۱۱۴، حمله‌ها در دو مرحله گزارش شده‌اند:

  • مرحلهٔ نخست: در خرداد سال ۱۴۰۴ آغاز شد و دوازده روز ادامه داشت. متن، آغاز آن را با ترور شماری از فرماندهان، دانشمندان و شخصیت‌های اثرگذار کشور توضیح می‌دهد.
  • مرحلهٔ دوم: چند ماه بعد، در اسفند همان سال آغاز شد. این مرحله در متن «جنگ رمضان» نامیده شده و مدت آن چهل روز گزارش شده است.

پس این دو مرحله را نباید یک رویداد پیوسته با مدتی یکسان بدانیم. برای به‌خاطر سپردن ترتیبشان، دو نشان روی یک خط زمان ذهنی بگذار: خرداد، مرحلهٔ نخست؛ سپس اسفند، جنگ رمضان. نام جنگ رمضان در این روایت به مرحلهٔ دوم اشاره دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

خواندن نقشهٔ ساعات آغازین

خواندن نقشهٔ ساعات آغازین

وقتی نقشه‌ای را می‌خوانیم، نام شهر به ما می‌گوید «کجا؟»؛ اما برای فهمیدن ترتیب رویدادها باید ساعت‌ها را هم بررسی کنیم. در نقشهٔ صفحهٔ ۱۱۴، سه حمله این‌گونه گزارش شده‌اند:

  • تهران، حدود ساعت 9:409{:}40 صبح: حمله به محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی ایران.
  • میناب، حدود ساعت 1010 صبح: حمله به مدرسهٔ شجرهٔ طیبه و جان‌باختن دانش‌آموزان، معلمان و کارکنان مدرسه.
  • المرد، حدود ساعت 55 بعدازظهر: اصابت موشک به سالن ورزشی بانوان و جان‌باختن و مجروح‌شدن غیرنظامیان.

برای مرتب‌کردن این گزارش‌ها، مثل مرتب‌کردن برنامهٔ یک روز، زمان را معیار قرار می‌دهیم، نه جای نقطه‌ها روی نقشه. بنابراین، ترتیب زمانیِ حمله‌های گزارش‌شده تهران، سپس میناب و بعد المرد است.

کنار هم گذاشتن «شهر، ساعت و محل هدف» همچنین نشان می‌دهد که طبق روایت این صفحه، آسیب‌های ساعات آغازین جنگ به مراکز نظامی محدود نبوده و مدرسه و فضای ورزشی را نیز دربر گرفته است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

نقش‌های مکمل در بحران

نقش‌های مکمل در بحران

در یک بحران، حفظ امنیت و ادامهٔ زندگی روزمره فقط کار یک گروه نیست. بر اساس روایت صفحهٔ ۱۱۵، مردم، نیروهای مسلح و نهادهای اجرایی نقش‌های متفاوت اما مکمل دارند؛ یعنی کار هرکدام، کار دیگری را کامل می‌کند.

متن، نقش مردم را حفظ وحدت، مشارکت اجتماعی و انجام مسئولیت‌هایشان معرفی می‌کند. نقش نیروهای مسلح، حفاظت از مرزها و مراکز حیاتی کشور است. نهادهای اجرایی و خدماتی هم باید ادارهٔ امور و ارائهٔ خدمات عمومی را ادامه دهند تا زندگی مردم دچار اختلال نشود.

برای درک این همکاری، یک بیمارستان را در شرایط بحران تصور کن: کارکنان باید خدمات درمانی را ادامه دهند، امنیت محل باید حفظ شود و مردم هم با رعایت نظم و همکاری، به رسیدگی بهتر کمک کنند. این مثال نشان می‌دهد امنیت، خدمات و همکاری اجتماعی جای یکدیگر را نمی‌گیرند؛ کنار هم اثرگذار می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

قانون و تداوم ادارهٔ کشور

قانون و تداوم ادارهٔ کشور

وقتی کشوری با بحران روبه‌رو می‌شود، چگونه می‌توان از متوقف شدن ادارهٔ آن جلوگیری کرد؟ قانون اساسی مشخص می‌کند هر نهاد چه مسئولیتی دارد و تصمیم‌های مهم از چه راهی گرفته می‌شوند. روشن بودن این مسئولیت‌ها کمک می‌کند کارها به تصمیم‌های پراکنده و سلیقه‌ای وابسته نباشد.

