درس ۱ · صفحهٔ ۸۱ تا ۸۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۱۳: نهضت مشروطه
در این درس یاد میگیری اوضاع داخلی ایران، دخالت استعمارگران و جریانهای فکری و دینی چگونه زمینۀ تلاش برای اصلاح کشور را در آستانۀ نهضت مشروطه فراهم کردند.
پیش از شروع
اگر مردم از وضع کشور ناراضی باشند، چرا فقط تغییر دادن شاه ممکن است مشکلاتشان را حل نکند؟ ایرانِ پیش از مشروطه چه گرفتاریهای دیگری داشت؟
در ایرانِ پیش از مشروطه، ضعف حکومت و دخالت قدرتهای خارجی همزمان اوضاع را نابسامان کرده بود. برای فهمیدن تلاش مردم برای تغییر، باید هم مشکلات داخل کشور را بشناسیم و هم فشارهای بیرونی و اندیشههایی را که در جامعه مطرح میشد.
ایران در تنگنای ضعف و دخالت
ایران در تنگنای ضعف و دخالت
اگر مدیر یک مدرسه نتواند مشکلات را سامان بدهد و افرادی بیرون از مدرسه هم در تصمیمهایش دخالت کنند، آیا عوض شدن مدیر بهتنهایی کافی است؟ برای فهم وضع ایران پیش از مشروطه، باید به دو عامل در کنار هم توجه کنیم: ضعف حکومت در داخل و دخالت قدرتهای خارجی.
از میانۀ پادشاهی ناصرالدینشاه، دخالت روسیه و انگلستان در ایران افزایش یافت. همزمان، وضع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور رو به نابسامانی رفت؛ یعنی مشکلات فقط به یک بخش محدود نبود.
با روی کار آمدن مظفرالدینشاه، این مسیر متوقف نشد. ضعف و ناتوانی او در ادارۀ کشور، نابسامانیها را بیشتر کرد. پس گرفتاریهای ایران نه فقط نتیجۀ دخالت خارجی بود و نه فقط ضعف یک شاه؛ دخالت خارجی و ناتوانی حکومت با هم اوضاع را دشوارتر میکردند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
تلاش مردم برای اصلاح
تلاش مردم برای اصلاح
مردم ایران آسیبهای دخالت استعمارگران را در زندگی خود تجربه کرده بودند. از سوی دیگر، میدیدند که حکومت استبدادی توان مقابله با قدرتهای خارجی را ندارد. پس برای بهتر شدن اوضاع، نمیشد فقط به اقدام حکومت امید بست؛ مردم هم بهتدریج برای اصلاح کشور به حرکت درآمدند.
تکیهگاه این حرکت، آموزههای اسلام و مذهب شیعه بود و بیشترِ رهبری مردم را علما بر عهده داشتند. این باورها به مردم انگیزه میداد تا در برابر بیعدالتی و سلطۀ خارجی بایستند.
برای نزدیک شدن موضوع به ذهنت، گروهی از دانشآموزان را تصور کن که برای برطرف کردن یک مشکل مشترک، به ارزشهای مشترکشان تکیه میکنند و با راهنمایی فردی مورد اعتماد پیگیر میشوند. در حرکت اصلاحی مردم ایران هم باورهای مشترک و رهبری علما به همراهی مردم کمک میکرد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
فشار استعمارگران
فشار استعمارگران
چرا قدرتهای استعمارگر میخواستند کشورهای دیگر ضعیف بمانند؟ پس از انقلاب صنعتی، این قدرتها برای بهرهبرداری بیشتر از منابع و منافع اقتصادی جهان، تلاش خود را برای گسترش سلطه افزایش دادند. حکومت مستقل میتوانست در برابر خواستههای آنان بایستد؛ پس یکی از برنامههایشان ضعیفکردن این حکومتها و سرانجام تبدیل کشورها به مستعمره بود؛ یعنی کشوری که زیر سلطۀ قدرتی خارجی قرار میگیرد.
اما فقط حکومتها مانع نبودند؛ مردم هم میتوانستند مقاومت کنند. استعمارگران با ایجاد فرقههای تازه و دامنزدن به اختلافهای مذهبی و اجتماعی، میکوشیدند توان مقاومت مردم را کاهش دهند. برای فهم این روش، گروهی را تصور کن که اعضایش بهجای همکاری، پیوسته با هم درگیرند؛ چنین گروهی در برابر فشار بیرونی ضعیفتر میشود.
پس دو روش را کنار هم به خاطر بسپار: تضعیف حکومت مستقل و تفرقهانداختن میان مردم؛ هر دو راه را برای گسترش سلطۀ خارجی هموار میکردند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
اندیشههای تازه در جامعه
اندیشههای تازه در جامعه
اگر روش تازهای برای درسخواندن ببینی، میتوانی آن را بررسی کنی و بخشهای مفیدش را به کار بگیری؛ یا بدون بررسی، هرچه پیشنهاد شد بپذیری. این دو برخورد یکسان نیستند!
از اواسط دورۀ قاجار، برخی افراد با تعریف از ویژگیهای تمدن غرب و حکومتهای مشروطه، توجه مردم را به نابسامانیهای ایران جلب میکردند. در حکومت مشروطه، برخلاف حکومت استبدادی، اختیار شاه با قانون محدود میشد.
اما آشنایی با اندیشههای دیگر با پذیرش بیچونوچرای آنها تفاوت دارد. طبق توضیح کتاب، بعضی از روشنفکران آن دوره، پذیرش بدون پرسش اندیشههای غربی و خودباختگی در برابر غرب را ترویج میکردند. آنان اندیشههای غربی را با حرکت اصلاحطلبانۀ مردم، که بر عدالتخواهی و مخالفت با استعمار تکیه داشت، درمیآمیختند. پس نباید دیدگاه این گروه را به همۀ روشنفکران نسبت بدهیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
مثال حلشده
فرض کن در ایرانِ آستانۀ مشروطه شاه تغییر میکرد، اما حکومت همچنان ناتوان میماند و دخالت روسیه و انگلستان ادامه پیدا میکرد. آیا میشد انتظار داشت مشکلات کشور فقط با این تغییر برطرف شود؟
ابتدا علتهای نابسامانی را جدا میکنیم: ضعف حکومت در داخل و افزایش دخالت قدرتهای خارجی.
سپس میپرسیم با تغییر شخص شاه، کدام علت برطرف شده است؛ در فرض پرسش، ناتوانی حکومت همچنان ادامه دارد.
دخالت روسیه و انگلستان هم باقی مانده است؛ پس عامل خارجی نابسامانی نیز از میان نرفته است.
نتیجه میگیریم که تغییر شخص شاه بهتنهایی کافی نبود و اصلاح شیوۀ ادارۀ کشور و مقابله با دخالت خارجی هم ضرورت داشت.
نکات مهم
- ضعف حکومت قاجار و افزایش دخالت روسیه و انگلستان، اوضاع ایران را در آستانۀ مشروطه آشفتهتر کرد.
- مردم با تکیه بر باورهای دینی و بیشتر با رهبری علما برای اصلاح کشور حرکت کردند، در حالی که استعمارگران در پی منافع اقتصادی و تضعیف استقلال و مقاومت آنان بودند.
- در کنار گسترش آشنایی با تمدن غرب و حکومت مشروطه، بعضی از روشنفکران پذیرش بیچونوچرای اندیشههای غربی را تبلیغ میکردند.