۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
زیست‌شناسی ۱ · فصل ۳

خلاصه درس فصل ۳ زیست دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«تبادلات گازی»، فصل ۳ کتاب زیست‌شناسی ۱، صفحهٔ ۳۳ تا ۴۶، پایهٔ دهم: ۴ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۳۳ تا ۳۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۱: ساز و کار دستگاه تنفس در انسان

در این درس یاد می‌گیری چرا یاخته‌ها به اکسیژن نیاز دارند، چرا کربن دی‌اکسید باید دفع شود و چگونه خون و شش‌ها این تبادل را ممکن می‌کنند.

پیش از شروع

اگر هدف نفس کشیدن فقط گرفتن اکسیژن بود، چرا باقی ماندن کربن دی‌اکسید در بدن می‌توانست خطرناک باشد؟

نفس کشیدن فقط راه ورود اکسیژن نیست؛ راه خروج کربن دی‌اکسید هم هست. اکسیژن به تأمین انرژی قابل استفادهٔ یاخته کمک می‌کند، اما تجمع کربن دی‌اکسید می‌تواند شرایط شیمیایی یاخته‌ها و عملکرد پروتئین‌ها را به هم بزند.

دم و بازدم یکسان نیستند

وقتی نفس می‌کشی، هوایی که بیرون می‌دهی از نظر ترکیب دقیقاً همان هوایی نیست که وارد کرده‌ای. هوای دمی اکسیژن بیشتری دارد و هوای بازدمی کربن دی‌اکسید بیشتری. پس هنگام عبور هوا از دستگاه تنفس، تبادل گاز رخ می‌دهد؛ موضوع فقط جابه‌جایی هوا یا خنک شدن قلب نیست، برخلاف تصور ارسطو. حواست به واژهٔ «بیشتر» باشد: این مقایسه نمی‌گوید که بازدم هیچ اکسیژنی ندارد یا هوای دمی کاملاً بدون کربن دی‌اکسید است. حالا باید دنبال پاسخ این پرسش برویم: گازها بین هوا و کجا جابه‌جا می‌شوند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

خون، پل میان شش و یاخته

شش‌ها مستقیماً کنار همهٔ یاخته‌های بدن نیستند؛ خون واسطهٔ جابه‌جایی گازهاست. دستگاه گردش خون، خونِ برگشته از اندام‌ها را به شش‌ها می‌آورد. این خون که «تیره» نامیده می‌شود، نسبت به خونِ خارج‌شونده از شش‌ها اکسیژن کمتر و کربن دی‌اکسید بیشتری دارد. در شش‌ها، خون کربن دی‌اکسید از دست می‌دهد و اکسیژن می‌گیرد و «روشن» می‌شود. سپس به اندام‌ها می‌رود تا اکسیژن را به یاخته‌ها برساند و کربن دی‌اکسید را از آن‌ها دور کند. مثل یک سامانهٔ حمل‌ونقل، مسیر رفت و برگشت هر دو لازم‌اند؛ خون تیره نیز به معنی خونِ کاملاً بدون اکسیژن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

اکسیژن برای چه کاری لازم است؟

رسیدن مواد مغذی به یاخته کافی نیست؛ انرژی آن‌ها باید به شکلی تبدیل شود که یاخته بتواند از آن استفاده کند. در تنفس یاخته‌ای، انرژی ماده‌ای مانند گلوکز به انرژی ذخیره‌شده در ATP\mathrm{ATP} تبدیل می‌شود. واکنش خلاصهٔ کتاب را این‌طور بخوان:

گلوکز+اکسیژن+ADP+فسفات→کربن دی‌اکسید+آب+ATP\text{گلوکز}+\text{اکسیژن}+\mathrm{ADP}+\text{فسفات}\rightarrow\text{کربن دی‌اکسید}+\text{آب}+\mathrm{ATP}

اکسیژن در سمت مواد مصرفی است و کربن دی‌اکسید در سمت فرآورده‌ها. پس نیاز ما به اکسیژن به کاری مربوط است که در یاخته‌ها انجام می‌شود. نفس کشیدن با تنفس یاخته‌ای یکی نیست: اولی ورود و خروج هواست؛ دومی فرایند تبدیل انرژی در یاخته است که به کمک دستگاه تنفس و گردش خون پشتیبانی می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

