درس ۱ · صفحهٔ ۱۴۳ تا ۱۵۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس ۲۳: عقاید و سبک زندگی مردم در ایران باستان
در این درس یاد میگیری با تکیه بر شواهد، باورها، خوراک، پوشاک، ورزش و جشنهای مردم ایران باستان را بشناسی و پیوند بعضی از آنها را با زندگی امروز توضیح بدهی.
پیش از شروع
اگر یک صبح در ایران باستان بیدار میشدی، کدام بخش زندگیات برایت آشنا بود: نانِ سفره، شلوار، ورزش یا جشن نوروز؟
هر چهار مورد میتوانست برایت آشنا باشد! البته باورها، وسایل و بعضی رسمها با امروز فرق داشت؛ آثار تاریخی کمک میکنند هم شباهتها را بشناسیم و هم تفاوتها را.
باورها و زندگی روزانه
برای شناخت زندگی مردم گذشته، فقط دانستن نام پادشاهان کافی نیست؛ باید باورهایشان را هم بشناسیم. اقوام آریایی برای آب، آتش، خاک و باد احترام مقدس قائل بودند و برای آنها ایزدانی در نظر میگرفتند. زرتشت که پیش از مادها میزیست، مردم را به پرستش خدای یکتا، اهورامزدا، فراخواند.
در آیین او، اهورامزدا سرچشمهٔ خوبی و اهریمن سرچشمهٔ بدی بود. راه همراهی با خوبی، نیک اندیشیدن، نیک سخن گفتن و نیک رفتار کردن بود؛ مثلاً دربارهٔ دوستی بدگمان نشوی، به او دروغ نگویی و کمکش کنی. آموزههای زرتشت پس از مرگش در اوستا گرد آمد.
در دورهٔ ساسانی، زرتشتی دین رسمی و مورد حمایت حکومت شد و آتشکدههای فراوانی ساخته شد. پیروان دینهای دیگری مانند مسیحی، یهودی، بودایی و مانوی هم زندگی میکردند، اما موبدان با گسترش آن دینها مخالفت و به پیروانشان سختگیری میکردند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۴
از مزرعه تا سفره
سفرهٔ مردم با شغلشان ارتباط داشت. چون بیشتر ایرانیان باستان کشاورزی و دامداری میکردند، گندم و جو پایهٔ خوراکشان بود. دانهها را آرد میکردند و از آرد، نان و شیرینی میپختند. گوشت، تخم پرندگان، شیر بز، میوه و سبزی هم مصرف میشد. برای آرد کردن غلات، آسیاب آبی ساخته بودند؛ یعنی از نیروی آب در کار تولید غذا بهره میبردند.
برخی مورخان از ورود روغن زیتون از یونان و ادویه از هند خبر دادهاند؛ پس همهٔ مواد خوراکی الزاماً تولید همان محل نبود.
غذا خوردن نیز رسم داشت: دستها را پیش و پس از غذا میشستند، دعا میخواندند و حرف زدن هنگام خوردن را گناه میدانستند. ظرفهایشان سفالی، سنگی یا فلزی بود. شستن دستها برای ما آشناست، اما نباید تصور کنیم همهٔ آداب سفرهٔ آن روزگار مانند امروز بوده است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۵
لباسها به ما خبر میدهند
از کجا میفهمیم مردم هزاران سال پیش چه میپوشیدند؟ بخش زیادی از دانستههای ما از تصویرهای روی سنگ، ظرف و سکه و نیز پیکرهها به دست آمده است. ابزارهای تولید پوشاک هم سرنخهای دیگری به باستانشناسان میدهند. پس یک نقش سنگی فقط برای تماشا نیست؛ میتواند مدرکی از زندگی گذشته باشد.
در پوشاک مردان، شلوار، بالاپوش آستیندار و کلاه نمدی دیده میشد. زنان هم شلوار، پیراهن بلند و نوعی سربند داشتند. پوشاندن بدن برای زنان و مردان اهمیت داشت. ایرانیان از پیشگامان طراحی و پوشیدن شلوار بودند و طرح لباسشان حتی توجه بزرگان روم و یونان را جلب کرده بود.
