۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی هفتم · فصل ۱۱

خلاصه درس فصل ۱۱ مطالعات اجتماعی هفتم؛ درسنامه و نکات مهم

«اوضاع اجتماعی ــ اقتصادی ایران باستان»، فصل ۱۱ کتاب مطالعات اجتماعی هفتم، صفحهٔ ۱۳۱ تا ۱۴۲، پایهٔ هفتم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۱۳۱ تا ۱۳۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۲۱: اوضاع اجتماعی ایران باستان

در این درس یاد می‌گیری ویژگی‌های خانواده و زندگی روستایی و شهری در ایران باستان را توضیح بدهی و نشانه‌های نابرابری اجتماعی، به‌ویژه در دورهٔ ساسانی، را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

تصور کن پدری پول کافی دارد تا به حکومت کمک کند، اما نمی‌تواند اجازهٔ درس خواندن پسرش برای دبیر شدن را بگیرد! چه چیزی ممکن است از پول هم سدّ محکم‌تری باشد؟

در حکایت کفشگر و انوشیروان در شاهنامه، جایگاه طبقاتی چنین سدّی است. این داستان کمک می‌کند بفهمیم در جامعهٔ ساسانی، ثروت داشتن لزوماً به معنی برخورداری از همهٔ حقوق و فرصت‌ها نبود.

خانواده؛ پایهٔ جامعه

برای شناخت ایران باستان، فقط دانستن نام شاهان و جنگ‌ها کافی نیست؛ باید زندگی مردم را هم بشناسیم. البته مدارک باقی‌مانده محدود است و شناخت مورخان از آن روزگار کامل نیست.

از خانواده شروع کنیم: خانواده پایهٔ زندگی اجتماعی بود و ازدواج ارزش دینی زیادی داشت؛ حتی همسر داشتن برای گرفتن مقام اهمیت داشت. پدر سرپرست خانواده بود و مسئولیت امنیت و برگزاری آیین‌های مذهبی را بر عهده داشت. ازدواج‌ها اغلب در میان خویشاوندان و افراد یک دودمان انجام می‌شد تا پیوند خونی و دارایی‌های آن حفظ شود. پس ازدواج فقط تصمیمی شخصی نبود و با باورها و جایگاه اجتماعی هم ارتباط داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۲

خانه؛ محل کار و یادگیری

امروز بیشتر ما لباس و ابزار مورد نیازمان را می‌خریم؛ اما در ایران باستان، خانواده بخش بزرگی از نیازهایش را خودش فراهم می‌کرد. زنان و مردان در کارهایی مانند کشاورزی و تولید پارچه مشارکت داشتند. بنابراین خانه فقط محل استراحت نبود؛ محل کار هم بود.

خانه نقش آموزشی نیز داشت. کودکان ارزش‌هایی مانند درست‌گویی و امانت‌داری را در خانواده می‌آموختند. معمولاً پسران حرفهٔ پدر و دختران مهارت‌های خانه‌داری را از مادر یاد می‌گرفتند. برای پسر داشتن ارزش ویژه‌ای قائل بودند که با شرایط اقتصادی و، در خاندان شاهی، ارثی بودن سلطنت ارتباط داشت. این توصیفِ نگرش آن دوره است، نه دلیلی بر بیشتر بودن ارزش انسانی پسران.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۲

روستاها و گسترش شهرها

اگر از زندگی مردم آن روزگار تصویری بسازیم، باید روستاها را پرجمعیت‌تر از شهرها تصور کنیم؛ بیشتر مردم کشاورز بودند. در کنار روستانشینان، گروه‌هایی هم زندگی کوچ‌نشینی داشتند. پس همهٔ مردم یک شیوهٔ زندگی نداشتند.