چرا دفع کربن دی‌اکسید حیاتی است؟

حالا سراغ سوی دیگر ماجرا برویم: چرا کربن دی‌اکسید باید دفع شود؟ این گاز می‌تواند با آب واکنش دهد و کربنیک اسید بسازد. در نتیجه، pH\mathrm{pH} کاهش می‌یابد؛ یعنی محیط اسیدی‌تر می‌شود. این تغییر می‌تواند ساختار پروتئین‌ها و در پی آن عملکردشان را مختل کند. چون بسیاری از کارهای یاخته را پروتئین‌ها انجام می‌دهند، پیامد این اختلال گسترده است. زنجیره را به یاد بسپار: تجمع کربن دی‌اکسید، کاهش pH\mathrm{pH}، تغییر ساختار و اختلال عملکرد پروتئین‌ها. پس دفع این گاز یک کار فرعی نیست؛ برای حفظ شرایط مناسب فعالیت یاخته‌ها ضروری است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

شاهدی از تغییر رنگ

چگونه می‌توان تفاوت کربن دی‌اکسیدِ هوای دمی و بازدمی را بررسی کرد؟ فعالیت کتاب از معرّف کمک می‌گیرد؛ ماده‌ای که در حضور کربن دی‌اکسید تغییر قابل مشاهده‌ای پیدا می‌کند. آب آهکِ بی‌رنگ، شیری‌رنگ می‌شود و برم تیمول بلوی رقیق از آبی به زرد تغییر می‌کند. اگر مقدار معرّف و شرایط عبور هوا یکسان باشد، انتظار داریم معرّفِ مسیر بازدم زودتر تغییر کند. تغییر دیرترِ معرّف در مسیر دم هم نکتهٔ مهمی دارد: هوای دمی نیز کربن دی‌اکسید دارد، اما مقدارش کمتر است. برای فهم نتیجه، لازم نیست خودت در خانه آزمایش را اجرا کنی؛ فعلاً شواهد را تحلیل کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۵

مثال حل‌شده

در آزمایشی با مقدار یکسان برم تیمول بلوی رقیق و شرایط یکسان عبور هوا، ظرفِ مسیر بازدم زودتر زرد می‌شود و ظرفِ مسیر دم پس از مدتی زرد می‌شود. دانش‌آموزی می‌گوید: «پس فقط هوای بازدمی کربن دی‌اکسید دارد.» آیا نتیجه‌گیری او درست است؟

  1. ابتدا معنای مشاهده را مشخص می‌کنیم: زرد شدن برم تیمول بلو نشانهٔ اثر کربن دی‌اکسید بر معرّف است.

  2. زرد شدن ظرف مسیر بازدم نشان می‌دهد هوای بازدمی کربن دی‌اکسید دارد.

  3. زرد شدن ظرف مسیر دم نیز نشان می‌دهد هوای دمی کاملاً بدون کربن دی‌اکسید نیست.

  4. چون شرایط یکسان است، زودتر تغییر کردن ظرف بازدم را به مقدار بیشتر کربن دی‌اکسید آن نسبت می‌دهیم؛ بنابراین ادعای «فقط بازدم» را رد می‌کنیم.

جواب: خیر؛ تغییر رنگ هر دو ظرف نشان می‌دهد هوای دمی و بازدمی هر دو کربن دی‌اکسید دارند، اما زودتر زرد شدن ظرف بازدم در شرایط یکسان نشان‌دهندهٔ مقدار بیشتر این گاز در هوای بازدمی است.

نکات مهم

  • هوای دمی نسبت به هوای بازدمی اکسیژن بیشتر و کربن دی‌اکسید کمتری دارد.
  • خون میان شش‌ها و یاخته‌ها گاز جابه‌جا می‌کند و اکسیژن مورد نیاز تنفس یاخته‌ای و تولید ATP\mathrm{ATP} را می‌رساند.
  • تجمع کربن دی‌اکسید می‌تواند با کاهش pH\mathrm{pH}، ساختار و عملکرد پروتئین‌ها را مختل کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۳۵ تا ۴۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

بخش‌های عملکردی دستگاه تنفس

در این درس یاد می‌گیری … بخش هادی و مبادله‌ای را از هم تشخیص بدهی و ارتباط ساختار آنها را با تبادل و حمل گازهای تنفسی توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر حجم برابری از هوای دمی و بازدمی را از دو ظرف آب‌آهک عبور دهیم، آیا انتظار داری هر دو ظرف به یک سرعت شیری شوند؟

نه؛ انتظار داریم ظرف دریافت‌کنندهٔ هوای بازدمی زودتر شیری شود، چون مقدار نسبی کربن‌دی‌اکسید در هوای بازدمی بیشتر است. هوای دمی هم کربن‌دی‌اکسید دارد؛ پس تغییر دیرتر ظرف دیگر به معنی نبودن این گاز در هوای دمی نیست.

