۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
نگارش نهم · فصل ۳

خلاصه درس فصل ۳ نگارش نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«نوعِ زبانِ نوشته را انتخاب کنیم.»، فصل ۳ کتاب نگارش نهم، صفحهٔ ۳۵ تا ۴۴، پایهٔ نهم: ۲ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۳۵ تا ۳۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس سوم: نوعِ زبانِ نوشته را انتخاب کنیم.

در این درس یاد می‌گیری زبان عادی و ادبی را با توجّه به ویژگی‌هایشان تشخیص بدهی و برای نوشتن دربارهٔ یک موضوع، زبان مناسب را انتخاب کنی.

پیش از شروع

اگر بنویسیم «کتابم تمام روز منتظرم بود تا با من حرف بزند»، چه فرقی با این جمله دارد: «امروز می‌خواهم کتابم را بخوانم»؟ مگر موضوع هر دو، کتاب نیست؟

موضوع هر دو جمله کتاب است، امّا زبانشان فرق دارد. در اوّلی، کتاب را مثل یک دوستِ زنده تصوّر کرده‌ایم؛ در دومی، خبری را ساده و مستقیم گفته‌ایم. پس یک موضوع را می‌توان با زبان‌های متفاوت نوشت.

زبان عادی؛ روشن و مستقیم

زبان عادی؛ روشن و مستقیم

فرض کن دوستت امروز به مدرسه نیامده و می‌خواهی تکلیف نگارش را به او خبر بدهی. می‌نویسی: «برای فردا، دربارهٔ کتاب مورد علاقه‌مان یک بند می‌نویسیم.» اینجا می‌خواهی دوستت بدون حدس‌زدن، بفهمد چه کاری باید انجام دهد؛ پس از زبان عادی استفاده می‌کنی.

در زبان عادی، واژه‌ها معمولاً معنای اصلی خود را دارند و جمله‌ها واقعیت را روشن و مستقیم بیان می‌کنند. هدف اصلی، آگاهی‌دادن است، نه ساختن تصویرهای خیالی. مثلاً در جملهٔ «کتابخانهٔ مدرسه امروز باز است»، کتابخانه همان محل نگهداری و خواندن کتاب است و خبر مشخصی دربارهٔ آن می‌دهیم.

عادی‌بودن زبان به معنی بی‌ارزش یا ضعیف‌بودن نوشته نیست. برای نوشتن گزارش، راهنما یا پیام مربوط به تکلیف، همین روش بسیار مناسب است. هنگام خواندن چنین نوشته‌ای از خودت بپرس: «این متن چه اطّلاعات روشنی به من می‌دهد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸

زبان ادبی؛ خیال و احساس

زبان ادبی؛ خیال و احساس

تصوّر کن بعد از چند روز، سراغ کتاب روی میزت می‌روی و می‌نویسی: «کتابم از تنهایی خسته شده بود؛ تا بازش کردم، با لبخند به استقبالم آمد.» کتاب واقعاً خسته نمی‌شود و لبخند نمی‌زند؛ تو با کمک خیال، به آن ویژگی‌های انسانی داده‌ای. این آرایه را جان‌بخشی می‌نامیم.

در زبان ادبی، فقط خبر نمی‌دهیم؛ کاری می‌کنیم که خواننده صحنه‌ای را در ذهن ببیند و احساسی پیدا کند. مثلاً در جملهٔ «کتاب، مثل دوستی صبور، همراهم بود»، با تشبیه، همراهی کتاب را به همراهی یک دوست مانند کرده‌ایم. این تصویر می‌تواند حسّ صمیمیت و آرامش ایجاد کند.

پس زبان ادبی قرار نیست فقط واژه‌های سخت داشته باشد؛ با واژه‌های ساده هم می‌توان خیال و احساس آفرید. وقتی دربارهٔ یک روز بارانی خاطره می‌نویسی، می‌توانی به‌جای گزارش بارش، صدای باران را به آواز تشبیه کنی تا خواننده حال‌وهوای آن روز را بهتر حس کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸

انتخاب زبان مناسب

انتخاب زبان مناسب

پیش از نوشتن، از خودت بپرس: «دربارهٔ چه چیزی می‌نویسم و می‌خواهم نوشته‌ام چه اثری بر خواننده بگذارد؟» موضوع به‌تنهایی زبان نوشته را تعیین نمی‌کند؛ هدف تو هم مهم است.

