۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
ریاضی ۱ · فصل ۷

خلاصه درس فصل ۷ ریاضی دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«آمار و احتمال»، فصل ۷ کتاب ریاضی ۱، صفحهٔ ۱۴۱ تا ۱۷۰، پایهٔ دهم: ۶ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۱۴۱ تا ۱۵۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس اول: احتمال یا اندازه‌گیری شانس

در این درس یاد می‌گیری فضای نمونه‌ای و پیشامدها را مشخص کنی، رابطه‌های میان آن‌ها را تشخیص بدهی و با شمارش حالت‌های هم‌شانس و استفاده از اجتماع و متمم، احتمال رخدادشان را به دست بیاوری.

پیش از شروع

وقتی دو تاس می‌اندازی، «مجموع هفت» شانس بیشتری دارد یا «مجموع دوازده»؟ مگر هر دو فقط یک عدد نیستند؟

برای مقایسهٔ شانس، باید حالت‌هایی را بشماریم که هر مجموع را می‌سازند، نه فقط خود مجموع‌ها را. مجموع هفت با چند حالت متفاوت به دست می‌آید، اما مجموع دوازده فقط وقتی رخ می‌دهد که هر دو تاس شش بیایند؛ پس شانس این دو برابر نیست.

از نتیجه‌های ممکن تا پیشامد

از نتیجه‌های ممکن تا پیشامد

فرض کن در یک بازی، تاس می‌اندازی. نتیجه را از قبل نمی‌دانی، اما همهٔ نتیجه‌های ممکن را می‌شناسی؛ پس با یک آزمایش تصادفی روبه‌رو هستی.

مجموعهٔ همهٔ نتیجه‌های ممکن، فضای نمونه‌ای است و آن را با SS نشان می‌دهیم. برای یک تاس داریم:

S={1,2,3,4,5,6}S=\{1,2,3,4,5,6\}

هر زیرمجموعهٔ این فضا یک پیشامد است. مثلاً اگر در بازی با آمدن عدد زوج امتیاز بگیری، پیشامد دلخواهت A={2,4,6}A=\{2,4,6\} است. این پیشامد زمانی رخ می‌دهد که نتیجهٔ تاس یکی از اعضای آن باشد.

هنگام نوشتن نتیجه‌ها، به ترتیب دقت کن! اگر دو تاس آبی و قرمز بیندازی و عدد تاس آبی را اول بنویسی، (2,5)(2,5) با (5,2)(5,2) فرق دارد؛ چون عدد هر تاس عوض شده است. برای شمارش همهٔ حالت‌ها نیز می‌توانی از اصل ضرب استفاده کنی: به‌ازای هر نتیجهٔ تاس آبی، همهٔ نتیجه‌های تاس قرمز ممکن‌اند.

اما در انتخاب یک تیم دونفره، انتخاب «سارا و مریم» با «مریم و سارا» همان تیم است؛ پس ترتیب را دوباره نمی‌شماریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۲

زبان «یا»، «و» و «ولی نه»

زبان «یا»، «و» و «ولی نه»

در مسئله‌های احتمال، این سه عبارت کمک می‌کنند بفهمیم کدام نتیجه‌ها را باید انتخاب کنیم. فرض کن یک تاس می‌اندازیم؛ AA پیشامد «زوج آمدن» و BB پیشامد «بزرگ‌تر از 33 آمدن» باشد.

  • اجتماع، یعنی «یا»: پیشامد A∪BA\cup B شامل نتیجه‌هایی است که دست‌کم یکی از دو شرط را دارند. «یا» در اینجا هر دو با هم را هم می‌پذیرد؛ پس A∪B={2,4,5,6}A\cup B=\{2,4,5,6\}.
  • اشتراک، یعنی «و»: برای رخ دادن A∩BA\cap B، هر دو شرط باید برقرار باشند؛ پس A∩B={4,6}A\cap B=\{4,6\}.
  • تفاضل، یعنی «ولی نه»: در A−BA-B، شرط اول باید برقرار باشد، ولی شرط دوم نباشد؛ پس A−B={2}A-B=\{2\}.

مثل انتخاب یک بازی روی گوشی است: «رایگان یا فکری» با «رایگان و فکری» فرق دارد! در اولی داشتن یکی از ویژگی‌ها کافی است، اما در دومی هر دو لازم‌اند.

حواست باشد: در تفاضل، ترتیب مهم است؛ B−A={5}B-A=\{5\} است، نه {2}\{2\}.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۴

متمم و ناسازگاری

متمم و ناسازگاری

فرض کن در یک بازی، تاس می‌اندازی و پیشامد AA «آمدن عدد زوج» است. متمم آن، یعنی A′A'، همهٔ نتیجه‌هایی است که در آن‌ها AA رخ نمی‌دهد؛ اینجا یعنی آمدن عدد فرد. پس هر نتیجه یا در AA است یا در A′A'، و هیچ نتیجه‌ای در هر دو نیست:

A∪A′=SA\cup A'=S و A∩A′=∅A\cap A'=\varnothing

حالا دو پیشامد «آمدن عدد کمتر از 33» و «آمدن عدد بیشتر از 44» را در نظر بگیر. این دو نمی‌توانند در یک بار انداختن تاس با هم رخ بدهند؛ پس ناسازگارند. اما متمم هم نیستند، چون نتیجه‌های 33 و 44 در هیچ‌کدام قرار ندارند!

