درس ۱ · صفحهٔ ۱۱۷ تا ۱۱۹ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۱۷: فرهنگ
در این درس یاد میگیری فرهنگ چه ارتباطی با هویت و شیوۀ زندگی جامعه دارد و چگونه از راه اجتماعیشدن، با آغاز از خانواده، آموخته و منتقل میشود.
پیش از شروع
اگر کودکی در جامعهای با زبان و آداب متفاوت بزرگ شود، شیوۀ سلامکردن و مهماننوازی را از ژنهایش میگیرد یا از آدمهای اطرافش؟
کودک این شیوههای رفتار را از آدمهای اطرافش یاد میگیرد، نه از ژنهایش. زبان، آداب و بسیاری از کارهای روزمرۀ ما بخشی از فرهنگاند؛ یادگیری آنها از خانواده آغاز میشود و در طول زندگی ادامه پیدا میکند.
فرهنگ و کیستی یک کشور
فرهنگ و کیستی یک کشور
فرض کن دوستی از تو بپرسد: «کشورتان را چطور معرفی میکنی؟» احتمالاً فقط نام و جای آن روی نقشه را نمیگویی؛ از زبان مردم، جشنها، رسمها و چیزهایی که برایشان ارزشمند است هم حرف میزنی. این ویژگیها کمک میکنند دیگران کشور تو را بشناسند.
هویت یعنی کیستی؛ یعنی ویژگیهایی که با آنها شناخته میشویم و از دیگران تفاوت پیدا میکنیم. کشورها هم هویت دارند و فرهنگ در شناختهشدن و متمایزشدن آنها نقش دارد. مثلاً نوروز یکی از ویژگیهای فرهنگی است که در معرفی ایران از آن یاد میکنیم؛ البته برای شناخت فرهنگ یک کشور، یک رسم بهتنهایی کافی نیست.
فرهنگ را مردم جامعه پدید میآورند؛ پس چیزی جدا از مردم نیست. آنچه مردم در زندگی جمعی خود شکل میدهند، به کشورشان چهرهای قابلشناسایی میبخشد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷
فرهنگ در زندگی روزمره
فرهنگ در زندگی روزمره
وقتی واژۀ «فرهنگ» را میشنوی، فقط به شعر و هنر فکر میکنی؟ فرهنگ معنای گستردهتری دارد: شیوۀ زندگی مردم یک جامعه. نحوۀ سلامکردن، آداب مهمانی، خوراک و پوشاک، باورها و حتی قوانین، همگی بخشی از فرهنگاند.
مثلاً وقتی مهمانی به خانه میآید، چطور به او خوشامد میگوییم و چگونه از او پذیرایی میکنیم؟ این رفتارهای آشنا، نمونههایی از فرهنگ در زندگی روزمرهاند. البته مشترکبودن فرهنگ به این معنا نیست که همۀ مردم دقیقاً یک غذا میخورند یا یک سلیقه دارند؛ آنها در کنار تفاوتهایشان، شیوههای مشترکی برای زندگی دارند.
جامعه و فرهنگ از هم جدا نیستند. مردم در زندگی کنار یکدیگر فرهنگ را پدید میآورند؛ پس فرهنگ بدون جامعه شکل نمیگیرد. از طرف دیگر، هیچ جامعهای بدون شیوۀ زندگی و رفتارهای مشترک نیست؛ بنابراین جامعۀ بدون فرهنگ هم وجود ندارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۸
فرهنگ را یاد میگیریم
فرهنگ را یاد میگیریم
آیا نوزاد از همان روز تولد میداند چطور به مهمان خوشامد بگوید یا در یک جشن چه رفتاری داشته باشد؟ نه؛ او این کارها را کمکم با دیدن، شنیدن، تمرینکردن و راهنمایی دیگران یاد میگیرد. فرهنگ آموختنی است، نه ارثی و ژنتیکی.
مثلاً کودکی که در محیطی فارسیزبان بزرگ میشود، فارسی حرفزدن را از اطرافیان میآموزد؛ نه اینکه زبان فارسی از راه ژن به او رسیده باشد. اگر همین کودک در محیطی با زبان دیگری پرورش پیدا کند، زبان آن محیط را یاد میگیرد.