آماده‌سازی هوا در بخش هادی

هوایی که وارد بینی می‌شود، هنوز برای تبادل گاز با خون آماده نیست: ممکن است سرد، خشک یا همراه گردوغبار باشد. بخش هادی از بینی تا نایژک انتهایی، هم مسیر رفت‌وبرگشت هواست و هم آن را آماده می‌کند.

موهای ابتدای بینی جلوی بخشی از ناخالصی‌ها را می‌گیرند. جلوتر، ترشحات مخاطی ذرات را به دام می‌اندازند و مواد ضدمیکروبی هم دارند. مژک‌ها این ترشحات را به طرف حلق می‌رانند؛ مواد به‌دام‌افتاده یا خارج می‌شوند یا پس از بلع، با شیرهٔ معده روبه‌رو می‌شوند.

ترشحات، هوا را مرطوب می‌کنند تا گازها بتوانند در آب حل شوند و مبادله شوند. شبکهٔ رگی نزدیک سطح درونی بینی نیز هوا را گرم می‌کند؛ نزدیکی این رگ‌ها به سطح، خون‌ریزی آسان‌تر بینی را هم توضیح می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۶

از مسیر اصلی تا شاخه‌های باریک

مسیر را مثل شاخه‌های یک درخت دنبال کن: هوا از بینی یا دهان به حلق می‌رسد، سپس از حنجره وارد نای می‌شود. حلق راه مشترک هوا و غذاست؛ اما در انتهای آن، حنجره جلو و مری پشت قرار دارد. برچاکنای هنگام بلع مانع ورود غذا به مسیر تنفس می‌شود.

غضروف حنجره و حلقه‌های نعل‌اسبی نای، راه هوا را باز نگه می‌دارند. سمت باز حلقه‌های نای رو به مری است؛ بنابراین عبور لقمهٔ بزرگ در مری با مانع سخت غضروفی روبه‌رو نمی‌شود.

نای به دو نایژهٔ اصلی و سپس شاخه‌های باریک‌تر تقسیم می‌شود. با باریک‌تر شدن نایژه‌ها، غضروف کمتر می‌شود؛ شاخهٔ بدون غضروف را نایژک می‌نامیم. نایژک‌ها با تنگ و گشاد شدن، مقدار عبور هوا را تنظیم می‌کنند. نایژک انتهایی، آخرین قسمت بخش هادی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۷

حبابک؛ دفاع و آسان باز شدن

برای تشخیص آغاز بخش مبادله‌ای، دنبال حبابک بگرد. نایژکی که روی آن حبابک دیده می‌شود، نایژک مبادله‌ای است. انتهای آن به مجموعه‌هایی خوشه‌مانند از حبابک‌ها می‌رسد؛ هر خوشه، یک کیسهٔ حبابکی است.

مخاط مژک‌دار در طول نایژک مبادله‌ای پایان می‌یابد؛ پس خود حبابک‌ها این پوشش را ندارند. در عوض، درشت‌خوارهای متحرک با بیگانه‌خواری، ذرات و میکروب‌های رسیده به حبابک را از بین می‌برند.

سطح رو به هوای حبابک با لایه‌ای نازک از آب پوشیده است. کشش سطحی این آب در برابر باز شدن حبابک مقاومت می‌کند. سورفاکتانت یا عامل سطح‌فعال این کشش را کاهش می‌دهد و باز شدن را آسان‌تر می‌کند. به همین دلیل، کمبود آن در بعضی نوزادان نارس، نفس کشیدن را دشوار می‌کند؛ مشکل فقط کوچک بودن بدن نوزاد نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۷

راه کوتاه میان هوا و خون

حبابک و خون باید بسیار به هم نزدیک باشند تا گازها راحت‌تر میان آنها جابه‌جا شوند. مویرگ‌های فراوان دور حبابک‌ها قرار گرفته‌اند. اکسیژن برای رسیدن از هوای حبابک به خون، باید از دیوارهٔ حبابک و دیوارهٔ مویرگ بگذرد؛ کربن‌دی‌اکسید مسیر مخالف را طی می‌کند.

بخش عمدهٔ دیوارهٔ حبابک را یاخته‌های نوع اول، یعنی یاخته‌های سنگفرشی نازک و فراوان، می‌سازند. پوشش مویرگ هم سنگفرشی یک‌لایه است. در بسیاری از نقاط، این دو پوشش غشای پایهٔ مشترک دارند؛ درست مثل کوتاه‌تر کردن راه میان دو همسایه، فاصلهٔ انتشار کم می‌شود.