تفاوت مهم همین است: برای ناسازگاری، نداشتن عضو مشترک کافی است؛ اما برای متمم بودن، دو پیشامد باید علاوه بر نداشتن اشتراک، روی‌هم تمام فضای نمونه‌ای را پوشش بدهند. بنابراین هر پیشامد و متممش ناسازگارند، ولی هر دو پیشامد ناسازگار لزوماً متمم یکدیگر نیستند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۵

شانس را اندازه بگیریم

شانس را اندازه بگیریم

دانستن اینکه یک پیشامد «ممکن است رخ بدهد» کافی نیست؛ می‌خواهیم بدانیم چقدر شانس دارد. اگر فضای نمونه‌ای متناهی باشد و همهٔ نتیجه‌های آن هم‌شانس باشند، از این نسبت استفاده می‌کنیم:

P(A)=n(A)n(S)P(A)=\frac{n(A)}{n(S)}

در این رابطه، n(A)n(A) تعداد نتیجه‌های مطلوب، یعنی عضوهای پیشامد AA، و n(S)n(S) تعداد همهٔ نتیجه‌های ممکن است. مثلاً برای برداشتن تصادفی یک کارت از میان کارت‌های یکسان، باید تعداد کارت‌های مطلوب را با تعداد کل کارت‌ها مقایسه کنیم.

شرط هم‌شانس بودن مهم است! در پرتاب دو تاس سالم، زوج‌های مرتب هم‌شانس‌اند، نه مجموع‌ها؛ چون بعضی مجموع‌ها از راه‌های بیشتری به دست می‌آیند.

همیشه داریم:

0≤P(A)≤10\leq P(A)\leq 1

پیشامد ناممکن احتمال 00 و پیشامد قطعی احتمال 11 دارد. هرچه احتمال به 11 نزدیک‌تر باشد، شانس رخداد بیشتر است؛ اما احتمال زیاد، به معنی قطعی بودن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

دو میان‌بُر برای محاسبهٔ احتمال

دو میان‌بُر برای محاسبهٔ احتمال

گاهی لازم نیست همهٔ حالت‌های مطلوب را یکی‌یکی بنویسی؛ رابطهٔ پیشامدها راه کوتاه‌تری پیش پایت می‌گذارد.

میان‌بُر اول: اجتماع. فرض کن در انتخاب تصادفی یک دانش‌آموز، پیشامد AA «عضو گروه ورزش بودن» و پیشامد BB «عضو گروه موسیقی بودن» باشد. اگر احتمال‌های این دو را جمع کنی، اعضای مشترک را دو بار حساب کرده‌ای؛ پس باید احتمال بخش مشترک را یک بار کم کنی:

P(A∪B)=P(A)+P(B)−P(A∩B)P(A\cup B)=P(A)+P(B)-P(A\cap B)

اگر دو پیشامد ناسازگار باشند، بخش مشترکی ندارند و P(A∩B)=0P(A\cap B)=0؛ بنابراین جمع سادهٔ احتمال‌ها کافی است.

میان‌بُر دوم: متمم. گاهی شمردن حالت‌های رخ ندادن یک پیشامد آسان‌تر است؛ مثلاً برای «حداقل یک بار رو آمدن» در چند پرتاب سکه، متمم یعنی «همهٔ پرتاب‌ها پشت بیایند» را بررسی می‌کنیم. چون یک پیشامد و متممش همهٔ حالت‌ها را پوشش می‌دهند و اشتراک ندارند:

P(A)=1−P(A′)P(A)=1-P(A')

پیش از شروع محاسبه، از خودت بپرس: «بخش مشترک دارم؟ شمردن متمم آسان‌تر نیست؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸

مثال حل‌شده

یک تاس آبی و یک تاس قرمزِ سالم را می‌اندازیم. احتمال اینکه «مجموع دو تاس برابر 88 باشد یا هر دو تاس فرد باشند» چقدر است؟

  1. عدد تاس آبی را اول می‌نویسیم؛ بنابراین نتیجه‌ها زوج‌های مرتب و هم‌شانس‌اند و تعدادشان n(S)=6×6=36n(S)=6\times6=36 است.

  2. پیشامد مجموع برابر 88 را AA می‌نامیم: A={(2,6),(3,5),(4,4),(5,3),(6,2)}A=\{(2,6),(3,5),(4,4),(5,3),(6,2)\}، پس n(A)=5n(A)=5.

  3. پیشامد فرد بودن هر دو تاس را BB می‌نامیم. هر تاس سه نتیجهٔ فرد دارد، پس n(B)=3×3=9n(B)=3\times3=9.

  4. حالت‌هایی که هر دو شرط را دارند، عبارت‌اند از A∩B={(3,5),(5,3)}A\cap B=\{(3,5),(5,3)\}؛ پس n(A∩B)=2n(A\cap B)=2.

  5. واژهٔ «یا» نشان می‌دهد که احتمال اجتماع را می‌خواهیم. برای دوبار نشمردن حالت‌های مشترک، می‌نویسیم: P(A∪B)=536+936−236=1236=13P(A\cup B)=\frac{5}{36}+\frac{9}{36}-\frac{2}{36}=\frac{12}{36}=\frac{1}{3}.

جواب: احتمال اینکه مجموع دو تاس برابر 88 باشد یا هر دو تاس فرد باشند، برابر 13\frac{1}{3} است.

نکات مهم

  • فضای نمونه‌ای شامل همهٔ نتیجه‌های ممکن است و هر پیشامد زیرمجموعه‌ای از آن است؛ در شمارش نتیجه‌ها باید به مهم بودن یا نبودن ترتیب توجه کنیم.
  • اجتماع یعنی رخ دادن حداقل یکی، اشتراک یعنی رخ دادن هر دو و تفاضل یعنی رخ دادن اولی بدون دومی؛ متمم نیز حالت‌های رخ ندادن یک پیشامد را در بر می‌گیرد.
  • برای نتیجه‌های هم‌شانس، P(A)=n(A)n(S)P(A)=\frac{n(A)}{n(S)} است و می‌توان از رابطه‌های P(A∪B)=P(A)+P(B)−P(A∩B)P(A\cup B)=P(A)+P(B)-P(A\cap B) و P(A)=1−P(A′)P(A)=1-P(A') کمک گرفت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۵۲ تا ۱۵۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس دوم: مقدمه‌ای بر علم آمار، جامعه و نمونه

در این درس یاد می‌گیری آمار را از علم آمار تشخیص بدهی، مسیر تبدیل داده به تصمیم را توضیح بدهی و کاربرد آن را در بررسی تصویر و شاخص تودهٔ بدن بشناسی.

