۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
زیست‌شناسی ۱ · فصل ۲

خلاصه درس فصل ۲ زیست دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«گوارش و جذب مواد»، فصل ۲ کتاب زیست‌شناسی ۱، صفحهٔ ۱۷ تا ۳۲، پایهٔ دهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۱۷ تا ۱۹ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۱: ساختار و عملکرد لولۀ گوارش

در این درس یاد می‌گیری اجزا و لایه‌های لولۀ گوارش را بشناسی و ارتباط ساختار دیواره را با حرکت و مخلوط‌شدن غذا توضیح بدهی.

پیش از شروع

وقتی لقمه‌ای را قورت می‌دهی، دیوارۀ لولۀ گوارش فقط مثل دیوار یک شلنگ، مسیر عبور است یا خودش هم کاری انجام می‌دهد؟

این دیواره فقط یک پوشش ساده نیست؛ ماهیچه، بافت پوششی و شبکه‌های عصبی دارد. همین ساختار به آن امکان می‌دهد غذا را حرکت دهد و مخلوط کند و در بخش‌های مختلف، جذب و ترشح انجام دهد.

یک مسیر با دریچه‌های تنظیم

اول مسیر را در ذهن بساز: غذا از دهان وارد می‌شود و از حلق، مری، معده، رودۀ باریک، رودۀ بزرگ و راست‌روده می‌گذرد تا به مخرج برسد. این بخش‌ها یک مسیر پیوسته می‌سازند، نه چند محفظۀ جدا از هم.

اما دستگاه گوارش از خود این مسیر گسترده‌تر است. غده‌های بزاقی، کبد، کیسۀ صفرا و لوزالمعده هم با آن ارتباط دارند و به گوارش کمک می‌کنند؛ غذا از درون همۀ این اندام‌ها عبور نمی‌کند. در بعضی محل‌های مسیر، ماهیچه‌های حلقوی ویژه‌ای به نام بنداره قرار دارند. می‌توانی آن‌ها را به دریچه‌های تنظیم رفت‌وآمد تشبیه کنی: با تغییر میزان بازبودن مسیر، عبور محتویات را تنظیم می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

چهار لایه در دیواره

حالا به‌جای دنبال‌کردن مسیر غذا، دیوارۀ لوله را در نظر بگیر؛ انگار برشی از آن را می‌بینی. ترتیب لایه‌های اصلی از بیرون به داخل چنین است: بیرونی ← ماهیچه‌ای ← زیرمخاطی ← مخاطی. برای یادآوری، از سمت اندام‌های اطراف به طرف فضای عبور غذا حرکت کن؛ آخرین لایه‌ای که به آن می‌رسی مخاط است.

این نام‌ها به معنای تک‌بافتی‌بودن هر لایه نیستند؛ هر لایه از بافت‌های گوناگون ساخته شده و بافت پیوندی سست در همۀ آن‌ها حضور دارد. لایۀ بیرونی در ناحیۀ شکم، جزئی از صفاق است. صفاق مانند پرده‌ای ارتباط‌دهنده، اندام‌های شکمی را به یکدیگر متصل می‌کند؛ پس آن را با پوشش سطح داخلی لوله اشتباه نگیر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸

ماهیچه‌ها یکسان نیستند

لایۀ ماهیچه‌ای نیروی حرکت دیوارۀ لوله را فراهم می‌کند، اما نوع ماهیچه در سراسر مسیر یکسان نیست. در دهان، حلق، ابتدای مری و بندارۀ خارجی مخرج، این لایه از ماهیچۀ مخطط ساخته شده است. در دیگر بخش‌ها، یاخته‌های ماهیچه‌ای صاف در دو آرایش حلقوی و طولی قرار دارند.

برای تصور تفاوت این دو آرایش، یک حلقه دور شلنگ و یک نوار در امتداد طول آن را در نظر بگیر. جهت قرارگرفتن یاخته‌ها متفاوت است و انقباض آن‌ها به تغییر شکل دیواره کمک می‌کند. معده یک ویژگی اضافه دارد: در دیواره‌اش ماهیچۀ مورب هم دیده می‌شود. بنابراین «همۀ لایۀ ماهیچه‌ای صاف است» یا «همه‌جا فقط دو آرایش دارد» تعمیم‌های درستی نیستند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۹

اتصال، انعطاف و تبادل

زیرمخاط هم اتصال ایجاد می‌کند و هم انعطاف را حفظ می‌کند: مخاط را روی لایۀ ماهیچه‌ای نگه می‌دارد، ولی اجازه می‌دهد روی آن بلغزد یا چین بخورد. اتصال را اینجا نباید مثل چسباندن خشک دو تختۀ سفت تصور کرد؛ این اتصال با امکان حرکت همراه است. در زیرمخاط و لایۀ ماهیچه‌ای، شبکه‌هایی از یاخته‌های عصبی هم وجود دارند.

