۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
منطق · فصل ۷

خلاصه درس فصل ۷ منطق دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«احکام قضایا»، فصل ۷ کتاب منطق، صفحهٔ ۶۲ تا ۷۱، پایهٔ دهم: ۵ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۶۲ تا ۶۳ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مربع تقابل

در این درس یاد می‌گیری جایگاه چهار قضیهٔ محصوره را در مربع تقابل بشناسی، نقیض هرکدام را بسازی و از صدق یا کذب یک قضیه، صدق یا کذب نقیضش را تعیین کنی.

پیش از شروع

اگر جملهٔ «همهٔ دانش‌آموزان شیر دریافت کرده‌اند» نادرست باشد، آیا حتماً می‌توان گفت «هیچ دانش‌آموزی شیر دریافت نکرده است»؟

نه؛ ممکن است بعضی شیر گرفته باشند و بعضی نگرفته باشند. نادرست بودن جملهٔ اول فقط به ما اطمینان می‌دهد که دست‌کم یک دانش‌آموز شیر نگرفته است؛ همین تفاوت، راه ورود به رابطهٔ تناقض است.

چهار قضیه در یک مربع

فرض کن همهٔ دانش‌آموزان کلاس کتاب درسی دارند. آیا گفتن اینکه «بعضی از دانش‌آموزان کتاب درسی دارند» درست است؟ بله! در منطق، بعضی یعنی دست‌کم یک مورد؛ نه اینکه بقیه حتماً کتاب ندارند.

با ثابت نگه‌داشتن موضوعِ «دانش‌آموز» و محمولِ «دارای کتاب درسی»، چهار قضیه می‌سازیم و در گوشه‌های مربع تقابل می‌گذاریم:

  • بالا راست، موجبهٔ کلیه: هر دانش‌آموزی دارای کتاب درسی است.
  • بالا چپ، سالبهٔ کلیه: هیچ دانش‌آموزی دارای کتاب درسی نیست.
  • پایین راست، موجبهٔ جزئیه: بعضی از دانش‌آموزان دارای کتاب درسی هستند.
  • پایین چپ، سالبهٔ جزئیه: بعضی از دانش‌آموزان دارای کتاب درسی نیستند.

«کلی و جزئی» نشان‌دهندهٔ کمیت هستند؛ یعنی دربارهٔ همه صحبت می‌کنیم یا دست‌کم یک مورد. «موجبه و سالبه» هم کیفیت را نشان می‌دهند؛ یعنی داشتنِ ویژگی را بیان می‌کنیم یا آن را نفی می‌کنیم. مربع تقابل کمک می‌کند رابطهٔ این چهار قضیه را منظم بررسی کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۲

چگونه نقیض بسازیم؟

چگونه نقیض بسازیم؟

فرض کن روی تابلوی کلاس نوشته‌اند: «هر دانش‌آموزی عضو کتابخانه است.» برای ساختن نقیض این قضیه، تنها عوض کردن «است» به «نیست» کافی نیست؛ باید دو ویژگی را با هم تغییر بدهیم:

  • کمیت: کلی را جزئی، یا جزئی را کلی کنیم.
  • کیفیت: موجبه را سالبه، یا سالبه را موجبه کنیم.

در مثال تابلو، «هر» به «بعضی» و «است» به «نیست» تبدیل می‌شود. پس نقیض آن چنین است: «بعضی از دانش‌آموزان عضو کتابخانه نیستند.» موضوع و محمول را همان نگه می‌داریم؛ همچنان دربارهٔ دانش‌آموزان و عضویت در کتابخانه حرف می‌زنیم.

دو جفت نقیض را این‌طور به خاطر بسپار:

  • موجبهٔ کلیه ↔ سالبهٔ جزئیه
  • سالبهٔ کلیه ↔ موجبهٔ جزئیه

مثلاً نقیض «هیچ دانش‌آموزی عضو کتابخانه نیست»، می‌شود «بعضی از دانش‌آموزان عضو کتابخانه هستند». هر بار از خودت بپرس: آیا هم کمیت را عوض کردم و هم کیفیت را؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

یکی صادق، دیگری کاذب

یکی صادق، دیگری کاذب

دو قضیهٔ متناقض مثل دو پاسخِ مخالف به یک پرسش‌اند: حتماً یکی صادق و دیگری کاذب است. نه می‌توان هر دو را صادق دانست، نه هر دو را کاذب. پس اگر وضعیت یکی را بدانیم، وضعیت دیگری هم قطعی می‌شود.

فرض کن دربارهٔ کتاب‌های یک قفسه می‌گوییم: «همهٔ کتاب‌های این قفسه داستان‌اند.» نقیضش این است: «بعضی از کتاب‌های این قفسه داستان نیستند.» اگر جملهٔ اول صادق باشد، جملهٔ دوم کاذب است. اگر جملهٔ اول کاذب باشد، یعنی دست‌کم یک کتابِ غیرداستانی در قفسه هست؛ پس جملهٔ دوم صادق است.