پیش از شروع

چطور چند عدد دربارهٔ هوای روزهای گذشته می‌تواند به یک خانواده کمک کند زمان سفرش را انتخاب کند؟

این عددها سرنخ‌هایی دربارهٔ وضعیت هوا می‌دهند، اما به‌تنهایی پیش‌بینی نمی‌کنند. روش‌های علم آمار کمک می‌کنند داده‌ها را مرتب و بررسی کنیم و با استفاده از آن‌ها تصمیم آگاهانه‌تری بگیریم؛ البته پیش‌بینی به معنی اطمینان کامل نیست.

آمار یا علم آمار؟

آمار یا علم آمار؟

فرض کن می‌خواهی برای گردش آخر هفته لباس مناسب انتخاب کنی. دمای ثبت‌شدهٔ روزهای گذشته و مقدار بارش، اطلاعاتی دربارهٔ هوا هستند. این اطلاعات را «آمار» می‌نامیم.

اما داشتن اطلاعات به‌تنهایی کافی نیست! باید بدانیم چگونه از آن‌ها استفاده کنیم. روش‌هایی که کمک می‌کنند اطلاعات را جمع‌آوری و بررسی کنیم، معنایشان را بفهمیم و برای آینده تصمیم بگیریم، بخشی از علم آمار هستند. مثلاً کارشناس هواشناسی با بررسی داده‌ها و استفاده از روش‌های مناسب، وضعیت هوای آینده را پیش‌بینی می‌کند؛ تو هم با توجه به این پیش‌بینی لباس انتخاب می‌کنی.

پس تفاوت اصلی این است: آمار، خودِ اطلاعات است؛ علم آمار، روش‌های کار با اطلاعات و نتیجه‌گیری از آن‌هاست. اگر کسی فقط فهرست دمای روزهای گذشته را داشته باشد، آمار در اختیار دارد؛ اما هنوز لزوماً از روش‌های علم آمار استفاده نکرده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

از داده تا تصمیم

از داده تا تصمیم

عددها به‌تنهایی برای ما تصمیم نمی‌گیرند؛ باید مرحله‌به‌مرحله از آن‌ها استفاده کنیم. فرض کن مسئول بوفهٔ مدرسه می‌خواهد بداند برای روزهای آینده چقدر خوراکی آماده کند:

  • جمع‌آوری داده‌ها: تعداد خوراکی‌های فروخته‌شده در هر روز را ثبت می‌کند.
  • سازمان‌دهی و نمایش: اطلاعات را در جدول یا نمودار می‌چیند تا مقایسهٔ روزها آسان شود.
  • تحلیل و تفسیر: بررسی می‌کند فروش در کدام روزها بیشتر بوده و چه تغییری کرده است؛ مثلاً متوجه می‌شود در روزهای دارای برنامهٔ ورزشی، فروش بیشتر است.
  • نتیجه‌گیری و پیش‌بینی: با توجه به این بررسی، برای روزهای مشابه خوراکی بیشتری آماده می‌کند.

پس نمایش داده‌ها با تفسیر آن‌ها فرق دارد: نمودار کمک می‌کند تغییرات را ببینیم؛ تفسیر یعنی دربارهٔ معنای این تغییرات فکر کنیم. پیش‌بینی هم حدس بی‌پایه نیست؛ بر داده‌ها و بررسی آن‌ها تکیه دارد، ولی قطعی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

عددهای پنهان در تصویر

عددهای پنهان در تصویر

عکسی که روی گوشی می‌بینی، چطور می‌تواند به داده تبدیل شود؟ اگر آن را خیلی بزرگ کنی، می‌توانی مربع‌های کوچک سازنده‌اش را ببینی. به هرکدام از این مربع‌ها پیکسل می‌گوییم. برای نشان‌دادن مقدار روشنایی هر پیکسل می‌توان از عدد استفاده کرد؛ پس تصویر را می‌توان به شکل یک جدول عددی نمایش داد.

مثلاً در یک تصویر سادهٔ سیاه‌وسفید، می‌توانیم برای پیکسل سیاه عدد 00 و برای پیکسل سفید عدد 11 بگذاریم. جای هر عدد در جدول، با جای همان پیکسل در تصویر مطابقت دارد؛ بنابراین فقط خود عددها مهم نیستند، جای آن‌ها هم مهم است.

این تبدیل کمک می‌کند تصویر را با روش‌های آماری بررسی کنیم؛ مثلاً کیفیت یک عکس مخدوش را با تصویر اصلی مقایسه کنیم. پس کاربرد آمار فقط بررسی نمره‌ها یا وضعیت هوا نیست؛ عکس‌های گوشی هم می‌توانند دادهٔ قابل بررسی باشند!

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

آمار در خدمت سلامت

آمار در خدمت سلامت

آیا فقط با دانستن وزن دو نفر می‌توان وضعیت بدنی آن‌ها را مقایسه کرد؟ قد هم مهم است. برای در نظر گرفتن هم‌زمان وزن و قد، از شاخص تودهٔ بدن استفاده می‌شود:

شاخص تودهٔ بدن=وزن برحسب کیلوگرم(قد برحسب متر)2\text{شاخص تودهٔ بدن}=\frac{\text{وزن برحسب کیلوگرم}}{(\text{قد برحسب متر})^2}

یعنی ابتدا قد را برحسب متر به توان دو می‌رسانیم و سپس وزن را بر نتیجه تقسیم می‌کنیم. پس این شاخص فقط به وزن وابسته نیست؛ دو نفر با وزن یکسان و قدهای متفاوت، شاخص یکسانی ندارند.

