۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
تاریخ ۱ (ایران و جهان باستان) · فصل ۲

خلاصه درس فصل ۲ تاریخ دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«جهان در عصر باستان؛ میراث بشری»، فصل ۲ کتاب تاریخ ۱ (ایران و جهان باستان)، صفحهٔ ۲۹ تا ۶۰، پایهٔ دهم: ۹ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۲۹ تا ۳۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۴: پیدایش تمدّن؛ بین‌النهرین و مصر

در این درس یاد می‌گیری چگونه انسان از گردآوری خوراک به تولید آن رسید و چرا کشاورزی زمینهٔ روستانشینی، تخصصی‌شدن کارها، دادوستد و پیدایش تمدن را فراهم کرد.

پیش از شروع

چطور کاشتن چند دانه می‌توانست راه را برای پیدایش شهرها و تمدن‌ها باز کند؟

کشاورزی به انسان‌ها امکان داد در یک محل بمانند و بیش از نیاز خود خوراک تولید کنند. با این خوراک اضافی، بعضی افراد توانستند به کارهای دیگری بپردازند؛ گسترش مهارت‌ها و دادوستد هم به‌تدریج زمینهٔ پیدایش شهرها و تمدن‌ها را فراهم کرد.

گذشته را چگونه می‌شناسیم؟

گذشته را چگونه می‌شناسیم؟

تصور کن از زندگی یک گروه انسانی، هیچ نوشته‌ای باقی نمانده، اما کنار محل سکونتشان ابزار سنگی و استخوان جانوران پیدا شده است. آیا می‌توانیم چیزی دربارهٔ زندگی آن‌ها بفهمیم؟ بله؛ این آثار، سرنخ‌های ما هستند.

گذشتهٔ بشر را به دو دورهٔ کلی تقسیم می‌کنیم: پیش از تاریخ و دورهٔ تاریخی. پیش از تاریخ از ظهور انسان آغاز می‌شود و تا اختراع خط و گسترش تمدن ادامه دارد. پس «پیش از تاریخ» یعنی پیش از پیدایش خط، نه زمانی که انسان هیچ گذشته‌ای نداشته است!

برای شناخت این دوره، به کاوش‌های باستان‌شناسی تکیه می‌کنیم. باستان‌شناسان آثار باقی‌مانده را پیدا و بررسی می‌کنند؛ مثلاً ابزارهای سنگی می‌توانند سرنخی از مهارت ابزارسازی انسان باشند. شبیه وقتی که از وسایل باقی‌مانده در یک اتاق، دربارهٔ کارهای صاحب آن حدس می‌زنی؛ البته باستان‌شناس باید برداشت خود را بر شواهد استوار کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰

زندگی با خوراک طبیعت

زندگی با خوراک طبیعت

تصور کن برای غذای امروزت نه مزرعه‌ای داری و نه دام اهلی؛ باید جانوری شکار کنی یا میوه و دانهٔ خوراکی پیدا کنی. زندگی انسان‌ها در دورهٔ گردآوری خوراک چنین بود: خوراکشان را از طبیعت به دست می‌آوردند، نه با کشاورزی و دامداری. برای یافتن غذا هم از جایی به جای دیگر می‌رفتند.

آن‌ها برای پناه‌گرفتن از غارها یا کلبه‌های ساخته‌شده از شاخ‌وبرگ استفاده می‌کردند. سنگ، مادهٔ اصلی ابزارسازی بود؛ البته از چوب و استخوان هم ابزار می‌ساختند. ابزارهای سنگی به‌آرامی پیشرفت کردند و برای کارهایی مانند شکار و بریدن مناسب‌تر شدند.

به‌کارگیری آتش هم توانایی انسان را بیشتر کرد: گرما فراهم می‌کرد، پختن خوراک را ممکن می‌ساخت و به دورکردن جانوران خطرناک کمک می‌کرد. همان‌طور که امروز برای ماندن در هوای سرد به وسیلهٔ گرمایشی نیاز داریم، آتش هم زندگی انسان‌های نخستین در مناطق سردتر را آسان‌تر کرد. این تغییرها تدریجی بود، نه ناگهانی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۰

از ارتباط تا بیان اندیشه

از ارتباط تا بیان اندیشه

تصور کن قرار است با چند نفر کاری گروهی انجام بدهی، اما نتوانی حرف بزنی؛ چطور منظورت را می‌رسانی؟ انسان‌های نخستین هم برای هماهنگی در شکار به ارتباط نیاز داشتند. توانایی سخن‌گفتن و اندیشیدن آنان به‌تدریج رشد کرد و تا اواخر دورهٔ گردآوری خوراک، از نقاشی برای بیان احساس و اندیشه نیز استفاده کردند. تصویر جانوران بر دیوار غارها، نمونه‌ای از آثار باقی‌ماندهٔ آنان است.

اما آیا از روی یک نقاشی می‌توان همهٔ باورهای نقاش را فهمید؟ همان‌طور که یک عکس به‌تنهایی تمام فکرهای صاحبش را نشان نمی‌دهد، آثار اندک آن دوران هم برای شناخت کامل اعتقادات مردم کافی نیست. به همین دلیل، شناخت باورهای دینی آنان دشوار است. باستان‌شناسان در کنار بررسی آثار، از مطالعهٔ باورهای جوامع شکارگر کنونی نیز کمک می‌گیرند؛ بااین‌حال، نباید تصور کنیم باورهای این جوامع حتماً همان باورهای انسان‌های نخستین بوده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۲

انسان تولیدکننده می‌شود

انسان تولیدکننده می‌شود

تصور کن برای خوردن گندم، همیشه دنبال بوته‌های خودرو بگردی؛ حالا اگر دانه‌ها را خودت بکاری و از آن‌ها مراقبت کنی، چه تغییری کرده است؟ دیگر فقط خوراکِ موجود در طبیعت را جمع نمی‌کنی؛ در تولید خوراک نقش داری.

از حدود دوازده هزار سال پیش، گروه‌هایی از انسان‌ها با تکیه بر تجربه‌های پیشین، کشت گیاهان و اهلی‌کردن جانوران را آغاز کردند. این تغییر، آغاز دورهٔ تولید خوراک بود. البته باستان‌شناسان دربارهٔ اینکه کشاورزی زودتر آغاز شد یا اهلی‌کردن جانوران، هم‌نظر نیستند.

کوهپایه‌های زاگرس در غرب ایران از مناطق پیشگام کشاورزی بودند. در تپهٔ چُغاگُلان، در شهرستان مهرانِ استان ایلام، شواهدی پیدا شده که نشان می‌دهد ساکنان آن از نخستین گردآورندگان خوراک بودند که به کشت گندم و جو روی آوردند. دقت کن: «از نخستین‌ها» به معنای «تنها آغازگران کشاورزی در جهان» نیست.

در عصر نوسنگی، مهارت‌های دیگری هم رشد کرد؛ انسان‌ها ابزارهای سنگی بهتری ساختند، ظروف سفالی تولید کردند و از پشم جانوران پارچه بافتند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۳

از مزرعه تا تمدن

از مزرعه تا تمدن

کشاورزی فقط راه تازه‌ای برای به‌دست‌آوردن غذا نبود؛ شیوۀ زندگی انسان را هم تغییر داد. کشاورزان برای کاشت، مراقبت و برداشت محصول، نزدیک زمین‌هایشان ماندند و روستاهای دائمی پدید آمد.

وقتی محصول بیش از نیاز مصرفی شد، مازاد خوراک به وجود آمد. حالا لازم نبود همه کشاورز باشند؛ بعضی‌ها می‌توانستند وقت خود را صرف ابزارسازی، سفالگری یا پارچه‌بافی کنند و در آن کار مهارت پیدا کنند.

تصور کن خانواده‌ای گندم اضافی دارد و همسایه‌اش ظرف سفالی می‌سازد. آن‌ها می‌توانند محصولشان را با هم مبادله کنند. با گسترش چنین دادوستدی میان روستاها، مردم نه‌فقط کالا، بلکه مهارت‌ها و اندیشه‌های یکدیگر را نیز می‌شناختند؛ شبیه وقتی که همراه خرید یک محصول، روش استفاده از آن را هم یاد می‌گیریم.

پس کشاورزی یک‌شبه شهر نساخت؛ یک‌جانشینی، تولید مازاد، تخصصی‌شدن کارها و دادوستد به‌تدریج زمینهٔ پیدایش شهرها و تمدن را فراهم کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۴

مثال حل‌شده

دو دانش‌آموز دربارهٔ پیدایش تمدن گفت‌وگو می‌کنند. یکی می‌گوید: «ساختن خانه‌های دائمی به‌تنهایی برای پیدایش تمدن کافی نبود.» دیگری می‌گوید: «همین که مردم روستانشین شدند، تمدن پدید آمد.» با توجه به پیامدهای کشاورزی، کدام ادعا دقیق‌تر است؟

  1. ابتدا علت یک‌جانشینی را مشخص می‌کنیم: کشاورزان برای کاشت، مراقبت و برداشت محصول، در کنار زمین‌های خود ماندند و روستاهای دائمی ساختند.

  2. سپس نقش خوراک مازاد را بررسی می‌کنیم: تولید بیش از نیاز فرصت داد که بخشی از مردم به کارهایی غیر از تولید خوراک بپردازند.

  3. با تخصص‌یافتن در کارهایی مانند سفالگری و ابزارسازی، محصولات گوناگون تولید شد و دادوستد میان روستاها گسترش یافت.

  4. نتیجه می‌گیریم که پیدایش شهرها و تمدن حاصل زنجیره‌ای از تغییرات بود، نه فقط ساخته‌شدن خانه‌های دائمی؛ پس ادعای نخست دقیق‌تر است.

جواب: ادعای نخست دقیق‌تر است؛ روستانشینی یک مرحله از مسیر پیدایش تمدن بود و تولید مازاد، تخصصی‌شدن کارها و گسترش دادوستد نیز در ادامهٔ این مسیر نقش داشتند.

نکات مهم

  • اختراع خط مرز پیش از تاریخ و دورهٔ تاریخی است و شناخت دورهٔ پیش از تاریخ بر کاوش‌های باستان‌شناسی تکیه دارد.
  • انسان از شکار و گردآوری گیاهان به کشت گیاهان و اهلی‌کردن جانوران رسید و از گردآورندهٔ خوراک به تولیدکنندهٔ آن تبدیل شد.
  • کشاورزی با فراهم‌کردن یک‌جانشینی، خوراک مازاد، تخصصی‌شدن کارها و دادوستد، زمینهٔ پیدایش شهرها و تمدن را ایجاد کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۳۵ تا ۴۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

تمدن‌های نخستین

در این درس یاد می‌گیری شکل‌گیری و دستاوردهای تمدن‌های بین‌النهرین و مصر را توضیح بدهی و نقش رودها، حکومت و باورهای دینی را در زندگی مردم آن‌ها مقایسه کنی.

