درس ۱ · صفحهٔ ۸۵ تا ۹۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
وسعت و عمق نوشته را بیشتر کنیم.
در این درس یاد میگیری چگونه با مطالعهٔ هدفمند و استفادهٔ بجا از داستان، تمثیل و سخنان مرتبط، نوشتهات را گستردهتر و عمیقتر کنی.
پیش از شروع
چطور میشود دربارهٔ یک مسابقه نوشت، اما خواننده را به فکر معنای پیروزی و مهربانی انداخت؟
در «نُه قهرمان بر سکوی اوّل»، نویسنده فقط ماجرای مسابقه را تعریف نمیکند؛ با تمثیل درخت و حدیثی مرتبط، معنای پیروزی را گسترش میدهد. او از خواندههایش کمک میگیرد تا نوشته هم جزئیات بیشتری داشته باشد و هم خواننده را به فکر فرو ببرد.
ذهن را برای نوشتن پرورش بده
ذهن را برای نوشتن پرورش بده
تا حالا شده بخواهی بنویسی، اما ندانی از کجا شروع کنی؟ ذهن برای نوشتن به خوراک نیاز دارد؛ یکی از بهترین خوراکهایش، خواندن است. همانطور که کشاورز با کاشتن و مراقبت از دانه به محصول میرسد، تو هم با خواندن، به خاطر سپردن و فکرکردن، ذهنت را برای نوشتن آماده میکنی.
فقط تمامکردن کتاب مهم نیست. بعد از خواندن، کمی مکث کن و از خودت بپرس: «چه نکتهای یاد گرفتم؟ چرا این بخش برایم جالب بود؟» این پرسشها کمک میکنند آموختههایت را بهتر بفهمی و هنگام نوشتن از آنها استفاده کنی.
مثلاً اگر داستانی دربارهٔ دوستی خواندهای، به یاد بیاور شخصیتها چگونه اختلافشان را حل کردند. بعد فکر کن کدام رفتارشان در زندگی تو هم کاربرد دارد. حالا برای نوشتن دربارهٔ دوستی، هم یک تجربهٔ خواندنی در ذهن داری و هم فکری که خودت آن را پرورش دادهای. خواندن، مواد اولیه میدهد و اندیشیدن، آنها را برای نوشتن آماده میکند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹
فقط کتاب را نمیخوانیم
فقط کتاب را نمیخوانیم
تا حالا پیش آمده صحنهای از یک فیلم در ذهنت بماند و دلت بخواهد دربارهاش بنویسی؟ برای پیدا کردن ایده، فقط به کتاب محدود نیستیم. تصویرها، فیلمها، حکایتهایی که میشنویم و گفتوگوهای مردم هم میتوانند ذهن ما را برای نوشتن به حرکت درآورند. «خواندن» در این درس، معنایی گستردهتر از خواندن واژههای روی کاغذ دارد.
مثلاً عکسی از یک ایستگاه شلوغ را میبینی. به چهرهها و وسایل مسافران دقت میکنی و از خودت میپرسی: «این آدمها کجا میروند؟ چه کسی منتظرشان است؟» همین دیدن و فکرکردن میتواند آغاز نوشتهای دربارهٔ سفر یا انتظار باشد.
مهم، توجهکردن است: وقتی فیلمی میبینی یا حکایتی میشنوی، از خودت بپرس چه نکتهای در آن هست که میتوانم دربارهاش بنویسم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹
از ماجرای مسابقه تا معنای پیروزی
از ماجرای مسابقه تا معنای پیروزی
اگر نویسنده فقط میگفت «در مسابقه مهربان باشیم»، پیامش روشن بود؛ اما آیا به همین اندازه بر ما اثر میگذاشت؟ در «نُه قهرمان بر سکوی اوّل»، سه بخش به پرورش این پیام کمک میکنند:
- داستان مسابقه: برگشتن دوندگان برای کمک به همراهشان، مهربانی را به رفتاری دیدنی تبدیل میکند. موضوع با روایت یک ماجرا گستردهتر میشود.