دقت کن: نادرست بودنِ «همه داستان‌اند» به معنای «هیچ‌کدام داستان نیستند» نیست! برای رد کردن ادعای «همه»، پیدا کردن حتی یک موردِ مخالف کافی است.

اینکه دو نقیض نه با هم صادق می‌شوند و نه با هم کاذب، همان اصلی است که کتاب آن را اصل محال بودن اجتماع و ارتفاع دو نقیض می‌نامد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

مثال حل‌شده

گزارش معتبری می‌گوید: «بعضی از روزها هوای این شهر آلوده است.» صدق یا کذبِ «هیچ روزی هوای این شهر آلوده نیست» را تعیین کن. آیا از این گزارش می‌توان نتیجه گرفت که «هر روز هوای این شهر آلوده است»؟

  1. گزارش را صادق در نظر می‌گیریم؛ قضیهٔ «بعضی از روزها هوای این شهر آلوده است» موجبهٔ جزئیه است.

  2. برای ساختن نقیض، کمیت را از جزئی به کلی و کیفیت را از موجبه به سالبه تغییر می‌دهیم: «هیچ روزی هوای این شهر آلوده نیست».

  3. چون قضیهٔ گزارش‌شده صادق است، نقیض آن حتماً کاذب است.

  4. «بعضی از روزها» فقط وجود روز آلوده را بیان می‌کند؛ نه آلوده بودن همهٔ روزها را ثابت می‌کند و نه آن را رد می‌کند.

جواب: «هیچ روزی هوای این شهر آلوده نیست» کاذب است؛ اما از اطلاعات داده‌شده نمی‌توان نتیجه گرفت که هوای این شهر هر روز آلوده است.

نکات مهم

  • مربع تقابل چهار قضیهٔ محصوره با موضوع و محمول یکسان را کنار هم قرار می‌دهد و «بعضی» در آن به معنای «فقط بعضی» نیست.
  • برای ساختن نقیض، باید هم کمیتِ کلی و جزئی و هم کیفیتِ موجبه و سالبه را تغییر دهیم.
  • دو قضیهٔ متناقض همیشه ارزش صدق مخالف دارند؛ صدق یکی کذب دیگری و کذب یکی صدق دیگری را نتیجه می‌دهد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۶۳ تا ۶۵ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

۱ـ تناقض

در این درس یاد می‌گیری … نقیض و متضاد یک قضیه را تشخیص بدهی و از صدق یا کذب آن، دربارهٔ قضیهٔ مقابل درست نتیجه بگیری.

پیش از شروع

اگر جملهٔ «همهٔ دانش‌آموزان تکلیفشان را انجام داده‌اند» نادرست باشد، یعنی هیچ‌کس تکلیفش را انجام نداده است؟

نه؛ شاید بعضی‌ها تکلیفشان را انجام داده باشند و بعضی‌ها نه. برای رد کردن «همه انجام داده‌اند»، کافی است دست‌کم یک نفر انجام نداده باشد؛ لازم نیست هیچ‌کس انجام نداده باشد.

چگونه نقیض بسازیم؟

چگونه نقیض بسازیم؟

فرض کن نمایندهٔ کلاس می‌گوید: «همهٔ دانش‌آموزان تکلیفشان را انجام داده‌اند.» برای ساختن نقیض این جمله، نباید بگوییم «هیچ دانش‌آموزی تکلیفش را انجام نداده است»؛ این تغییر کافی نیست!

هر قضیه را از دو جهت نگاه می‌کنیم:

  • کمیت: دربارهٔ همه حرف می‌زند یا بعضی؟ یعنی کلی است یا جزئی؟
  • کیفیت: چیزی را تأیید می‌کند یا نفی؟ یعنی موجبه است یا سالبه؟

برای ساختن نقیض، باید هر دو جهت را تغییر بدهیم. پس نقیض جملهٔ نماینده این است: «بعضی از دانش‌آموزان تکلیفشان را انجام نداده‌اند.» «همه» به «بعضی» و «انجام داده‌اند» به «انجام نداده‌اند» تبدیل شد.

مسیر دیگر هم همین‌طور است: نقیض «هیچ دانش‌آموزی غایب نیست»، می‌شود «بعضی از دانش‌آموزان غایب‌اند». در همهٔ این تغییرها، دربارهٔ همان دانش‌آموزان و همان ویژگی صحبت می‌کنیم؛ فقط کمیت و کیفیت عوض می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

دو نقیض، دو وضعیت مخالف

دو نقیض، دو وضعیت مخالف

فرض کن مسئول کتابخانه می‌گوید: «همهٔ کتاب‌های امانت‌گرفته‌شده برگشته‌اند». نقیض این جمله چنین است: «بعضی از کتاب‌های امانت‌گرفته‌شده برنگشته‌اند».