در روایت صفحهٔ ۱۱۵، انتخاب رهبر جدید توسط مجلس خبرگان، نمونه‌ای از تصمیم‌گیری مطابق قانون اساسی معرفی شده است. متن تأکید می‌کند که ادامهٔ ادارهٔ کشور فقط به یک عامل وابسته نیست؛ همکاری مردم، نهادها، نیروهای مسلح و بخش‌های علمی و اقتصادی نیز اهمیت دارد.

برای نزدیک شدن موضوع به ذهن، مدرسه‌ای را تصور کن که مدیرش ناگهان حضور ندارد. اگر مسئولیت جانشین و وظایف کارکنان از قبل روشن باشد، کلاس‌ها و خدمات مدرسه کمتر دچار اختلال می‌شوند. البته ادارهٔ کشور بسیار پیچیده‌تر است؛ این مثال فقط نشان می‌دهد چرا قواعد روشن و همکاری مسئولان در بحران اهمیت دارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون در نقشهٔ صفحهٔ ۱۱۴ فقط تهران، میناب و المرد مشخص شده‌اند، پس در آغاز جنگ هیچ شهر دیگری هدف قرار نگرفته است.» آیا این نتیجه از نقشه به دست می‌آید؟

  1. ابتدا محدودهٔ اطلاعات نقشه را مشخص می‌کنیم: سه شهر، همراه با زمان و شرح حمله‌های گزارش‌شده.

  2. سپس ادعای دانش‌آموز را بررسی می‌کنیم: او دربارهٔ همهٔ شهرهای ایران نتیجه گرفته است، نه فقط نقاط مشخص‌شده.

  3. نبودن نام یک شهر در این نقشه، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که در آن شهر هیچ حمله‌ای رخ نداده است.

  4. پس نتیجه را به اطلاعات موجود محدود می‌کنیم و برای داوری دربارهٔ شهرهای دیگر، اطلاعات بیشتری می‌خواهیم.

جواب: خیر؛ این نقشه فقط سه حملهٔ گزارش‌شده را نشان می‌دهد و برای نتیجه‌گیری دربارهٔ همهٔ شهرهای کشور اطلاعات کافی ندارد.

نکات مهم

  • در روایت این صفحات، مرحلهٔ نخست جنگ در خرداد و جنگ رمضان در اسفند آغاز شده‌اند و مدت آن‌ها متفاوت است.
  • برای خواندن نقشهٔ ساعات آغازین، باید نام شهر، زمان گزارش‌شده و محل هدف را در کنار هم بررسی کنیم.
  • متن، ادامهٔ ادارهٔ کشور در بحران را حاصل همکاری مردم، نیروهای مسلح و نهادها در چارچوب قانون و با تکیه بر توان داخلی توضیح می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۹ · صفحهٔ ۱۱۵ تا ۱۱۶ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

عبور از بحران با تکیه بر مردم، قانون و نهادها

در این درس یاد می‌گیری … نقش مردم، قانون و نهادها را در عبور کشور از بحران توضیح بدهی و برای شناخت تجربه‌های مردم، روش تاریخ شفاهی را از خاطره‌گویی تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر کشوری با بحرانی بزرگ روبه‌رو شود، چه چیزی کمک می‌کند هم امنیت برقرار بماند، هم خدمات عمومی ادامه پیدا کند و هم تصمیم‌های لازم گرفته شود؟

یک فرد یا یک نهاد به‌تنهایی نمی‌تواند همهٔ این کارها را انجام دهد. در الگوی این درس، مشارکت مردم، اجرای قانون و همکاری نهادها در کنار توان داخلی کمک می‌کند کشور از بحران عبور کند.

مردم؛ پشتیبان همبستگی

مردم؛ پشتیبان همبستگی

تصور کن در محله‌ای بحرانی پیش آمده است. اگر هرکس فقط به فکر خودش باشد، چه اتفاقی برای کسانی می‌افتد که به کمک نیاز دارند؟

همبستگی یعنی مردم خود را جدا از یکدیگر نبینند و برای پشت سر گذاشتن دشواری‌ها همکاری کنند. در روایت صفحهٔ ۱۱۵، حضور مردم در کنار هم و انجام وظایف اجتماعی، از پایه‌های پایداری کشور در بحران معرفی شده است.