نقش علم آمار فراتر از محاسبهٔ این شاخص است. پژوهشگران اطلاعات افراد را جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند تا عوامل مؤثر بر آن را بشناسند؛ برای نمونه، رژیم غذایی ناسالم و کم‌تحرکی می‌توانند در افزایش این شاخص نقش داشته باشند.

در زندگی روزمره، چنین بررسی‌هایی کمک می‌کنند دلیل توجه به تغذیهٔ سالم و فعالیت بدنی را بهتر بفهمیم؛ مثلاً بدانیم چرا ورزش صبحگاهی و بوفهٔ سالم مدرسه می‌توانند برای سلامت دانش‌آموزان مفید باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۵

مثال حل‌شده

وزن یک فرد بزرگسال 63 kg63\,\mathrm{kg} و قد او 1.5 m1.5\,\mathrm{m} است. شاخص تودهٔ بدن او را محاسبه کن و با استفاده از جدول کتاب، گروه آن را مشخص کن.

  1. رابطه را می‌نویسیم: BMI=WH2\mathrm{BMI}=\frac{W}{H^2}؛ در این رابطه وزن برحسب kg\mathrm{kg} و قد برحسب m\mathrm{m} است.

  2. ابتدا توان دوم قد را حساب می‌کنیم: H2=(1.5)2=2.25H^2=(1.5)^2=2.25.

  3. وزن را بر عدد به‌دست‌آمده تقسیم می‌کنیم: BMI=632.25=28\mathrm{BMI}=\frac{63}{2.25}=28.

  4. عدد 2828 در بازهٔ 2525 تا 29.929.9 قرار دارد؛ پس طبق جدول کتاب، گروه آن «اضافه وزن» است.

جواب: شاخص تودهٔ بدن این فرد 2828 است و طبق جدول کتاب، در گروه «اضافه وزن» قرار می‌گیرد.

نکات مهم

  • آمار خودِ داده‌هاست، اما علم آمار مسیر جمع‌آوری، سازمان‌دهی و نمایش، تحلیل و تفسیر و سپس نتیجه‌گیری و پیش‌بینی را در بر می‌گیرد.
  • می‌توان تصویر را به جدول عددی پیکسل‌ها تبدیل کرد و با روش‌های آماری کیفیت آن را بررسی کرد.
  • شاخص تودهٔ بدن از تقسیم وزن بر توان دوم قد به دست می‌آید و روش‌های آماری به بررسی عوامل مؤثر بر آن کمک می‌کنند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۵۵ تا ۱۵۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

جامعه و نمونه

در این درس یاد می‌گیری جامعه و نمونه و اعضای آن‌ها را در یک تحقیق تشخیص بدهی و اندازهٔ جامعه و اندازهٔ نمونه را مشخص کنی.

پیش از شروع

برای بررسی کیفیت محصولات یک کارخانه، آیا باید تک‌تک محصولات را بررسی کنیم؟ اگر فقط تعدادی را انتخاب کنیم، چه تفاوتی میان «همهٔ محصولات» و «محصولات انتخاب‌شده» وجود دارد؟

بررسی تک‌تک محصولات همیشه آسان نیست؛ می‌توان بخشی از آن‌ها را برای مطالعه انتخاب کرد. همهٔ محصولاتی که موضوع تحقیق‌اند «جامعه» و بخش انتخاب‌شده «نمونه» نام دارند؛ تعداد اعضای هرکدام هم اندازهٔ آن را مشخص می‌کند.

جامعه؛ همهٔ اعضای مورد تحقیق

جامعه؛ همهٔ اعضای مورد تحقیق

فرض کن می‌خواهیم بدانیم دانش‌آموزان یک مدرسه چطور به مدرسه می‌آیند: پیاده، با سرویس یا با وسیله‌ای دیگر. تحقیق ما دربارهٔ همهٔ دانش‌آموزان آن مدرسه است؛ پس این مجموعه، جامعه یا جمعیت تحقیق ماست. هر دانش‌آموز آن مدرسه هم یک عضو جامعه است.

جامعه همیشه از انسان‌ها تشکیل نمی‌شود. مثلاً اگر بخواهیم کیفیت نان‌های تولیدشدهٔ امروز یک نانوایی را بررسی کنیم، جامعهٔ ما همهٔ نان‌های تولیدشدهٔ امروز آن نانوایی است و هر نان، یک عضو جامعه است.

برای پیدا کردن جامعه، از خودت بپرس: «می‌خواهیم دربارهٔ ویژگیِ چه کسانی یا چه چیزهایی تحقیق کنیم؟» حواست باشد ویژگی مورد بررسی با جامعه فرق دارد: در مثال نانوایی، «کیفیت» ویژگی است، اما «همهٔ نان‌های تولیدشدهٔ امروز» جامعه‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۷

اندازهٔ جامعه؛ چند عضو؟

اندازهٔ جامعه؛ چند عضو؟

وقتی جامعهٔ یک تحقیق را شناختیم، می‌توانیم بپرسیم: «این جامعه چند عضو دارد؟» پاسخ این پرسش، اندازهٔ جامعه است. به اندازهٔ جامعه، حجم جامعه هم می‌گوییم؛ اینجا حجم به معنی فضای اشغال‌شده نیست، بلکه تعداد اعضاست.

فرض کن می‌خواهیم دربارهٔ زمان رفت‌وآمد دانش‌آموزان یک مدرسه تحقیق کنیم. مدرسه 480480 دانش‌آموز دارد. جامعه، «همهٔ دانش‌آموزان آن مدرسه» است؛ اما اندازهٔ جامعه، عدد 480480 است. «زمان رفت‌وآمد» هم ویژگی مورد بررسی است، نه اندازهٔ جامعه.