اگر جملهٔ اول صادق باشد، هیچ کتابی باقی نمانده که برنگشته باشد؛ پس جملهٔ دوم کاذب است. حالا اگر جملهٔ اول کاذب باشد، یعنی دست‌کم یک کتاب برنگشته است؛ بنابراین جملهٔ دوم صادق می‌شود. «بعضی» در اینجا یعنی دست‌کم یکی.

پس دو نقیض مثل دو پاسخ مخالف‌اند: همیشه یکی صادق و دیگری کاذب است. این نتیجه از هر طرف برقرار است؛ وضعیت هرکدام را بدانیم، وضعیت دیگری روشن می‌شود.

این همان نکته‌ای است که اصل «محال بودن اجتماع و ارتفاع دو نقیض» بیان می‌کند: دو نقیض نه می‌توانند با هم صادق باشند، نه می‌توانند با هم کاذب باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

تضاد با تناقض فرق دارد

تضاد با تناقض فرق دارد

فرض کن دربارهٔ کتاب‌های یک قفسه دو جمله می‌شنوی: «همهٔ کتاب‌های این قفسه داستانی‌اند» و «هیچ کتابی از این قفسه داستانی نیست». هر دو جمله دربارهٔ تمام کتاب‌های همان قفسه حکم می‌دهند؛ پس هر دو کلی‌اند. اما اولی داستانی‌بودن را تأیید می‌کند و دومی آن را نفی می‌کند؛ یعنی یکی موجبه و دیگری سالبه است. رابطهٔ این دو قضیه تضاد نام دارد.

برای ساختن متضادِ یک قضیهٔ کلی، کمیت را کلی نگه می‌داریم و فقط کیفیت را تغییر می‌دهیم. موضوع و محمول هم باید همان بمانند.

این تفاوت را به خاطر بسپار: نقیضِ «همهٔ کتاب‌های این قفسه داستانی‌اند»، جملهٔ «بعضی از کتاب‌های این قفسه داستانی نیستند» است، نه «هیچ کتابی از این قفسه داستانی نیست». در تناقض، هم کمیت و هم کیفیت عوض می‌شود؛ در تضاد، هر دو قضیه کلی می‌مانند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

کاذب است؛ پس چه؟

کاذب است؛ پس چه؟

فرض کن در یک کلاس، بعضی از دانش‌آموزان عضو کتابخانه‌اند و بعضی عضو نیستند. در این حالت، «همهٔ دانش‌آموزان عضو کتابخانه‌اند» کاذب است؛ اما «هیچ دانش‌آموزی عضو کتابخانه نیست» هم کاذب است! پس دو قضیهٔ متضاد می‌توانند هر دو کاذب باشند.

حالا اگر فقط بدانیم «همهٔ دانش‌آموزان عضو کتابخانه‌اند» نادرست است، چه می‌فهمیم؟ فقط اینکه دست‌کم یک دانش‌آموز عضو نیست. شاید بقیه عضو باشند، شاید هم هیچ‌کس عضو نباشد؛ بنابراین وضعیت قضیهٔ متضاد هنوز مشخص نیست.

در مقابل، اگر «همهٔ دانش‌آموزان عضو کتابخانه‌اند» صادق باشد، «هیچ دانش‌آموزی عضو کتابخانه نیست» حتماً کاذب است. دو متضاد نمی‌توانند هر دو صادق باشند.

تفاوت مهم را به خاطر بسپار: در تناقض، کذب یکی یعنی صدق دیگری؛ اما در تضاد، از کذب یکی نمی‌توان دربارهٔ دیگری حکم قطعی داد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

مثال حل‌شده

از بسته‌های یک سفارش، یک بسته رسیده و یک بسته هنوز نرسیده است. صدق یا کذب این سه قضیه را مشخص کن: «همهٔ بسته‌ها رسیده‌اند»، «هیچ بسته‌ای نرسیده است» و «بعضی از بسته‌ها نرسیده‌اند».

  1. چون یک بسته هنوز نرسیده، قضیهٔ «همهٔ بسته‌ها رسیده‌اند» کاذب است.

  2. چون یک بسته رسیده، قضیهٔ «هیچ بسته‌ای نرسیده است» نیز کاذب است؛ پس دو قضیهٔ متضاد می‌توانند هر دو کاذب باشند.

  3. نقیضِ «همهٔ بسته‌ها رسیده‌اند»، قضیهٔ «بعضی از بسته‌ها نرسیده‌اند» است؛ در آن هم کمیت و هم کیفیت تغییر کرده است.

  4. چون قضیهٔ اول کاذب است، نقیض آن صادق است؛ نرسیدن یک بسته نیز این نتیجه را تأیید می‌کند.

جواب: «همهٔ بسته‌ها رسیده‌اند» و «هیچ بسته‌ای نرسیده است» هر دو کاذب‌اند، اما «بعضی از بسته‌ها نرسیده‌اند» صادق است.