یاخته‌های نوع دوم کمترند و سورفاکتانت ترشح می‌کنند. درشت‌خوارها را با این دو نوع اشتباه نگیر: آنها در حبابک حضور دارند، اما جزء یاخته‌های دیوارهٔ آن دسته‌بندی نمی‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸

دو گاز، دو شیوهٔ اصلی حمل

ورود اکسیژن به خون پایان کار نیست؛ گردش خون باید آن را به یاخته‌ها برساند و کربن‌دی‌اکسید را برگرداند. فقط مقدار کمی از این گازها به‌صورت محلول در خوناب حمل می‌شود.

بیشتر اکسیژن به هموگلوبینِ گویچه‌های قرمز متصل می‌شود. در شش‌ها، غلظت اکسیژن هوای حبابک از خون ورودی بیشتر است و اکسیژن به هموگلوبین می‌پیوندد. کنار بافت‌های مصرف‌کنندهٔ اکسیژن، از آن جدا می‌شود. مقداری کربن‌دی‌اکسید هم در بافت‌ها به هموگلوبین متصل و در شش‌ها جدا می‌شود؛ اما این راه اصلی حمل آن نیست.

بیشتر کربن‌دی‌اکسید به شکل یون بیکربنات جابه‌جا می‌شود. در گویچهٔ قرمز، آنزیم کربنیک انیدراز ترکیب کربن‌دی‌اکسید و آب را تسهیل می‌کند. کربنیک‌اسید حاصل، سریع به یون بیکربنات و یون هیدروژن تجزیه می‌شود. بیکربنات وارد خوناب می‌شود؛ در شش‌ها، با برگشت این فرایندها کربن‌دی‌اکسید آزاد می‌شود و به هوای حبابک می‌رود.

کربن مونوکسید با کربن‌دی‌اکسید فرق دارد: جای اتصال اکسیژن روی هموگلوبین را اشغال می‌کند و به‌آسانی جدا نمی‌شود. پس حتی با باز بودن راه هوا، ظرفیت حمل اکسیژن خون می‌تواند کاهش یابد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۹

مثال حل‌شده

در یک پرسش فرضی، راه‌های تنفسی فرد باز است و هوا به حبابک‌ها می‌رسد، اما بخشی از هموگلوبین او به کربن مونوکسید متصل شده است. آیا بافت‌های او ممکن است با کمبود اکسیژن روبه‌رو شوند؟ دلیل بیاور.

  1. ابتدا دو مرحله را جدا می‌کنیم: رسیدن هوا به حبابک و حمل اکسیژن با خون تا بافت‌ها.

  2. طبق صورت پرسش، رسیدن هوا برقرار است؛ پس مشکل را نباید به انسداد مجاری نسبت دهیم.

  3. کربن مونوکسید همان محل اتصال اکسیژن روی هموگلوبین را اشغال می‌کند و به‌آسانی جدا نمی‌شود.

  4. در نتیجه، هموگلوبین ظرفیت کمتری برای حمل اکسیژن دارد و بافت‌ها ممکن است اکسیژن کافی دریافت نکنند.

جواب: بله؛ رسیدن هوا به حبابک به‌تنهایی کافی نیست و اتصال کربن مونوکسید به هموگلوبین می‌تواند ظرفیت حمل اکسیژن به بافت‌ها را کاهش دهد.

نکات مهم

  • بخش هادی تا نایژک انتهایی ادامه دارد و ضمن هدایت هوا، آن را پاک‌سازی، گرم و مرطوب می‌کند.
  • وجود حبابک مشخصهٔ بخش مبادله‌ای است؛ دیوارهٔ نازک به انتشار گازها و سورفاکتانت به باز شدن حبابک کمک می‌کند.
  • اکسیژن بیشتر با هموگلوبین و کربن‌دی‌اکسید بیشتر به شکل یون بیکربنات در خون حمل می‌شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۴۰ تا ۴۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۲ تهویهٔ شُشی

در این درس یاد می‌گیری سازوکار دم و بازدم را توضیح بدهی، حجم‌ها و ظرفیت‌های تنفسی را از هم تشخیص بدهی و نقش‌های دیگر دستگاه تنفس و تنظیم عصبی آن را بشناسی.

