درس ۱ · صفحهٔ ۳۵ تا ۳۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس سوم: نوعِ زبانِ نوشته را انتخاب کنیم.
در این درس یاد میگیری زبان عادی و ادبی را با توجّه به ویژگیهایشان تشخیص بدهی و برای نوشتن دربارهٔ یک موضوع، زبان مناسب را انتخاب کنی.
پیش از شروع
اگر بنویسیم «کتابم تمام روز منتظرم بود تا با من حرف بزند»، چه فرقی با این جمله دارد: «امروز میخواهم کتابم را بخوانم»؟ مگر موضوع هر دو، کتاب نیست؟
موضوع هر دو جمله کتاب است، امّا زبانشان فرق دارد. در اوّلی، کتاب را مثل یک دوستِ زنده تصوّر کردهایم؛ در دومی، خبری را ساده و مستقیم گفتهایم. پس یک موضوع را میتوان با زبانهای متفاوت نوشت.
زبان عادی؛ روشن و مستقیم
زبان عادی؛ روشن و مستقیم
فرض کن دوستت امروز به مدرسه نیامده و میخواهی تکلیف نگارش را به او خبر بدهی. مینویسی: «برای فردا، دربارهٔ کتاب مورد علاقهمان یک بند مینویسیم.» اینجا میخواهی دوستت بدون حدسزدن، بفهمد چه کاری باید انجام دهد؛ پس از زبان عادی استفاده میکنی.
در زبان عادی، واژهها معمولاً معنای اصلی خود را دارند و جملهها واقعیت را روشن و مستقیم بیان میکنند. هدف اصلی، آگاهیدادن است، نه ساختن تصویرهای خیالی. مثلاً در جملهٔ «کتابخانهٔ مدرسه امروز باز است»، کتابخانه همان محل نگهداری و خواندن کتاب است و خبر مشخصی دربارهٔ آن میدهیم.
عادیبودن زبان به معنی بیارزش یا ضعیفبودن نوشته نیست. برای نوشتن گزارش، راهنما یا پیام مربوط به تکلیف، همین روش بسیار مناسب است. هنگام خواندن چنین نوشتهای از خودت بپرس: «این متن چه اطّلاعات روشنی به من میدهد؟»
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸
زبان ادبی؛ خیال و احساس
زبان ادبی؛ خیال و احساس
تصوّر کن بعد از چند روز، سراغ کتاب روی میزت میروی و مینویسی: «کتابم از تنهایی خسته شده بود؛ تا بازش کردم، با لبخند به استقبالم آمد.» کتاب واقعاً خسته نمیشود و لبخند نمیزند؛ تو با کمک خیال، به آن ویژگیهای انسانی دادهای. این آرایه را جانبخشی مینامیم.
در زبان ادبی، فقط خبر نمیدهیم؛ کاری میکنیم که خواننده صحنهای را در ذهن ببیند و احساسی پیدا کند. مثلاً در جملهٔ «کتاب، مثل دوستی صبور، همراهم بود»، با تشبیه، همراهی کتاب را به همراهی یک دوست مانند کردهایم. این تصویر میتواند حسّ صمیمیت و آرامش ایجاد کند.
پس زبان ادبی قرار نیست فقط واژههای سخت داشته باشد؛ با واژههای ساده هم میتوان خیال و احساس آفرید. وقتی دربارهٔ یک روز بارانی خاطره مینویسی، میتوانی بهجای گزارش بارش، صدای باران را به آواز تشبیه کنی تا خواننده حالوهوای آن روز را بهتر حس کند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸
انتخاب زبان مناسب
انتخاب زبان مناسب
پیش از نوشتن، از خودت بپرس: «دربارهٔ چه چیزی مینویسم و میخواهم نوشتهام چه اثری بر خواننده بگذارد؟» موضوع بهتنهایی زبان نوشته را تعیین نمیکند؛ هدف تو هم مهم است.
مثلاً دربارهٔ باران، اگر بخواهی وضعیت هوا را گزارش کنی، میتوانی بنویسی: «از صبح در شهر باران میبارد.» امّا اگر بخواهی حسوحال یک روز بارانی را نشان بدهی، میتوانی بنویسی: «باران از صبح برای کوچهها آواز میخواند.» موضوع یکی است، ولی هدف و زبان فرق دارند.
برای تشخیص زبان یک متن هم مجموع ویژگیهای آن را بسنج: آیا بیشتر، اطّلاعات را مستقیم بیان میکند یا با خیالپردازی، احساس تو را درگیر میکند؟ دیدن یک تعبیر خیالانگیز کافی نیست که فوراً کلّ نوشته را ادبی بدانیم؛ باید ببینیم شیوهٔ غالب متن چیست.
کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸
مثال حلشده
نوع زبان این نوشته را با دلیل مشخّص کن: «کتابخانهٔ مدرسه محل نگهداری و امانت دادن کتابهاست. دانشآموزان میتوانند در زنگ تفریح از آن کتاب بگیرند. کتابها پنجرههایی رو به جهاناند.»
ابتدا هدف اصلی نوشته را پیدا میکنیم: آشنا کردن خواننده با کاربرد کتابخانه و امکان امانت گرفتن کتاب.
دو جملهٔ نخست را بررسی میکنیم: اطّلاعات را مستقیم و نزدیک به واقعیت بیان میکنند.
در جملهٔ پایانی، کتابها به پنجره تشبیه شدهاند؛ پس این جمله تصویری ادبی دارد.
ویژگیهای کل نوشته را کنار هم میگذاریم: بیان مستقیم و اطّلاعرسانی غالب است؛ بنابراین وجود یک تصویر ادبی، زبان کل متن را ادبی نمیکند.
نکات مهم
- زبان عادی، معنا و اطّلاعات را بیشتر بهصورت روشن، مستقیم و نزدیک به واقعیت بیان میکند.
- زبان ادبی با خیال و آرایههای ادبی، علاوه بر انتقال معنا، احساس خواننده را نیز برمیانگیزد.
- پیش از نوشتن، زبان مناسب را با توجّه به موضوع و هدف انتخاب میکنیم و برای تشخیص زبان یک متن، مجموع ویژگیهای آن را میسنجیم.