نکات مهم

  • برای ساختن نقیض، هم کمیت و هم کیفیت قضیه را تغییر می‌دهیم و از دو نقیض همیشه یکی صادق و دیگری کاذب است.
  • دو قضیهٔ متضاد هر دو کلی‌اند و فقط کیفیتشان متفاوت است.
  • صدق یکی از دو متضاد، کذب دیگری را نتیجه می‌دهد؛ اما کذب یکی، وضعیت دیگری را قطعی نمی‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۶۵ تا ۶۷ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

۳ـ تداخل

در این درس یاد می‌گیری قضیه‌های متداخل را تشخیص بدهی، جهت درست نتیجه‌گیری دربارهٔ صدق و کذب آن‌ها را به کار ببری و بفهمی چرا یک مثال نقض برای رد ادعای کلی کافی است.

پیش از شروع

اگر بدانیم بعضی از دانش‌آموزان یک کلاس به‌موقع رسیده‌اند، می‌توانیم نتیجه بگیریم همهٔ دانش‌آموزان آن کلاس به‌موقع رسیده‌اند؟ اگر برعکس، بدانیم همه به‌موقع رسیده‌اند، چطور؟

از به‌موقع رسیدن بعضی از دانش‌آموزان، نمی‌توان دربارهٔ همهٔ کلاس حکم داد؛ شاید بقیه دیر رسیده باشند. اما وقتی همه به‌موقع رسیده‌اند، حتماً بعضی هم به‌موقع رسیده‌اند؛ رابطهٔ «تداخل» به ما کمک می‌کند جهت درست این نتیجه‌گیری را بشناسیم.

تداخل؛ تفاوت فقط در کمیت

تداخل؛ تفاوت فقط در کمیت

«همهٔ دانش‌آموزان این کلاس ورزشکارند» و «بعضی از دانش‌آموزان این کلاس ورزشکارند» چه تفاوتی دارند؟ موضوع هر دو، دانش‌آموزان همین کلاس است و محمول هر دو، ورزشکار بودن. هر دو هم موجبه‌اند؛ یعنی ورزشکار بودن را تأیید می‌کنند. فقط کمیت عوض شده است: یکی دربارهٔ همه سخن می‌گوید و دیگری دربارهٔ بعضی. این دو قضیه متداخل‌اند.

تداخل میان دو قضیهٔ سالبه هم برقرار می‌شود. مثلاً «هیچ مدادی در این جامدادی قرمز نیست» و «بعضی از مدادهای این جامدادی قرمز نیستند» متداخل‌اند؛ چون هر دو قرمز بودن را نفی می‌کنند، اما یکی کلی و دیگری جزئی است.

پس برای پیدا کردن متداخل یک قضیه، موضوع، محمول و کیفیت را نگه دار و فقط کمیت را تغییر بده. اگر همراه با کمیت، تأیید را هم به نفی تبدیل کنی، دیگر رابطهٔ تداخل نخواهی داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

صدق از کلی به جزئی

صدق از کلی به جزئی

فرض کن می‌دانیم «همهٔ دانش‌آموزان این کلاس به‌موقع رسیده‌اند» درست است. پس حتماً «بعضی از دانش‌آموزان این کلاس به‌موقع رسیده‌اند» هم درست است؛ چون وقتی حکم دربارهٔ همه برقرار باشد، دربارهٔ بعضی از همان افراد هم برقرار است.

این نتیجه‌گیری برای قضیه‌های منفی هم معتبر است: اگر «هیچ دانش‌آموزی غایب نیست» صادق باشد، «بعضی از دانش‌آموزان غایب نیستند» نیز صادق است.

اما مسیر برگشت قطعی نیست. اگر فقط بدانیم بعضی از دانش‌آموزان به‌موقع رسیده‌اند، دربارهٔ بقیه خبری نداریم: شاید همه به‌موقع رسیده باشند و شاید تعدادی دیر رسیده باشند. پس قضیهٔ کلی نه حتماً صادق است و نه حتماً کاذب؛ با این اطلاعات، وضعیتش نامعلوم است.

یادت بماند: در دو قضیهٔ متداخل، صدق از کلی به جزئی می‌رود، نه برعکس.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

کذب از جزئی به کلی

کذب از جزئی به کلی

اگر قضیهٔ جزئی کاذب باشد، قضیهٔ کلیِ متداخل با آن هم کاذب است. چرا؟ چون اگر کلی صادق بود، جزئی هم باید صادق می‌بود؛ پس نمی‌شود جزئی کاذب باشد، ولی کلی صادق بماند.

مثلاً فرض کن جملهٔ «بعضی از چراغ‌های این اتاق روشن‌اند» کاذب باشد؛ یعنی حتی یک چراغ هم روشن نیست. در این صورت، جملهٔ «همهٔ چراغ‌های این اتاق روشن‌اند» هم حتماً کاذب است.

اما مسیر برعکس قطعی نیست. اگر فقط بدانیم «همهٔ چراغ‌های این اتاق روشن‌اند» کاذب است، دو حالت داریم: شاید چند چراغ روشن و چند چراغ خاموش باشند؛ شاید هم همه خاموش باشند. پس هنوز نمی‌دانیم «بعضی از چراغ‌ها روشن‌اند» صادق است یا کاذب.