پیش از شروع

اگر تا جایی که می‌توانی بازدم کنی، آیا شش‌هایت کاملاً از هوا خالی می‌شوند؟ این موضوع چه فایده‌ای برای بدنت دارد؟

نه؛ حتی پس از عمیق‌ترین بازدم، مقداری هوا در شش‌ها باقی می‌ماند. این هوا به بازماندن حبابک‌ها کمک می‌کند و امکان تبادل گازها را در فاصلهٔ بین دو تنفس فراهم می‌سازد.

چه چیزی هوا را جابه‌جا می‌کند؟

دستت را روی پایین قفسهٔ سینه بگذار و آرام نفس بکش؛ حرکت آن بخشی از تهویهٔ ششی، یعنی دم و بازدم است.

شش‌ها روی ماهیچهٔ میان‌بند قرار دارند. شش چپ به‌علت همسایگی با قلب کمی کوچک‌تر است و کیسه‌های حبابکی فراوان، به شش‌ها حالت اسفنجی می‌دهند. هر شش را پردهٔ جنب دولایه می‌پوشاند؛ یک لایه به شش و دیگری به سطح داخلی قفسهٔ سینه متصل است. فشار مایع میان این لایه‌ها از فشار جو کمتر است و به جلوگیری از جمع‌شدن کامل شش کمک می‌کند. سوراخ‌شدن قفسهٔ سینه می‌تواند این وضعیت را برهم بزند و باعث جمع‌شدن شش شود.

در دم، میان‌بند منقبض و مسطح می‌شود؛ ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای خارجی نیز دنده‌ها را بالا و جلو می‌برند. قفسهٔ سینه بزرگ‌تر می‌شود، شش‌ها همراه آن باز می‌شوند، فشار هوای درونشان کاهش می‌یابد و هوا وارد می‌شود. در تنفس آرام، میان‌بند نقش اصلی دارد.

در بازدم آرام، این ماهیچه‌ها استراحت می‌کنند و شش‌ها به کمک ویژگی کشسانی به وضعیت پیشین برمی‌گردند؛ حجم کم می‌شود و هوا بیرون می‌رود. در دم عمیق، ماهیچه‌های گردن هم کمک می‌کنند؛ در بازدم عمیق، ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای داخلی و شکمی منقبض می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۰

هر نفس، چند نوع حجم

نفس آرام با نفس عمیق، مقدار یکسانی هوا جابه‌جا نمی‌کند. دم‌سنج حجم‌های تنفسی را اندازه می‌گیرد و نمودار آن دم‌نگاره نام دارد؛ بررسی این نمودار به تشخیص بیماری‌های ششی کمک می‌کند.

برای شناخت حجم‌ها، یک نفس معمولی را نقطهٔ شروع بگیر:

  • حجم جاری: هوای جابه‌جاشده در یک دم یا بازدم عادی؛ حدود 500 mL500\,\mathrm{mL}.
  • ذخیرهٔ دمی: هوایی که پس از دم عادی، با تلاش بیشتر می‌توانی وارد کنی.
  • ذخیرهٔ بازدمی: هوایی که پس از بازدم عادی، با تلاش بیشتر می‌توانی بیرون بدهی.
  • حجم باقی‌مانده: هوایی که حتی پس از بازدم عمیق هم خارج نمی‌شود؛ به بازماندن حبابک‌ها و ادامهٔ تبادل گازها بین دو تنفس کمک می‌کند.

هوای مرده مفهوم دیگری است: بخشی از هوای دمی، حدود 150 mL150\,\mathrm{mL}، در بخش هادی می‌ماند و به بخش مبادله‌ای نمی‌رسد. پس «مرده» یعنی نرسیدن به محل تبادل، نه خارج‌نشدن با بازدم عمیق.

برای محاسبهٔ حجم تنفسی در دقیقه، حجم جاری را در تعداد تنفس در دقیقه ضرب می‌کنیم. مقدار حجم‌های تنفسی در افراد سالم به سن و جنسیت هم بستگی دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲

از حجم تا ظرفیت

حجم یک بخش مشخص از هوای تنفسی است، اما ظرفیت از جمع چند حجم ساخته می‌شود. برای اینکه نام‌ها را حفظ نکنی، مسیر هوا را تصور کن: پس از عمیق‌ترین دم، تا جای ممکن بازدم می‌کنی. کل هوایی که در این حرکت بیرون می‌آید، ظرفیت حیاتی است.