مخاط نزدیک‌ترین لایه به فضای درون لوله است و یاخته‌های پوششی دارد. کار این یاخته‌ها بسته به محل متفاوت است؛ از جمله می‌توانند در جذب یا ترشح نقش داشته باشند. پس مخاط را فقط یک پوشش محافظ تصور نکن. تفاوت مهم را نگه دار: مخاط کارهایی مانند جذب و ترشح دارد، درحالی‌که زیرمخاط به اتصال و جابه‌جایی آن کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۹

دیواره‌ای که حرکت می‌کند

ساختار دیواره چگونه به حرکت منجر می‌شود؟ در حرکت کرمی، ورود غذا و کشیده‌شدن دیواره، یاخته‌های عصبی آن را تحریک می‌کند. این یاخته‌ها موجب انقباض ماهیچه‌ها می‌شوند و حلقۀ انقباضی، غذا را حرکت می‌دهد؛ شبیه فشاری که با دست روی یک لولۀ نرم وارد می‌کنی تا محتویاتش جابه‌جا شود.

البته حرکت کرمی همیشه فقط پیش‌برنده نیست. اگر عبور محتویات در محل بنداره متوقف شود، می‌تواند آن‌ها را مخلوط کند؛ مانند برخورد محتویات معده به پیلور، بندارۀ میان معده و رودۀ باریک.

در حرکت قطعه‌قطعه‌کننده، بخش‌هایی یک‌درمیان منقبض می‌شوند و سپس جای بخش‌های منقبض عوض می‌شود. تکرار این الگو به ریزترشدن محتویات و مخلوط‌شدن بیشتر آن‌ها با شیره‌های گوارشی کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۹

مثال حل‌شده

محتویات معده به پیلور رسیده‌اند و فعلاً از آن عبور نمی‌کنند. دانش‌آموزی نتیجه می‌گیرد که حرکت کرمی معده متوقف شده است. آیا این نتیجه‌گیری لازم است؟

  1. ابتدا جای پیلور را مشخص می‌کنیم: بندارۀ میان معده و رودۀ باریک است.

  2. متوقف‌شدن عبور در محل بنداره را از متوقف‌شدن انقباض‌های دیواره جدا می‌کنیم؛ این دو یک اتفاق نیستند.

  3. به یاد می‌آوریم که حرکت کرمی، علاوه بر پیش‌راندن، نقش مخلوط‌کنندگی هم دارد.

  4. نتیجه می‌گیریم که با متوقف‌بودن عبور از پیلور، انقباض‌ها می‌توانند همچنان محتویات معده را مخلوط کنند.

جواب: خیر؛ حرکت کرمی می‌تواند ادامه داشته باشد و در این وضعیت، به‌جای عبوردادن محتویات از پیلور، آن‌ها را در معده مخلوط کند.

نکات مهم

  • لولۀ گوارش مسیر پیوستۀ دهان تا مخرج است و بنداره‌ها عبور مواد را در بخش‌هایی از آن تنظیم می‌کنند.
  • دیواره از بیرون به داخل شامل لایه‌های بیرونی، ماهیچه‌ای، زیرمخاطی و مخاطی است که هرکدام ویژگی و نقش مشخصی دارند.
  • حرکت کرمی می‌تواند پیش‌برنده یا مخلوط‌کننده باشد و حرکت قطعه‌قطعه‌کننده به ریزترشدن و مخلوط‌شدن محتویات کمک می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۹ تا ۲۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گوارش غذا

در این درس یاد می‌گیری غذا چگونه با حرکت‌ها و ترشحات دستگاه گوارش به مواد قابل جذب تبدیل می‌شود و بدن چگونه هم‌زمان از دیوارۀ این دستگاه محافظت می‌کند.