برای تشخیص این‌ها، به پرسشی که می‌پرسی توجه کن: «چه کسانی یا چه چیزهایی؟» تو را به جامعه می‌رساند و «چند عضو؟» تو را به اندازهٔ جامعه می‌رساند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۷

نمونه؛ بخش انتخاب‌شده

نمونه؛ بخش انتخاب‌شده

فرض کن می‌خواهیم دربارهٔ میزان رضایت دانش‌آموزان یک مدرسه از بوفه تحقیق کنیم. پرسیدن نظر همه ممکن است زمان زیادی ببرد؛ پس تعدادی از دانش‌آموزان همان مدرسه را برای پرسش انتخاب می‌کنیم. این گروه انتخاب‌شده، نمونهٔ تحقیق است و هر دانش‌آموزی که در این گروه قرار دارد، عضو نمونه محسوب می‌شود.

فرق جامعه و نمونه در این است: جامعه همهٔ کسانی را در بر می‌گیرد که تحقیق دربارهٔ آن‌هاست، اما نمونه بخشی است که برای مطالعه انتخاب کرده‌ایم. دانش‌آموز انتخاب‌شده همچنان عضو جامعه هم هست؛ انتخاب شدن، او را از جامعه بیرون نمی‌برد!

برای تشخیص نمونه از خودت بپرس: «از میان اعضای جامعه، کدام افراد یا اشیا را برای مطالعه انتخاب کرده‌ایم؟» دقت کن که نمونه باید از همان جامعه باشد؛ دانش‌آموز مدرسه‌ای دیگر نمی‌تواند عضو نمونهٔ این تحقیق باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۷

اندازهٔ نمونه؛ چند عضو انتخاب شده؟

اندازهٔ نمونه؛ چند عضو انتخاب شده؟

وقتی نمونه را انتخاب کردیم، کافی است اعضای انتخاب‌شده را بشماریم. این تعداد، اندازهٔ نمونه یا حجم نمونه است. پس «نمونه» نام یک مجموعه است، اما «اندازهٔ نمونه» می‌گوید آن مجموعه چند عضو دارد.

فرض کن کتابخانهٔ مدرسه 600600 کتاب دارد و برای بررسی سالم‌بودن برگه‌ها، 3030 کتاب را انتخاب می‌کنیم. نمونه، همان کتاب‌های انتخاب‌شده است و اندازهٔ نمونه برابر با 3030 است؛ نه 600600 که تعداد همهٔ کتاب‌های کتابخانه است.

برای اینکه این دو اندازه را جابه‌جا نکنی، از خودت بپرس: «چند عضو در کل داریم؟» و «چند عضو را برای مطالعه انتخاب کرده‌ایم؟» پاسخ پرسش دوم، اندازهٔ نمونه است. چون اعضای نمونه از میان اعضای جامعه انتخاب می‌شوند، اندازهٔ نمونه نمی‌تواند از اندازهٔ جامعه بیشتر باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۷

مثال حل‌شده

یک کارخانه در یک روز 50005000 قطعه تولید کرده است. برای بررسی کیفیت این قطعات، 100100 قطعه انتخاب می‌شود. جامعه، یک عضو جامعه، اندازهٔ جامعه، نمونه، اندازهٔ نمونه و ویژگی مورد بررسی را مشخص کن.

  1. ابتدا هدف تحقیق را پیدا می‌کنیم: می‌خواهیم کیفیت قطعات تولیدشدهٔ آن روز را بررسی کنیم.

  2. چون تحقیق دربارهٔ همهٔ قطعات آن روز است، جامعه همهٔ آن قطعات و هر قطعه یک عضو جامعه است.

  3. تعداد کل قطعات 50005000 است؛ پس اندازهٔ جامعه برابر با 50005000 است.

  4. قطعاتی که برای بررسی انتخاب شده‌اند، نمونه را تشکیل می‌دهند.

  5. تعداد قطعات انتخاب‌شده 100100 است؛ پس اندازهٔ نمونه برابر با 100100 است. ویژگی مورد بررسی نیز کیفیت قطعات است.

جواب: جامعه: همهٔ قطعات تولیدشدهٔ آن روز؛ عضو جامعه: هر قطعه؛ اندازهٔ جامعه: 50005000؛ نمونه: قطعات انتخاب‌شده برای بررسی؛ اندازهٔ نمونه: 100100؛ ویژگی مورد بررسی: کیفیت قطعات.

نکات مهم

  • جامعه مجموعهٔ همهٔ افراد یا اشیای مورد تحقیق است و هر فرد یا شیء آن، عضو جامعه است.
  • نمونه بخشی از جامعه است که برای مطالعه انتخاب می‌شود و هر عضو نمونه، عضو جامعه هم هست.
  • اندازهٔ جامعه و اندازهٔ نمونه به‌ترتیب تعداد کل اعضای جامعه و تعداد اعضای انتخاب‌شده‌اند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۵۹ تا ۱۶۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس سوم: متغیر و انواع آن

در این درس یاد می‌گیری متغیر را از مقدار آن تشخیص بدهی و با توجه به معنای ویژگی، نه صرفاً عددی‌بودن مقدار آن، متغیرهای کمی و کیفی را از هم جدا کنی.

پیش از شروع

کشاورزی روی جعبهٔ هلو برچسب «درجهٔ یک» می‌زند و وزن هلوها را هم ثبت می‌کند. آیا عددِ درجهٔ کیفیت، مثل عددِ وزن، نتیجهٔ اندازه‌گیری است؟

نه؛ عددِ وزن نشان می‌دهد هلو چقدر سنگین است، اما عددِ درجهٔ کیفیت فقط برای مشخص‌کردن دستهٔ هلوها به کار می‌رود. پس دیدن یک عدد کافی نیست؛ باید بدانیم آن عدد چه ویژگی‌ای را نشان می‌دهد.

