درس ۱ · صفحهٔ ۲۰ تا ۲۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس سوم: مفهوم و مصداق
در این درس یاد میگیری مفهوم و مصداق و مفهومهای جزئی و کلی را از هم تشخیص بدهی، نسبت میان مصداقهای دو مفهوم کلی را تعیین کنی و از نمودار ون برای فهم این نسبتها و طبقهبندی درست کمک بگیری.
پیش از شروع
اگر در کتابفروشی بگویی «کتاب داستان میخواهم» یا بگویی «این کتاب داستان را میخواهم»، چرا فروشنده در حالت اول میتواند چند کتاب پیشنهاد کند، اما در حالت دوم نه؟
در درخواست اول، حرفت میتواند دربارهٔ کتابهای داستان گوناگون باشد؛ اما در درخواست دوم، یک کتاب مشخص را میخواهی. همین تفاوت ساده، راه ورود به بحث مفهومهای کلی و جزئی است.
از مفهوم تا مصداق؛ جزئی یا کلی؟
از مفهوم تا مصداق؛ جزئی یا کلی؟
فرض کن وارد کتابفروشی شدهای. وقتی میگویی «کتاب داستان میخواهم»، فروشنده میتواند چند کتاب پیشنهاد کند؛ اما با گفتن «این کتاب داستان را میخواهم» و اشاره به یک کتاب، انتخابت مشخص میشود.
مفهوم همان معنایی است که در ذهن میفهمیم؛ مصداق فرد یا چیزی است که آن معنا دربارهاش درست است. مثلاً معنای «خودکار» یک مفهوم است و خودکاری که در دست داری، یکی از مصداقهای آن است.
مفهومها از نظر قابلیت انطباق دو دستهاند:
- جزئی: فقط بر یک مورد مشخص قابل انطباقاند؛ مثل «این کتاب» یا «رود ارس».
- کلی: میتوانند بر بیش از یک مورد قابل انطباق باشند؛ مثل «کتاب» یا «رود».
نکتهٔ مهم، قابلیت انطباق است، نه تعداد مصداقهایی که اکنون میبینیم. حتی «دیو» هم مفهومی کلی است؛ چون میتوان چند دیو فرضی را تصور کرد. همچنین «درخت سرو» با اینکه از «درخت» محدودتر است، همچنان کلی است؛ چون فقط یک درخت مشخص را نشان نمیدهد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۰
مصداقهای یکسان یا کاملاً جدا
مصداقهای یکسان یا کاملاً جدا
دو مفهوم ممکن است معنای متفاوتی داشته باشند، اما دقیقاً بر همان مصداقها صدق کنند. مثلاً «مثلث» و «شکل سهضلعی» را در نظر بگیر: هر مثلث، شکل سهضلعی است و هر شکل سهضلعی هم مثلث است. این نسبت را تساوی مینامیم. اگر مصداقهای هر مفهوم را داخل یک دایره بگذاریم، دو دایره کاملاً روی هم میافتند.
حالا «مثلث» و «مربع» را مقایسه کن. هیچ شکلی نمیتواند هم مثلث باشد و هم مربع؛ پس این دو مفهوم هیچ مصداق مشترکی ندارند. نام این نسبت تباین است و دایرههایشان جدا از هم رسم میشوند. مثلاً هنگام جداکردن کارتهای مثلثی و مربعی، هیچ کارتی در هر دو گروه قرار نمیگیرد.
پس فقط متفاوتبودن معنای دو واژه نشانهٔ تباین نیست؛ باید مصداقهایشان را بررسی کنیم. برای تساوی هم داشتن چند مصداق مشترک کافی نیست؛ باید همهٔ مصداقها یکسان باشند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۲
وقتی یکی در دیگری جا میگیرد
وقتی یکی در دیگری جا میگیرد
فرض کن برای مصداقهای «ایرانی» و «آسیایی» دو دایره میکشیم. دایرهٔ ایرانی کاملاً داخل دایرهٔ آسیایی قرار میگیرد؛ چون هر ایرانی آسیایی است. اما دایرهٔ آسیایی فقط شامل ایرانیها نیست؛ مثلاً ژاپنیها هم آسیاییاند، ولی ایرانی نیستند.