پیش از شروع

چرا کنار دو رودِ پرآب ممکن بود مردم از خدایان بترسند، اما کنار رود نیل، خدایانشان را مهربان‌تر بدانند؟

رودها فقط آب و خوراک فراهم نمی‌کردند؛ شرایط زندگی در کنار آن‌ها بر باورهای مردم هم اثر می‌گذاشت. در نگاه کتاب، زندگی آسان‌تر در کنار نیلِ پربرکت، یکی از علت‌های احتمالی این بود که مصریان خدایانشان را مهربان‌تر از خدایان سومری تصور می‌کردند.

از رود و کشتزار تا شهر

از رود و کشتزار تا شهر

اگر کنار رود زندگی کنی، آیا حتماً می‌توانی کشاورزی کنی؟ در بین‌النهرین یا میان‌رودان، در عراق امروزی، رودهای دجله و فرات آب فراوان داشتند و رسوباتشان زمین‌ها را حاصلخیز می‌کرد؛ اما بارندگی برای کشت دیم، یعنی کشاورزی متکی به باران، کافی نبود.

پس کشاورزان باید آب رود را به زمین‌هایشان می‌رساندند. آن‌ها با کندن آبراه‌ها و ساختن آبگیرها، زمین‌های بیشتری را آبیاری کردند. نتیجه، تولید محصولی بیشتر از نیاز خوراکی خودشان بود؛ به این خوراک اضافی، مازاد تولید می‌گوییم.

مثلاً خانواده‌ای را تصور کن که محصول برداشت‌شده‌اش از مقدار لازم برای خوردن تا برداشت بعدی بیشتر باشد؛ بخشی از محصولش مازاد است. حالا اگر کشاورزان یک منطقه چنین محصولی داشته باشند، خوراک جمعیت بیشتری فراهم می‌شود.

در بین‌النهرین، افزایش جمعیت و خوراک اضافی به گسترش روستاها و پیدایش نخستین شهرها کمک کرد. پس مسیر را این‌طور به خاطر بسپار:

آبیاری زمین‌های حاصلخیز ← خوراک اضافی و افزایش جمعیت ← گسترش روستاها و پیدایش شهرها

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۵

سومر؛ شهر، معبد و خط

سومر؛ شهر، معبد و خط

تصور کن هر شهر، همراه با روستاهای اطرافش، حکومت جداگانه‌ای داشته باشد و از پایتخت مشترکی فرمان نگیرد. شهرهای سومر در جنوب بین‌النهرین، مانند اور و اوروک، چنین وضعی داشتند؛ به هرکدام دولت‌شهر می‌گوییم. پس سومر را نباید کشوری با یک حکومت مرکزی بدانیم؛ دولت‌شهرهای آن اغلب رقیب یکدیگر بودند و با هم می‌جنگیدند.

معبد فقط محل عبادت نبود؛ با قدرت سیاسی هم پیوند داشت. سومریان خدایان متعددی را می‌پرستیدند و هر شهر را متعلق به خدایی می‌دانستند. کاهنان، واسطۀ مردم و خدایان شمرده می‌شدند و ثروت و نفوذ زیادی داشتند. در آغاز، رهبری دینی و فرمانروایی سیاسی در دست آنان بود؛ اما بعدها فرماندهان نظامی قدرت را گرفتند و حکومت را در خانوادۀ خود موروثی کردند.

سومریان در ساخت ابزارهای مفرغی هم مهارت داشتند؛ مفرغ را از ترکیب مس و قلع می‌ساختند. از آنان لوح‌های گلی به خط میخی باقی مانده است؛ برخی حاوی آثار ادبی مانند افسانۀ گیلگمش‌اند. بعضی باستان‌شناسان سومریان را مخترع خط می‌دانند. همان‌طور که نوشته‌های امروز اطلاعات را نگه می‌دارند، این لوح‌ها هم بخشی از اندیشه‌های مردم آن روزگار را به ما رسانده‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۶

از دولت‌شهر تا امپراتوری

از دولت‌شهر تا امپراتوری

اگر چند شهر مستقل زیر فرمان یک پادشاه قرار بگیرند، چه تغییری رخ می‌دهد؟ سارگن، فرمانروای اَکَّد، دولت‌شهرهای سومری و سپس سراسر بین‌النهرین را زیر فرمان آورد. قلمرو او از ساحل شرقی مدیترانه تا زاگرس گسترده شد. این یکپارچگی، ارتباط مردمانی با آداب، هنرها و مهارت‌های متفاوت را بیشتر کرد؛ مثل وقتی که ارتباط میان چند شهر، فرصت آشنایی و یادگیری از یکدیگر را افزایش می‌دهد.

پس از فروپاشی این امپراتوری و دوره‌ای بی‌ثباتی، حکومت بابل قدیم شکل گرفت. مشهورترین پادشاه آن، حمورابی، هم قلمرو خود را گسترش داد و هم به کشورداری، کشاورزی و قانون‌گذاری پرداخت. قانون‌نامۀ او موضوع‌هایی مانند آبیاری، ارث، ازدواج و مجازات جرم‌ها را در بر می‌گرفت. پس قانون فقط برای مجازات نبود؛ به تنظیم روابط روزمرۀ مردم هم مربوط می‌شد. بابل نیز به مرکزی مهم برای تجارت تبدیل شد.

با ضعف بابل قدیم، آشوریان قدرت گرفتند و با لشکرکشی، غارت و ویرانی، قلمرو و ثروت خود را افزایش دادند.

میراث بین‌النهرین فقط جنگ و کشورگشایی نبود؛ تجربه‌های حکومت‌داری، قانون‌گذاری، خط، هنر و شهرسازی آن بر تمدن‌های بعدی، از جمله ایران هخامنشی و یونان، اثر گذاشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۸

نیل و فرمانروایی فرعون‌ها

نیل و فرمانروایی فرعون‌ها

تصور کن کشاورزی هستی که رود نزدیک زمینت، هم آب می‌رساند و هم خاک حاصلخیز به جا می‌گذارد. رود نیل برای مصریان چنین نقشی داشت: آب آن هر سال آرام بالا می‌آمد و زمین‌های کناری را می‌پوشاند؛ سپس پایین می‌رفت و رسوباتی غنی بر جا می‌گذاشت. این زمین‌های مرطوب برای کشاورزی مناسب بودند.

مصر علاوه بر نیل، از حفاظت موانع طبیعی مانند صحراها و دریای مدیترانه بهره می‌برد. البته این حفاظت کامل نبود؛ شبه‌جزیرۀ سینا مسیر مهم ورود مهاجمان بود.

در چنین سرزمینی، فرعون‌ها قدرت گسترده‌ای داشتند. مردم کار و سخن فرعون را بیان ارادۀ خدایان می‌دانستند؛ بنابراین فرمان او باید بی‌چون‌وچرا اجرا می‌شد. پس قدرت او فقط سیاسی نبود، بلکه پشتوانۀ دینی هم داشت. فرعون برای ادارۀ امور اداری، مالی و قضایی از وزیر یا «کارگزار کل کشور» کمک می‌گرفت. در دورۀ امپراتوری قدیم، قدرت فرعون‌ها به اوج رسید و اهرام سه‌گانه به دستور آنان ساخته شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۳۹

زندگی و میراث مصریان

زندگی و میراث مصریان

اگر یک هرم یا مومیایی مصری را ببینی، چه چیزهایی از زندگی سازندگانش می‌فهمی؟ این آثار فقط نشانۀ مهارت هنری نیستند؛ از باورها، دانش و کار مردم هم خبر می‌دهند.

مصریان به زندگی پس از مرگ باور داشتند. آنان تصور می‌کردند روح دوباره به جسم بازمی‌گردد؛ بنابراین، پیکر فرعون‌ها را مومیایی می‌کردند تا از فساد آن جلوگیری کنند. بیشتر مصریان چندخداپرست بودند. تلاش آمِن هوتِپ چهارم برای رواج پرستش خدای خورشید نیز پس از مرگش پایدار نماند.

پایۀ اقتصاد، کشاورزی در کنار نیل بود. بیشتر مردم کشاورز بودند، اما زمین‌ها به فرعون‌ها، کاهنان و مقام‌های حکومتی تعلق داشت. مردم علاوه بر مالیات، ناچار بودند برای حکومت در ساخت بناها و جنگ‌ها بیگاری کنند؛ پس بناهای باشکوه، حاصل کار سخت آنان هم بود.

مصریان خط‌های هیروگلیف و دموتیک را ابداع کردند و از نی، پاپیروس ساختند تا نوشته‌ها را ثبت کنند؛ شبیه نقشی که کاغذ برای نوشتن دارد. معماری اهرام، معابد و کاخ‌ها نیز به شناخت مصالح، محاسبات دقیق و مهارت نیاز داشت. میراث مصر، پیوند باور دینی، کار مردم و دانش و هنر بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون مصر هدیۀ نیل بود، پس تمدن آن فقط حاصل شرایط طبیعی بود.» با تکیه بر مطالب درس، این نظر را بررسی کن.

  1. ابتدا بخش درست نظر را پیدا می‌کنیم: آب نیل و رسوبات آن، زمین‌های اطراف رود را برای کشاورزی مناسب می‌کرد.

  2. سپس نقش مردم را بررسی می‌کنیم: کشاورزان زمین‌ها را کشت می‌کردند و با تولید محصول و پرداخت مالیات، در اقتصاد مصر نقش داشتند.

  3. نقش حکومت را هم در نظر می‌گیریم: فرعون و مأمورانش امور کشور را اداره می‌کردند و مردم را برای ساخت بناها به کار می‌گرفتند.

  4. به دانش و مهارت توجه می‌کنیم: ساخت اهرام به محاسبات دقیق و مهارت معماری نیاز داشت؛ پس طبیعت به‌تنهایی برای پدید آمدن این آثار کافی نبود.

جواب: نیل زمینۀ طبیعی کشاورزی و زندگی را فراهم می‌کرد، اما تمدن مصر حاصل کار کشاورزان، سازمان‌دهی حکومت و دانش و مهارت صنعتگران و معماران نیز بود.

نکات مهم

  • آب و خاک حاصلخیز رودها، همراه با تلاش مردم برای کشاورزی و مدیریت آب، به شکل‌گیری تمدن‌های بین‌النهرین و مصر کمک کرد.
  • بین‌النهرین از دولت‌شهرهای سومری به حکومت‌های گسترده‌تر رسید و در خط، قانون‌گذاری، صنعت و شهرسازی میراثی اثرگذار بر جا گذاشت.
  • در مصر، قدرت دینی و سیاسی فرعون‌ها، کشاورزی کنار نیل و باور به زندگی پس از مرگ با زندگی مردم و دستاوردهای هنری و معماری پیوند داشت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۴۲ تا ۴۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۵: هند و چین

در این درس یاد می‌گیری … با تکیه بر شواهد، ویژگی‌های تمدن درۀ سند را توضیح دهی و نقش مهاجرت آریاییان، آیین‌های برهمنی و بودایی، پادشاهی‌ها و نظام کاستی را در تاریخ هند باستان بشناسی.

پیش از شروع

چطور ممکن است از شهری باستانی، خیابان‌ها و حتی شبکۀ فاضلابش را بشناسیم، اما دربارۀ حکومت و زندگی اجتماعی مردمش اطلاعات چندانی نداشته باشیم؟

این معما دربارۀ تمدن درۀ سند است: باستان‌شناسان بقایای شهرهای منظم و مجهز آن را پیدا کرده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند نوشته‌هایش را بخوانند. پس آثار ساختمانی و اشیا بخشی از گذشته را نشان می‌دهند، ولی همۀ پرسش‌های ما را پاسخ نمی‌دهند.