- تمثیل درخت: درخت حتی به کسی که میخواهد آن را ببُرد، سایه میدهد. این شباهت، ما را به معنای عمیقتری میرساند: نیکیکردن فقط برای دوستان نیست؛ رقیب را هم میتوان دید.
- حدیث پایانی: دعوت به رقابت در نیکیها، نتیجهٔ نوشته را استوار میکند؛ مسابقه میتواند فرصتی برای بهترشدن رفتارمان باشد، نه فقط شکستدادن دیگران.
پس گسترش نوشته فقط بیشترکردن جملهها نیست؛ جزئیات به موضوع وسعت میدهند و معناهای تازه به آن عمق میبخشند. مثلاً در نوشتهای دربارهٔ همکاری در مدرسه، تعریف یک ماجرای کمک به همکلاسی میتواند پیام تو را ملموستر کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰
خواندهها را بجا به کار ببر
خواندهها را بجا به کار ببر
فرض کن میخواهی دربارهٔ «کمک به دیگران» بنویسی و چند داستان، شعر و نکتهٔ علمی به یاد داری. آیا باید همه را در نوشتهات بیاوری؟ نه؛ نوشته انبارِ دانستهها نیست! هر مطلب باید به روشنترشدن موضوع کمک کند.
برای استفاده از خواندهها، این سه کار را انجام بده:
- انتخاب کن: کدام داستان یا سخن با موضوعت ارتباط دارد؟
- پیوند بده: توضیح بده این مطلب چه نکتهای دربارهٔ موضوع نشان میدهد.
- نتیجه بگیر: با فکر خودت نشان بده از آن چه میتوان آموخت.
مثلاً در نوشتهای دربارهٔ کمک به دیگران، میتوانی ماجرای دانشآموزی را بیاوری که برای آموزش دوستش وقت گذاشته است. سپس توضیح بده که پیشرفت فقط بالارفتن نمرهٔ خودمان نیست؛ گاهی همراهکردن دیگری هم نشانهٔ پیشرفت است.
پس گسترش نوشته فقط بیشترکردن جملهها نیست؛ مطلب مرتبط، همراه با توضیح و تحلیل تو، هم موضوع را بازتر میکند و هم معنای آن را عمیقتر.
کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱
مثال حلشده
در نوشتهٔ صفحهٔ ۹۲ دربارهٔ ستایش آفریدگار، کدام بخشها از مطالعات نویسنده آمدهاند و چگونه به گستردگی و عمق نوشته کمک کردهاند؟
موضوع اصلی را مشخص میکنیم: ستایش خداوند به انسان و فرشته محدود نیست و سراسر آفرینش را در بر میگیرد.
حکایت مسافر و شنیدن صدای جانوران را پیدا میکنیم؛ این حکایت برای موضوع کلی، نمونهای ملموس فراهم میکند.
نقش آیه را بررسی میکنیم؛ آیه، پیام مربوط به ستایش خداوند در آسمانها و زمین را تأیید میکند.
به شعرها توجه میکنیم؛ آنها همان اندیشه را با زبانی ادبی و اثرگذار بیان میکنند.
پیوند این بخشها را با توضیح نویسنده میسنجیم؛ او از نمونهها نتیجه میگیرد که انسان نیز نباید از ستایش آفریدگار غافل بماند.
نکات مهم
- خواندن همراه با فکرکردن، و توجه به دیدنیها و شنیدنیها، ذهن ما را برای نوشتن آماده میکند.
- داستان، تمثیل و سخنان مرتبط میتوانند موضوع نوشته را گسترش دهند و پیام آن را روشنتر و عمیقتر کنند.
- نوشتهٔ پربار از انتخاب بجای آموختهها، تحلیل آنها و پیوندشان با موضوع و نتیجه شکل میگیرد، نه فقط از زیادشدن جملهها.