برای فهم کاربرد لباس، کشاورزی را تصور کن که بارها خم میشود و راه میرود: لباسی که حرکت را آسان کند، برای کار او مناسبتر است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶
ورزش همراه با اخلاق
ورزش در ایران باستان تنها نمایش نیروی بدنی نبود؛ با دلاوری و اخلاق پهلوانی هم پیوند داشت. کشتی و ورزشهای رزمی سابقهای دیرینه داشتند و شاهنامه نیز از پهلوانانی مانند رستم و گردآفرید یاد میکند. هرودوت گزارش کرده که ایرانیان به فرزندانشان سوارکاری، تیراندازی و راستگویی میآموختند. کنار هم آمدن این مهارتها و راستگویی نشان میدهد اخلاق نیز مهم بود.
شکار، پرتاب نیزه، زوبین و سنگ با فلاخن هم رواج داشت. بسیاری از پژوهشگران خاستگاه چوگان را ایران باستان میدانند؛ این بازی در دورههای هخامنشی و ساسانی انجام میشد و بعد به سرزمینهای دیگر راه یافت. بازیکنانِ سوار بر اسب با چوب چوگان به گوی ضربه میزنند.
امروز هم میتوانی تفاوت قهرمانی و پهلوانی را ببینی: برنده شدن یک موفقیت ورزشی است، اما رعایت انصاف و احترام به حریف، رفتار پهلوانانه است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷
جشنها؛ از گذشته تا امروز
جشنهای باستانی فقط فرصتی برای تفریح نبودند؛ بسیاری با نیایش، تغییر فصلها و کار کشاورزی ارتباط داشتند. ریشهٔ واژهٔ جشن به واژههای اوستاییِ مربوط به پرستش و نیایش برمیگردد. نوروز، سده و مهرگان از جشنهای مهم بودند.
نوروز با رسیدن بهار، رویش گیاهان و آغاز کار کشاورزی همراه بود. زمان دقیق پیدایشش را نمیدانیم؛ نسبت دادن آن به تاجگذاری جمشید، روایتی کهن دربارهٔ پادشاهی اسطورهای است، نه تاریخی دقیق. نوروز در دورهٔ هخامنشی در تخت جمشید برگزار میشد. خانوادهها دعا میکردند، هدیه میدادند و شادباش میگفتند؛ گروههایی از مردم نیز به دیدار شاه میرفتند.
پس از اسلام، اصل جشن ادامه یافت، اما با باورها و رسمهای اسلامی همراه شد. امروز قرآن بر سفرهٔ هفتسین، دعای تحویل سال، زیارت و دیدار بزرگترها بخشی از نوروز است. نوروز فقط ویژهٔ ایران نیست و در کشورها و نقاط دیگری از جهان هم جشن گرفته میشود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸
مثال حلشده
دانشآموزی میگوید: «چون در دورهٔ ساسانی دین زرتشتی رسمی بود، پس همهٔ مردم ایران زرتشتی بودند.» چگونه با استفاده از شواهد درس، این نتیجهگیری را بررسی میکنی؟
ابتدا معنای «رسمی» را روشن میکنیم: حکومت ساسانی از دین زرتشتی حمایت میکرد.
سپس دنبال شاهد دربارهٔ دیگر مردم میگردیم: درس از حضور مسیحیان، یهودیان، بوداییان و مانویان خبر میدهد.
این شاهد را با ادعا مقایسه میکنیم: وجود پیروان دینهای دیگر نشان میدهد واژهٔ «همه» در آن ادعا درست نیست.
نتیجه میگیریم که دین رسمی حکومت را نباید با دین تکتک مردم یکسان دانست.
نکات مهم
- باورهای دینی بر زندگی ایرانیان باستان اثر داشت و در دورهٔ ساسانی، زرتشتی دین رسمی بود، نه دین همهٔ ساکنان ایران.
- خوراک، پوشاک و ورزش مردم را میتوان با کمک نوشتهها و آثار باقیمانده شناخت و به ارتباط آنها با کار و ارزشهای مردم پی برد.
- جشنهایی مانند نوروز با نیایش و طبیعت پیوند داشتند و نوروز در گذر زمان با حفظ اصل جشن، تغییراتی در رسمها و معنا پیدا کرده است.