این قاعده برای دو قضیهٔ سالبهٔ متداخل هم برقرار است: کذبِ «بعضی از چراغ‌ها روشن نیستند»، کذبِ «هیچ چراغی روشن نیست» را نشان می‌دهد.

یادت بماند: در تداخل، کذب از جزئی به کلی می‌رود، نه برعکس.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۶

یک استثنا هم کافی است

یک استثنا هم کافی است

فرض کن فروشنده‌ای بگوید: «همهٔ خودکارهای این بسته سالم‌اند.» یکی از خودکارها را امتحان می‌کنی و می‌بینی خراب است. آیا لازم است بقیهٔ خودکارها را هم بررسی کنی تا ادعای او را رد کنی؟ نه؛ ادعای «همه» یعنی هیچ مورد مخالفی وجود ندارد. همین خودکار خراب، مثال نقض ادعای اوست.

حالا اگر فروشنده بگوید: «این یکی را نادیده بگیر؛ باز هم می‌گویم همه سالم‌اند!» دچار مغالطهٔ «استثنای قابل چشم‌پوشی» شده است؛ چون استثنا را دیده، اما هنوز بر کلی بودن ادعایش پافشاری می‌کند.

دقت کن: با پیدا شدن یک خودکار خراب، نمی‌توانیم بگوییم «همهٔ خودکارها خراب‌اند». فقط فهمیده‌ایم ادعای «همه سالم‌اند» نادرست است. برای اصلاح ادعا، فروشنده می‌تواند بگوید: «به‌جز این خودکار، بقیه سالم‌اند»؛ البته سالم بودن بقیه هم باید بررسی شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۶

مثال حل‌شده

قضیهٔ «بعضی از اعضای گروه شنا بلدند» کاذب است. صدق یا کذب قضیهٔ «همهٔ اعضای گروه شنا بلدند» را مشخص کن.

  1. موضوع هر دو قضیه «اعضای گروه» و محمول هر دو «شنا بلد بودن» است.

  2. هر دو قضیه موجبه‌اند؛ یکی جزئی و دیگری کلی است، پس رابطهٔ تداخل دارند.

  3. در تداخل، اگر قضیهٔ جزئی کاذب باشد، قضیهٔ کلی نیز کاذب است.

  4. برای بررسی نتیجه، فرض کن همهٔ اعضا شنا بلد باشند؛ در این صورت بعضی از آن‌ها هم شنا بلد خواهند بود، در حالی که مسئله این قضیهٔ جزئی را کاذب دانسته است.

جواب: قضیهٔ «همهٔ اعضای گروه شنا بلدند» کاذب است؛ چون کذب قضیهٔ جزئی، کذب قضیهٔ کلیِ متداخل با آن را نتیجه می‌دهد.

نکات مهم

  • دو قضیهٔ متداخل موضوع، محمول و کیفیت یکسان دارند و فقط در کلی یا جزئی بودن متفاوت‌اند.
  • در تداخل، صدق از کلی به جزئی و کذب از جزئی به کلی منتقل می‌شود، اما در جهت عکس نتیجهٔ قطعی نداریم.
  • یک مثال نقض برای رد ادعای کلی کافی است و نادیده گرفتن آن برای حفظ کلی بودن ادعا، مغالطهٔ «استثنای قابل چشم‌پوشی» است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۶۷ تا ۶۹ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

عکس مستوی

در این درس یاد می‌گیری عکس مستویِ قضایا را طبق قاعده به دست بیاوری، موارد بدون عکس لازم‌الصدق را تشخیص بدهی و خطای ایهام انعکاس را در استدلال‌های روزمره پیدا کنی.

پیش از شروع

اگر همهٔ گردوها گرد باشند، آیا هر چیز گردی هم گردو است؟ چرا جابه‌جا کردن دو واژه می‌تواند ما را به نتیجه‌ای نادرست برساند؟

گرد بودن فقط ویژگی گردو نیست؛ توپ هم گرد است، اما گردو نیست. پس حتی اگر یک جمله درست باشد، با جابه‌جا کردن موضوع و محمولش همیشه به جمله‌ای درست نمی‌رسیم.

جابه‌جایی با یک پرسش مهم

جابه‌جایی با یک پرسش مهم

هر گردویی گرد است؛ اما آیا توپ هم گردو است؟ همین مثال نشان می‌دهد که عوض کردن جای دو بخش یک جمله، لزوماً حقیقت را حفظ نمی‌کند!

در قضیهٔ «هر گردویی گرد است»، موضوع چیزی است که درباره‌اش حکم می‌دهیم: «گردو». محمول ویژگی‌ای است که به آن نسبت می‌دهیم: «گرد». اگر جای موضوع و محمول را عوض کنیم، قضیهٔ «هر چیز گردی گردو است» به دست می‌آید. این کار را عکس کردن قضیه می‌نامیم.