این هوا سه بخش دارد: ذخیرهٔ دمی، حجم جاری و ذخیرهٔ بازدمی. حجم باقی‌مانده جزو ظرفیت حیاتی نیست، چون نمی‌توانی آن را با بازدم بیرون بدهی.

ظرفیت تام یعنی بیشترین هوایی که شش‌ها می‌توانند در خود جای دهند؛ پس علاوه بر ظرفیت حیاتی، حجم باقی‌مانده را هم شامل می‌شود.

در آزمایش ظرف وارونهٔ پر از آب، اگر پس از یک دم بسیار عمیق تا حد امکان در لوله فوت کنی، حجم هوای خارج‌شده نمایندهٔ ظرفیت حیاتی است، نه ظرفیت تام. دلیلش ساده است: هنوز مقداری هوا در شش‌ها مانده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۳

صدا و پاک‌سازی راه‌های هوا

دستگاه تنفس فقط هوا جابه‌جا نمی‌کند؛ در تولید صدا و دفاع از مجاری تنفسی هم نقش دارد.

در حنجره، چین‌خوردگی‌هایی از مخاط، پرده‌های صوتی را می‌سازند. این پرده‌ها صدا تولید می‌کنند، اما برای تبدیل صدا به گفتار، بخش‌هایی مانند لب‌ها و دهان به آن شکل می‌دهند. پس «تولید صدا» و «شکل‌دادن به صدا» یک کار نیستند.

وقتی ذرات خارجی یا گازهای نامطلوب وارد مجاری تنفسی شوند، سرفه یا عطسه به بیرون‌راندن آن‌ها کمک می‌کند. در سرفه، هوا با فشار از دهان خارج می‌شود؛ در عطسه، خروج هوا از بینی و دهان است.

مصرف دخانیات یاخته‌های مژک‌دار مخاط تنفسی را از بین می‌برد. وقتی این مسیر پاک‌سازی آسیب ببیند، سرفه برای دفع مواد خارجی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ به همین دلیل، سرفه‌های مکرر در این افراد دیده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴

فرمان نفس‌کشیدن از کجاست؟

وقتی خواب هستی یا حواست به درس است، لازم نیست برای هر نفس تصمیم بگیری. مرکز تنفس در بصل‌النخاع فرمان انقباض میان‌بند و ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای خارجی را صادر می‌کند و دم آغاز می‌شود.

مرکز دیگری در پل مغز بر مرکز بصل‌النخاع اثر می‌گذارد و دم را پایان می‌دهد؛ به این ترتیب می‌تواند مدت دم را تنظیم کند. پس نقش این دو مرکز یکسان نیست: یکی فرمان آغاز انقباض ماهیچه‌های دمی را می‌دهد و دیگری در پایان‌دادن به دم نقش دارد.

بعد از پایان دم، برای بازدم آرام پیام عصبی جداگانه لازم نیست؛ ماهیچه‌ها به استراحت برمی‌گردند و ویژگی کشسانی شش‌ها به خروج هوا کمک می‌کند. این حکم را به بازدم عمیق تعمیم نده، چون در آن ماهیچه‌های دیگری فعال می‌شوند.

ترکیب گازهای خون هم در تنظیم تنفس اثر دارد: افزایش کربن‌دی‌اکسید و کاهش اکسیژن خون از عوامل مؤثرند. بنابراین تنظیم تنفس فقط به تصمیم آگاهانهٔ ما وابسته نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴

مثال حل‌شده

در یک فرد فرضی، حجم جاری 500 mL500\,\mathrm{mL}، ذخیرهٔ دمی 3000 mL3000\,\mathrm{mL}، ذخیرهٔ بازدمی 1100 mL1100\,\mathrm{mL} و حجم باقی‌مانده 1200 mL1200\,\mathrm{mL} است. ظرفیت حیاتی و ظرفیت تام او چقدر است؟

  1. ابتدا حجم‌های قابل خروج را مشخص می‌کنیم: حجم جاری، ذخیرهٔ دمی و ذخیرهٔ بازدمی؛ حجم باقی‌مانده با بازدم خارج نمی‌شود.

  2. برای ظرفیت حیاتی، سه حجم قابل خروج را جمع می‌کنیم: 500+3000+1100=4600 mL500+3000+1100=4600\,\mathrm{mL}.

  3. برای ظرفیت تام، حجم باقی‌مانده را به ظرفیت حیاتی اضافه می‌کنیم: 4600+1200=5800 mL4600+1200=5800\,\mathrm{mL}.