پیش از ساسانیان، تعداد شهرها کم بود و بیشتر محل حضور شاهان و کارگزاران حکومت به شمار می‌آمدند. در دورهٔ ساسانی، شهرسازی بیشتر شد و جمعیت شهرها رشد کرد. در شهرها، علاوه بر مأموران حکومت، بازرگانان، صنعتگران و پیشه‌وران هم زندگی می‌کردند. نکتهٔ مهم این است: «افزایش شهرنشینی» را با «شهرنشین بودن همهٔ مردم» اشتباه نگیریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۳

شغل متفاوت یا حقوق نابرابر؟

داشتن شغل‌های گوناگون با نابرابری اجتماعی یکی نیست. مثلاً کشاورز و بازرگان کار متفاوتی دارند؛ اما اگر یکی به دلیل جایگاهش از حقوقی محروم شود، با نابرابری روبه‌رو هستیم. با جمع شدن قدرت و ثروت نزد فرمانروایان و اطرافیانشان، فاصلهٔ طبقات بیشتر شد.

در دورهٔ ساسانی، دو گروه اصلی وجود داشت: بزرگان شامل شاه، شاهزادگان، موبدان زرتشتی، فرماندهان و دبیران؛ و عامهٔ مردم شامل کشاورزان، دامداران، بازرگانان و پیشه‌وران. بزرگان ثروت و زمین فراوان داشتند و مالیات نمی‌دادند. در مقابل، عامهٔ مردم بار مالیات را تحمل می‌کردند و دسترسی‌شان به تحصیل دشوار بود. کشاورزان همچنین بخش پیادهٔ سپاه را تشکیل می‌دادند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۴

مرزهایی در سراسر زندگی

نابرابری فقط به مالیات محدود نبود؛ جایگاه خانوادگی می‌توانست آیندهٔ فرد را تعیین کند. تغییر طبقه تقریباً ناممکن بود و فرزند کشاورز معمولاً باید در همان طبقه می‌ماند. ازدواج میان محرومان و بزرگان نیز مجاز نبود. محل زندگی، پوشاک و حتی آتشکده‌های طبقات از هم جدا بود.

زندگی بسیار تجملی شاهانی مانند خسرو پرویز، در کنار محرومیت مردم، فاصلهٔ این گروه‌ها را نشان می‌دهد. کتاب، پیام برابری انسان‌ها در برابر خدا و ارزش تقوا در اسلام را از زمینه‌های استقبال ایرانیان از اسلام معرفی می‌کند. برای شناخت این روابط، مورخان از منابع گوناگون، از جمله شاهنامه، کمک می‌گیرند؛ حکایت کفشگر نمونه‌ای برای اندیشیدن دربارهٔ همین موانع است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۵

مثال حل‌شده

در حکایت شاهنامه، کفشگری حاضر شد به سپاه پول قرض بدهد، به شرط آنکه پسرش آموزش ببیند و دبیر شود؛ اما شاه نپذیرفت. این حکایت چه نکته‌ای دربارهٔ جامعهٔ ساسانی نشان می‌دهد؟

  1. ابتدا خواستهٔ کفشگر را مشخص می‌کنیم: او برای پسرش فرصت آموزش و رسیدن به شغل دبیری می‌خواست.

  2. جایگاه دو شغل را مقایسه می‌کنیم: کفشگر از عامهٔ مردم بود، اما دبیران در گروه بزرگان قرار داشتند.

  3. به پاسخ شاه توجه می‌کنیم: او با درخواست مخالفت کرد، با اینکه سپاه به کمک مالی نیاز داشت.

  4. نتیجه می‌گیریم که مانع اصلی در این حکایت، کمبود پول نبود؛ محدودیت طبقاتی راه تغییر جایگاه پسر را می‌بست.

جواب: این حکایت نشان می‌دهد که جایگاه طبقاتی می‌توانست مانع آموزش و پیشرفت شغلی شود؛ حتی داشتن پول هم لزوماً این مانع را برطرف نمی‌کرد.