قضیهٔ نخست درست است، ولی قضیهٔ دوم درست نیست؛ چون چیزهای گرد دیگری، مثل توپ، هم وجود دارند. پس باید دو پرسش را جدا کنیم: «آیا موضوع و محمول جابه‌جا شده‌اند؟» و «آیا نتیجه حتماً درست است؟» پاسخ مثبت به پرسش اول، پاسخ مثبت به دومی را تضمین نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

از «هر» به «بعضی»

از «هر» به «بعضی»

فرض کن می‌دانیم «هر گنجشکی پرنده است». آیا می‌توانیم بگوییم «هر پرنده‌ای گنجشک است»؟ نه؛ کبوتر هم پرنده است، اما گنجشک نیست!

قضیهٔ نخست موجبهٔ کلیه است: دربارهٔ همهٔ اعضای موضوع، حکمی مثبت می‌دهد. برای به دست آوردن عکس مستویِ آن، دو کار می‌کنیم:

  • جای موضوع و محمول را عوض می‌کنیم.
  • «هر» را به «بعضی» تغییر می‌دهیم.

پس از «هر گنجشکی پرنده است» نتیجه می‌گیریم: «بعضی پرندگان گنجشک‌اند.» گنجشک‌ها همان نمونه‌هایی هستند که این نتیجه را درست می‌کنند؛ اما دربارهٔ همهٔ پرندگان چنین حکمی نداریم.

الگوی قاعده این است: «هر الف ب است» ← «بعضی ب الف است».

در گفت‌وگوهای روزمره هم مراقب باش: اگر همهٔ اعضای یک تیم ورزشکار باشند، نمی‌توان گفت همهٔ ورزشکاران عضو آن تیم‌اند. عکس مستوی فقط می‌گوید بعضی ورزشکاران عضو آن تیم‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۸

دو قاعده با کمترین تغییر

دو قاعده با کمترین تغییر

در دو نوع قضیه، برای ساختن عکس مستوی کافی است جای موضوع و محمول را عوض کنیم؛ مقدار و مثبت یا منفی بودن حکم تغییر نمی‌کند.

موجبهٔ جزئیه: «بعضی دانش‌آموزان ورزشکارند.» عکس مستوی آن می‌شود: «بعضی ورزشکاران دانش‌آموزند.» چرا؟ همان افرادی که هم دانش‌آموزند و هم ورزشکار، در هر دو جمله نمونهٔ درست‌اند. پس «بعضی» و مثبت بودن حکم حفظ می‌شود.

سالبهٔ کلیه: «هیچ ماهی‌ای پرنده نیست.» عکس مستوی آن می‌شود: «هیچ پرنده‌ای ماهی نیست.» وقتی دو گروه هیچ عضو مشترکی ندارند، فرقی نمی‌کند از کدام طرف این جدایی را بیان کنیم. پس «هیچ» و منفی بودن حکم حفظ می‌شود.

برای به‌خاطر سپردن این دو قاعده، به اشتراک بعضی اعضا در مثال اول و جدایی کامل دو گروه در مثال دوم فکر کن؛ جابه‌جایی گروه‌ها هیچ‌کدام از این رابطه‌ها را تغییر نمی‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۸

وقتی تضمینی نداریم

وقتی تضمینی نداریم

قضیهٔ سالبهٔ جزئیه می‌گوید بعضی اعضای یک گروه، عضو گروه دیگر نیستند. آیا با جابه‌جا کردن دو گروه، باز هم حتماً به حرف درستی می‌رسیم؟

این مثال را ببین: «بعضی میوه‌ها سیب نیستند» درست است؛ مثلاً پرتقال میوه است، اما سیب نیست. حالا جابه‌جا کنیم: «بعضی سیب‌ها میوه نیستند». این یکی نادرست است، چون همهٔ سیب‌ها میوه‌اند.

اما جابه‌جایی همیشه هم نتیجهٔ نادرست نمی‌دهد. «بعضی دانش‌آموزان ورزشکار نیستند» و «بعضی ورزشکاران دانش‌آموز نیستند» می‌توانند هر دو درست باشند؛ مثلاً ورزشکاری را در نظر بگیر که تحصیلش تمام شده است.

پس وقتی می‌گوییم سالبهٔ جزئیه عکس لازم‌الصدق ندارد، منظورمان این نیست که عکسش همیشه نادرست است؛ منظور این است که درست بودن قضیهٔ اصلی، درست بودن عکس را تضمین نمی‌کند. برای داوری دربارهٔ جملهٔ جابه‌جاشده، به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۸

دامِ ایهام انعکاس

دامِ ایهام انعکاس

فرض کن در تبلیغ یک کفش بشنوی: «بعضی ورزشکاران موفق این کفش را می‌پوشند؛ پس هرکس این کفش را بپوشد، ورزشکار موفقی است!» آیا نتیجه از گفتهٔ اول به دست می‌آید؟

نه! گفتهٔ اول فقط دربارهٔ بعضی ورزشکاران موفق است. عکس مستویِ آن هم باید جزئی باشد: «بعضی از پوشندگان این کفش، ورزشکار موفق‌اند.» نمی‌توان این حکم را به همهٔ پوشندگان کفش گسترش داد.