آداب غذاخوردن، رسمهای جشن و شیوۀ احترامگذاشتن هم از راه یادگیری منتقل میشوند. وقتی بزرگترها رسمی را به کوچکترها یاد میدهند و آنها نیز بعدها آن را به دیگران میآموزند، فرهنگ از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. پس شبیهبودن آداب فرزندان به والدین، به معنی ژنتیکیبودن آن آداب نیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹
یادگیری برای زندگی در جامعه
یادگیری برای زندگی در جامعه
اولین روز ورودت به مدرسه را تصور کن؛ باید یاد میگرفتی چطور در جمع صحبت کنی، نوبت را رعایت کنی و با همکلاسیها همکاری کنی. این یادگیریها بخشی از اجتماعیشدن یا جامعهپذیری هستند؛ یعنی یاد میگیریم چگونه در جامعه زندگی کنیم و رفتارمان را با زندگی در کنار دیگران هماهنگ کنیم.
اجتماعیشدن فقط مخصوص کودکی یا دوران مدرسه نیست؛ از تولد تا پایان عمر ادامه دارد. مثلاً فردی بزرگسال هم هنگام ورود به یک محیط کاری تازه، مقررات و شیوۀ همکاری با دیگران را میآموزد.
در این مسیر، ما فقط یادگیرنده نیستیم؛ چیزهایی را هم به دیگران یاد میدهیم. مثلاً وقتی روش گفتوگوی محترمانه در گروه کلاسی را به دوستی یادآوری میکنی، در اجتماعیشدن او نقش داری. این یادگرفتن و یاددادن به افراد کمک میکند کنار هم زندگی کنند و زندگی جامعه ادامه پیدا کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹
آغاز یادگیری در خانواده
آغاز یادگیری در خانواده
کودکی را تصور کن که با دیدن رفتار بزرگترهای خانه، کمکم یاد میگیرد به مهمان سلام کند. او فقط با شنیدنِ «سلام کن» یاد نمیگیرد؛ تماشای رفتار دیگران و تمرینکردن هم در یادگیریاش نقش دارند.
خانواده نخستین و مهمترین محیط اجتماعیشدن است. کودک در خانواده زبان باز میکند، با خوب و بد آشنا میشود و آداب غذاخوردن، گفتوگو و برخورد با دیگران را میآموزد. باورها و رفتارهای دینی، مانند دعا و عبادت، نیز از چیزهایی هستند که در خانواده یاد میگیرد.
مثلاً وقتی اعضای خانواده هنگام صحبتکردن به حرف یکدیگر گوش میدهند، کودک هم رعایت نوبت در گفتوگو را تمرین میکند. پس خانواده فقط محل مراقبت از کودک نیست؛ اولین محیط یادگیریِ زندگی در کنار دیگران هم هست. البته اولین محیط بودن به معنی تنها محیط بودن نیست؛ این یادگیری بعدها در محیطهای دیگر ادامه پیدا میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹
مثال حلشده
در فیلمی میبینی که مردم یک جامعه هنگام دیدار به شیوۀ متفاوتی با مردم جامعۀ تو سلام میکنند. چگونه میتوانی با کمک مفهوم فرهنگ و اجتماعیشدن این تفاوت را توضیح بدهی؟
سلامکردن یکی از شیوههای برقراری ارتباط است؛ پس آداب آن بخشی از فرهنگ جامعه به شمار میآید.
مردم جوامع مختلف میتوانند برای برقراری ارتباط، آداب متفاوتی داشته باشند.
این آداب از راه ژن منتقل نمیشوند؛ کودک آنها را با آموزش و دیدن رفتار دیگران میآموزد.
یادگیری از خانواده آغاز میشود و در جریان اجتماعیشدن ادامه مییابد؛ بنابراین تفاوت شیوۀ سلامکردن را باید با تفاوت آداب آموختهشده توضیح داد.
نکات مهم
- فرهنگ را مردم جامعه پدید میآورند؛ فرهنگ شیوۀ زندگی مشترک آنهاست و در هویت و متمایزشدن کشورها نقش دارد.
- فرهنگ از راه آموزش و تربیت منتقل میشود، نه از راه ژن، و جامعه و فرهنگ بدون یکدیگر وجود ندارند.
- اجتماعیشدن از تولد تا پایان عمر ادامه دارد، از خانواده آغاز میشود و به تداوم زندگی جامعه کمک میکند.