ردپای تمدن درۀ سند

ردپای تمدن درۀ سند

تصور کن وارد ویرانه‌های شهری می‌شوی که خیابان‌های منظم، آجرهای هم‌اندازه و شبکۀ فاضلاب دارد. از این نشانه‌ها چه می‌فهمی؟ ساخت چنین شهری به برنامه‌ریزی نیاز داشته است؛ درست مثل محلۀ امروزی که پیش از ساخت، نقشۀ خیابان‌ها و مسیر فاضلابش طراحی می‌شود.

باستان‌شناسان در کنار رود سند، بقایای دو شهر بزرگ موهنجودارو و هاراپا را یافته‌اند که در پاکستان امروزی قرار دارند. خیابان‌های حساب‌شده، ساختمان‌های همسان و بناهای عمومی این شهرها، شواهدی از شهرسازی پیشرفتۀ آن‌هاست.

پایۀ اقتصاد این تمدن کشاورزی بود. زمین‌های حاصلخیز اطراف رود، امکان کشت گندم، جو و پنبه را فراهم می‌کرد. سفالگری و نساجی هم رواج داشت. یافتن اشیای متعلق به ایران و بین‌النهرین در این شهرها، نشانۀ دادوستد میان این مراکز است.

اما یک محدودیت مهم داریم: نوشته‌های تمدن سند هنوز خوانده نشده‌اند. بنابراین، آثار مادی از شهرسازی و اقتصادشان خبر می‌دهند، ولی برای شناخت حکومت، روابط اجتماعی و باورهایشان اطلاعات کافی نداریم. پیشرفتۀ بودن شهرها به معنی شناخت کامل زندگی مردمشان نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۲

آریاییان و آیین برهمنی

آریاییان و آیین برهمنی

حدود 15001500 پیش از میلاد، هنگامی که تمدن سند رو به ضعف می‌رفت، گروه‌هایی از آریاییان از شمال‌غرب وارد هند شدند. این مهاجران جنگجو، اسب و ارابه داشتند و به‌تدریج بر شمال و بخش‌هایی از مرکز هند مسلط شدند؛ اما جنوبِ گرم و مرطوب هند مستقل ماند. پس ورود آریاییان به معنای تسلط آنان بر سراسر هند نبود.

آریاییان خدایان گوناگونی مرتبط با طبیعت، مانند خورشید و باد، را می‌پرستیدند و به خدایی غیرمادی و فراتر از طبیعت نیز باور داشتند. سروده‌های دینی آنان وداها نام داشت؛ کهن‌ترین بخش آن، ریگ‌ودا، به زبان سانسکریت بود.

به‌مرور، آیین برهمنی با مناسک دشوار، از جمله قربانی‌کردن، شکل گرفت. نگهداری و آموزش سروده‌ها و اجرای مراسم بر عهدۀ برهمنان بود. برای فهم جایگاهشان، تصور کن اجرای مراسم مهم فقط به گروه خاصی سپرده شود؛ چنین مسئولیتی می‌تواند به آن گروه نفوذ بدهد. برهمنان نیز از جایگاه مذهبی خود قدرت و ثروت فراوان به دست آوردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۳

بودا و راه رهایی از رنج

بودا و راه رهایی از رنج

آیا سخت‌تر بودنِ یک کار، همیشه به معنای بهتر بودن آن است؟ در هند باستان، دشواری مناسک برهمنی بعضی پیروان را دل‌زده کرده بود؛ این نارضایتی زمینه‌ای برای رواج آیین‌های دیگر، از جمله آیین بودایی، فراهم کرد.

بودا شاهزاده‌ای بود که دیدن رنج مردم، او را به جست‌وجوی راه رهایی کشاند. او زندگی در کاخ را کنار گذاشت و مدتی ریاضت کشید، اما این سختی‌کشیدن هم آرامش دلخواهش را به همراه نیاورد.

در تعالیم بودا، زندگی با رنج همراه است و سرچشمۀ رنج، آرزو و خواستن است. مثلاً وقتی آرامش خود را وابسته به داشتنِ همیشگیِ تازه‌ترین گوشی کنیم، نرسیدن به آن می‌تواند ناراحتمان کند. این مثال فقط به فهم رابطۀ خواستن و رنج کمک می‌کند.

بودا راه غلبه بر خواستن را رسیدن به «نیروانا» می‌دانست و برای آن، هشت راه مقدس معرفی می‌کرد: صداقت‌ورزی در ایمان، نیت، گفتار، کردار، زندگانی، کوشش، پندار و مراقبه. تعالیم او با وجود مخالفت برهمنان، در هند رواج یافت و سپس به تبت و چین رسید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۴

از پراکندگی تا پادشاهی‌های بزرگ

از پراکندگی تا پادشاهی‌های بزرگ

اگر هر بخش از یک سرزمین فرمانروای خودش را داشته باشد، تشکیل حکومتی بزرگ چگونه ممکن می‌شود؟ قبایل آریایی پس از ورود به هند، چندین قرن پراکنده بودند و حکومت فراگیری نداشتند.

سپس داریوش هخامنشی بخش‌هایی از شمال‌غرب هند را تصرف کرد و از آنجا خراج گرفت. پس از سقوط هخامنشیان، اسکندر مقدونی نیز بخش‌های وسیعی از هند را فتح کرد؛ نه تمام آن را.

با رسیدن خبر مرگ اسکندر، فرماندهی هندی به نام چاندراگوپتا علیه یونانیان شورید. او شماری از حاکمان محلی شمال هند را مطیع کرد و سلسلۀ موریا را بنیان گذاشت. پس تشکیل این پادشاهی فقط بیرون‌راندن بیگانگان نبود؛ فرمان‌بردار کردن قدرت‌های محلی هم اهمیت داشت.

موریا در زمان آشوکا به اوج قدرت رسید و قلمرو آن سراسر هند، به‌جز قسمت‌های جنوبی، را دربرگرفت. پس از آشوکا، موریا ضعیف شد و به‌تدریج سلسلۀ گوپتا روی کار آمد.

برای به‌خاطرسپردن مسیر، این زنجیره را مرور کن: پراکندگی قبایل ← دخالت قدرت‌های بیرونی ← تشکیل موریا ← اوج در زمان آشوکا ← ضعف موریا و ظهور گوپتا.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۵

زندگی در حصار کاست

زندگی در حصار کاست

تصور کن انتخاب همسر فقط به خواست دو نفر بستگی نداشته باشد و جایگاه خانوادگی آن‌ها مانع ازدواج شود. در هند باستان، نظام کاستی چنین مرزهایی میان مردم ایجاد می‌کرد. کاست فقط یک گروه شغلی نبود؛ موقعیت، امتیازها و وظایف افراد را هم مشخص می‌کرد.

در این نظام، برهمنان یا روحانیان بالاترین جایگاه را داشتند؛ پس از آن‌ها جنگاوران، سپس گله‌داران، کشاورزان و بازرگانان قرار می‌گرفتند. کارگران و کشاورزانِ بدون زمین در کاست چهارم بودند. بیرون و پایین‌تر از این چهار گروه نیز مردمانی قرار داشتند که «پاریا» خوانده می‌شدند و همۀ کاست‌ها از آنان دوری می‌کردند؛ این رفتار نشان‌دهندۀ تبعیض شدید بود.

مرز کاست‌ها با قواعد سخت حفظ می‌شد: افراد اجازه نداشتند با اعضای کاست‌های پایین‌تر ازدواج کنند و سرپیچی از قواعد می‌توانست به رانده‌شدن از کاست بینجامد. پس برای شناخت این نظام، فقط نام گروه‌ها را حفظ نکن؛ به نابرابری جایگاه‌ها و جدایی اجباری مردم توجه کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۵

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «هر جامعه‌ای که در آن روحانی، جنگاور، کشاورز و کارگر وجود داشته باشد، نظام کاستی دارد.» با توجه به ویژگی‌های جامعۀ هند باستان، آیا استدلال او درست است؟

  1. ابتدا میان «تقسیم کار» و «تقسیم جامعه به طبقات بسته» تفاوت می‌گذاریم؛ داشتن شغل‌های متفاوت، به‌تنهایی نشانۀ کاستی‌بودن جامعه نیست.

  2. در هند باستان، هر کاست علاوه بر وظایف خاص، موقعیت و امتیازهای متفاوتی داشت.

  3. جدایی کاست‌ها به زندگی خانوادگی هم می‌رسید؛ ازدواج با مردم کاست‌های پایین‌تر ممنوع بود و سرپیچی از قواعد می‌توانست به اخراج از کاست بینجامد.

  4. پس برای تشخیص نظام کاستی باید به بسته‌بودن گروه‌ها و نابرابری حقوق و محدودیت‌ها توجه کنیم، نه فقط تفاوت شغل‌ها.

جواب: این ادعا درست نیست؛ وجود شغل‌های گوناگون به‌تنهایی نظام کاستی را نشان نمی‌دهد، زیرا در نظام کاستی جایگاه، امتیازها و محدودیت‌های اجتماعی گروه‌ها نیز نابرابر و از یکدیگر جدا بود.

نکات مهم

  • تمدن درۀ سند بر کشاورزی تکیه داشت و آثار شهرسازی و دادوستدش نشانۀ پیشرفت آن است، اما خوانده‌نشدن نوشته‌هایش شناخت ما را محدود می‌کند.
  • با مهاجرت آریاییان، آیین برهمنی و جایگاه قدرتمند برهمنان شکل گرفت و در زمینۀ نارضایتی از مناسک دشوار آن، آیین بودایی با تأکید بر رهایی از رنج گسترش یافت.
  • در تاریخ هند، موریا و سپس گوپتا پادشاهی‌های بزرگی پدید آوردند و نظام کاستی نیز گروه‌های اجتماعی را با حقوق و محدودیت‌های نابرابر از یکدیگر جدا می‌کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۴۶ تا ۵۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

چین باستان

در این درس یاد می‌گیری نقش جغرافیا در شکل‌گیری تمدن چین، اهمیت اقدامات شی‌هوانگ‌تی و سلسلۀ هان، و تأثیر اندیشه‌های کنفوسیوس بر جامعه و حکومت را توضیح دهی.

پیش از شروع

اگر موانع طبیعی از چین محافظت می‌کردند، چرا فرمانروایانش باز هم به ساختن دیواری بزرگ نیاز داشتند؟

موانع طبیعی در همۀ مرزهای چین به یک اندازه نقش حفاظتی نداشتند؛ درۀ پهناور هوانگ‌هو در شمال، راه ورود اقوام بیابان‌گرد بود. به همین دلیل، فرمانروایان برای دفاع از مرزهای شمالی دیوار ساختند و شی‌هوانگ‌تی بخش‌های آن را به هم پیوست.