مثلاً دربارهٔ باران، اگر بخواهی وضعیت هوا را گزارش کنی، می‌توانی بنویسی: «از صبح در شهر باران می‌بارد.» امّا اگر بخواهی حس‌وحال یک روز بارانی را نشان بدهی، می‌توانی بنویسی: «باران از صبح برای کوچه‌ها آواز می‌خواند.» موضوع یکی است، ولی هدف و زبان فرق دارند.

برای تشخیص زبان یک متن هم مجموع ویژگی‌های آن را بسنج: آیا بیشتر، اطّلاعات را مستقیم بیان می‌کند یا با خیال‌پردازی، احساس تو را درگیر می‌کند؟ دیدن یک تعبیر خیال‌انگیز کافی نیست که فوراً کلّ نوشته را ادبی بدانیم؛ باید ببینیم شیوهٔ غالب متن چیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸

مثال حل‌شده

نوع زبان این نوشته را با دلیل مشخّص کن: «کتابخانهٔ مدرسه محل نگهداری و امانت دادن کتاب‌هاست. دانش‌آموزان می‌توانند در زنگ تفریح از آن کتاب بگیرند. کتاب‌ها پنجره‌هایی رو به جهان‌اند.»

  1. ابتدا هدف اصلی نوشته را پیدا می‌کنیم: آشنا کردن خواننده با کاربرد کتابخانه و امکان امانت گرفتن کتاب.

  2. دو جملهٔ نخست را بررسی می‌کنیم: اطّلاعات را مستقیم و نزدیک به واقعیت بیان می‌کنند.

  3. در جملهٔ پایانی، کتاب‌ها به پنجره تشبیه شده‌اند؛ پس این جمله تصویری ادبی دارد.

  4. ویژگی‌های کل نوشته را کنار هم می‌گذاریم: بیان مستقیم و اطّلاع‌رسانی غالب است؛ بنابراین وجود یک تصویر ادبی، زبان کل متن را ادبی نمی‌کند.

جواب: زبان نوشته عادی است؛ چون ویژگی غالب آن، توضیح مستقیم کاربرد کتابخانه است، هرچند در یک جمله تصویر ادبی دارد.

نکات مهم

  • زبان عادی، معنا و اطّلاعات را بیشتر به‌صورت روشن، مستقیم و نزدیک به واقعیت بیان می‌کند.
  • زبان ادبی با خیال و آرایه‌های ادبی، علاوه بر انتقال معنا، احساس خواننده را نیز برمی‌انگیزد.
  • پیش از نوشتن، زبان مناسب را با توجّه به موضوع و هدف انتخاب می‌کنیم و برای تشخیص زبان یک متن، مجموع ویژگی‌های آن را می‌سنجیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۳۹ تا ۴۴ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فعّالیت‌های نگارشی

در این درس یاد می‌گیری زبان عادی و ادبی را تشخیص بدهی و به کار ببری، نوشته را با معیارهای روشن بازبینی کنی، کاربرد نادرست «یت» را اصلاح کنی و یک مَثَل را به زبان ساده بازآفرینی کنی.

پیش از شروع

اگر بنویسی «باران بارید» یا «آسمان برای باغچه اشک ریخت»، چه فرقی در تصویری که خواننده می‌سازد به وجود می‌آید؟

جملهٔ نخست، رویداد را مستقیم و به زبان عادی بیان می‌کند؛ جملهٔ دوم، با خیال‌پردازی تصویری ادبی می‌سازد. در این درس، انتخاب و بازبینی زبان نوشته را تمرین می‌کنی و بعد، سراغ درست‌نویسی و بازآفرینی یک مَثَل می‌روی.

زبان عادی یا ادبی؟

زبان عادی یا ادبی؟

فرض کن دوستت می‌گوید: «باد اومد.» آیا چون گفتاری حرف زده، زبانش ادبی شده است؟ نه؛ او فقط خبری را مستقیم بیان کرده است. زبان عادی منظور را بدون تکیه بر خیال و تصویرسازی می‌رساند؛ چه واژه‌هایش رسمی باشند، چه گفتاری.