نکات مهم

  • خانواده در ایران باستان علاوه بر زندگی مشترک، نقش مهمی در تولید نیازها و آموزش مهارت‌ها و ارزش‌ها داشت.
  • بیشتر مردم روستانشین و کشاورز بودند، اما در دورهٔ ساسانی شهرها و جمعیت شهری گسترش یافتند.
  • در جامعهٔ طبقاتی ساسانی، بزرگان و عامهٔ مردم حقوق برابر نداشتند و تغییر طبقه بسیار دشوار بود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۳۷ تا ۱۴۱ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۲۲ اوضاع اقتصادی در ایران باستان

در این درس یاد می‌گیری کشاورزی، صنعت، راه‌های تجاری، سکّه و مالیات چه نقشی در اقتصاد ایران باستان داشتند.

پیش از شروع

فرض کن کیسه‌ای گندم داری و کفش می‌خواهی، اما کفاش در عوض کفش، پارچه می‌خواهد! بدون پول چطور می‌توانی خریدت را انجام بدهی؟

باید کسی را پیدا کنی که گندمت را با پارچه عوض کند و بعد پارچه را به کفاش بدهی؛ کاری که همیشه آسان نیست. رواج سکّه چنین دادوستدهایی را آسان‌تر کرد، اما رونق اقتصاد ایران باستان فقط به پول وابسته نبود؛ مزرعه‌ها، کارگاه‌ها و راه‌ها هم نقش داشتند.

مزرعه و دام؛ پایهٔ زندگی

برای شناخت اقتصاد ایران باستان، از مزرعه شروع کنیم. بیشتر مردم برای گذران زندگی به کشاورزی وابسته بودند و حکومت هم این کار را تشویق می‌کرد. برخی پژوهشگران، با تکیه بر یافته‌های باستان‌شناسی، فلات ایران را از نخستین سرزمین‌های آغاز کشاورزی و دامپروری می‌دانند.

گندم و جو مهم‌ترین محصولات زراعی بودند. در جاهای مناسب، پنبه هم می‌کاشتند و کشاورزان به پرورش دام نیز می‌پرداختند. دام‌ها علاوه بر خوراک، موادی مانند پشم فراهم می‌کردند.

مزرعه فقط غذا تولید نمی‌کرد. پنبهٔ آن می‌توانست به کارگاه برود و به پارچه تبدیل شود؛ مثل امروز که محصول یک مزرعه، مادهٔ اولیهٔ یک کارخانه می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

کارگاه‌ها و پیشه‌وران

حالا از مزرعه وارد کارگاه شویم. در کنار کشاورزی، پیشه‌وران مواد اولیه را به وسایل مورد نیاز مردم تبدیل می‌کردند. از پنبه، ابریشم و پشم، پارچه‌های گوناگون می‌بافتند. شهرهایی مانند مرو، ری، اهواز و شوشتر از محل‌های رواج این کارگاه‌ها بودند.

صنعت فقط پارچه‌بافی نبود؛ نجاری، آهنگری و شیشه‌گری هم پیشرفت کرده بود. پیشه‌وران وسایل خانه، ابزار کشاورزی و جنگ‌افزار می‌ساختند. ارابه‌های ایرانی در دورهٔ ساسانی نیز به زیبایی و ظرافت شناخته می‌شدند.

به یک ابزار کشاورزی فکر کن: آهنگر آن را می‌ساخت و کشاورز با آن کار می‌کرد. پس کشاورزی و صنعت، جدا از هم نبودند؛ هرکدام به دیگری کمک می‌کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

راه‌ها و رونق تجارت

کالا آماده است؛ اما چطور به خریدارِ دوردست برسد؟ به فرمان داریوش اول، جادهٔ شاهی ساخته شد. امنیت راه‌ها و ساخت کاروان‌سراها، سفر بازرگانان را آسان‌تر کرد و تجارت رونق گرفت.