ویژگی یا مقدار آن؟

ویژگی یا مقدار آن؟

فرض کن می‌خواهی قد دانش‌آموزان کلاست را بررسی کنی. دانش‌آموزان، اعضای جامعهٔ مورد بررسی تو هستند و قد، ویژگی‌ای است که درباره‌شان مطالعه می‌کنی؛ به این ویژگی متغیر می‌گوییم. قد معمولاً از یک دانش‌آموز به دانش‌آموز دیگر فرق می‌کند.

حالا قد یکی از دانش‌آموزان را اندازه می‌گیری و عدد 165165 سانتی‌متر را ثبت می‌کنی. «قد» نام متغیر است، اما 165165 سانتی‌متر مقدار این متغیر برای آن دانش‌آموز است.

برای تشخیص این دو، به تفاوت سؤال و پاسخ توجه کن: «چه ویژگی‌ای را بررسی می‌کنیم؟» ما را به نام متغیر می‌رساند؛ «برای این عضو چه چیزی ثبت کرده‌ایم؟» ما را به مقدار آن می‌رساند. مثلاً در بررسی هلوها، «وزن هلو» متغیر است و 200200 گرم می‌تواند مقدار آن برای یک هلوی مشخص باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۰

متغیرهای کمی

متغیرهای کمی

برای رفتن از خانه به مدرسه چقدر زمان لازم داری؟ می‌توانی با ساعت، مدت مسیر را اندازه بگیری؛ مثلاً 1515 دقیقه. «مدت مسیر» یک متغیر کمی است، چون مقدارش از اندازه‌گیری به دست می‌آید.

گاهی هم به‌جای ابزار اندازه‌گیری، شمارش می‌کنیم. برای مشخص‌کردن تعداد فرزندان یک خانواده، آن‌ها را می‌شماریم؛ مثلاً 33 فرزند. پس تعداد فرزندان هم متغیر کمی است.

بنابراین، برای تشخیص متغیر کمی از خودت بپرس: «آیا مقدار این ویژگی با اندازه‌گیری یا شمارش به دست می‌آید؟» قد، وزن و تعداد کتاب‌های کیف تو همگی این ویژگی را دارند. فقط یادت باشد نام ویژگی با مقدار آن فرق دارد: «قد» متغیر است و 170170 سانتی‌متر می‌تواند مقدار آن برای یک نفر باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۳

متغیرهای کیفی و کدهای عددی

متغیرهای کیفی و کدهای عددی

رنگ چشم تو چیست؟ پاسخ، نام یک رنگ است، نه نتیجهٔ اندازه‌گیری یا شمارش. متغیر کیفی ویژگی‌ای است که مقدار آن یک دسته یا صفت را نشان می‌دهد؛ مثل رنگ چشم، گروه خونی یا میزان علاقه به آشپزی.

گاهی برای ثبت راحت‌تر این دسته‌ها، به آن‌ها عدد می‌دهیم. مثلاً در فهرست خودروهای یک پارکینگ، رنگ مشکی را با کد 11 و رنگ سفید را با کد 22 ثبت می‌کنیم. این عددها فقط برچسب هستند؛ کد 22 به معنای دو برابر بودن رنگ سفید نیست! می‌توانیم کدها را جابه‌جا کنیم، بدون اینکه رنگ خودروها عوض شود.

درجهٔ کیفیت هلو هم همین‌طور است: «درجهٔ یک» و «درجهٔ دو» دسته‌های کیفیت را نشان می‌دهند، نه مقدار اندازه‌گیری‌شدهٔ کیفیت.

پس برای تشخیص نوع متغیر، فقط به ظاهر عددی پاسخ نگاه نکن؛ بپرس: «این عدد نتیجهٔ اندازه‌گیری یا شمارش است، یا فقط نام یک دسته؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۳

مثال حل‌شده

برای یک هلوی انتخاب‌شده از محصول مزرعه، وزن 200 گرم200\ \text{گرم} و کیفیت «درجهٔ دو» ثبت شده است. کشاورز کیفیت درجهٔ دو را با کد 22 وارد جدول می‌کند. نام هر متغیر، مقدار آن و نوعش را مشخص کن.

  1. ابتدا ویژگی‌ها را از اطلاعات ثبت‌شده جدا می‌کنیم: «وزن هلو» و «کیفیت هلو» نام دو متغیر هستند.

  2. مقدار متغیر وزن برای این هلو 200 گرم200\ \text{گرم} است؛ چون وزن با ترازو اندازه‌گیری می‌شود، متغیری کمی است.

  3. مقدار متغیر کیفیت برای این هلو «درجهٔ دو» است؛ این عبارت دستهٔ کیفیت هلو را نشان می‌دهد، پس متغیر کیفی است.

  4. کد 22 فقط جای عبارت «درجهٔ دو» را گرفته است؛ بنابراین عددی‌بودن کد، نوع متغیر کیفیت را تغییر نمی‌دهد.

جواب: وزن هلو متغیر کمی با مقدار 200 گرم200\ \text{گرم} و کیفیت هلو متغیر کیفی با مقدار «درجهٔ دو» است؛ کد 22 فقط نشان‌دهندهٔ دستهٔ کیفیت است.

نکات مهم

  • متغیر، ویژگی مورد بررسی است و مقدار متغیر، چیزی است که برای آن ویژگی در یک عضو مشخص ثبت می‌کنیم.
  • متغیر کمی با اندازه‌گیری یا شمارش توصیف می‌شود، مانند وزن یا تعداد فرزندان.
  • متغیر کیفی دسته یا صفت را نشان می‌دهد و کدگذاری عددی، آن را کمی نمی‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۶۴ تا ۱۶۶ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انواع متغیرهای کمی

در این درس یاد می‌گیری متغیرهای کمی پیوسته و گسسته را با بررسی مقدارهایی که می‌توانند بگیرند، از هم تشخیص بدهی و برای تشخیصت دلیل بیاوری.

