درس ۱ · صفحهٔ ۱۴ تا ۲۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
پرورش موضوع
در این درس یاد میگیری با پرسشسازی و سه شگرد بارش فکری، اگرنویسی و گزینگفتهها، موضوعی ساده را گسترش بدهی و با انتخاب پرسشها و پرورش پاسخها، متنی منسجم بنویسی.
پیش از شروع
اگر از تو بخواهند دربارهٔ «دیوار» متنی جذّاب بنویسی، بعد از گفتن رنگ و جنس و بلندی آن، چه چیز دیگری برای نوشتن داری؟
دیوار فقط آجر و سیمان نیست؛ میتواند یادآور امنیت، فاصله یا حتی قهر دو دوست باشد. با پرسشسازی میتوانی این زاویههای پنهان را پیدا کنی و از موضوعی معمولی، نوشتهای خواندنی بسازی.
موضوع ساده، پرسشهای تازه
موضوع ساده، پرسشهای تازه
به «دیوار» فکر کن. شاید در نگاه اول فقط رنگ، جنس و بلندی آن به ذهنت برسد. اما آیا دیوار فقط همین ویژگیها را دارد؟ میتوانی دربارهٔ کاربردش، تأثیرش بر زندگی آدمها یا تفاوت دیوارهای جاهای مختلف هم فکر کنی.
پرسشسازی کمک میکند زاویههای تازهای از یک موضوع معمولی را ببینیم. فعلاً لازم نیست جواب همهٔ پرسشها را بدانی؛ ذهنت را آزاد بگذار و پرسشها را یادداشت کن.
مثلاً «کیف مدرسه» موضوعی روزمره است، اما میتوان از زاویههای متفاوت به آن نگاه کرد:
- چرا بعضی کیفها زود خراب میشوند؟
- سنگینی کیف چه اثری بر دانشآموز دارد؟
- وسایل داخل کیف چه چیزهایی از صاحبش نشان میدهند؟
میبینی؟ موضوع همان کیف است، ولی هر پرسش راه متفاوتی برای نوشتن باز میکند. پس پیش از کنار گذاشتن یک موضوع ساده، تلاش کن از چند زاویه دربارهاش سؤال بسازی.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵
بارش فکری؛ دنبال کردن تداعیها
بارش فکری؛ دنبال کردن تداعیها
با شنیدن «دیوار» چه چیزهایی به ذهنت میرسد؟ شاید آجر، همسایه، امنیت یا فاصله. این آمدنِ یک مفهوم به دنبال مفهوم دیگر را تداعی مینامیم. در بارش فکری، به ذهن فرصت میدهیم آزادانه این پیوندها را پیدا کند؛ لازم نیست همان ابتدا دربارهٔ خوب یا بد بودن هر فکر داوری کنیم.
اما فهرست کردن واژهها پایان کار نیست. یکی از مفهومها را انتخاب میکنیم و از رابطهٔ آن با موضوع، پرسش میسازیم. مثلاً از «دیوار» به «امنیت» میرسیم و میپرسیم: دیوار خانه چگونه به ما احساس امنیت میدهد؟ حالا موضوع فقط رنگ و جنس دیوار نیست؛ راهی برای فکر کردن باز شده است.
برای تمرین، «کیف مدرسه» را در نظر بگیر: کتاب، سنگینی، سفر، خاطره. از پیوند کیف و خاطره میتوان پرسید: چرا یک کیف قدیمی میتواند یادآور روزهای مدرسه باشد؟ مسیر کار روشن است: موضوع ← تداعیها ← انتخاب یک رابطه ← پرسش تازه.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵
اگرنویسی؛ ساختن موقعیت تازه
اگرنویسی؛ ساختن موقعیت تازه
گاهی برای پیدا کردن حرفی تازه، کافی است در خیالمان یکی از ویژگیهای معمول موضوع را تغییر بدهیم. اگرنویسی یعنی موضوع را در موقعیتی فرضی قرار بدهیم و بپرسیم چه اتفاقی میافتد. این موقعیت لازم نیست در دنیای واقعی شدنی باشد؛ مهم این است که ذهنمان را به حرکت درآورد.
مثلاً موضوع «کیف مدرسه» را در نظر بگیر:
- اگر کیفم میتوانست حرف بزند، از چه چیزی شکایت میکرد؟
- اگر کیفهای مدرسه هیچوقت سنگین نمیشدند، چه تغییری در روز ما پیش میآمد؟
پرسش اول میتواند ما را به تصور گمشدن مدادها یا ماندن خوراکی در گوشهٔ کیف برساند. پرسش دوم راه فکر کردن به خستگی و وسایل مدرسه را باز میکند.