وقتی جای موضوع و محمول را عوض کنیم، اما قواعد عکس مستوی را رعایت نکنیم و نتیجه را معتبر بدانیم، گرفتار مغالطهٔ ایهام انعکاس شده‌ایم؛ یعنی جابه‌جایی، ظاهری درست دارد، ولی نتیجه تضمین‌شده نیست.

برای پیدا کردن این دام، فقط به جابه‌جایی واژه‌ها نگاه نکن؛ بپرس: «آیا مقدار حکم هم طبق قاعده تغییر کرده است؟ آیا اصلاً این نوع قضیه عکس لازم‌الصدق دارد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۹

مثال حل‌شده

فرض کن «هر درختی گیاه است» صادق باشد؛ آیا می‌توان نتیجه گرفت «هر گیاهی درخت است»؟ عکس مستویِ درست را پیدا کن.

  1. موضوع قضیه «درخت» و محمول آن «گیاه» است.

  2. قضیه با «هر» حکمی مثبت دربارهٔ همهٔ درخت‌ها می‌دهد؛ پس موجبهٔ کلیه است.

  3. برای عکس مستوی، جای موضوع و محمول را عوض می‌کنیم و حکم کلی را به جزئی تبدیل می‌کنیم: «بعضی گیاهان درخت‌اند».

  4. از قضیهٔ نخست نمی‌توان درخت بودنِ همهٔ گیاهان را نتیجه گرفت؛ مثلاً بوتهٔ گل گیاه است، اما درخت نیست.

  5. پس تبدیل این موجبهٔ کلیه به موجبهٔ کلیه معتبر نیست و نمونه‌ای از مغالطهٔ ایهام انعکاس است.

جواب: نتیجهٔ معتبر این است: «بعضی گیاهان درخت‌اند»؛ نتیجه گرفتنِ «همهٔ گیاهان درخت‌اند» مغالطهٔ ایهام انعکاس است.

نکات مهم

  • در عکس مستوی، موضوع و محمول جابه‌جا می‌شوند و باید قواعد را رعایت کنیم تا از قضیهٔ صادق به نتیجه‌ای حتماً صادق برسیم.
  • عکس مستویِ موجبهٔ کلیه، موجبهٔ جزئیه است؛ اما موجبهٔ جزئیه و سالبهٔ کلیه با حفظ نوع حکم عکس می‌شوند.
  • سالبهٔ جزئیه عکس لازم‌الصدق ندارد و معتبر دانستنِ عکس بدون رعایت قواعد، مغالطهٔ ایهام انعکاس است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۶۹ تا ۷۱ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مغالطهٔ ایهام انعکاس

در این درس یاد می‌گیری خطای ایهام انعکاس را در جابه‌جایی اجزای قضیه و تبلیغات تشخیص بدهی و در بخش اختیاری، چرخهٔ راست و دروغ در پارادوکس دروغگو را توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر در یک تبلیغ، خانواده‌ای خوشبخت را کنار یک یخچال ببینی، آیا می‌توانی نتیجه بگیری هرکس آن یخچال را بخرد، خوشبخت می‌شود؟

نه؛ دیدن چند فرد خوشبخت که آن وسیله را دارند، خوشبختی همهٔ خریدارانش را ثابت نمی‌کند. گاهی تبلیغ با جابه‌جایی موضوع و محمول و تبدیل «بعضی» به «همه»، نتیجه‌ای می‌سازد که از گفتهٔ اول به دست نمی‌آید.

جابه‌جایی، اما با قاعده

جابه‌جایی، اما با قاعده

از «همهٔ گربه‌ها حیوان‌اند» می‌توان نتیجه گرفت «همهٔ حیوان‌ها گربه‌اند»؟ نه؛ سگ هم حیوان است! پس جابه‌جایی موضوع و محمول همیشه حقیقت را حفظ نمی‌کند.

در عکس مستوی، جای موضوع و محمول عوض می‌شود، اما باید قاعده را هم رعایت کنیم:

  • موجبهٔ کلیه به موجبهٔ جزئیه تبدیل می‌شود: از «همهٔ گربه‌ها حیوان‌اند» به «بعضی حیوان‌ها گربه‌اند» می‌رسیم، نه «همهٔ حیوان‌ها گربه‌اند».
  • سالبهٔ جزئیه عکسِ لازم‌الصدق ندارد: از «بعضی حیوان‌ها گربه نیستند» نمی‌توان نتیجه گرفت «بعضی گربه‌ها حیوان نیستند». جملهٔ نخست درست است، ولی دومی نادرست است.

«لازم‌الصدق ندارد» یعنی درست بودن قضیهٔ نخست، درست بودن جملهٔ جابه‌جاشده را تضمین نمی‌کند؛ نه اینکه جملهٔ جابه‌جاشده همیشه نادرست باشد.