از کنار رودها تا پیدایش تمدن

از کنار رودها تا پیدایش تمدن

اگر بخواهی جایی برای کشاورزی و زندگی دائمی انتخاب کنی، دسترسی به آب چقدر برایت مهم است؟ در چین باستان، دشت‌های پیرامون رودهای هوانگ‌هو و یانگ‌تسه محیط مناسبی برای کشاورزی بودند. روستانشینان در این نواحی محصولاتی مثل ارزن، گندم و برنج تولید می‌کردند و حیوانات اهلی پرورش می‌دادند.

وقتی تولید محصولات کشاورزی و دامی از نیاز مردم بیشتر شد، امکان تأمین غذای جمعیت بیشتری فراهم آمد. جمعیت افزایش یافت و به‌تدریج زمینه برای پیدایش شهرها آماده شد. پس مسیر را این‌طور به خاطر بسپار: کشاورزی و دام‌پروری ← تولید مازاد بر نیاز ← افزایش جمعیت ← پیدایش شهرها.

جغرافیا نقش دیگری هم داشت: موانع طبیعی، ارتباط چین با برخی سرزمین‌های اطراف را محدود می‌کردند؛ بنابراین تمدن چین کمتر از بیرون تأثیر پذیرفت. البته چین کاملاً بسته و نفوذناپذیر نبود؛ درۀ پهناور هوانگ‌هو در شمال، راه یورش اقوام بیابان‌گرد را باز می‌گذاشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۶

یکپارچگی چین و بهای قدرت

یکپارچگی چین و بهای قدرت

تصور کن در هر شهر، فرمانروایی جداگانه تصمیم بگیرد و وزن کالاها و عیار سکه‌ها هم متفاوت باشد؛ حکومت کردن و دادوستد چقدر دشوار می‌شود؟ چین مدت‌ها گرفتار چنین پراکندگی سیاسی‌ای بود.

ژِنگ با شکست حاکمان محلی و اشراف زمین‌دار، به این پراکندگی پایان داد و عنوان شی‌هوانگ‌تی، یعنی «امپراتور اوّل» را برگزید. او برای تقویت حکومت مرکزی، سازمان اداری و مالیاتی را نوسازی کرد و جاده‌های گسترده ساخت. همچنین وزن‌ها، اندازه‌ها و عیار سکه‌ها را یکسان کرد تا تجارت آسان‌تر شود؛ مثلاً فروشنده و خریدار دیگر با معیارهای متفاوت وزن روبه‌رو نباشند.

در شمال، خطر یورش اقوام صحراگرد همچنان وجود داشت. شی‌هوانگ‌تی بخش‌های دیواری را که فرمانروایان پیشین ساخته بودند، به هم متصل کرد؛ پس او آغازگر ساخت همۀ دیوار نبود.

اما این قدرت‌گیری بهای انسانی سنگینی داشت: افراد بسیاری برای ساخت دیوار به بیگاری، یعنی کار اجباری، گرفته شدند و بسیاری هنگام کار جان باختند. بنابراین، برای ارزیابی اقدامات او باید هم تقویت حکومت و هم رنج مردم را دید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۷

هان؛ پیشرفت و ارتباط با جهان

هان؛ پیشرفت و ارتباط با جهان

اگر تاجری در چین باستان بودی، باز شدن راهی به سرزمین‌های دور چه فرصت‌هایی برایت ایجاد می‌کرد؟

پس از مرگ شی‌هوانگ‌تی، چین گرفتار آشوب و جنگ داخلی شد؛ اما مدتی بعد، سلسلۀ هان به قدرت رسید. در دورۀ این سلسله، کشاورزی، صنعت، دانش و فرهنگ پیشرفت کرد و چینیان ابداعات و اختراعات مهمی انجام دادند.

این پیشرفت‌ها با گسترش ارتباطات خارجی همراه بود. حکومت هان قلمرو خود را به سوی جنوب و غرب گسترش داد و با تمدن‌های دیگر، از جمله ایران، روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برقرار کرد؛ پس ارتباط فقط به خریدوفروش کالا محدود نبود.

در همین دوره، راهی گشوده شد که چین را از مسیر ایران به اروپا وصل می‌کرد و در قرن‌های بعد «جادۀ ابریشم» نام گرفت. مثل راهی که دو شهر را به هم وصل می‌کند، این مسیر امکان رفت‌وآمد و مبادلۀ کالا را بیشتر می‌کرد و زمینه‌ساز آشنایی مردم با فرهنگ‌های دیگر هم بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۸

کنفوسیوس؛ از اخلاق تا شایسته‌گزینی

کنفوسیوس؛ از اخلاق تا شایسته‌گزینی

اگر قرار باشد مسئول یک گروه درسی را انتخاب کنید، توانایی و مسئولیت‌پذیری او مهم‌تر است یا ثروت و آشنایانش؟ این پرسش به یکی از تأثیرهای اندیشۀ کنفوسیوس نزدیک است.

کنفوسیوس چند قرن پیش از شی‌هوانگ‌تی زندگی می‌کرد. توجه اصلی او به رفتار اخلاقی بود: مردم چگونه با یکدیگر رفتار کنند و حاکمان چگونه رفتار درست را در جامعه گسترش دهند. او احترام را پایۀ روابط انسانی می‌دانست و خانواده را اساس نظم اجتماعی و سیاسی می‌شمرد.

شی‌هوانگ‌تی با اندیشه‌های او مخالفت کرد و دستور سوزاندن آثارش و نابودی پیروانش را داد؛ اما در دورۀ هان، این تعالیم دوباره رواج یافت و در انتخاب مأموران دولتی اثر گذاشت. ملاک انتخاب، توانمندی و شایستگی بود، نه ثروت یا وابستگی خانوادگی؛ داوطلبان باید با شرکت در آزمون‌ها صلاحیت خود را نشان می‌دادند.

در همین دوره، آیین بودا نیز وارد چین شد و به‌تدریج در کنار آیین کنفوسیوس و دیگر آیین‌ها، پیروانی پیدا کرد؛ پس ورود آن به معنای کنار رفتن کامل آیین‌های پیشین نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۴۹

مثال حل‌شده

یکسان‌سازی وزن‌ها و اندازه‌ها و عیار سکه‌ها در دورۀ شی‌هوانگ‌تی و گشایش راه ابریشم در دورۀ هان، چگونه از دو راه متفاوت به تجارت کمک می‌کردند؟

  1. ابتدا هدف مشترک را پیدا می‌کنیم: هر دو اقدام می‌توانستند دادوستد را آسان‌تر و گسترده‌تر کنند.

  2. اقدام شی‌هوانگ‌تی را بررسی می‌کنیم: معیارهای یکسان، تفاوت معیارهای سنجش کالا و ارزش سکه‌ها را میان مناطق کاهش می‌داد.

  3. اقدام دورۀ هان را بررسی می‌کنیم: راه ابریشم، چین را از طریق ایران به اروپا متصل می‌کرد و امکان ارتباط با بازارهای دورتر را افزایش می‌داد.

  4. نتیجه می‌گیریم که هماهنگی اقتصادی در داخل و گسترش مسیرهای ارتباطی با خارج، دو راه متفاوت برای کمک به تجارت بودند.

جواب: یکسان‌سازی وزن‌ها و اندازه‌ها و عیار سکه‌ها، مبادله میان مناطق چین را آسان‌تر می‌کرد؛ گشایش راه ابریشم نیز ارتباط چین با سرزمین‌های دیگر را گسترش می‌داد. پس هر دو به رونق تجارت کمک می‌کردند، اما یکی بر هماهنگی درون کشور و دیگری بر ارتباط با بیرون تکیه داشت.

نکات مهم

  • رودها و زمین‌های مناسب کشاورزی به پیدایش شهرهای چین کمک کردند و موانع طبیعی، تأثیرپذیری این تمدن از بیرون را کاهش دادند.
  • شی‌هوانگ‌تی با یکپارچه‌کردن چین و اصلاحات اداری و اقتصادی قدرت مرکزی را تقویت کرد، اما تکمیل دیوار با رنج و مرگ بسیاری از کارگران همراه بود.
  • در دورۀ هان، پیشرفت داخلی و ارتباط با جهان گسترش یافت، تعالیم کنفوسیوس مبنای شایسته‌گزینی قرار گرفت و آیین بودا به چین راه یافت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۵۰ تا ۵۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۶: یونان و روم

در این درس یاد می‌گیری تأثیر جغرافیا بر زندگی یونانیان، مسیر شکل‌گیری تمدن‌ها و دولت‌شهرهای یونانی، و نقش جنگ‌های داخلی در قدرت گرفتن مقدونیه و فتوحات اسکندر را توضیح دهی.

پیش از شروع

چطور شد که در یونان، اسپارت پیروز جنگ شد، اما سرانجام شاه مقدونیه بر دولت‌شهرهای یونانی مسلط شد؟

پیروزی اسپارت به معنای نیرومند شدن همۀ یونان نبود؛ رقابت و جنگ، دولت‌شهرها را خسته و پراکنده کرده بود. در همین زمان، فیلیپ دوم در مقدونیه ارتشی نیرومند ساخت و توانست آنها را مطیع خود کند.

سرزمین کوه‌ها و دریاها

سرزمین کوه‌ها و دریاها

تصور کن در سرزمینی زندگی می‌کنی که بیشترِ آن کوه‌های صخره‌ای است و فقط میان کوه‌ها، دشت‌های حاصلخیز کوچکی پیدا می‌شود. برای کشاورزی گسترده، چه محدودیتی خواهی داشت؟ یونانیان باستان با چنین وضعیتی روبه‌رو بودند: زمین مناسب کشت در سرزمینشان محدود بود.

اما جغرافیای یونان فقط محدودیت ایجاد نمی‌کرد؛ دریا فرصت مهمی پیش روی مردم می‌گذاشت. یونان در جنوب شبه‌جزیرۀ بالکان و جزیره‌های اطراف آن قرار داشت. سواحل طولانی و خلیج‌ها و بریدگی‌های ساحلی آن، جاهای مناسبی برای لنگر انداختن کشتی‌ها فراهم می‌کردند؛ بنابراین شرایط برای کشتیرانی و دریانوردی مساعد بود.

برای مقایسه، زندگی در جایی نزدیک دریا و دارای محل مناسب پهلو گرفتن قایق، با زندگی در منطقه‌ای دور از ساحل یکسان نیست؛ فرصت‌های رفت‌وآمد دریایی متفاوت است. پس هنگام بررسی زندگی یونانیان، کوه و دریا را کنار هم ببین: یکی زمین کشاورزی را محدود می‌کرد و دیگری امکان دریانوردی را فراهم می‌ساخت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۰

از کرت تا میسن

از کرت تا میسن

تصور کن باستان‌شناسی هستی که در جزیرۀ کرت، در جنوب یونان، بقایای کاخی باشکوه پیدا کرده‌ای. این آثار نشانه‌ای از تمدن مینوسی هستند؛ تمدنی که شهرهایش قرن‌ها پیش از مهاجرت اقوام هند و اروپایی به یونان شکل گرفته بود. مینوسیان دریانورد بودند و با مصر و سرزمین‌های همسایه دادوستد می‌کردند. بقایای کاخ‌هایشان نیز از رفاه و معماری پیشرفتۀ آنان خبر می‌دهد.