اما در زبان ادبی، خیال به بیان ما رنگ می‌دهد. به این جمله از متن صفحهٔ ۴۰ دقت کن:

کوه‌ها قصّهٔ آدم را گوش دادند، درخت‌ها گوش دادند، دریا گوش داد؛ امّا فقط خدا دلش برای آدم سوخت.

در اینجا کوه و درخت و دریا مانند انسان قصه می‌شنوند؛ همین خیال‌پردازی به نوشته ویژگی ادبی می‌دهد. پس برای تشخیص نوع زبان، فقط دنبال واژه‌های رسمی یا گفتاری نباش؛ بپرس: نوشته منظورش را مستقیم می‌گوید یا از خیال و تصویرسازی کمک می‌گیرد؟ مثلاً «حیاط ساکت بود» بیان عادی است، اما «حیاط در خواب فرو رفته بود» بیان ادبی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۰

یک موضوع، دو زبان

یک موضوع، دو زبان

فرض کن از پنجره به حیاط مدرسه نگاه می‌کنی و می‌خواهی دربارهٔ افتادن برگ‌ها بنویسی. موضوع یکی است، امّا می‌توانی آن را به دو شکل بیان کنی:

  • زبان عادی: «برگ‌های زرد از شاخه‌ها جدا شدند و روی زمین افتادند.»
  • زبان ادبی: «برگ‌های زرد، دست شاخه‌ها را رها کردند و آرام در آغوش حیاط نشستند.»

در نوشتهٔ عادی، رویداد را مستقیم گزارش کردیم. در نوشتهٔ ادبی، برای شاخه‌ها دست و برای حیاط آغوش در نظر گرفتیم تا خواننده صحنه را با خیال خود ببیند. موضوع عوض نشده؛ شیوهٔ بیان عوض شده است.

برای تمرین، ابتدا یک اتفاق ساده را روشن بنویس. سپس به شکل، صدا یا حرکت آن فکر کن: شبیه چیست؟ چه تصویری می‌توان برایش ساخت؟ لازم نیست فقط واژه‌های دشوار جایگزین کنی؛ زبان ادبی با تصویرسازی جان می‌گیرد، نه با پیچیده‌کردن جمله.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱

بازبینی با معیار

بازبینی با معیار

فرض کن نوشته‌ات تصویرهای زیبایی دارد، امّا پایانش ناگهانی است و چند غلط املایی هم دارد. آیا فقط به خاطر زیبایی جمله‌ها، آمادهٔ ارائه است؟ برای داوری منصفانه، باید چند جنبه را کنار هم ببینی.

پس از نوشتن پیش‌نویس، این پرسش‌ها را از خودت بپرس:

  • زبان: زبان عادی یا ادبی را متناسب با موضوع و هدفم به کار برده‌ام؟
  • ساختار: نوشته‌ام آغاز، میانه و پایان دارد و بخش‌هایش به هم مربوط‌اند؟
  • پرورش فکر: با جزئیات، مثال یا توصیف، فکر اصلی را گسترش داده‌ام؟
  • پاک‌نویس: املا، نشانه‌گذاری و جمله‌ها را اصلاح کرده‌ام و خطم خواناست؟
  • خواندن: متن را با صدای روشن، مکث‌های مناسب و لحن هماهنگ می‌خوانم؟

مثلاً برای بازبینی خاطرهٔ یک گردش، فقط دنبال واژه‌های زیبا نگرد؛ ببین خواننده می‌فهمد ماجرا چگونه شروع و تمام شده است یا نه. متنت را یک بار بلند بخوان؛ این کار کمک می‌کند جمله‌های نامفهوم و جای مکث‌ها را پیدا کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲

«آشنا»، نه «آشنائیت»

«آشنا»، نه «آشنائیت»

فرض کن در معرفی خودت برای گروه کتاب‌خوانی نوشته‌ای: «با داستان‌های ایرانی آشنائیت دارم.» منظورت روشن است؛ امّا «آشنائیت» ساخت درستی ندارد. بهتر است بنویسی: «با داستان‌های ایرانی آشنا هستم» یا «با داستان‌های ایرانی آشنایی دارم».