پیش از شروع

چرا قد یک نفر می‌تواند بین دو عدد صحیح باشد، اما تعداد فرزندان یک خانواده نه؟

قد و تعداد فرزندان هر دو متغیر کمی‌اند، اما مقدارهای ممکنشان فرق دارد. قد می‌تواند هر مقداری بین دو قد ممکن داشته باشد؛ ولی تعداد فرزندان فقط مقدارهای صحیح و نامنفی می‌گیرد، نه مقدارهای بین آن‌ها.

پیوسته؛ هر مقدار بین دو مقدار

پیوسته؛ هر مقدار بین دو مقدار

وقتی قدت را اندازه می‌گیری، لازم نیست نتیجه حتماً یک عدد صحیح باشد؛ قد می‌تواند 160160 سانتی‌متر، 160.5160.5 سانتی‌متر یا مقداری بین این دو باشد.

متغیر کمی پیوسته متغیری است که اگر دو مقدار را بتواند بگیرد، هر مقدار بین آن دو هم برایش ممکن باشد. مثلاً اگر وزن بتواند 4646 و 4747 کیلوگرم باشد، مقدارهای 46.246.2 و 46.2546.25 کیلوگرم و هر مقدار دیگری بین آن دو نیز ممکن‌اند. قرار نیست همهٔ این وزن‌ها واقعاً در کلاس شما دیده شوند؛ مهم این است که برای وزن، ممکن باشند.

ممکن است ترازوی خانه وزن را فقط تا یک رقم اعشار نشان بدهد. این محدودیتِ نمایش ترازوست، نه محدودیتِ مقدارهای ممکن وزن؛ پس وزن همچنان پیوسته است.

برای تشخیص، از خودت بپرس: «آیا هر مقدار بین دو مقدار ممکن این متغیر هم می‌تواند رخ بدهد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۵

گسسته؛ با فاصله میان مقدارها

گسسته؛ با فاصله میان مقدارها

تعداد فرزندان یک خانواده می‌تواند 22 یا 33 باشد، اما آیا 2.52.5 فرزند هم معنی دارد؟ نه؛ بین دو مقدار ممکن، عددی پیدا کردیم که این متغیر نمی‌تواند بگیرد. پس تعداد فرزندان گسسته است.

متغیر کمی گسسته، پیوسته نیست؛ یعنی لازم نیست هر عدد بین دو مقدار ممکنش، خودش هم مقداری ممکن باشد. برای تشخیص گسسته بودن، کافی است دو مقدار ممکن پیدا کنی که دست‌کم یک عدد بین آن‌ها برای متغیر ناممکن باشد.

مثلاً تعداد کتاب‌های داخل کیف می‌تواند 44 یا 55 باشد، ولی 4.54.5 کتاب را به‌عنوان تعداد کتاب‌ها نمی‌شماریم. اینجا با شمارش سروکار داریم، نه اندازه‌گیری وزن یا قد.

حواست باشد: فقط صحیح بودن عددی که ثبت کرده‌ای، نشانهٔ گسسته بودن نیست؛ قدی که به عدد صحیح گرد شده، همچنان مربوط به متغیری پیوسته است. باید ببینی خود متغیر چه مقدارهایی می‌تواند بگیرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۵

مثال حل‌شده

دو متغیر «میزان مصرف بنزین یک خودرو در هر 100100 کیلومتر» و «تعداد سرنشینان خودرو» را پیوسته یا گسسته بودن دسته‌بندی کن و دلیل بیاور.

  1. هر دو متغیر کمی‌اند: مقدار مصرف بنزین را اندازه می‌گیریم و تعداد سرنشینان را می‌شماریم.

  2. مصرف بنزین می‌تواند، برای مثال، 77 لیتر، 7.57.5 لیتر یا هر مقدار بین این دو باشد؛ پس میزان مصرف بنزین پیوسته است.

  3. تعداد سرنشینان می‌تواند 22 نفر یا 33 نفر باشد، اما 2.52.5 نفر نمی‌تواند تعداد سرنشینان باشد.

  4. پس تعداد سرنشینان پیوسته نیست و آن را گسسته می‌نامیم؛ معیار تشخیص، مقدارهای ممکن متغیر است.

جواب: میزان مصرف بنزین در مسافت مشخص پیوسته است، اما تعداد سرنشینان خودرو گسسته است.

نکات مهم

  • متغیر کمی پیوسته می‌تواند هر مقدار بین دو مقدار ممکن خود را نیز بگیرد؛ مانند قد و وزن.
  • متغیر کمی گسسته پیوسته نیست؛ مانند تعداد افراد که بعضی مقدارهای بین دو مقدار ممکن را نمی‌گیرد.
  • برای تشخیص نوع متغیر، مقدارهای ممکن آن را بررسی کن، نه فقط عددی را که در یک مشاهده ثبت شده است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۶۶ تا ۱۷۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انواع متغیرهای کیفی

در این درس یاد می‌گیری متغیرهای کیفی را از کمّی تشخیص بدهی و با بررسی وجود ترتیب طبیعی، آن‌ها را به اسمی و ترتیبی دسته‌بندی کنی.

پیش از شروع

هم میزان علاقه‌ات به یک غذا و هم رنگ موهایت ویژگی تو هستند؛ چرا می‌توان پاسخ‌های یکی را به‌طور طبیعی مرتب کرد، اما دیگری را نه؟

میزان علاقه را می‌توان از خیلی کم تا خیلی زیاد مرتب کرد؛ این ترتیب از معنای پاسخ‌ها می‌آید. اما رنگ موها ترتیب طبیعی ندارد و چیدن آن‌ها بر اساس سلیقه، ترتیب طبیعی ایجاد نمی‌کند. همین تفاوت، راه تشخیص دو نوع متغیر کیفی است.