پیش از شروع

معده می‌تواند پروتئین غذا را تجزیه کند؛ پس چرا معمولاً دیوارۀ خودش را تجزیه نمی‌کند؟

روی مخاط معده، لایه‌ای چسبناک و محافظ قرار دارد که بیکربنات آن را قلیایی می‌کند. از طرف دیگر، پروتئازهای معده ابتدا به صورت پیش‌ساز ترشح می‌شوند؛ پس کار دستگاه گوارش فقط تجزیۀ غذا نیست، بلکه حفاظت از خودش هم هست.

حرکت، خرد کردن، مخلوط کردن

غذا در لولۀ گوارش فقط به کمک جاذبه جلو نمی‌رود؛ ماهیچه‌های دیواره آن را حرکت می‌دهند. در دهان، حلق، ابتدای مری و بندارۀ خارجی مخرج، ماهیچه‌ها مخطط‌اند؛ در بخش‌های دیگر، ماهیچه‌های صاف به شکل حلقوی و طولی قرار دارند. معده یک لایۀ مورب هم دارد. زیرمخاط به مخاط امکان لغزیدن و چین خوردن می‌دهد و شبکه‌های عصبی دیواره در تنظیم حرکت نقش دارند.

دو الگوی حرکت را از هم جدا کن:

  • کرمی: ورود غذا دیواره را می‌کشد، یاخته‌های عصبی تحریک می‌شوند و حلقۀ انقباضی، غذا را پیش می‌برد. اگر راه با بنداره بسته باشد، همین حرکت می‌تواند غذا را مخلوط کند.
  • قطعه‌قطعه‌کننده: بخش‌های مختلف، یکی‌درمیان منقبض و شل می‌شوند؛ محتویات ریزتر و با شیره‌ها مخلوط می‌شوند.

بنداره مانند دریچه‌ای ماهیچه‌ای است که با انقباض، دهانه را تنگ یا بسته می‌کند. خرد و مخلوط کردن غذا گوارش مکانیکی است؛ تبدیل مولکول‌های درشت به کوچک، گوارش شیمیایی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۹

دهان؛ آغاز گوارش و بلع

دهان هم‌زمان محل آغاز گوارش مکانیکی و شیمیایی است. دندان‌ها غذا را خرد می‌کنند و سطح تماس آن با بزاق و آنزیم‌ها را افزایش می‌دهند؛ اما خودِ جویدن، مولکول نشاسته را تجزیه نمی‌کند.

بزاق از غده‌های بزرگ و کوچک ترشح می‌شود و آب، یون، آنزیم و موسین دارد. آمیلاز به گوارش نشاسته کمک می‌کند؛ لیزوزیم در از بین بردن باکتری‌های دهان نقش دارد. موسین با جذب آب، مادۀ مخاطی می‌سازد؛ این ماده هم محافظ است و هم ذرات غذا را به توده‌ای لغزنده تبدیل می‌کند. لغزندگی یک لقمۀ خوب‌جویده‌شده را به یاد بیاور.

در آغاز بلع، زبان غذا را به عقب دهان می‌راند. رسیدن غذا به حلق، ادامۀ بلع را غیرارادی می‌کند. راه‌های دیگر حلق بسته می‌شوند و مسیر عبور غذا به مری باز می‌ماند. حرکت کرمی حلق و مری، غذا را جلو می‌برد و با شل شدن بندارۀ انتهای مری، غذا وارد معده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰

معده؛ تجزیه همراه با حفاظت

معده هم مخزن موقت غذاست و هم مخلوط‌کن آن. چین‌های دیواره با پر شدن باز می‌شوند و انقباض‌های ماهیچه‌ای، غذا را با شیرۀ معده می‌آمیزند. مخلوط حاصل کیموس نام دارد و با باز شدن پیلور، به دوازدهه، ابتدای رودۀ باریک، می‌رود.

برای شناخت شیرۀ معده، کار یاخته‌ها را جدا کن:

  • یاخته‌های اصلی: پپسینوژن، پیش‌ساز پروتئاز معده، را ترشح می‌کنند. اسید آن را به پپسین فعال تبدیل می‌کند؛ پپسین هم فعال شدن پپسینوژن‌های بیشتر را تقویت می‌کند و پروتئین‌ها را به مولکول‌های کوچک‌تر می‌شکند.
  • یاخته‌های کناری: کلریدریک اسید و عامل داخلی می‌سازند. عامل داخلی برای جذب ویتامین B12\mathrm{B_{12}} لازم است؛ نبود آن می‌تواند به کم‌خونی خطرناک بینجامد.
  • یاخته‌های پوششی سطحی و برخی یاخته‌های غده‌ای: مادۀ مخاطی محافظ ترشح می‌کنند. یاخته‌های سطحی بیکربنات هم می‌سازند که لایۀ محافظ را قلیایی می‌کند.