نشانهٔ «یت» را نباید به واژه‌های فارسی اضافه کنیم. «آشنا»، «خوب» و «ایران» فارسی‌اند؛ پس ساختن «آشنائیت»، «خوبیّت» و «ایرانیت» با این نشانه درست نیست. در مقابل، واژه‌هایی مانند «اکثریّت» و «محبوبیّت» ریشهٔ عربی دارند و کاربرد «یت» در آنها درست است.

هنگام ویرایش، فقط نشانهٔ نادرست را حذف نکن؛ ببین جمله با چه تغییری درست و روان می‌شود. مثلاً به‌جای «خوبیّت دارد که کتابمان را به دیگران بدهیم» می‌توان نوشت: «خوب است که کتابمان را به دیگران بدهیم.» معنا را نگه می‌داریم، امّا شکل بیان را اصلاح می‌کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۳

از مَثَل تا داستان

از مَثَل تا داستان

تا حالا کسی را پس از مدتی، جایی دیده‌ای که انتظارش را نداشتی؟ مَثَل «کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد» یادآوری می‌کند که آدم‌ها ممکن است دوباره سر راه هم قرار بگیرند؛ پس رفتار امروز ما می‌تواند در دیدار آینده اثر بگذارد.

بازآفرینی مَثَل فقط توضیح معنی آن نیست؛ باید پیامش را در یک ماجرا نشان بدهیم. برای شروع، دو شخصیت و یک موقعیت روزمره انتخاب کن. بعد از خودت بپرس: یکی با دیگری چه رفتاری می‌کند؟ کجا دوباره همدیگر را می‌بینند؟ رفتار قبلی چه اثری بر دیدار تازه دارد؟

مثلاً نوجوانی در اتوبوس به مسافری برای جمع‌کردن وسایلش کمک می‌کند. چند روز بعد، همان مسافر را در کتابخانه می‌بیند؛ این بار مسافر کتاب گمشدهٔ او را پیدا کرده است. این طرح می‌تواند آغاز یک داستان ساده باشد.

لازم نیست اتفاقی عجیب بسازی یا حتماً مَثَل را در پایان بیاوری؛ مهم این است که دیدار دوباره و اثر رفتار پیشین در ماجرا روشن باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴

مثال حل‌شده

نویسنده می‌خواهد جملهٔ «خوبیّت دارد هنگام بارش باران، به دوستم چتر بدهم» را در یک نوشتهٔ عادی به کار ببرد. آن را ویرایش کن و توضیح بده آیا برای درست‌شدن جمله لازم است زبانش ادبی شود.

  1. ابتدا هدف را مشخص می‌کنیم: جمله باید به زبان عادی، کمک‌کردن به دوست را بیان کند.

  2. واژهٔ «خوبیّت» را بررسی می‌کنیم؛ «خوب» فارسی است و افزودن «یت» به آن در این کاربرد نادرست است.

  3. عبارت «خوبیّت دارد» را با «خوب است» جایگزین می‌کنیم تا جمله درست و روان شود.

  4. دوباره جمله را می‌خوانیم: پیام روشن است و نیازی به خیال‌پردازی ندارد؛ درست‌نویسی به معنای ادبی‌کردن جمله نیست.

جواب: نسخهٔ ویرایش‌شده: «خوب است هنگام بارش باران، به دوستم چتر بدهم.» زبان جمله همچنان عادی است، چون پیام را مستقیم و بدون تصویرسازی بیان می‌کند.

نکات مهم

  • زبان عادی پیام را مستقیم می‌رساند و زبان ادبی از خیال و تصویرسازی کمک می‌گیرد؛ در بازبینی، تناسب زبان و دیگر معیارهای نوشته را با هم می‌سنجیم.
  • در درست‌نویسی این درس، به واژه‌های فارسی «یت» اضافه نمی‌کنیم و شکل نادرست را با واژه یا عبارتی درست جایگزین می‌کنیم.
  • برای بازآفرینی مَثَل، موقعیتی ساده و روشن می‌سازیم که معنای آن را در رفتار و سرگذشت آدم‌ها نشان دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۳ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۳ نگارش نهم · رایگان