اگر بدون رعایت این قواعد، جملهٔ جابه‌جاشده را نتیجهٔ قطعیِ جملهٔ نخست بدانیم، گرفتار مغالطهٔ ایهام انعکاس شده‌ایم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۹

دام تبلیغاتیِ «بعضی» و «همه»

دام تبلیغاتیِ «بعضی» و «همه»

تصور کن در تبلیغ یک قهوه‌ساز، چند فرد موفق را هنگام استفاده از آن نشان می‌دهند. پیام پنهان تبلیغ این است: «تو هم این قهوه‌ساز را داشته باش تا موفق باشی!» اما آیا تصویری از چند فرد موفق، چنین نتیجه‌ای را ثابت می‌کند؟

ادعای آغازین این است: بعضی افراد موفق، دارندهٔ این قهوه‌سازند. با جابه‌جایی درست موضوع و محمول، فقط می‌توان گفت: بعضی دارندگان این قهوه‌ساز، موفق‌اند. این همان عکسِ موجبهٔ جزئیه است؛ هنوز دربارهٔ «بعضی» حرف می‌زنیم، نه «همه».

تبلیغ ما را به نتیجه‌ای بزرگ‌تر می‌کشاند: «همهٔ دارندگان این قهوه‌ساز موفق‌اند.» این نتیجه از ادعای نخست به دست نمی‌آید؛ ممکن است دارندگان دیگری موفق نباشند. این جابه‌جاییِ نادرست، نمونه‌ای از مغالطهٔ ایهام انعکاس است.

پس هنگام دیدن تبلیغ از خودت بپرس: آیا فقط چند نمونه دیده‌ام، یا واقعاً دربارهٔ همهٔ دارندگان آن کالا دلیل دارم؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۹

بخش اختیاری: معمای دروغگو

بخش اختیاری: معمای دروغگو

فرض کن دوستی فقط این جمله را بگوید: «این سخن من دروغ است». منظورش از «این سخن»، همین جمله‌ای است که دارد می‌گوید. آیا می‌توانی آن را راست یا دروغ بدانی؟

بیایید هر دو راه را امتحان کنیم:

  • اگر جمله راست باشد، باید حرفش را بپذیریم؛ اما حرفش این است که خودش دروغ است! پس از راست بودن به دروغ بودن می‌رسیم.
  • اگر جمله دروغ باشد، ادعای «این سخن من دروغ است» درست نیست؛ پس همان سخن باید راست باشد! این بار از دروغ بودن به راست بودن می‌رسیم.

این رفت‌وبرگشت را پارادوکس دروغگو می‌نامند؛ منطق‌دانان مسلمان آن را «شبههٔ جذر اصم» نامیده‌اند. نکته این نیست که گوینده گاهی راست و گاهی دروغ می‌گوید؛ دربارهٔ همان یک جمله، هر فرض ما را به حالت مقابل می‌رساند. این معما با یک دروغ معمولی فرق دارد: جمله دربارهٔ دروغ بودنِ خودش داوری می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

مثال حل‌شده

با فرض صدق «هر ایرانی وطن‌دوست است»، آیا می‌توان نتیجه گرفت «هر وطن‌دوستی ایرانی است»؟ عکس مستویِ درست را بنویس و دلیل بیاور.

  1. قضیهٔ نخست موجبهٔ کلیه است؛ دربارهٔ همهٔ ایرانیان حکمی مثبت بیان می‌کند.

  2. برای ساختن عکس، جای موضوع «ایرانی» و محمول «وطن‌دوست» را عوض می‌کنیم.

  3. طبق قاعده، عکس موجبهٔ کلیه باید موجبهٔ جزئیه باشد؛ پس می‌نویسیم: «بعضی وطن‌دوستان ایرانی‌اند».

  4. قضیهٔ نخست دربارهٔ همهٔ وطن‌دوستان حکمی نداده است؛ بنابراین نتیجهٔ «هر وطن‌دوستی ایرانی است» تضمین نمی‌شود و گرفتن آن، ایهام انعکاس است.

جواب: عکس مستویِ درست این است: «بعضی وطن‌دوستان ایرانی‌اند»؛ نتیجهٔ «هر وطن‌دوستی ایرانی است» نمونهٔ ایهام انعکاس است.

نکات مهم

  • در عکس مستوی، موجبهٔ کلیه به موجبهٔ جزئیه تبدیل می‌شود و سالبهٔ جزئیه عکس لازم‌الصدق ندارد.
  • در تبلیغات، از خوشبخت بودن بعضی دارندگان یک کالا نمی‌توان خوشبخت بودن همهٔ دارندگان آن را نتیجه گرفت.
  • در بخش اختیاری دیدیم که در پارادوکس دروغگو، راست یا دروغ فرض کردن جمله ما را به حالت مقابل می‌رساند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۷ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۷ منطق دهم · رایگان