به این رابطه عموم و خصوص مطلق میگوییم. «آسیایی» مفهوم عامتر و «ایرانی» مفهوم خاصتر است. برای تشخیص این نسبت، دو چیز را بررسی کن: آیا همهٔ مصداقهای یکی در دیگری جای میگیرند؟ آیا مفهوم بزرگتر مصداقی بیرون از مفهوم کوچکتر هم دارد؟
مثلاً در وسایل مدرسه، هر «دفتر شطرنجی» یک «دفتر» است، اما بعضی دفترها شطرنجی نیستند. پس دفتر عامتر و دفتر شطرنجی خاصتر است. یادت باشد: اینجا مصداقها را مقایسه میکنیم، نه تعداد واژهها یا شباهت معنای آنها را.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۲
بخشی مشترک، بخشی جدا
بخشی مشترک، بخشی جدا
آیا «سنگ» و «سفید» کاملاً جدا هستند؟ نه؛ یک سنگ سفید، مصداق هر دو مفهوم است. آیا همهٔ سنگها سفیدند یا همهٔ چیزهای سفید سنگاند؟ باز هم نه!
اینجا نسبت عموم و خصوص منوجه برقرار است؛ یعنی دو مفهوم از یک جهت اشتراک دارند، اما هرکدام مصداقهایی هم بیرون از دیگری دارند. برای تشخیص این نسبت، باید بتوانی برای هر سه بخش نمونه پیدا کنی:
- بخش مشترک: سنگ مرمر سفید، هم سنگ است و هم سفید.
- فقط سنگ: یک سنگ سیاه، سنگ است ولی سفید نیست.
- فقط سفید: پنبهٔ سفید، سفید است ولی سنگ نیست.
پس پیدا کردن یک مصداق مشترک بهتنهایی کافی نیست؛ باید دو بخشِ جدا را هم بررسی کنی. اگر دو دایره بکشیم، بخشی از آنها روی هم میافتد و بخشی از هر دایره بیرون از دیگری میماند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۳
از نمودار ون تا طبقهبندی
از نمودار ون تا طبقهبندی
دایرههای نمودار ون را مثل ظرفهایی برای مصداقها تصور کن؛ هر دایره نمایندهٔ یک مفهوم کلی است. دایرههای منطبق، تساوی را نشان میدهند؛ دایرههای جدا، تباین را؛ دایرهای کاملاً داخل دیگری، عموم و خصوص مطلق را؛ و دو دایره با بخش مشترک و بخشهای جدا، عموم و خصوص منوجه را. در زبان مجموعهها، اشتراک یعنی اعضای مشترک و اجتماع یعنی همهٔ اعضای دو مجموعه، بدون تکرار.
این تصویرها به دستهبندی هم کمک میکنند. مثلاً برای مرتبکردن کتابخانه، «کتاب» گروهی عام و «کتاب داستان» زیرگروهی خاصتر است: هر کتاب داستان، کتاب است؛ اما هر کتابی داستان نیست.
در طبقهبندی درست دو نکته را بررسی کن:
- هر زیرگروه باید کاملاً در گروه بالاتر جا بگیرد؛ نسبت آنها عموم و خصوص مطلق است.
- شاخههای جداشده از یک گروه باید با هم تباین داشته باشند؛ یعنی مصداق مشترک نداشته باشند.
پس اگر «کتاب داستان» و «کتاب فارسیزبان» را دو شاخهٔ جدا قرار دهیم، یک کتاب داستان فارسیزبان در هر دو جا میگیرد؛ این دستهبندی شرط دوم را ندارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۲۴
مثال حلشده
نسبت میان «مسلمان» و «آسیایی» را مشخص کن و توضیح بده نمودار ون آنها چگونه است.
ابتدا مصداق مشترک پیدا میکنیم: یک مسلمان ایرانی هم مسلمان است و هم آسیایی؛ پس دو مفهوم تباین ندارند.
سپس مصداقی برای «مسلمان» بیرون از «آسیایی» پیدا میکنیم: یک مسلمانِ اهل مراکش که آسیایی نیست.
حالا مصداقی برای «آسیایی» بیرون از «مسلمان» پیدا میکنیم: یک فرد ژاپنیِ غیرمسلمان.
چون هم بخش مشترک داریم و هم هر مفهوم مصداق مخصوص به خود دارد، نسبت عموم و خصوص منوجه است؛ دو دایره را متقاطع میکشیم و هر نمونه را در بخش مناسب قرار میدهیم.
نکات مهم
- مفهوم، معنای فهمیدهشده و مصداق، موردِ آن معناست؛ مفهوم جزئی تنها بر یک مورد مشخص و مفهوم کلی بر بیش از یک مورد واقعی یا فرضی قابل انطباق است.
- نسبت دو مفهوم کلی را با مقایسهٔ مصداقهایشان تعیین میکنیم: تساوی، تباین، عموم و خصوص مطلق یا عموم و خصوص منوجه.
- در نمودار ون، جای مصداقها نسبت را نشان میدهد و در طبقهبندی درست، هر شاخه از مفهوم بالاتر خاصتر است و با شاخههای همسطح تباین دارد.