بعدها راه‌ها گسترش یافتند. جادهٔ ابریشم، چین و هند را در شرق به اروپا در غرب پیوند می‌داد و بخشی از آن از ایران می‌گذشت. نام این راه با ابریشم ارتباط داشت؛ کالایی بسیار ارزشمند و پرسود که از چین می‌آمد.

ایران مانند پلی میان شرق و غرب بود. ساسانیان می‌خواستند بازرگانان ایرانی ابریشم چین را به روم بفروشند، یا آن را در کارگاه‌های ایران به پارچه تبدیل کنند و سپس بفروشند؛ برای همین، مانع تجارت مستقیم چین و روم می‌شدند.

ایران فقط گذرگاه نبود: سنگ‌های قیمتی، پارچه، قالی و محصولات کشاورزی هم صادر می‌کرد. تجارت دریایی نیز، به‌ویژه در دورهٔ ساسانی، از راه بنادر خلیج فارس رونق داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۹

سکّه؛ آسان‌تر شدن دادوستد

به مشکل گندم و کفش در ابتدای درس برگردیم. پیش از رواج سکّه، روستاییان معمولاً محصول اضافهٔ خود را به شهر می‌بردند و با کالای مورد نیازشان عوض می‌کردند. در این مبادله، پیدا کردن کسی که هم کالای تو را بخواهد و هم کالای دلخواهت را داشته باشد، می‌توانست دشوار باشد.

با رواج سکّه، بازرگان می‌توانست کالایی را بفروشد و با پول آن کالای دیگری بخرد. در دورهٔ هخامنشی، داریوش اول فرمان ضرب سکّهٔ طلایی «دریک» یا «زریک» را داد. ضرب سکّه یعنی ساختن و نقش‌زدن سکّه.

اختیار ساخت سکّه‌ها یکسان نبود: سکّهٔ طلا فقط به فرمان و نام پادشاه ضرب می‌شد؛ حاکمان محلی با اجازهٔ شاه، تنها سکّهٔ نقره‌ای یا مسی ضرب می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۰

درآمد و هزینهٔ حکومت

حکومت برای جنگ، پرداخت حقوق مأموران و ساخت‌وساز به درآمد نیاز داشت. منبع اصلی این درآمد، مالیات بود. مردم گاهی پول می‌دادند و گاهی کالا؛ پرداخت کالا به جای پول را مالیاتِ جنسی می‌گوییم.

بیشترین حجم مالیات را کشاورزان می‌پرداختند. دامداران، پیشه‌وران و بازرگانان هم مالیات داشتند. مالیات دیگری به نام «سرانه» فقط از مردم عادی گرفته می‌شد و اشراف از آن معاف بودند. مأموران گاهی بیش از مقدار تعیین‌شده طلب می‌کردند؛ البته هنگام خشکسالی یا برای جلوگیری از شورش، فشار مالیاتی کمتر می‌شد.

همهٔ درآمد حکومت صرف یک کار نمی‌شد. بخش زیادی برای جنگ و بخشی برای زندگی شاه و درباریان و کاخ‌ها خرج می‌شد. بخشی هم به حقوق مأموران و ساخت یا نگهداری کاروان‌سرا، قنات، سد و آتشکده اختصاص داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۱

مثال حل‌شده

بازرگانی ایرانی در دورهٔ ساسانی، ابریشم خام را از چین می‌خرد، آن را به کارگاهی در ایران می‌سپارد و پارچهٔ آماده را به روم می‌فروشد. این کار چه پیوندی میان صنعت و تجارت نشان می‌دهد و چرا برای ساسانیان اهمیت داشت؟

  1. ابتدا مسیر کالا را پیدا می‌کنیم: ابریشم از چین به ایران می‌آید و محصول نهایی از ایران به روم می‌رود؛ پس با تجارت میان سرزمین‌ها روبه‌رو هستیم.

  2. به اتفاقی که در ایران می‌افتد نگاه می‌کنیم: ابریشم خام در کارگاه به پارچه تبدیل می‌شود؛ این بخش، فعالیت صنعتی است.