اگر بندارۀ انتهای مری خوب منقبض نشود، محتویات اسیدی برمی‌گردند: ریفلاکس. مری به اندازۀ معده حفاظت ندارد و آسیب می‌بیند. این مشکل را با ضعف سد محافظ خود معده، که می‌تواند در زخم پپتیک نقش داشته باشد، یکی ندان.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۱

دوازدهه؛ همکاری شیره‌ها

کیموس به‌تدریج وارد دوازدهه می‌شود. حرکت‌های رودۀ باریک آن را پیش می‌برند، مخلوط می‌کنند و روی مخاط می‌گسترانند؛ در نتیجه تماس با شیره‌ها و یاخته‌های پوششی بیشتر می‌شود.

اینجا چند ترشح همکاری می‌کنند:

  • شیرۀ روده: آب، موسین، یون‌هایی مانند بیکربنات و آنزیم دارد.
  • صفرا: در کبد ساخته و در کیسۀ صفرا ذخیره می‌شود. آنزیم ندارد؛ نمک‌های صفراوی با کمک حرکت‌های روده، چربی را به قطره‌های ریزتر تبدیل می‌کنند. این کار سطح تماس چربی با آنزیم را افزایش می‌دهد، نه اینکه خودش مولکول چربی را بشکند.
  • شیرۀ لوزالمعده: آنزیم‌های لازم برای گوارش انواع مواد و بیکربنات دارد. پروتئازهای آن در رودۀ باریک فعال می‌شوند؛ این جداییِ محل ترشح و فعال شدن، به حفاظت لوزالمعده کمک می‌کند.

بیکربنات صفرا و شیره‌های گوارشی به خنثی شدن اسیدی بودن کیموس کمک می‌کند. به‌ویژه بیکربنات لوزالمعده هم دیوارۀ دوازدهه را از اثر اسید حفظ می‌کند و هم محیط مناسب فعالیت آنزیم‌های لوزالمعده را فراهم می‌سازد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۳

از مولکول‌های کوچک تا جذب

حالا ببینیم پایان گوارش چه موادی فراهم می‌کند. آنزیم‌ها با آب‌کافت پیوندها را می‌شکنند؛ در این واکنش آب مصرف می‌شود، نه اینکه فقط غذا در آب حل شود.

  • کربوهیدرات‌ها: دی‌ساکاریدها و پلی‌ساکاریدها باید به مونوساکارید تبدیل شوند؛ مونوساکارید از ابتدا به گوارش نیاز ندارد. دستگاه گوارش ما آنزیم تجزیۀ سلولز را نمی‌سازد.
  • پروتئین‌ها: گوارش با پپسین در معده آغاز می‌شود و با پروتئازهای لوزالمعده و آنزیم‌های روده تا تشکیل آمینواسید ادامه می‌یابد.
  • تری‌گلیسریدها: لیپاز آن‌ها را به واحدهای سازنده تجزیه می‌کند؛ بخش عمدۀ این گوارش با لیپاز لوزالمعده در دوازدهه است.

اما گوارش با جذب یکی نیست. جذب یعنی ورود مواد به محیط داخلی: خون، لنف و مایع بین‌یاخته‌ای. بخش اصلی جذب در رودۀ باریک است. چین‌های حلقوی، پرزها و ریزپرزها سطح تماس آن را چندین برابر می‌کنند؛ مانند باز کردن یک پارچۀ چین‌خورده که سطح بیشتری در اختیار می‌گذارد.

در سلیاک، آسیب ناشی از گلوتن به یاخته‌های روده، پرزها و ریزپرزها را کاهش می‌دهد؛ پس سطح جذب کم می‌شود. باکتری‌های همزیست نیز می‌توانند بعضی ویتامین‌ها را بسازند، اما این به معنی داشتن آنزیم گوارش سلولز در دستگاه گوارش خود ما نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۳

مثال حل‌شده

در فعالیت اثر بزاق بر نشاسته، لوگول در حضور نشاسته رنگ آبی‌تیره ایجاد می‌کند. سه لوله داریم: نشاسته و لوگول؛ بزاق و لوگول؛ نشاسته و بزاق و لوگول. اگر همگی در شرایط یکسان و دمای 37 ∘C37\,^{\circ}\mathrm{C} نگه داشته شوند، چگونه از مقایسۀ آن‌ها به اثر آمیلاز پی می‌بریم؟ اینجا فقط نتیجه را تحلیل کن؛ اجرای آزمایش به محیط و نظارت آزمایشگاهی نیاز دارد.

