درس ۱ · صفحهٔ ۴۵ تا ۵۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
فضا و رنگِ نوشته را تغییر دهیم.
در این درس یاد میگیری فضای طنز و غیرطنز را تشخیص بدهی و با شناخت شش شیوهٔ ایجاد طنز، حالوهوای نوشتهات را برای خنداندن و نشاندادن رفتارهای نادرست تغییر بدهی.
پیش از شروع
اگر بخواهی ماجرای تمامشدن شارژ گوشی را مثل یک حکایت کهن تعریف کنی، چه مینویسی؟ چرا همین تغییر زبان میتواند ماجرا را خندهدار کند؟
مثلاً میتوانی بنویسی: «چون دیده بر تلفن گشودم، توانش پایان یافته بود و مرا جز نالیدن چارهای نبود!» کنار هم نشستنِ یک اتفاق امروزی و زبان کهن، میتواند فضای طنز بسازد. پس برای تغییر حالوهوای نوشته، همیشه لازم نیست موضوعش را عوض کنیم.
فضای نوشته و اغراق
فضای نوشته و اغراق
تا حالا یک اتفاق را برای کسی جدی تعریف کردهای و برای دیگری خندهدار؟ موضوع همان است، امّا انتخاب واژهها و شیوهٔ توصیف، حالوهوای نوشته را عوض میکند. نوشتهٔ غیرطنز میتواند اطلاعات بدهد یا احساسی را بیان کند، بدون اینکه قصد خنداندن داشته باشد؛ نوشتهٔ طنز، موضوع را با نگاهی شوخ و خندهبرانگیز نشان میدهد.
یکی از راههای ساختن طنز، اغراق در توصیف شخصیتهاست؛ یعنی ظاهر، حالت یا رفتار کسی را بسیار بزرگتر از اندازهٔ واقعی نشان بدهیم.
این دو جمله را مقایسه کن:
- «وقتی زنگ تفریح خورد، سارا با عجله از کلاس بیرون رفت.»
- «وقتی زنگ تفریح خورد، سارا چنان دوید که کفشهایش جا ماندند و نفسزنان دنبالش رفتند!»
جملهٔ اول فقط اتفاق را گزارش میکند. در جملهٔ دوم، سرعت دویدن سارا آنقدر بزرگنمایی شده که تصویری ناممکن و بامزه ساخته است. البته هر اغراقی طنز نیست؛ اینجا اغراق برای ایجاد تصویری خندهدار به کار رفته است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۸
موضوع کوچک، بیان متفاوت
موضوع کوچک، بیان متفاوت
تا حالا برای پیداکردن پاککن، تمام کیف و اتاقت را زیرورو کردهای؟ همین اتفاق کوچک میتواند شروع یک نوشتهٔ طنز باشد. دو راه را امتحان کنیم:
موضوع کوچک را کش بدهیم: بهجای اینکه فقط بنویسیم «پاککنم گم شد»، برای پیداکردنش جلسهٔ خانوادگی تشکیل بدهیم، از شاهدان سؤال کنیم و گزارش جستوجو بنویسیم! خنده از اینجا شکل میگیرد که به یک مسئلهٔ کماهمیت، بیشتر از اندازه اهمیت دادهایم. پس فقط طولانینوشتن کافی نیست؛ جزئیات باید این اهمیتِ بیجا را نشان بدهند.
ماجرای امروزی را به زبان کهن بگوییم: مثلاً دربارهٔ تمامشدن شارژ گوشی بنویسیم: «چون به پیامفرستادن همّت گماشتم، نیروی دستگاه پایان یافت و جهان پیش چشمم تیره گشت!» اتفاق، امروزی است؛ امّا لحن، یادآور حکایتهای قدیمی است. همین ناهماهنگی میتواند خندهدار شود.
در راه اول، اندازهٔ توجه به موضوع را تغییر میدهیم؛ در راه دوم، زبان و سبک بیان را.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۹
پاسخ در جای نادرست
پاسخ در جای نادرست
فرض کن از دوستت بپرسی: «چرا امروز دیر رسیدی؟» و او بگوید: «ممنون، تو هم همینطور!» این پاسخ برای موقعیت دیگری مناسب است؛ همین ناهماهنگی میتواند خندهدار شود.
یکی از راههای ساختن طنز، جابهجاکردن رویدادها یا آوردن پاسخ در جای نامناسب است. خواننده انتظار دارد اتفاقها و گفتوگوها با موقعیت جور باشند؛ وقتی این انتظار به هم میخورد، فضای طنز شکل میگیرد.