پس فقط آوردن واژهٔ «اگر» کافی نیست؛ با آن موقعیتی میسازیم که کمک کند موضوع آشنا را از زاویهای تازه ببینیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶
گزینگفتهها؛ جرقّهای از سخن دیگران
گزینگفتهها؛ جرقّهای از سخن دیگران
گاهی یک ضربالمثل یا یک خط شعر، دریچهای تازه به موضوع باز میکند. در شگرد گزینگفتهها، سخنی مرتبط با موضوع پیدا میکنیم، به معنای آن فکر میکنیم و از دلش پرسش میسازیم. قرار نیست فقط نوشتهمان را با سخن دیگران زیبا کنیم؛ آن سخن باید ذهنمان را به حرکت درآورد.
مثلاً برای موضوع «دیوار»، ضربالمثل «دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد» را به یاد میآوریم. بهجای اینکه فقط آن را در متن بیاوریم، میپرسیم: «چرا آدمها گاهی از شنیدهشدن حرفهایشان نگراناند؟» حالا موضوع دیوار به رازداری و احتیاط در حرفزدن پیوند خورده است.
برای موضوع روزمرهای مثل «دوستی» هم میتوانی از یک شعر یا ضربالمثل آشنا کمک بگیری. مسیر کار این است: سخن مرتبط ← فکرکردن به معنا ← ساختن پرسش تازه.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۷
از پرسش انتخابشده تا متن
از پرسش انتخابشده تا متن
حالا چندین پرسش داری؛ اما لازم نیست همهٔ آنها را وارد نوشته کنی. پرسشهایی را انتخاب کن که به هم مربوطاند و میتوانند نوشته را در یک مسیر روشن پیش ببرند.
فرض کن موضوعت «دیوار» است و این پرسش را برگزیدهای: «آیا دلخوری میتواند میان دو دوست دیوار بسازد؟» پاسخ «بله» راه نوشتن را زود میبندد. پاسخسازی یعنی علاوه بر جواب، به چگونگی بیان و گسترش آن هم فکر کنی. مثلاً میتوانی بنویسی:
«گاهی دو دوست کنار هم مینشینند، اما با هم حرف نمیزنند. دلخوریِ ناگفته میانشان دیواری ساخته است. شاید یک گفتوگوی صمیمانه بتواند راهی در این دیوار باز کند.»
اینجا با توصیف یک موقعیت آشنا، پاسخ را پرورش دادهایم؛ نه اینکه فقط آن را طولانی کنیم.
پس از پرورش پاسخها، آنها را مرتب کن. هر بند را حول یک فکر اصلی بساز و ارتباطش را با بند بعد نگه دار. در پایان، متن را بخوان: آیا خواننده میتواند مسیر فکرت را دنبال کند؟
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۸
مثال حلشده
چگونه میتوان موضوع «زنگ تفریح» را با پرسشسازی گسترش داد و از پاسخها متنی کوتاه و منسجم ساخت؟
بارش فکری میکنیم: زنگ تفریح، بازی، دوستی، تنهایی و آشتی را به یادمان میآورد. از رابطهٔ این مفهومها میپرسیم: زنگ تفریح چگونه به پیدا کردن دوست کمک میکند؟
با اگرنویسی میپرسیم: اگر کسی در زنگ تفریح تنها بماند، چه احساسی پیدا میکند؟ با الهام از ضربالمثل «یک دست صدا ندارد» هم میپرسیم: بازی گروهی چگونه ما را به همکاری تشویق میکند؟
برای یک متن کوتاه، دو پرسش مرتبط انتخاب میکنیم: زنگ تفریح چگونه آغاز دوستی میشود؟ چگونه میتوان در این فرصت دلخوری دوستان را برطرف کرد؟ لازم نیست به همهٔ پرسشها پاسخ بدهیم.
پاسخها را میپرورانیم: بهجای گفتن «با بازی دوست میشویم»، صحنهٔ دعوت یک همکلاسی تنها به بازی را میآوریم. برای رفع دلخوری نیز نمونهٔ رعایت نکردن نوبت و عذرخواهی را توضیح میدهیم.
پاسخها را در دو بند میچینیم: بند نخست دربارهٔ آغاز دوستی و بند دوم دربارهٔ مراقبت از آن است. با جملههای کوتاه و یک پایان مرتبط، متن نهایی را میسازیم.
در این فرصت کوتاه میتوانیم به اختلافها هم رسیدگی کنیم. اگر هنگام بازی نوبت دوستی را رعایت نکردهایم، میتوانیم از او عذر بخواهیم. زنگ تفریح فقط فاصلهٔ میان دو کلاس نیست؛ فرصتی برای تمرین دوستی است.
نکات مهم
- موضوعهای ساده با پرسشهایی از زاویههای گوناگون، به فرصتهایی تازه برای نوشتن تبدیل میشوند.
- بارش فکری از تداعیها و رابطهها، اگرنویسی از موقعیتهای فرضی و گزینگفتهها از سخنان برگزیده برای پرسشسازی کمک میگیرند.
- برای ساختن متن، چند پرسش مرتبط را انتخاب میکنیم، پاسخها را با توضیح و مثال میپرورانیم و در بندهایی منظم و پیوسته مینویسیم.