  1. اول معنی نشانگر را مشخص می‌کنیم: رنگ آبی‌تیره نشانۀ وجود نشاسته است، نه نشانۀ وجود هر نوع قند.

  2. لولۀ نشاسته بدون بزاق، شاهد مقایسه است؛ انتظار داریم رنگ نشان‌دهندۀ نشاسته در آن باقی بماند.

  3. لولۀ بزاق بدون نشاسته نشان می‌دهد که خود بزاق نباید رنگ آبی‌تیرۀ مخصوص نشاسته را ایجاد کند.

  4. در لولۀ نشاسته همراه بزاق، با گذشت زمان کافی و فعالیت آمیلاز، مقدار نشاسته کم می‌شود و رنگ مربوط به آن کاهش می‌یابد.

  5. چون دما و سایر شرایط را یکسان گرفته‌ایم، تفاوت با لولۀ نشاسته بدون بزاق را به حضور بزاق و فعالیت آمیلاز نسبت می‌دهیم؛ این نتیجه به معنی تبدیل مستقیم نشاسته به گلوکز نیست.

جواب: کم‌رنگ شدن یا از بین رفتن رنگ نشان‌دهندۀ نشاسته در لولۀ دارای بزاق و نشاسته، در مقایسه با لولۀ نشاسته بدون بزاق، شاهدی بر گوارش نشاسته به کمک آمیلاز بزاق است.

نکات مهم

  • حرکت‌های لولۀ گوارش غذا را پیش می‌برند، ریز و مخلوط می‌کنند، اما شکستن شیمیایی مولکول‌ها به فعالیت آنزیم‌ها وابسته است.
  • معده با پپسین گوارش پروتئین را آغاز می‌کند و در دوازدهه، صفرا و شیره‌های روده و لوزالمعده به گوارش نهایی کمک می‌کنند.
  • پس از گوارش، مواد از سطح گستردۀ رودۀ باریک عبور می‌کنند و با ورود به محیط داخلی، جذب می‌شوند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۲۵ تا ۳۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گفتار ۲: جذب مواد و تنظیم فعالیت دستگاه گوارش

در این درس یاد می‌گیری مواد چگونه جذب و جابه‌جا می‌شوند، فعالیت دستگاه گوارش چگونه تنظیم می‌شود و شاخص تودۀ بدنی را چگونه با توجه به سن تفسیر کنی.

پیش از شروع

یک لقمه غذا را بلعیده‌ای؛ آیا مواد مغذی آن همین حالا وارد محیط داخلی بدن شده‌اند، یا هنوز باید از یک مرز عبور کنند؟

بودن غذا در فضای لولۀ گوارش به معنی ورود آن به محیط داخلی نیست. مواد باید از سد یاخته‌های پوششی بگذرند؛ بیشتر این عبور در رودۀ باریک رخ می‌دهد و به آن جذب می‌گوییم.

عبور از مرز روده

گوارش، مواد را خرد می‌کند؛ جذب، آن‌ها را وارد محیط داخلی می‌کند. محیط داخلی شامل خون، لنف و مایع بین‌یاخته‌ای است. بیشتر جذب در رودۀ باریک انجام می‌شود.

سطح داخلی این روده فقط یک دیوار صاف نیست: چین‌های حلقوی دارد، روی چین‌ها پرز قرار گرفته و سطح رو به فضای رودۀ یاخته‌های پوششی، ریزپرز دارد. این سه سطح، مساحت تماس با کیموس را زیاد می‌کنند؛ مثل پارچه‌ای که با باز کردن چین‌هایش، سطح بیشتری نمایان می‌شود. در سلیاک، آسیب ناشی از گلوتن به یاخته‌ها و از بین رفتن ریزپرزها و حتی پرزها، سطح جذب را کم می‌کند.