بعدها، حدود دو هزار سال پیش از میلاد، طایفه‌هایی از دشت‌های اروپای شرقی وارد شبه‌جزیرۀ یونان شدند. آنان به‌تدریج شهرهایی ساختند که مهم‌ترینشان میسن بود؛ به همین دلیل، این دورۀ تمدن یونان را «میسنی» می‌نامند.

نکتۀ مهم، ترتیب زمانی و احتمال تأثیرپذیری است: نخست تمدن مینوسی وجود داشت؛ سپس تمدن میسنی شکل گرفت و احتمالاً از آن تأثیر پذیرفت. مانند وقتی که تازه‌واردان به یک منطقه، از روش‌های ساخت‌وساز ساکنان قدیمی‌تر چیزهایی می‌آموزند؛ البته دربارۀ میسنیان، این تأثیرپذیری را قطعی نمی‌دانیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۱

دو چهرۀ متفاوت: آتن و اسپارت

دو چهرۀ متفاوت: آتن و اسپارت

آیا شهرهای یک سرزمین حتماً شبیه هم اداره می‌شوند؟ در یونان باستان چنین نبود. رقابت شهرها و جنگ‌های داخلی، تمدن میسنی را ضعیف کرد. پس از آن، یونان دوره‌ای از افول را گذراند که مورخان آن را «عصر تاریکی» می‌نامند.

با گذشت این دوره، به‌تدریج دولت‌شهرها قدرت گرفتند؛ یعنی شهرهایی که هرکدام حکومت خود را داشتند، نه اینکه همگی زیر فرمان یک حکومت واحد باشند. این دولت‌شهرها اغلب رقیب یکدیگر بودند و گاهی با هم می‌جنگیدند.

دو دولت‌شهر پرقدرت، آتن و اسپارت بودند، اما ویژگی‌های متفاوتی داشتند:

  • آتن: کانون فلسفه، علم و هنر و زادگاه مردم‌سالاری بود.
  • اسپارت: جامعه‌ای جنگاور و نظامی‌گرا داشت و به فرهنگ و هنر توجه چندانی نمی‌کرد.

برای به‌خاطر سپردن تفاوتشان، دو شهر امروزی را تصور کن که یکی بیشتر با دانشگاه‌ها و مراکز هنری‌اش شناخته می‌شود و دیگری با پادگان‌ها و آموزش نظامی. این فقط یک تشبیه برای یادگیری است: یونانی بودن، به معنای یکسان بودن شیوۀ زندگی و حکومت نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۲

جنگ داخلی و قدرت گرفتن مقدونیه

جنگ داخلی و قدرت گرفتن مقدونیه

آیا پیروز شدن در یک جنگ، قدرتِ پایدار می‌آورد؟ سرگذشت اسپارت نشان می‌دهد که لزوماً چنین نیست.

پس از پایان جنگ‌های یونان و ایران، آتن به رهبری پریکلس پیشرفت کرد و به گسترش قدرت سیاسی و نظامی خود پرداخت. دولت‌شهرهای یونانی در دو گروه رقیب قرار گرفتند؛ یکی به رهبری آتن و دیگری به رهبری اسپارت. جنگ‌های این دو گروه، پلوپونزی نام گرفت. هخامنشیان پنهانی به اسپارت کمک مالی کردند و سرانجام اسپارت پیروز شد.

اما پیروزی اسپارت به معنای اتحاد و نیرومندی همۀ یونان نبود. دولت‌شهرها از جنگ‌ها خسته و همچنان پراکنده بودند؛ مثل گروه‌هایی که آن‌قدر با هم رقابت می‌کنند که توان مقابله با رقیبی تازه را از دست می‌دهند.

در همین زمان، فیلیپ دوم در مقدونیه، در شمال یونان، ارتشی نیرومند تشکیل داد. او از فرسودگی و پراکندگی دولت‌شهرها بهره برد و بر یونان مسلط شد. فیلیپ قصد حمله به ایران را هم داشت، اما پیش از اجرای آن به قتل رسید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۲

فتوحات اسکندر و پیامدهای آن

فتوحات اسکندر و پیامدهای آن

پس از کشته‌شدن فیلیپ، پسرش اسکندر جانشین او شد. اسکندر در محیطی نظامی بزرگ شده بود و به جنگ و کشورگشایی علاقه داشت. او ابتدا شورش یکی از دولت‌شهرهای یونانی را سرکوب کرد و سپس با سپاهی آماده به قلمرو هخامنشیان حمله برد.

سپاه اسکندر در چند نبرد پیروز شد و مصر، آسیای صغیر، بین‌النهرین و ایران را فتح کرد. او سپس به هند لشکر کشید و تا رود سند پیش رفت؛ پس نباید پیشروی او را به معنای فتح سراسر هند بدانیم.

پیامد این فتوحات فقط تغییر فرمانروایان نبود: ارتباط و دادوستد فرهنگی میان مردمان قلمرو او بیشتر شد. برای درک این موضوع، به رفت‌وآمد میان شهرهای مختلف فکر کن؛ مردم در این رفت‌وآمدها با زبان، هنر و رسم‌های یکدیگر آشنا می‌شوند. البته افزایش ارتباط فرهنگی به معنای از میان رفتن خشونت جنگ‌ها نیست.

پس از مرگ اسکندر، یکی از سردارانش در یونان به قدرت رسید. فرمانروایی مقدونیان بر یونان ادامه یافت تا اینکه یونان به امپراتوری روم پیوست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۲

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون اسپارت در جنگ‌های پلوپونزی پیروز شد، پس آیندۀ یونان هم در دست اسپارت باقی ماند.» با دنبال کردن رویدادها توضیح بده چرا این نتیجه‌گیری کامل نیست.

  1. ابتدا نتیجۀ مستقیم جنگ را مشخص می‌کنیم: جنگ‌های پلوپونزی با پیروزی اسپارت پایان یافت.

  2. سپس وضعیت کلی یونان را بررسی می‌کنیم: رقابت و جنگ، دولت‌شهرها را خسته و متفرق کرده بود.

  3. حالا به قدرت تازه توجه می‌کنیم: در شمال یونان، فیلیپ دوم ارتشی نیرومند از جنگجویان مقدونی تشکیل داد.

  4. این دو وضعیت را کنار هم می‌گذاریم: دولت‌شهرهای فرسوده و پراکنده در برابر ارتش نیرومند فیلیپ مطیع شدند؛ بنابراین پیروزی اسپارت به معنای حفظ قدرت در آینده نبود.

جواب: این ادعا کامل نیست؛ اسپارت پیروز جنگ‌های پلوپونزی شد، اما فرسودگی و پراکندگی دولت‌شهرها، همراه با ارتش نیرومند فیلیپ دوم، راه تسلط مقدونیه بر یونان را باز کرد.

نکات مهم

  • کوهستان‌های یونان زمین‌های حاصلخیز را محدود می‌کردند، اما سواحل و خلیج‌های آن برای دریانوردی مناسب بودند.
  • تمدن مینوسی در کرت پیش از تمدن میسنی شکل گرفت و پس از ضعف میسن و عصر تاریکی، دولت‌شهرهایی مانند آتنِ فرهنگ‌دوست و اسپارتِ نظامی‌گرا قدرت یافتند.
  • جنگ‌های داخلی دولت‌شهرها راه تسلط فیلیپ دوم را هموار کرد و اسکندر با فتوحات خود ارتباط فرهنگی مردمان را افزایش داد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۵۳ تا ۵۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

فرهنگ و تمدن

در این درس یاد می‌گیری … ویژگی‌های اصلی باورها، سیاست، فلسفه، دانش و هنر یونان باستان را توضیح بدهی و چگونگی پیدایش و ادارۀ جمهوری روم را بشناسی.

پیش از شروع

اگر در آتن باستان زندگی می‌کردی، آیا مردم‌سالار بودن حکومت به این معنا بود که حتماً حق رأی داشتی؟

نه لزوماً! در آتن فقط مردان بالغی که پدر و مادر آتنی داشتند و شهروند آنجا بودند، می‌توانستند رأی بدهند. زنان، بردگان و بیگانگان ساکن آتن از مشارکت سیاسی محروم بودند؛ پس مردم‌سالاری آتن با مردم‌سالاری امروز یکسان نبود.

فرهنگ و باورهای یونانیان

فرهنگ و باورهای یونانیان

وقتی نام المپیک را می‌شنوی، احتمالاً به ورزش و مدال فکر می‌کنی؛ اما این مسابقه‌ها در یونان باستان با باورهای دینی هم پیوند داشتند!

یونانیان با استفاده از دستاوردهای تمدن‌های مصر، بین‌النهرین و ایران، فرهنگ و دانش خود را گسترش دادند. پس پیشرفت آنان جدا از تمدن‌های دیگر نبود.

آن‌ها به خدایان متعدد باور داشتند. مهم‌ترین خدایانشان را ساکن کوه اُلَمپ می‌دانستند و زئوس، خدای آسمان و آذرخش، در رأس آن‌ها بود. هر دولت‌شهر نیز یکی از این خدایان را محافظ خود می‌شمرد؛ مثلاً آتنا، خدابانوی خرد، محافظ آتن بود.

این باورها فقط در معبدها دیده نمی‌شد: مردم هنگام نیایش هدیه و قربانی تقدیم می‌کردند و برای احترام به خدایان و بزرگداشت قهرمانان، جشن و مسابقه برپا می‌کردند. المپیک مشهورترین این مسابقه‌ها بود که هر چهار سال یک‌بار در المپیا برگزار می‌شد. بنابراین، برای شناخت فرهنگ یونان باید پیوند باورهای دینی با زندگی شهری و جشن‌های عمومی را هم ببینیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۳

مردم‌سالاری، اما برای چه کسانی؟

مردم‌سالاری، اما برای چه کسانی؟

فرض کن در شهری زندگی می‌کنی که حکومتش مردم‌سالار نامیده می‌شود؛ آیا همین نام تضمین می‌کند که تو هم حق رأی داشته باشی؟ در آتن باستان، پاسخ به این بستگی داشت که چه کسی بودی!

در یونان، ابتدا شاهان به‌صورت موروثی حکومت می‌کردند؛ یعنی قدرت در خاندان شاه می‌ماند. با رونق دریانوردی و تجارت خارجی، گروهی از ثروتمندان و اشراف قدرت گرفتند و جای شاهان را در حکومت گرفتند. بعدها در آتن نوعی مردم‌سالاری با مشارکت محدود شکل گرفت.

فقط مردان بالغی حق رأی و مشارکت در ادارۀ دولت‌شهر داشتند که پدر و مادرشان آتنی بودند و شهروند آتن محسوب می‌شدند. زنان، بردگان و بیگانگان ساکن آتن، با اینکه بیشتر جمعیت را تشکیل می‌دادند، چنین حقی نداشتند.

برای مقایسه، تصور کن تصمیم‌های یک مدرسه با رأی‌گیری گرفته شود، اما فقط گروه محدودی از دانش‌آموزان اجازۀ رأی دادن داشته باشند. پس برای شناخت یک حکومت، تنها نامش کافی نیست؛ باید بپرسیم: چه کسانی واقعاً در تصمیم‌گیری سهم دارند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴

فلسفه؛ پرسیدن و دلیل آوردن

فلسفه؛ پرسیدن و دلیل آوردن

اگر کسی بگوید «این تصمیم عادلانه است»، چطور می‌توانی حرفش را بررسی کنی؟ یک راه این است که بپرسی: «عدالت یعنی چه و چه دلیلی برای عادلانه بودن این تصمیم داری؟» این نوع پرسیدن، نمونه‌ای ساده از نزدیک شدن به تفکر فلسفی است.