این نقش فقط به حضور در خیابان محدود نمی‌شود. مثلاً وقتی خانواده‌ای به سالمندان محله برای تهیهٔ نیازهای روزانه کمک می‌کند، یا افراد خبری تأییدنشده را بازنشر نمی‌کنند، مسئولیت اجتماعی خود را انجام می‌دهند. این رفتارها می‌تواند نگرانی و آشفتگی را کمتر کند و نگذارد افراد احساس تنهایی کنند.

پس همبستگی فقط یک احساس نیست؛ در رفتار مسئولانه و همکاری روزمره دیده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

امنیت و حفاظت از کشور

امنیت و حفاظت از کشور

در زمان بحران، یکی از نیازهای مهم جامعه این است که مرزها و مراکز حیاتی کشور در برابر تهدیدها محافظت شوند. مراکز حیاتی جاهایی هستند که آسیب دیدنشان می‌تواند زندگی بسیاری از مردم را مختل کند؛ مثلاً نیروگاه برق یا تأسیسات تأمین آب.

برای درک اهمیت این موضوع، تصور کن یک مرکز مهم تأمین برق آسیب ببیند؛ ممکن است خانه‌ها، بیمارستان‌ها و شبکه‌های ارتباطی هم با مشکل روبه‌رو شوند. پس حفاظت از چنین مرکزی فقط مراقبت از یک ساختمان نیست، بلکه به امنیت زندگی مردم کمک می‌کند.

در روایت صفحهٔ ۱۱۵، آمادگی نیروهای مسلح و حفاظت آنان از مرزها و مراکز حیاتی، یکی از عوامل حفظ امنیت معرفی شده است. نکتهٔ اصلی این است: حفاظت از کشور، هم شامل مرزهاست و هم مراکز مهم داخل کشور.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

قانون و ادامهٔ ادارهٔ کشور

قانون و ادامهٔ ادارهٔ کشور

تصور کن در شرایط بحرانی، همه منتظر تصمیم باشند، اما معلوم نباشد چه نهادی باید تصمیم بگیرد یا آن را اجرا کند. این بلاتکلیفی می‌تواند کارهای ضروری مردم را متوقف کند. قانون اساسی، مسئولیت‌ها و مسیر تصمیم‌گیری نهادهای اصلی کشور را مشخص می‌کند تا ادارهٔ کشور به تصمیم‌های نامعلوم و سلیقه‌ای وابسته نماند.

برای نمونه، در مدرسه هم وقتی مسئولیت مدیر، معاون و معلم روشن است، غیبت یک نفر نباید همهٔ کارها را متوقف کند. البته ادارهٔ کشور بسیار پیچیده‌تر است، اما مشخص‌بودن مسئولیت‌ها در هر دو اهمیت دارد.

در روایت این صفحه، نهادهای قانونی و اجرایی با انجام وظایف خود، ادارهٔ کشور را ادامه دادند. همچنین انتخاب رهبر جدید به‌وسیلهٔ مجلس خبرگان، نمونه‌ای از تصمیم‌گیری مطابق قانون اساسی معرفی شده است. پس وجود قانون و عمل نهادها به وظایف قانونی، در کنار هم به جلوگیری از سردرگمی و ادامهٔ خدمات عمومی کمک می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

همکاری پایه‌های پایداری

همکاری پایه‌های پایداری

آیا برای عبور از بحران، فقط برقرار بودن امنیت کافی است؟ نمودار درس نشان می‌دهد که ادامهٔ ادارهٔ کشور به همکاری چند پایه نیاز دارد؛ هرکدام کاری انجام می‌دهند که جای دیگری را نمی‌گیرد.

مردم با حفظ وحدت و انجام مسئولیت‌های اجتماعی کمک می‌کنند؛ قانون اساسی مسیر مسئولیت‌ها و تصمیم‌ها را روشن می‌کند؛ نهادهای اجرایی و خدماتی، کارهای روزمره و خدمات عمومی را ادامه می‌دهند؛ نیروهای مسلح از مرزها و مراکز حیاتی حفاظت می‌کنند؛ مدیریت، کارها را هدایت و هماهنگ می‌کند؛ و علم، تولید و اقتصاد داخلی، وابستگی را کاهش می‌دهند و توان کشور را بیشتر می‌کنند.