در هر پرز، مویرگ خونی و یک مویرگ لنفیِ بسته وجود دارد. بسیاری از مواد جذب‌شده وارد خون می‌شوند، اما مولکول‌های حاصل از گوارش لیپیدها ابتدا وارد لنف و سپس خون می‌شوند. این مواد می‌توانند در کبد یا بافت چربی ذخیره شوند؛ کبد از لیپیدها، لیپوپروتئین می‌سازد.

لیپوپروتئین کم‌چگال، LDL\mathrm{LDL}، کلسترول زیادی دارد؛ در پرچگال، HDL\mathrm{HDL}، پروتئین از کلسترول بیشتر است. بیشتر بودن پرچگال نسبت به کم‌چگال، احتمال رسوب کلسترول در دیوارۀ سرخرگ‌ها را کم می‌کند. چاقی، کم‌تحرکی و مصرف بیش‌ازحد کلسترول، کم‌چگال را افزایش می‌دهند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۵

بازیابی آب و مسیر خون

رودۀ بزرگ بیشتر در بازیابی آب و یون‌ها نقش دارد، نه ترشح آنزیم گوارشی. این روده پرز ندارد؛ یاخته‌های پوششی آن مادۀ مخاطی ترشح می‌کنند، اما آنزیم گوارشی ترشح نمی‌کنند. ابتدای آن رودۀ کور است که به آپاندیس ختم می‌شود؛ سپس کولون بالارو، افقی و پایین‌رو قرار دارند.

مواد جذب‌نشده و گوارش‌نیافته، همراه یاخته‌های مرده و باقی‌ماندۀ شیره‌ها وارد این روده می‌شوند. با جذب آب و یون‌ها، مدفوع جامدتر می‌شود. حرکات این بخش آهسته است و مدفوع را به راست‌روده می‌رساند. در انتهای راست‌روده، بندارۀ داخلی از ماهیچۀ صاف و بندارۀ خارجی از ماهیچۀ مخطط است؛ دفع در پایان به‌صورت ارادی انجام می‌شود.

حالا مسیر خون را دنبال کن: خون بخش‌هایی از دستگاه گوارش مستقیم به قلب برنمی‌گردد؛ سیاهرگ باب، آن را ابتدا به کبد می‌برد. پس از غذا، جریان خون گوارشی افزایش می‌یابد تا هم نیاز فعالیت بیشتر تأمین شود و هم مواد جذب‌شده به کبد برسند. کبد از این مواد گلیکوژن و پروتئین می‌سازد و آهن و برخی ویتامین‌ها را ذخیره می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۶

هماهنگی با پیام عصبی

دستگاه گوارش بین وعده‌ها نسبتاً کم‌فعال است و پس از ورود غذا فعال‌تر می‌شود. پس ترشح شیره‌ها، حرکت غذا و حتی گردش خون باید با هم هماهنگ شوند.

دستگاه عصبی خودمختار بخشی از این تنظیم را ناخودآگاه انجام می‌دهد. مثلاً دیدن، بوییدن یا حتی فکر کردن به غذا می‌تواند ترشح بزاق را افزایش دهد؛ لازم نیست آگاهانه به غده‌های بزاقی فرمان بدهی.

در دیوارۀ لولۀ گوارش، از مری تا مخرج، شبکه‌های عصبی روده‌ای نیز وجود دارند. این شبکه‌ها تحرک و ترشح را تنظیم می‌کنند و می‌توانند مستقل از دستگاه عصبی خودمختار کار کنند؛ البته خودمختار با آن‌ها ارتباط دارد و بر عملکردشان اثر می‌گذارد.

هماهنگی فقط درون روده نیست: هنگام بلع، مرکز بلع در بصل‌النخاع فعالیت مرکز تنفس را موقتاً مهار می‌کند؛ همراه بسته شدن نای، تنفس برای مدت کوتاهی متوقف می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۷

هماهنگی با پیام هورمونی

تنظیم گوارش فقط عصبی نیست. بعضی یاخته‌های معده و روده، هورمون می‌سازند و آن را به خون می‌ریزند. خون پیام را به محل اثر می‌رساند؛ پس هورمون را با شیره‌ای که وارد فضای لولۀ گوارش می‌شود، یکی ندان.