یونان، به‌ویژه آتن، از کانون‌های پیدایش و رشد فلسفه بود. واژۀ فلسفه به معنای «دوست‌داری دانایی» است. فلسفۀ یونان با فیلسوفانی مانند سقراط، افلاطون و ارسطو به اوج رسید. آنان برای بررسی پرسش‌های گوناگون، به استدلال عقلانی و منطقی تکیه می‌کردند؛ یعنی تنها مطرح کردن یک نظر کافی نبود، بلکه باید برای آن دلیل می‌آوردند و درباره‌اش گفت‌وگو می‌کردند. برخی از آنان اندیشه‌های خود را در آثاری نوشتند.

اثر این اندیشه‌ها به یونان محدود نماند. بعدها فیلسوفان مسلمان، به‌ویژه اندیشمندان ایرانی مانند فارابی و ابن‌سینا، از فلسفۀ یونان تأثیر پذیرفتند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴

از پزشکی تا هنر

از پزشکی تا هنر

اگر چند نفر با نشانه‌های مشابه بیمار شوند، پزشک چگونه می‌تواند از بررسی آن‌ها برای درمان بیمار بعدی کمک بگیرد؟ بقراط، پزشک نامدار یونان باستان، به همین کار اهمیت می‌داد: نشانه‌های بیماری را با دقت یادداشت می‌کرد و از اطلاعات بیماران قبلی برای درمان دیگران بهره می‌برد. او بیماری را دارای علت طبیعی می‌دانست، نه مجازات خدایان. اهمیت روش او در مشاهده، ثبت اطلاعات و استفاده از آن‌ها بود؛ نه فقط حدس زدن.

این نمونه نشان می‌دهد که دانشمندان یونانی برای شناخت پدیده‌ها بر خرد و بررسی تکیه می‌کردند. ریاضی، فیزیک و تاریخ‌نگاری نیز در یونان رونق داشت. فیثاغورث از چهره‌های مشهور ریاضی بود که نامش را با قضیۀ فیثاغورث می‌شناسیم.

شکوفایی یونان به دانش محدود نبود؛ شعر، نمایشنامه‌نویسی، مجسمه‌سازی و معماری هم پررونق بودند. پس برای شناخت فرهنگ یونان، باید هم به شیوۀ بررسی بیماری‌ها نگاه کنیم و هم به آثار هنری و ادبی آن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵

ایتالیا و پیدایش جمهوری روم

ایتالیا و پیدایش جمهوری روم

اگر شهری از پیوستن چند روستا پدید بیاید، چطور ممکن است بعدها بر سرزمینی بزرگ فرمان براند؟ شهر رم چنین مسیری داشت.

تمدن روم در شبه‌جزیرۀ ایتالیا شکل گرفت؛ سرزمینی با ساحل‌های مناسب کشتی‌رانی و دشت‌های حاصلخیز. این ویژگی‌ها برای ارتباط دریایی و کشاورزی فرصت فراهم می‌کردند. شهر رم نیز از به‌هم‌پیوستن چند روستا در کنار رود تیبر پدید آمد.

در سال 509509 پیش از میلاد، ساکنان رم علیه شاه شوریدند و جمهوری برپا کردند. ادارۀ حکومت دیگر در دست یک شاه نبود؛ ساختار آن چند مجلس و شماری مقام اجرایی داشت. اشراف از راه مجلس سنا و عامۀ مردم از راه مجمع نمایندگان خود در ادارۀ کشور مشارکت می‌کردند. پس برای شناخت جمهوری رم، فقط برکناری شاه را به خاطر نسپار؛ ببین گروه‌های اجتماعی از چه راهی در حکومت حضور داشتند.

جمهوری رم با شکست رقیبان، قلمرو خود را گسترش داد و تا سال 264264 پیش از میلاد بر سراسر شبه‌جزیرۀ ایتالیا مسلط شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «اگر بیشتر ساکنان آتن حق رأی نداشتند، پس مردم‌سالاری نامیدن حکومت آن بی‌معناست.» با توجه به معنای مردم‌سالاری در آتن باستان، نظر او را بررسی کن.

  1. ابتدا میان مردم‌سالاری آتن باستان و مردم‌سالاری امروزی تفاوت بگذاریم؛ نباید معنای امروزی را عیناً به گذشته نسبت بدهیم.

  2. در آتن، مردان بالغی که پدر و مادر آتنی داشتند و شهروند محسوب می‌شدند، می‌توانستند رأی بدهند و در ادارۀ امور مشارکت کنند.

  3. زنان، بردگان و بیگانگان مقیم، با اینکه بیشتر جمعیت را تشکیل می‌دادند، از این مشارکت محروم بودند.

  4. پس حکومت آتن نوعی مردم‌سالاری محدود بود؛ نام آن به معنای حق رأی همگانی نبود.

جواب: میان این دو ویژگی تناقضی نیست؛ مردم‌سالاری آتن مشارکت سیاسی گروه مشخصی از شهروندان بود، نه برخورداری همۀ ساکنان از حق رأی.

نکات مهم

  • یونانیان از تمدن‌های دیگر بهره گرفتند و باور به خدایان متعدد در آیین‌ها و مسابقه‌های آنان حضور داشت.
  • در آتن، مشارکت سیاسی محدود به گروهی از مردان بود، اما فلسفه، علوم، هنر و ادبیات یونان شکوفایی چشمگیری یافت.
  • جمهوری رم در شبه‌جزیرۀ ایتالیا پس از برکناری شاه شکل گرفت و اشراف و عامۀ مردم از راه نهادهای جداگانه در ادارۀ آن مشارکت داشتند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۵۵ تا ۵۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

روم

در این درس یاد می‌گیری … شکل‌گیری روم، شیوهٔ ادارهٔ جمهوری و گسترش قلمرو آن را توضیح بدهی و رابطهٔ توسعه‌طلبی با بحران جمهوری را روشن کنی.

پیش از شروع

آیا ممکن است پیروزی‌های پیاپی یک حکومت، به‌جای محکم‌تر کردن آن، زمینهٔ آشفتگی‌اش را فراهم کند؟ جمهوری رم چگونه با چنین وضعی روبه‌رو شد؟

جمهوری رم با پیروزی در جنگ‌ها به قدرتی بزرگ تبدیل شد، اما همین جنگ‌ها قدرت سرداران را افزایش داد و رقابت آنان به جنگ داخلی انجامید. از سوی دیگر، نهادهای جمهوری برای ادارهٔ سرزمین‌های بسیار گسترده کارایی کافی نداشتند.

روم از کجا آغاز شد؟

روم از کجا آغاز شد؟

اگر قرار باشد جایی برای زندگی و ساختن یک شهر انتخاب کنی، چه چیزهایی برایت مهم است؟ زمین مناسب کشاورزی و راه ارتباط با دیگران احتمالاً از انتخاب‌های توست. شبه‌جزیرهٔ ایتالیا در شمال دریای مدیترانه هر دو ویژگی را داشت و خاستگاه تمدن روم شد.

دشت‌های حاصلخیز آن برای کشاورزی مناسب بودند و سواحل طولانی و مناسب کشتی‌رانی، رفت‌وآمد دریایی را آسان می‌کردند. کوه‌های آلپ در شمال، مانعی طبیعی بودند؛ اما گذرگاه‌هایشان راه ورود اقوام مختلف را باز می‌گذاشتند. پس این کوه‌ها دیواری کاملاً بسته نبودند!

در چنین سرزمینی، گروه‌هایی از اقوام هندواروپایی ساکن شدند و مزرعه‌ها و روستاهایی ساختند. بعدها گروه‌هایی از یونان نیز به آنجا آمدند و بر شکل‌گیری تمدن روم اثر گذاشتند. مثل محله‌ای که هم امکانات مناسبی دارد و هم با آمدن ساکنان گوناگون تغییر می‌کند، روم نیز از ترکیب شرایط طبیعی و حضور اقوام مختلف شکل گرفت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵

جمهوری و تقسیم قدرت

جمهوری و تقسیم قدرت

اگر قرار باشد کارهای یک گروه را اداره کنید، آیا باید تصمیم‌گیری و اجرا را به یک نفر بسپارید؟ در جمهوری رم، قدرت میان چند نهاد و مقام تقسیم شده بود؛ البته سهم همهٔ مردم یکسان نبود.

ساکنان شهر رم در سال 509509 پیش از میلاد علیه شاه شوریدند و حکومت جمهوری را برپا کردند. در ساختار این حکومت، اشراف از راه مجلس سنا و عامهٔ مردم از راه مجمع نمایندگان خود در ادارهٔ کشور مشارکت داشتند. پس جمهوری‌بودن رم را نباید به معنای برابری کامل قدرت همهٔ مردم بدانیم.

ریاست امور اجرایی با دو کنسول بود که از میان اعضای سنا برای یک سال، بدون تکرار، انتخاب می‌شدند. وقتی یکی از آن‌ها فرماندهی نیروها را در جنگ بر عهده می‌گرفت، دیگری امور داخلی را اداره می‌کرد.

برای فهم این تقسیم کار، گروهی را تصور کن که یک مسئول، فعالیت بیرون از مدرسه را هدایت می‌کند و مسئول دیگر، کارهای داخل مدرسه را سامان می‌دهد؛ کارها تقسیم می‌شوند، نه اینکه همه در دست یک نفر باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵

گسترش تا مرزهای ایران

گسترش تا مرزهای ایران

جمهوری رم پس از تسلط بر سراسر ایتالیا، به سرزمین‌های بیرون از این شبه‌جزیره چشم دوخت. برای دنبال‌کردن مسیر گسترش آن، سه گام را به خاطر بسپار: ایتالیا ← پیرامون مدیترانه ← غرب آسیا.

در فاصلهٔ سال‌های 264264 تا 146146 پیش از میلاد، رومیان در جنگ‌هایی طولانی رقیبان خود را شکست دادند و بر دریای مدیترانه و سرزمین‌های اطراف آن مسلط شدند. با این پیروزی‌ها، جمهوری رم به قدرتی بزرگ تبدیل شد؛ اما توسعه‌طلبی‌اش متوقف نشد و در اروپا، آفریقا و آسیا ادامه یافت.