  4. پاسخ را کنترل می‌کنیم: ظرفیت تام باید از ظرفیت حیاتی بیشتر باشد و اختلاف آن‌ها همان حجم باقی‌مانده، یعنی 1200 mL1200\,\mathrm{mL}، باشد.

جواب: ظرفیت حیاتی برابر 4600 mL4600\,\mathrm{mL} و ظرفیت تام برابر 5800 mL5800\,\mathrm{mL} است؛ حجم باقی‌مانده فقط در ظرفیت تام حساب می‌شود.

نکات مهم

  • دم با افزایش حجم قفسهٔ سینه و کاهش فشار هوای شش‌ها رخ می‌دهد، اما بازدم آرام به استراحت ماهیچه‌ها و ویژگی کشسانی شش‌ها وابسته است.
  • ظرفیت حیاتی مجموع حجم جاری و ذخیره‌های دمی و بازدمی است و ظرفیت تام، حجم باقی‌مانده را نیز شامل می‌شود.
  • دستگاه تنفس در تولید صدا و دفع مواد خارجی نقش دارد و تنفس با مشارکت مراکز بصل‌النخاع و پل مغز و تأثیر گازهای خون تنظیم می‌شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۴۵ تا ۴۶ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۳: تنوع تبادلات گازی

در این درس یاد می‌گیری … چهار روش اصلی تبادل گاز در جانوران را با توجه به ساختار، نقش گردش مواد و شیوۀ تهویۀ شش‌ها مقایسه کنی.

پیش از شروع

یک حشره، یک کرم خاکی و یک ماهی همگی به اکسیژن نیاز دارند؛ آیا اکسیژن در بدن هر سه، مسیر یکسانی تا یاخته‌ها طی می‌کند؟

نه؛ در حشره، لوله‌های تنفسی تا کنار یاخته‌ها می‌رسند، اما در کرم خاکی و ماهی، مویرگ‌ها در دریافت و انتقال گازها نقش دارند. راه رسیدن اکسیژن به یاخته‌ها، با ساختار بدن و محیط زندگی جانور ارتباط دارد.

نایدیس؛ راهی تا کنار یاخته

برای تبادل گاز، همیشه شش یا آبشش لازم نیست. در تک‌یاخته‌ای‌هایی مثل پارامسی و جانورانی مثل هیدر، یاخته‌ها می‌توانند با محیط اطراف تبادل گاز کنند؛ بنابراین اندام تنفسی اختصاصی ندارند. در بسیاری از جانوران دیگر، ساختارهای ویژه واسطۀ ارتباط یاخته‌ها با محیط هستند.

یکی از این راه‌ها، تنفس نایدیسی در حشرات است. نایدیس‌ها را مثل شبکۀ لوله‌هایی تصور کن که از راه منفذهای سطح بدن به بیرون باز می‌شوند و درون بدن پیوسته شاخه‌شاخه می‌شوند. شاخه‌های انتهایی کنار یاخته‌ها قرار دارند، انتهایشان بسته است و مایعی دارند که تبادل گاز را ممکن می‌کند.

نکتۀ مهم این است که این شبکه، گازها را تا نزدیکی یاخته‌ها می‌رساند؛ پس در حشرات، دستگاه گردش مواد مسئول حمل گازهای تنفسی نیست. این ویژگی را با روش‌های بعدی مقایسه کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۵

پوست؛ سطحی برای تبادل

در تنفس پوستی، پوست فقط پوشش بدن نیست؛ محل تبادل گاز با محیط هم هست. زیر پوست، مویرگ‌های بسیاری قرار دارند. گازها از پوست عبور می‌کنند و میان محیط و خون مبادله می‌شوند؛ بنابراین برخلاف حشرات، اینجا رگ‌های خونی در مسیر انتقال گازها حضور دارند.

سطح این پوست باید مرطوب بماند تا تبادل گاز امکان‌پذیر باشد. پس هنگام فکر کردن به تنفس پوستی، دو ویژگی را کنار هم به یاد بیاور: پوست مرطوب و مویرگ‌های فراوان زیر آن.

کرم خاکی نمونه‌ای از جانوران دارای این روش است. در دوزیستان هم پوست در تنفس نقش دارد؛ اما این به معنی آن نیست که همۀ دوزیستان فقط از پوست تنفس می‌کنند. کمی جلوتر می‌بینی که قورباغه از شش نیز استفاده می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۵

آبشش؛ دو جریان مخالف

آبشش سطحی برای تبادل گاز با آب فراهم می‌کند، اما در همۀ جانوران شکل یکسانی ندارد. در ستارۀ دریایی، آبشش‌ها به صورت برآمدگی‌های کوچک و پراکندۀ پوست دیده می‌شوند. در دیگر بی‌مهرگان، آبشش‌ها در بخش‌های مشخصی از بدن متمرکزند. ماهی‌ها و نوزادان دوزیستان هم آبشش دارند.