در حکایت عیادتِ کتاب، مرد ناشنوا از پیش پرسشها و پاسخها را در ذهنش آماده کرده است. اما بیمار چیزهایی میگوید که او پیشبینی نکرده؛ مرد هم همان جوابهای آماده را میدهد. خنده از ناشنوایی او نیست؛ از جورنبودن پاسخهای آماده با حرفهای واقعی بیمار پدید میآید.
برای استفاده از این روش، اول یک موقعیت معمولی بساز؛ بعد پاسخ یا اتفاقی را وارد کن که به موقعیت دیگری تعلق دارد، اما خواننده بتواند دلیل این ناهماهنگی را بفهمد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۰
شوخی با واژهها
شوخی با واژهها
گاهی برای ساختن طنز، لازم نیست ماجرای عجیبی بسازیم؛ خودِ واژهها به کمکمان میآیند! بعضی واژهها چند معنا دارند و اگر شخصیتهای داستان، معنای یکدیگر را اشتباه بفهمند، گفتوگویی خندهدار شکل میگیرد. در نمونهٔ کتاب، امدادگر «سالم» را به معنی تندرست به کار میبرد، امّا مجروح آن را نام یک نفر میفهمد. همین تفاوت برداشت، طنز میسازد.
راه دیگر، استفادهٔ عمدی از غلطهای املایی یا فعلهای بیربط است. مثلاً دربارهٔ صبحانه بنویسیم: «چایم را پوشیدم و با عجله از خانه بیرون رفتم!» فعل «پوشیدم» با چای جور نیست و همین ناسازگاری میتواند خندهدار باشد.
نکته اینجاست که هر اشتباهی طنز نیست. نویسنده شکل درست واژه یا کاربرد درست فعل را میداند، امّا آگاهانه آن را تغییر میدهد تا شوخی بسازد؛ مثل نامهٔ پدر در کتاب که غلطهایش برای خنداندن خانواده نوشته شده بود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۱
پشت خنده چه پیامی است؟
پشت خنده چه پیامی است؟
تا اینجا راههایی برای خندهدارکردن نوشته شناختی؛ اما طنز فقط برای خنداندن نیست. طنزنویس میتواند یک رفتار نادرست را طوری نشان بدهد که هم بخندیم و هم از خودمان بپرسیم: «نکند من هم این کار را میکنم؟» گاهی پشت این خنده، ناراحتی از یک مشکل پنهان است.
مثلاً تصور کن کسی برای جلو افتادن در صف میگوید: «من اصلاً اهل پایمالکردن حق دیگران نیستم؛ لطفاً همه کنار بروید تا حقم را زودتر بگیرم!» ناسازگاری حرف و رفتار او خندهدار است، اما پیام نوشته جدی است: رعایتنکردن نوبت، حق دیگران را ضایع میکند.
پس هنگام خواندن طنز، فقط دنبال بخش خندهدار نگرد؛ ببین نویسنده کدام رفتار را نقد میکند. هنگام نوشتن هم بهجای تحقیر آدمها، رفتار نادرستشان را نشان بده تا خواننده به اصلاح آن فکر کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۵۲
مثال حلشده
جملهٔ «سامان بدون رعایت نوبت، جلوی صف بوفه رفت» را با اغراق به نوشتهای طنزآمیز تبدیل کن و پیام انتقادی آن را توضیح بده.
رفتار اصلی را پیدا میکنیم: سامان نوبت دیگران را رعایت نکرده است؛ میخواهیم همین رفتار را نقد کنیم.
شگرد مناسب را انتخاب میکنیم: سرعت و شتاب او را بیش از اندازه بزرگ نشان میدهیم.
تصویر اغراقآمیز میسازیم: سامان پیش از زنگ تفریح، مثل موشک به جلوی صف میرسد.
با افزودن جملهای دربارهٔ «موتور موشکی»، خنده را به رفتار نادرست او پیوند میدهیم؛ هدف، نقد بینوبتی است، نه مسخرهکردن ظاهر شخصیت.
نکات مهم
- فضای طنز و غیرطنز به شیوهٔ بیان و حالوهوای نوشته بستگی دارد، نه فقط به موضوع آن.
- اغراق، گسترش موضوع کماهمیت، بیان امروزی با سبک کهن، جابهجایی رویدادها، بازی با واژهها و غلطهای املایی یا فعلهای بیربطِ عمدی، از شگردهای ایجاد طنزند.
- طنز فقط برای خنداندن نیست و میتواند رفتارهای نادرست را برجسته کند تا به اصلاح آنها فکر کنیم.