دو مسیر مهم را جداگانه به خاطر بسپار:

  • سکرتین: از دوازدهه به خون می‌رود، بر لوزالمعده اثر می‌گذارد و ترشح بیکربنات را افزایش می‌دهد. بیکربنات به کاهش اسیدی بودن محتویات ورودی به روده کمک می‌کند.
  • گاسترین: از معده ترشح می‌شود و ترشح اسید معده و پپسینوژن را افزایش می‌دهد.

برای یادگیری، فقط نام هورمون را حفظ نکن؛ هر بار بپرس «از کجا ترشح می‌شود و چه چیزی را افزایش می‌دهد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸

وزن را درست تفسیر کنیم

وزن مناسب یعنی توجه به سلامت، نه رسیدن به یک ظاهر خاص. غذاهای پرانرژی، کم‌تحرکی و غذا خوردن برای کاهش تنش می‌توانند در چاقی نقش داشته باشند؛ ژن‌ها هم در بعضی افراد مؤثرند. چاقی احتمال دیابت نوع دو، برخی سرطان‌ها و بیماری‌های قلبی‌عروقی را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، دریافت ناکافی مواد مغذی می‌تواند باعث کم‌خونی و کاهش استحکام استخوان‌ها شود.

شاخص تودۀ بدنی از این رابطه به دست می‌آید:

BMI=جرم بر حسب کیلوگرم(قد بر حسب متر)2\mathrm{BMI}=\frac{\text{جرم بر حسب کیلوگرم}}{(\text{قد بر حسب متر})^2}

در دسته‌بندی کتاب برای افراد بیشتر از بیست سال، کمتر از 1919 کمبود وزن، بین 1919 تا 2525 وزن مناسب، بین 2525 تا 3030 اضافه‌وزن و بیشتر از 3030 چاقی است.

اما برای افراد زیر بیست سال، باید شاخص را با افراد هم‌سن و هم‌جنس مقایسه کرد. جدول و نمودارهای نوجوانان بر همین مقایسه تکیه دارند، نه بر مرزهای بزرگسالان. تراکم استخوان، مقدار ماهیچه و چربی هم اهمیت دارند؛ بنابراین قضاوت نهایی دربارۀ مناسب بودن وزن با متخصص است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۲۸

مثال حل‌شده

فردی بیست‌وچهارساله، جرمی برابر با 60 kg60\,\mathrm{kg} و قدی برابر با 1.58 m1.58\,\mathrm{m} دارد. شاخص تودۀ بدنی او را تا نزدیک‌ترین عدد صحیح محاسبه و با دسته‌بندی کتاب مقایسه کن.

  1. رابطه را می‌نویسیم: BMI=mh2\mathrm{BMI}=\frac{m}{h^2}؛ جرم باید بر حسب kg\mathrm{kg} و قد بر حسب m\mathrm{m} باشد.

  2. ابتدا مربع قد را حساب می‌کنیم: (1.58)2=2.4964(1.58)^2=2.4964؛ تقسیم بر خود قد، به جای مربع آن، نادرست است.

  3. جرم را بر مربع قد تقسیم می‌کنیم: BMI=602.4964≈24 kg/m2\mathrm{BMI}=\frac{60}{2.4964}\approx24\,\mathrm{kg/m^2}.

  4. چون فرد بیشتر از بیست سال دارد و 19<24<2519<24<25 است، طبق دسته‌بندی کتاب در محدودۀ وزن مناسب قرار می‌گیرد.

جواب: شاخص تودۀ بدنی این فرد 24 kg/m224\,\mathrm{kg/m^2} است و طبق دسته‌بندی کتاب برای بزرگسالان در محدودۀ وزن مناسب قرار دارد؛ این نتیجه جای ارزیابی تخصصی را نمی‌گیرد.

نکات مهم

  • بیشتر جذب در رودۀ باریک با سطح گستردۀ چین‌ها، پرزها و ریزپرزها انجام می‌شود و مواد حاصل از گوارش لیپیدها ابتدا وارد لنف می‌شوند.
  • رودۀ بزرگ آب و یون‌ها را بازیابی می‌کند، سیاهرگ باب خون گوارشی را ابتدا به کبد می‌برد و پیام‌های عصبی و هورمونی فعالیت گوارش را هماهنگ می‌کنند.
  • شاخص تودۀ بدنی از تقسیم جرم بر مربع قد به دست می‌آید، اما در نوجوانان باید با الگوی هم‌سن و هم‌جنس و نظر متخصص تفسیر شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۲ زیست دهم)

درس‌های فصل ۲ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۲ زیست دهم · رایگان