دسته‌بندی، نه اندازه‌گیری

دسته‌بندی، نه اندازه‌گیری

فرض کن برای خرید هلو، دو سؤال می‌پرسی: «وزن این هلو چقدر است؟» و «کیفیت این هلو چگونه است؟» هر دو دربارهٔ یک میوه‌اند، اما جنس پاسخ‌هایشان فرق دارد.

برای پاسخ به سؤال وزن، از ترازو استفاده می‌کنی و یک مقدار عددی همراه با واحد به دست می‌آوری؛ پس وزن یک متغیر کمّی است. اما برای کیفیت، هلو را در دسته‌هایی مثل «عالی»، «متوسط» یا «ضعیف» قرار می‌دهی؛ پس کیفیت یک متغیر کیفی است.

کتاب می‌گوید: «متغیرهای کیفی قابل اندازه‌گیری نیستند.» یعنی خودِ ویژگی کیفی را مانند وزن یا قد با یک مقدار عددی اندازه نمی‌گیریم؛ آن را با دسته‌ها توصیف می‌کنیم.

برای تشخیص، به پاسخ سؤال نگاه کن: «چه مقدار؟» معمولاً به یک کمیت می‌رسد، اما «از چه نوع یا در کدام دسته؟» به یک ویژگی کیفی. مثلاً مقدار بارندگی کمّی است، ولی نوع بارندگی، مانند باران یا برف، کیفی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۷

کیفیِ ترتیبی

کیفیِ ترتیبی

فرض کن از تو بپرسند: «چقدر به دوچرخه‌سواری علاقه داری؟» و پاسخ‌ها «خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد» باشند. این پاسخ‌ها عددِ حاصل از اندازه‌گیری نیستند؛ دسته‌هایی برای توصیف علاقه‌اند. بااین‌حال، می‌توانی آن‌ها را از علاقهٔ کمتر به بیشتر بچینی. پس میزان علاقه با این پاسخ‌ها، یک متغیر کیفیِ ترتیبی است.

نکتهٔ اصلی، وجود ترتیب طبیعی است؛ یعنی ترتیب از معنای خود دسته‌ها می‌آید، نه از سلیقهٔ ما در چیدن آن‌ها. مثلاً مراحل رشد انسان، از نوزادی تا کهن‌سالی، ترتیب طبیعی دارند.

حواست باشد: مرتب بودن دسته‌ها به این معنا نیست که فاصلهٔ میان آن‌ها برابر است. مثلاً می‌دانیم «زیاد» بالاتر از «متوسط» است، اما نمی‌توانیم بگوییم اختلاف آن‌ها دقیقاً چقدر است.

برای تشخیص، از خودت بپرس: «آیا معنای این دسته‌ها جای آن‌ها را در یک ترتیب مشخص می‌کند؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۷

کیفیِ اسمی

کیفیِ اسمی

رنگ موی افراد را در نظر بگیر: مشکی، قهوه‌ای و طلایی. این‌ها نامِ دسته‌ها هستند؛ هیچ‌کدام به‌خودی‌خود رتبهٔ بالاتر یا پایین‌تری ندارد. متغیر کیفی‌ای که دسته‌هایش ترتیب طبیعی ندارند، «اسمی» نامیده می‌شود. گروه خونی هم از همین نوع است.

ممکن است برای ثبت پاسخ‌ها در گوشی، به رنگ مشکی کد 11، قهوه‌ای کد 22 و طلایی کد 33 بدهیم. این عددها فقط برچسب هستند؛ نه مقدار رنگ مو را اندازه می‌گیرند و نه رتبهٔ آن را نشان می‌دهند. حتی می‌توانیم کدها را جابه‌جا کنیم، بی‌آنکه معنای رنگ‌ها عوض شود.

پس برای تشخیص نوع متغیر، فقط به ظاهر عددی پاسخ نگاه نکن. از خودت بپرس: «این عدد مقدار یا رتبه‌ای واقعی را نشان می‌دهد، یا فقط نامِ یک دسته است؟» مرتب‌کردن دلخواه دسته‌ها با داشتن ترتیب طبیعی فرق دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۷

مثال حل‌شده

در گزارش هوای یک شهر، «نوع بارندگی: باران یا برف»، «شدت بارندگی: کم، متوسط یا زیاد» و «مقدار بارندگی برحسب سانتی‌متر» ثبت می‌شود. نوع هر متغیر را مشخص کن.

  1. ابتدا جنس پاسخ‌ها را بررسی می‌کنیم: نوع و شدت بارندگی با دسته‌ها بیان می‌شوند، ولی مقدار بارندگی حاصل اندازه‌گیری است؛ پس دو متغیر اول کیفی و سومی کمّی است.

  2. برای نوع بارندگی، باران و برف صرفاً نام دو دسته‌اند؛ هیچ‌کدام در یک ترتیب طبیعی بالاتر یا پایین‌تر از دیگری نیست. پس این متغیر کیفیِ اسمی است.

  3. برای شدت بارندگی، دسته‌های کم، متوسط و زیاد ترتیب طبیعی دارند. پس این متغیر کیفیِ ترتیبی است.

  4. مقدار بارندگی می‌تواند مقدارهای اعشاری هم داشته باشد و به شمارش محدود نیست؛ بنابراین کمّیِ پیوسته است.

جواب: نوع بارندگی: کیفیِ اسمی؛ شدت بارندگی: کیفیِ ترتیبی؛ مقدار بارندگی: کمّیِ پیوسته.

نکات مهم

  • متغیر کیفی ویژگی را با دسته‌ها توصیف می‌کند، نه با اندازه‌گیری مقدار عددی آن.
  • اگر دسته‌های یک متغیر کیفی ترتیب طبیعی داشته باشند، متغیر ترتیبی است؛ وگرنه اسمی است.
  • کدگذاری عددی دسته‌ها، به‌خودی‌خود متغیر کیفی را کمّی یا اسمی را ترتیبی نمی‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۷ ریاضی دهم)

درس‌های فصل ۷ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۷ ریاضی دهم · رایگان