در آبشش ماهی، آب از کنار تیغه‌های آبششی می‌گذرد و خون در مویرگ‌های آنها حرکت می‌کند. ویژگی مهم این است که جهت حرکت آب و خون مخالف یکدیگر است. برای تصورش، دو مسیر کنار هم را در نظر بگیر که حرکت در یکی به سمت راست و در دیگری به سمت چپ است.

این آرایش با تبادل گازی کارآمد در آبشش همراه است. هنگام خواندن شکل آبشش، فقط نام بخش‌ها را حفظ نکن؛ جهت پیکان‌های آب و خون را هم با یکدیگر مقایسه کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶

شش؛ راندن یا مکیدن هوا

تنفس ششی فقط مخصوص مهره‌داران نیست؛ حلزون خشکی‌زی هم با شش تنفس می‌کند. در مهره‌داران شش‌دار، سازوکارهای تهویه‌ای کمک می‌کنند هوای تازه در مجاورت سطح تبادل گاز فراهم شود. توجه کن: تهویه، جابه‌جایی هواست؛ تبادل گاز، عبور گازها از سطح مبادله‌ای است.

برای ورود هوا به شش، دو روش را مقایسه کن:

  • قورباغه، فشار مثبت: ماهیچه‌های دهان و حلق، هوا را با حرکتی شبیه بلعیدن به درون شش‌ها می‌رانند؛ یعنی هوا به داخل فشار داده می‌شود.
  • انسان، فشار منفی: مکش ناشی از فشار منفی قفسۀ سینه باعث ورود هوا می‌شود؛ یعنی هوا به داخل کشیده می‌شود.

پرندگان هنگام پرواز انرژی زیادی مصرف می‌کنند و به اکسیژن بیشتری نیاز دارند. آنها علاوه بر شش، کیسه‌های هوادار نیز دارند. این ساختارها کارایی تنفس پرندگان را نسبت به پستانداران افزایش می‌دهند؛ پس کیسه‌های هوادار را جایگزین شش تصور نکن، بلکه آنها را در کنار شش به خاطر بسپار.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶

مثال حل‌شده

در جانور «الف»، لوله‌های منشعب از منافذ بدن تا کنار یاخته‌ها امتداد دارند. در جانور «ب»، گازها از پوست مرطوب با محیط مبادله می‌شوند و زیر پوست مویرگ‌های فراوانی دیده می‌شود. روش تنفس هر جانور چیست و در کدام‌یک مویرگ‌ها در انتقال گازهای تنفسی نقش دارند؟

  1. ابتدا مسیر گاز را پیدا می‌کنیم: در جانور «الف»، مسیر از منفذهای بدن به لوله‌های منشعب و سپس کنار یاخته‌ها می‌رسد.

  2. این توصیف با نایدیس‌ها مطابقت دارد؛ در این روش، دستگاه گردش مواد مسئول انتقال گازهای تنفسی نیست.

  3. در جانور «ب»، پوست مرطوب سطح تبادل است و مویرگ‌های زیر آن گازها را دریافت می‌کنند؛ پس روش آن تنفس پوستی است.

  4. نتیجه می‌گیریم که در میان این دو جانور، مویرگ‌ها در جانور «ب» در مسیر دریافت و انتقال گازهای تنفسی قرار دارند.

جواب: جانور «الف» تنفس نایدیسی و جانور «ب» تنفس پوستی دارد؛ در جانور «ب»، مویرگ‌های زیر پوست در دریافت و انتقال گازهای تنفسی نقش دارند.

نکات مهم

  • در حشرات نایدیس‌ها تا کنار یاخته‌ها می‌رسند، اما در تنفس پوستی، پوست مرطوب و مویرگ‌های زیر آن در تبادل گاز نقش دارند.
  • آبشش در جانوران گوناگون شکل‌های متفاوتی دارد و در آبشش ماهی، جهت جریان آب و خون مخالف یکدیگر است.
  • تهویۀ شش در قورباغه با فشار مثبت و در انسان با فشار منفی انجام می‌شود و کیسه‌های هوادار کارایی تنفس پرندگان را افزایش می‌دهند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۳ زیست دهم)

درس‌های فصل ۳ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۳ زیست دهم · رایگان