برای نمونه، در یک بحران، بیمارستان فقط به ساختمان امن نیاز ندارد: کارکنان باید خدمات بدهند، دارو و تجهیزات تأمین شود و مدیران کارها را هماهنگ کنند. تولید داخلی تجهیزات هم می‌تواند نیاز به خارج را کمتر کند. پس نکتهٔ اصلی نمودار این است: این پایه‌ها مکمل یکدیگرند، نه جایگزین هم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

شنیدن و بررسی تجربه‌های مردم

شنیدن و بررسی تجربه‌های مردم

اگر بخواهی بدانی مردم در یک رویداد گذشته چگونه به یکدیگر کمک کرده‌اند، می‌توانی با کسی که در آن حضور داشته گفت‌وگو کنی. اما تاریخ شفاهی فقط شنیدن خاطره نیست؛ مصاحبه‌ای هدفمند است که برای آن از پیش پرسش آماده می‌کنی.

مثلاً برای شناخت فعالیت‌های نهضت سوادآموزی، با یکی از آشنایانی که در آن فعالیت داشته مصاحبه می‌کنی. به‌جای اینکه فقط بگویی «خاطره‌ای تعریف کن»، می‌پرسی: «کجا آموزش می‌دادید؟ چه کسانی شرکت می‌کردند؟ با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بودید؟» پاسخ‌ها می‌توانند پرسش‌های دقیق‌تری هم ایجاد کنند. پس هم راوی و هم مصاحبه‌گر در شکل‌گیری روایت نقش دارند.

با اجازهٔ او، گفت‌وگو را ضبط کن تا بعد دقیق بررسی شود. سپس گفته‌ها را با عکس‌ها، اسناد یا روایت شاهدان دیگر مقایسه کن؛ چون ممکن است بعضی جزئیات از یاد رفته باشد. ثبت یک گفته، به‌تنهایی درستی آن را ثابت نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۶

مثال حل‌شده

فرض کن در زمان یک بحران، آب چند محله قطع شده است. گروهی از مردم در توزیع آب کمک می‌کنند، کارکنان سازمان آب شبکه را تعمیر می‌کنند و مسئولان، محل و زمان توزیع را هماهنگ می‌کنند. این موقعیت چگونه نقش مکمل پایه‌های پایداری را نشان می‌دهد؟

  1. ابتدا مسئله را مشخص می‌کنیم: باید هم نیاز فوری مردم تأمین شود و هم خدمات آب‌رسانی دوباره برقرار شود.

  2. کمک داوطلبانهٔ مردم در توزیع آب، نمونه‌ای از مشارکت اجتماعی و انجام مسئولیت در برابر دیگران است.

  3. تعمیر شبکه به‌دست کارکنان سازمان آب، نقش نهادهای اجرایی و خدماتی را در ادامهٔ خدمات عمومی نشان می‌دهد.

  4. تعیین محل و زمان توزیع، نقش مدیریت را نشان می‌دهد؛ هماهنگی کمک می‌کند تلاش مردم و نهادها به یکدیگر پیوند بخورد.

جواب: حل این مشکل به همکاری مردم، نهادهای خدماتی و مدیریت نیاز دارد؛ هرکدام مسئولیتی متفاوت دارند و هیچ‌کدام به‌تنهایی جای بقیه را نمی‌گیرد.

نکات مهم

  • مردم با حفظ همبستگی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی، و نیروهای مسلح با حفاظت از مرزها و مراکز حیاتی، به پایداری کشور کمک می‌کنند.
  • قانون اساسی، نهادهای اجرایی، مدیریت هماهنگ و توان علمی و اقتصادی داخلی، نقش‌های مکملی در ادامهٔ ادارهٔ کشور و کاهش وابستگی دارند.
  • تاریخ شفاهی فقط شنیدن خاطره نیست؛ مصاحبهٔ هدفمند با شاهدان و بررسی اعتبار گفته‌های آنان نیز بخشی از این روش است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۸ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۸ مطالعات اجتماعی نهم · رایگان