  3. دو فعالیت را کنار هم می‌گذاریم: تجارت، مادهٔ اولیه را به کارگاه می‌رساند و پارچهٔ ساخته‌شده را به بازار دوردست می‌برد.

  4. هدف حکومت را نتیجه می‌گیریم: ساسانیان می‌خواستند بازرگانان و کارگاه‌های ایرانی در این مسیر نقش داشته باشند و از آن سود ببرند.

جواب: خرید ابریشم، تبدیل آن به پارچه و فروش آن به روم، تجارت و صنعت را به هم پیوند می‌داد؛ ساسانیان با حفظ این مسیر می‌خواستند سهم ایران از سود تجارت باقی بماند.

نکات مهم

  • کشاورزی پایهٔ اصلی گذران زندگی بود و همراه با دامپروری، بخشی از مواد اولیهٔ کارگاه‌ها را فراهم می‌کرد.
  • راه‌های امن، کاروان‌سراها، موقعیت ارتباطی ایران و رواج سکّه به رونق تجارت زمینی و دریایی کمک می‌کردند.
  • مالیات منبع اصلی درآمد حکومت بود و برای جنگ، دربار، حقوق مأموران و برخی ساخت‌وسازها هزینه می‌شد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۴۱ تا ۱۴۲ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درآمدها و مخارج حکومت

در این درس یاد می‌گیری درآمد حکومت‌های ایران باستان از کجا تأمین می‌شد، مالیات چگونه از مردم گرفته می‌شد و درآمدها در چه راه‌هایی خرج می‌شد.

پیش از شروع

تصور کن کشاورزی در ایران باستان بخشی از محصولش را به حکومت داده، اما مأمور مالیات باز هم بیشتر می‌خواهد. آیا هرچه مأمور می‌خواست، همان مالیات تعیین‌شده بود؟

نه؛ مأموران مالیاتی گاهی بیشتر از مقدار تعیین‌شده از مردم طلب می‌کردند. مالیات مهم‌ترین درآمد حکومت بود، اما شیوۀ گرفتن آن همیشه عادلانه نبود.

درآمد از کجا می‌آمد؟

حکومت برای انجام کارهایش به درآمد نیاز داشت. در ایران باستان، مهم‌ترین راه تأمین این درآمد مالیات بود؛ یعنی پول یا کالایی که از مردم می‌گرفتند. مالیات نقدی با پول پرداخت می‌شد و مالیات جنسی با کالا؛ مثلاً کشاورزی می‌توانست بخشی از محصولش را بدهد.

کشاورزان بیشترین حجم مالیات را می‌پرداختند. مالیات دامداران به تعداد دام‌هایشان و مالیات پیشه‌وران و بازرگانان به میزان کالا و خدماتشان بستگی داشت. پیشه‌ور یعنی کسی مانند صنعتگر یا دکان‌دار.

نوع دیگری هم به نام مالیات سرانه وجود داشت که فقط از مردم عادی گرفته می‌شد؛ بزرگان و اشراف از پرداخت آن معاف بودند. دقت کن: این معافیت را نباید به همۀ انواع مالیات تعمیم بدهیم. همچنین مردم و بزرگان در جشن‌ها و هنگام به تخت نشستن شاه، به او هدیه می‌دادند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۱

فشار مالیاتی بر مردم

دانستن اینکه مردم مالیات می‌دادند، تمام ماجرا نیست؛ باید ببینیم مالیات چگونه گرفته می‌شد. مأموران مالیاتی معمولاً به مردم سخت می‌گرفتند و بیش از مقدار تعیین‌شده می‌خواستند. فرض کن برای کسی مقدار معینی مالیات تعیین شده باشد، اما مأمور از او بیشتر طلب کند؛ این درخواست اضافه را نباید با مالیات تعیین‌شده یکی دانست.