سپاه روم در غرب آسیا، باقی‌ماندهٔ حکومت سلوکیان را برانداخت و به سوی ایران پیش آمد. بااین‌حال، اشکانیان در برابر آن ایستادگی کردند و مانع پیشروی بیشتر رومیان به سوی شرق شدند. پس پیروزی‌های قبلی به این معنا نبود که روم می‌توانست هر سرزمینی را تصرف کند؛ همان‌طور که بردهای پیاپی یک تیم، پیروزی در مسابقهٔ بعدی را تضمین نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶

وقتی پیروزی دردسرساز شد

وقتی پیروزی دردسرساز شد

پیروزی در جنگ همیشه به معنای محکم‌ترشدن حکومت نیست. جمهوری رم با گسترش قلمرو خود با دو مشکل به‌هم‌پیوسته روبه‌رو شد:

  • قدرت‌گرفتن نظامیان: جنگ‌های پیاپی و طولانی، قدرت سرداران را افزایش داد. رقابت این سرداران جاه‌طلب برای کسب قدرت، در قرن اول پیش از میلاد به جنگ داخلی و آشفتگی انجامید؛ یعنی به‌جای نبرد با دشمن بیرونی، نیروهای رومی با یکدیگر درگیر شدند.
  • ناکافی‌بودن نهادهای جمهوری: سرزمین‌های زیر فرمان رم بسیار گسترده شده بود، اما قانون اساسی و نهادهای جمهوری برای ادارهٔ چنین قلمرو پهناوری کارایی لازم را نداشتند.

برای تصور مشکل دوم، گروه کوچکی را در نظر بگیر که به مجموعه‌ای بزرگ با شعبه‌های فراوان تبدیل می‌شود؛ روش‌های قبلی ادارهٔ آن ممکن است دیگر کافی نباشد.

پس توسعه‌طلبی، هم قدرت نظامیان را بیشتر کرد و هم ضعف شیوهٔ ادارهٔ جمهوری را آشکار ساخت؛ به همین دلیل، پیروزی‌های بیرونی با بحران درونی همراه شد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «برای توضیح شکل‌گیری تمدن روم، فقط باید به ساحلی‌بودن ایتالیا توجه کنیم.» با استفاده از مطالب درس، این نظر را بررسی کن.

  1. نخست بخش درست ادعا را پیدا می‌کنیم: ایتالیا سواحل طولانی و مناسب کشتی‌رانی داشت؛ پس موقعیت دریایی آن مهم بود.

  2. سپس واژهٔ «فقط» را بررسی می‌کنیم: دشت‌های وسیع و حاصلخیز نیز زمینهٔ کشاورزی و سکونت را فراهم می‌کردند؛ بنابراین ساحل تنها عامل نبود.

  3. به نقش انسان‌ها هم توجه می‌کنیم: اقوام هندواروپایی مزارع و روستاهایی ایجاد کردند و اقوامی که از یونان آمدند نیز بر تمدن روم اثر گذاشتند.

  4. نتیجه می‌گیریم که برای توضیح شکل‌گیری روم باید شرایط طبیعی و نقش اقوام گوناگون را در کنار هم دید.

جواب: این ادعا کامل نیست؛ موقعیت دریایی ایتالیا برای کشتی‌رانی مناسب بود، اما دشت‌های حاصلخیز و ورود اقوام گوناگون نیز در شکل‌گیری تمدن روم نقش داشتند.

نکات مهم

  • سواحل مناسب کشتی‌رانی، دشت‌های حاصلخیز و ورود اقوام گوناگون در شکل‌گیری تمدن روم در شبه‌جزیرهٔ ایتالیا نقش داشتند.
  • در جمهوری رم، اشراف از طریق سنا و عامهٔ مردم از طریق مجمع نمایندگان خود مشارکت داشتند و دو کنسول مسئول امور اجرایی بودند.
  • گسترش روم تا مدیترانه و مرزهای ایران پیش رفت، اما با ایستادگی اشکانیان در شرق محدود شد و با قدرت‌گرفتن نظامیان و آشکارشدن ناکارآمدی نهادها، جمهوری را دچار بحران کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۵۶ تا ۶۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

امپراتوری روم

در این درس یاد می‌گیری چگونه جمهوری روم به امپراتوری تبدیل شد، جامعه و دستاوردهای رومیان چه ویژگی‌هایی داشت و گسترش مسیحیت چگونه بر این امپراتوری اثر گذاشت.

پیش از شروع

چطور ممکن است پیروزی در جنگ‌ها و بزرگ‌تر شدن قلمرو، به‌جای محکم‌تر کردن یک حکومت، آن را گرفتار بحران کند؟

برای جمهوری روم همین اتفاق افتاد: جنگ‌های پی‌درپی، سرداران را قدرتمند کرد و رقابت آنان به جنگ داخلی انجامید. از طرف دیگر، نهادهای جمهوری برای ادارهٔ آن‌همه سرزمین کارایی کافی نداشتند؛ این وضعیت راه را برای تمرکز قدرت در دست امپراتور باز کرد.

از جمهوری تا امپراتوری دوپاره

از جمهوری تا امپراتوری دوپاره

آیا پیروزی همیشه حکومت را قوی‌تر می‌کند؟ برای جمهوری روم، کشورگشایی هم قدرت آورد و هم دردسر! رومیان بر مدیترانه و سرزمین‌های پیرامونش مسلط شدند، اما در پیشروی به شرق با مقاومت اشکانیان روبه‌رو شدند.

گسترش قلمرو دو مشکل پدید آورد: جنگ‌های طولانی، سرداران را قدرتمند کرد و رقابت آنان به جنگ داخلی انجامید؛ از سوی دیگر، نهادهای جمهوری توان ادارهٔ سرزمین‌های پهناور و مهار این درگیری‌ها را نداشتند. مانند گروهی که بسیار بزرگ شده، اما روش اداره‌اش تغییری نکرده است.

سرانجام اُکتاویان در سال 2727 پیش از میلاد بر رقیبان پیروز شد. قدرت اجرایی در دست یک نفر متمرکز شد و نظام امپراتوری شکل گرفت. سنا باقی ماند، ولی امپراتورها به‌تدریج قدرتمندتر شدند.

بعدها، اهمیت بیشتر سرزمین‌های شرقی زمینهٔ انتقال پایتخت را فراهم کرد. کنستانتین در سال 330330 میلادی بیزانتیوم را پایتخت کرد؛ این اقدام به‌تدریج، نه یک‌باره، زمینهٔ تقسیم امپراتوری را فراهم ساخت. طبق متن درس، روم غربی در سال 475475 میلادی با هجوم اقوام بیابان‌گرد از میان رفت، اما روم شرقی تا فتح پایتختش به دست عثمانی‌ها در سال 14531453 میلادی دوام آورد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷

فرهنگ و سازندگی در روم

فرهنگ و سازندگی در روم

اگر در شهری هم ساختمان‌های باشکوه ببینی و هم راه‌هایی که رفت‌وآمد را آسان می‌کنند، کدام‌یک نشانهٔ پیشرفت آن شهر است؟ در روم، هر دو اهمیت داشتند.

رومیان از فرهنگ‌های دیگر بسیار آموختند. فرهنگ یونانی بر آموزش، دین، فلسفه، علوم و هنر آنان اثر فراوان گذاشت. برخی باورهای ایرانی، مانند پرستش ایزد مهر یا میترا، نیز در قلمرو روم رواج یافت. پس فرهنگ رومی جدا از تمدن‌های دیگر شکل نگرفت.

در کنار این تأثیرپذیری، رومیان در معماری، مجسمه‌سازی و مهندسی مهارت داشتند. آنان برای یادآوری پیروزی‌های نظامی، بناهای یادبود می‌ساختند و در شهرها ساختمان‌های عمومی برپا می‌کردند.

یکی از دستاوردهای مهمشان شبکهٔ جاده‌های سنگ‌فرش بود. برای ساخت این راه‌ها، دامنهٔ تپه‌ها را می‌بریدند، تونل می‌کندند و پل می‌ساختند. همان‌طور که امروز یک پل می‌تواند رفت‌وآمد میان دو محله را آسان کند، این سازه‌ها نیز موانع مسیر را پشت سر می‌گذاشتند؛ بسیاری از راه‌های رومی قرن‌ها استفاده شدند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

اقتصاد متکی به بردگان

اقتصاد متکی به بردگان

اگر در شهرهای روم قدم می‌زدی، پشت شکوه ساختمان‌ها و رونق بازارها، کار بردگان را هم می‌دیدی. بسیاری از آنان اسیران جنگی بودند که فروخته می‌شدند و رومیان آن‌ها را جزئی از دارایی ارباب می‌دانستند، نه انسانی مستقل و صاحب اختیار.

بردگان فقط در خانه‌های اشراف کار نمی‌کردند؛ مزارع بزرگ، کارگاه‌ها، معادن و ساخت راه‌ها، پل‌ها و ساختمان‌های عمومی هم به نیروی کار آنان وابسته بود. برای درک این وابستگی، تصور کن کارگرانِ مزرعه، معدن و راه‌سازی یک سرزمین هم‌زمان دست از کار بکشند؛ چند بخش از زندگی مردم مختل می‌شود؟

گسترش قلمرو، شمار بردگان را بیشتر کرد؛ اما فشار کار، خشونت و نابرابری نیز زمینهٔ اعتراض را فراهم آورد. قیام بردگان به رهبری اسپارتاکوس یکی از این اعتراض‌ها بود که حکومت روم پس از دو سال آن را سرکوب کرد.

البته وضعیت همهٔ بردگان یکسان نبود. بعضی، مانند پزشکان و آموزگاران، شرایط بهتری داشتند و گاهی آزاد می‌شدند؛ ولی آزادی آنان معمولاً به تصمیم ارباب وابسته بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

نمایش، خشونت و سیاست

نمایش، خشونت و سیاست

آیا یک نمایش عمومی می‌تواند وسیله‌ای برای کسب قدرت باشد؟ در روم، نبردهای گلادیاتوری چنین نقشی پیدا کرد.

این نبردها ابتدا بخشی از مراسم تدفین بزرگان بود و شکوه خاندان فرد درگذشته را نشان می‌داد. کم‌کم از مراسمی خصوصی به سرگرمی عمومی تبدیل شد و تماشاگران زیادی پیدا کرد. گلادیاتورها بیشتر از میان بردگان و اسیران جنگی انتخاب می‌شدند و برای مبارزه آموزش می‌دیدند؛ مبارزه‌هایی خشن که ممکن بود به جراحت شدید یا مرگ بینجامد.

محبوبیت این نمایش‌ها، به آن‌ها کاربرد سیاسی داد: سیاستمداران با برگزاری بازی‌ها می‌کوشیدند رأی و توجه مردم را جلب کنند. حکومت‌ها هم از آن‌ها برای حفظ رضایت مردم و نمایش شکوه دولت استفاده می‌کردند. برای مقایسه، تصور کن نامزدی برای جلب توجه مردم برنامه‌ای پرطرفدار برگزار کند؛ در این حالت، برنامه فقط سرگرمی نیست، هدف سیاسی هم دارد.

پس برای فهم این نبردها باید هم به خشونت در میدان توجه کنیم، هم به منفعت کسانی که نمایش را برگزار می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

از مخالفت تا رسمیت مسیحیت

از مخالفت تا رسمیت مسیحیت

آیا آزاد شدن پیروی از یک دین، همان رسمی شدن آن است؟ در تاریخ روم، این دو اتفاق در دو مرحله رخ داد.

حضرت عیسی (ع) در فلسطین، که زیر سلطهٔ روم بود، به تبلیغ پرداخت. با وجود مخالفت و سخت‌گیری حاکمان رومی و پیشوایان یهودیِ مخالف او، مسیحیت به‌تدریج پیروان بیشتری پیدا کرد.