گاهی خود حکومت هم به دلیل خالی بودن خزانه، یعنی محل نگهداری دارایی حکومت، میزان مالیات‌ها را افزایش می‌داد. این موضوع با زیاده‌خواهی مأمور فرق داشت، هرچند هر دو می‌توانست فشار بر مردم را بیشتر کند.

البته فشار مالیاتی همیشه یکسان نبود. هنگام خشکسالی یا برای جلوگیری از شورش مردم، گاهی سخت‌گیری در گرفتن مالیات کمتر می‌شد. پس هم وضع دارایی حکومت و هم شرایط زندگی و نارضایتی مردم بر مالیات‌گیری اثر داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۱

درآمدها کجا خرج می‌شد؟

حالا مسیر درآمد را دنبال کنیم: آنچه حکومت می‌گرفت، کجا خرج می‌شد؟ بخش زیادی از درآمد برای جنگ با دشمنان هزینه می‌شد. قسمت دیگری به زندگی شخصی شاه، شاهزادگان و درباریان و ساختن کاخ‌های مجلل اختصاص داشت.

اما مخارج حکومت به اینها محدود نبود. پرداخت حقوق مأموران حکومتی هم هزینه داشت. همچنین حکومت برای ساختن، نگهداری و تعمیر آتشکده‌ها، کاروان‌سراها، قنات‌ها و سدها پول خرج می‌کرد. آتشکده محل نیایش زرتشتیان بود که آتش را در آن روشن نگه می‌داشتند.

برای فهم تفاوت هزینه‌ها، ساختن کاخی مجلل را با تعمیر یک قنات مقایسه کن: اولی به زندگی شاه و دربار مربوط بود؛ دومی می‌توانست به تأمین آب و زندگی مردم کمک کند. پس هنگام بررسی مخارج، باید به نوع هزینه و کاربرد آن توجه کنیم و همۀ هزینه‌ها را یکسان ندانیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۱

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون شاهان با درآمد حکومت کاخ می‌ساختند، پس همۀ مالیاتی که مردم می‌دادند فقط خرج آسایش شاه می‌شد.» چگونه با شواهد درس این نتیجه را بررسی می‌کنی؟

  1. ادعا را دقیق بخوان: واژۀ «همۀ» یعنی هیچ بخشی از درآمد برای کار دیگری خرج نمی‌شده است.

  2. بخش درست گفته را پیدا کن: بخشی از درآمد واقعاً صرف مصارف شخصی شاه و درباریان و ساخت کاخ‌ها می‌شد.

  3. شواهد دیگر را کنار آن بگذار: جنگ، حقوق مأموران و ساخت و تعمیر قنات‌ها و کاروان‌سراها نیز از مخارج حکومت بودند.

  4. نتیجه بگیر: وجود هزینۀ کاخ‌سازی، دلیل نمی‌شود که همۀ درآمد فقط برای آسایش شاه مصرف شده باشد.

جواب: نه، این نتیجه درست نیست؛ حکومت علاوه بر کاخ و زندگی دربار، برای جنگ، حقوق مأموران و ساخت یا تعمیر تأسیساتی مانند قنات‌ها و کاروان‌سراها هم هزینه می‌کرد.

نکات مهم

  • مالیات مهم‌ترین درآمد حکومت بود و به صورت نقدی یا جنسی دریافت می‌شد؛ کشاورزان بیشترین حجم آن را می‌پرداختند.
  • مالیات‌گیری با نابرابری و سخت‌گیری همراه بود، اما گاهی در خشکسالی یا برای جلوگیری از شورش، فشار آن کمتر می‌شد.
  • درآمد حکومت برای جنگ، زندگی دربار، حقوق مأموران و ساخت و نگهداری بناها و تأسیساتی مانند قنات و کاروان‌سرا خرج می‌شد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۱۱ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۱۱ مطالعات اجتماعی هفتم · رایگان