نقطهٔ تغییر، دوران کنستانتین بود. او به مسیحیت گروید و در سال 313313 میلادی فرمانی صادر کرد که مسیحیت را با دیگر ادیان امپراتوری برابر می‌دانست و آزادی آن را تضمین می‌کرد. پس در این مرحله، مسیحیت هنوز دین رسمی امپراتوری نشده بود؛ حدود پنجاه سال بعد از کنستانتین، به دین رسمی تبدیل شد.

برای روشن شدن تفاوت، در یک مدرسه هم «اجازهٔ فعالیت داشتنِ یک گروه» با «تبدیل شدن برنامهٔ آن به برنامهٔ رسمی مدرسه» یکسان نیست.

گسترش تعالیم حضرت عیسی (ع)، ایمان به خدای یکتا را جایگزین باورهای چندخدایی رومیان کرد و بر فرهنگ و اخلاق جامعه اثر فراوان گذاشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

مثال حل‌شده

بازدیدکننده‌ای با دیدن بناهای عظیم و میدان‌های نمایش روم می‌گوید: «پس همهٔ مردم روم زندگی مرفه و رضایت‌بخشی داشته‌اند!» با تکیه بر شواهد درس، استدلال او را بررسی کن.

  1. ابتدا مشاهده را از نتیجه‌گیری جدا می‌کنیم: بناهای عظیم، توانایی معماری و مهندسی را نشان می‌دهند، نه لزوماً وضعیت زندگی همهٔ مردم را.

  2. به نیروی کار توجه می‌کنیم: بردگان در ساخت راه‌ها، پل‌ها و ساختمان‌های عمومی کار می‌کردند و بسیاری از آنان اختیار اندکی بر زندگی خود داشتند.

  3. کارکرد نمایش‌ها را بررسی می‌کنیم: نبردهای گلادیاتوری علاوه بر سرگرمی، وسیله‌ای برای جلب نظر مردم و نمایش شکوه حکومت بودند.

  4. شواهد مخالف را کنار هم می‌گذاریم: نابرابری و قیام‌هایی مانند قیام اسپارتاکوس نشان می‌دهد که شکوه شهرها با رضایت همهٔ گروه‌های اجتماعی همراه نبود.

جواب: شکوه معماری و نمایش‌های عمومی روم به‌تنهایی نشانهٔ رفاه همگانی نبود؛ بخشی از این شکوه بر کار بردگان استوار بود و حکومت و سیاستمداران نیز از نمایش‌ها برای جلب حمایت مردم استفاده می‌کردند.

نکات مهم

  • توسعه‌طلبی روم با تقویت سرداران و آشکار کردن ناتوانی نهادهای جمهوری، زمینهٔ پیدایش امپراتوری را فراهم کرد و انتقال پایتخت به شرق نیز بعدها به تقسیم آن کمک کرد.
  • روم در فرهنگ از تمدن‌های دیگر تأثیر پذیرفت و در معماری و مهندسی پیشرفت کرد، اما برده‌داری، نابرابری و بهره‌برداری سیاسی از نمایش‌های خشن نیز بخشی از زندگی آن بود.
  • مسیحیت با وجود مخالفت‌های آغازین گسترش یافت، در زمان کنستانتین آزادی قانونی پیدا کرد و بعدها با رسمی‌شدن، بر فرهنگ و اخلاق رومی اثر گذاشت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۹ · صفحهٔ ۶۰ · حدود ۸ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ظهور و گسترش مسیحیت

در این درس یاد می‌گیری پیدایش و گسترش مسیحیت در قلمرو روم را توضیح بدهی، آزادی آن را از رسمی‌شدنش تشخیص بدهی و تأثیر آن را بر جامعۀ رومی بیان کنی.

پیش از شروع

چطور دینی که حاکمان روم با آن مخالفت می‌کردند، سرانجام دین رسمی همان امپراتوری شد؟

مسیحیت با وجود فشار و مخالفت، کم‌کم پیروان بیشتری پیدا کرد. بعدها کنستانتین به آن گروید و آزادی آن را به رسمیت شناخت؛ اما رسمی‌شدن مسیحیت در امپراتوری روم، مرحله‌ای بعد از این تغییر بود.

آغاز در فلسطین

آغاز در فلسطین

اگر بخواهیم داستان پیدایش مسیحیت را دنبال کنیم، باید اول جای آن را روی نقشه پیدا کنیم: فلسطین، سرزمینی زیر سلطۀ روم.

حضرت عیسی (ع) در دوران حکومت اکتاویان در فلسطین متولد شد. ایشان از حدود سال 3030 میلادی تبلیغ آیینی را آغاز کرد که بعدها «مسیحیت» نام گرفت. پس زمان تولد ایشان را نباید با زمان آغاز دعوت دینی‌اش یکی بدانیم.

اینجا یک تفاوت مهم هم هست: محل پیدایش یک دین لزوماً مرکز حکومت آن روزگار نیست. همان‌طور که ممکن است اندیشه‌ای در شهری شکل بگیرد، اما آن شهر زیر ادارۀ حکومتی با مرکزیت شهری دیگر باشد، مسیحیت هم در فلسطین پدید آمد؛ نه در شهر روم. فلسطین در آن زمان بخشی از قلمرو زیر سلطۀ رومیان بود.

برای به‌خاطر سپردن آغاز این داستان، سه نشانه را کنار هم بگذار: حضرت عیسی، فلسطین و سلطۀ روم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

گسترش با وجود مخالفت

گسترش با وجود مخالفت

آیا مخالفت صاحبان قدرت همیشه می‌تواند جلوی گسترش یک دین را بگیرد؟ سرگذشت مسیحیت در روم نشان می‌دهد که چنین نیست.

پیشوایان یهودیِ مخالف حضرت عیسی و حاکمان رومی، با مسیحیت دشمنی می‌کردند و بر پیروان آن سخت می‌گرفتند. با این حال، این فشارها نتوانست گسترش مسیحیت را متوقف کند؛ شمار پیروان آن به‌تدریج بیشتر شد.

برای نزدیک‌شدن به موضوع، به پیشنهادی در مدرسه فکر کن که با مخالفت روبه‌رو می‌شود، اما کم‌کم طرفداران بیشتری پیدا می‌کند. پس «وجود مخالفت» لزوماً به معنی «متوقف‌شدن گسترش» نیست؛ البته این مثال فقط برای فهم همین رابطه است.

نکتۀ مهم تاریخی این است: مسیحیت با وجود سخت‌گیری‌ها گسترش یافت، نه اینکه ابتدا همۀ مخالفت‌ها پایان یافته باشد. همچنین، «گسترش تدریجی» را نباید با پذیرش ناگهانی آن از سوی همۀ مردم اشتباه گرفت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

از آزادی تا دین رسمی

از آزادی تا دین رسمی

آیا آزادشدن پیروی از یک دین، همان رسمی‌شدن آن است؟ برای فهم این بخش، باید این دو مرحله را جدا کنیم.

کنستانتین، امپراتور روم، خود به مسیحیت گروید. او در سال 313313 میلادی فرمانی صادر کرد که مسیحیت را با دیگر دین‌های امپراتوری برابر می‌دانست و آزادی آن را در قلمرو روم تضمین می‌کرد. این تغییر به رونق مسیحیت کمک کرد؛ اما مسیحیت هنوز دین رسمی امپراتوری نشده بود.

حدود پنجاه سال پس از کنستانتین، مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم شد. پس با دو رویداد متفاوت روبه‌رو هستیم: نخست آزادی و برابری با دیگر ادیان و سپس رسمی‌شدن.

برای مقایسه، در یک مدرسه ممکن است فعالیت چند انجمن آزاد باشد؛ این با آنکه مدرسه یکی از آن‌ها را انجمن رسمی خود اعلام کند، فرق دارد. هنگام مرور تاریخ مسیحیت هم همین تفاوت را به یاد داشته باش.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

دگرگونی باورها و فرهنگ

دگرگونی باورها و فرهنگ

گسترش مسیحیت در روم فقط به تغییر دینِ امپراتور یا تصمیم‌های حکومتی محدود نماند؛ باورهای مردم و فرهنگ جامعه هم تحت تأثیر قرار گرفت. تعالیم حضرت عیسی بر ایمان به خدای یکتا تأکید داشت. به این ترتیب، یکتاپرستی جای باورهای شرک‌آمیز رومیان، یعنی اعتقاد به خدایان متعدد، را گرفت.

اما چرا تغییر باور دینی بر فرهنگ و اخلاق اثر می‌گذارد؟ چون باورهای مردم با نگاهشان به زندگی و معیارهایشان برای رفتار درست و نادرست پیوند دارد. برای نمونه، وقتی کسی باور خود را دربارۀ درست و نادرست تغییر می‌دهد، ممکن است شیوۀ برخوردش با دیگران هم تغییر کند. در مقیاس یک جامعه نیز دگرگونی باورها می‌تواند بر رفتارها و ارزش‌های مشترک اثر بگذارد.

پس برای توضیح تأثیر مسیحیت بر روم، دو بخش را به هم پیوند بده: تغییر باور دینی به سوی یکتاپرستی و تأثیر عمیق بر فرهنگ و اخلاق جامعه.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

مثال حل‌شده

دو گزارش تاریخی داریم: «کنستانتین مسیحیت را با ادیان دیگر برابر کرد» و «حدود پنجاه سال پس از کنستانتین، مسیحیت دین رسمی روم شد». آیا این دو گزارش با هم تناقض دارند؟ دلیل بیاور.

  1. ابتدا معنای گزارش نخست را مشخص می‌کنیم: مسیحیت اجازه داشت در کنار ادیان دیگر آزادانه حضور داشته باشد.

  2. سپس گزارش دوم را بررسی می‌کنیم: مسیحیت در مرحله‌ای بعد، جایگاه دین رسمی امپراتوری را به دست آورد.

  3. زمان دو رویداد را مقایسه می‌کنیم: فرمان آزادی در دورۀ کنستانتین صادر شد، اما رسمی‌شدن حدود پنجاه سال پس از او رخ داد.

  4. نتیجه می‌گیریم که دو گزارش از دو جایگاه متفاوت در دو زمان متفاوت سخن می‌گویند؛ بنابراین تناقضی ندارند.

جواب: این دو گزارش متناقض نیستند؛ فرمان کنستانتین آزادی و برابری مسیحیت با ادیان دیگر را تضمین کرد، اما رسمی‌شدن آن مرحله‌ای جداگانه و مربوط به حدود پنجاه سال پس از او بود.

نکات مهم

  • دعوت حضرت عیسی در فلسطینِ زیر سلطۀ روم آغاز شد و مسیحیت با وجود مخالفت‌ها به‌تدریج گسترش یافت.
  • کنستانتین در سال 313313 میلادی آزادی و برابری مسیحیت با ادیان دیگر را تضمین کرد و حدود پنجاه سال پس از او، مسیحیت دین رسمی روم شد.
  • تعالیم حضرت عیسی یکتاپرستی را جایگزین باورهای شرک‌آمیز رومیان کرد و بر فرهنگ و اخلاق جامعه اثر گذاشت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۲ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۲ تاریخ دهم · رایگان