درس ۱ · صفحهٔ ۷۹ تا ۸۲ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس دهم: زبان و ادبیات فارسی در سدههای پنجم و ششم و ویژگیهای سبکی آن
در این درس یاد میگیری … علتهای گسترش زبان فارسی و مهمترین دگرگونیهای شعر سدههای پنجم و ششم را توضیح بدهی و نقش شاعران و کانونهای ادبی را در آمادهشدن زمینۀ سبک عراقی بشناسی.
پیش از شروع
چطور شعری که در دربار شاهان خوانده میشد، به خانقاهها راه یافت و زبان تجربههای عارفانه شد؟
در این دوره، همۀ شاعران به مدح شاهان دل نبستند؛ بعضی از دربار فاصله گرفتند و به اندیشههای دینی و معنوی پرداختند. دگرگونی روحی سنایی به این مسیر نیرو داد و راه را برای شاعرانی مثل عطّار و مولوی هموار کرد.
فارسی در مسیر گسترش
فارسی در مسیر گسترش
فرض کن زبان یک منطقه در مدرسهها آموزش داده شود، در مرکز قدرت به کار برود و همراه مسافران به سرزمینهای دیگر برسد؛ چه فرصتهایی برای رواج آن پیدا میشود؟ فارسی هم در این دوره از چنین راههایی گسترش یافت.
از قرن سوم تا میانۀ قرن پنجم، تلاش شاعران به رواج فارسی در ماوراءالنّهر، خراسان و سیستان کمک کرد. سه عامل نیز این گسترش را تقویت کردند: جذب عالمان و ادیبان به دربارها، لشکرکشیهای غزنویان و توسعۀ مدرسهها و مراکز آموزش. برای نمونه، لشکرکشیهای محمود غزنوی و جانشینانش راه ورود فارسی به هندوستان را باز کرد. فارسی در آسیای صغیر هم رواج یافت.
این ارتباطها فقط گسترش جغرافیایی نبود؛ واژگان فارسی هم تغییر کرد. فارسی دری با واژههای نواحی مرکزی و غربی ایران آمیخت. از سوی دیگر، چون آموزش مدرسهها بیشتر دینی و ادبی بود، شاعران و ادیبان با عربی آشناتر شدند و واژههای عربی بیشتری به فارسی راه یافت. پس باید میان «گسترش کاربرد زبان» و «تغییر واژگان آن» تفاوت بگذاریم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۰
از پیروی تا نوآوری
از پیروی تا نوآوری
آیا پیروی از گذشتگان یعنی نداشتن حرف تازه؟ نه لزوماً! مثلاً وقتی نوشتن داستان را با خواندن آثار دیگران یاد میگیری، میتوانی از شیوۀ آنها کمک بگیری، اما شخصیتها و ماجراهای خودت را بسازی.
در شعر این دوره هم پیروی و نوآوری در کنار هم بودند. تا حدود نیمۀ دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم، تأثیر شیوۀ شاعران دورۀ سامانی و غزنوی همچنان دیده میشد؛ برای نمونه، شعر ناصرخسرو یادآور سرودههای قرن چهارم بود. بااینحال، برخی شاعران در کنار پیروی از پیشینیان، تازگیهایی به شعر افزودند.
در نیمۀ دوم قرن ششم، علاقه به سرودن غزلهای لطیف و زیبا بیشتر شد. انوری و شاعران همشیوۀ او برای بیان مضمونهای دقیق در غزل کوشیدند. سنایی و انوری با دگرگونکردن غزل، راه را برای غزلسرایان بزرگ قرن هفتم هموار کردند. پس شکوفایی غزل ناگهانی نبود؛ تلاش یک دوره، زمینۀ پیشرفت دورۀ بعد شد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۱
کانونهای تازه، سبک تازه
کانونهای تازه، سبک تازه
اگر چند گروه در شهرهای مختلف، هرکدام شیوۀ تازهای برای داستانگفتن پیدا کنند، کمکم فضای داستاننویسی تغییر میکند. در شعر فارسی این دوره هم اتفاقی شبیه این افتاد: نوآوری فقط به خراسان و سیستان محدود نماند.
در آذربایجان، شاعرانی مانند خاقانی و نظامی شیوۀ سخن خود را از شعر رایج در نواحی دیگر متمایز کردند. در فارس و نواحی مرکزی ایران نیز کانونهای ادبی اثرگذاری شکل گرفت. شاعرانی در اصفهان، همدان و ری به تازهشدن شیوۀ شعر کمک کردند؛ جمالالدّین عبدالرّزاق اصفهانی از چهرههای مهم این حوزه بود.
نواحی مرکزی ایران را در آن زمان عراق عجم مینامیدند؛ آن را با کشور عراق امروزی اشتباه نگیر!
حاصل این نوآوریها، در کنار دگرگونیهای دیگر، تغییر تدریجی شیوۀ شعر در نیمۀ دوم قرن ششم و اوایل قرن هفتم بود. این تغییرها زمینۀ پیدایش سبک عراقی را فراهم کردند؛ نه اینکه ناگهان همۀ شاعران به یک شیوه شعر بگویند.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
شعر، فراتر از مدح
شعر، فراتر از مدح
اگر فقط شعرهای ستایش شاهان را بخوانیم، آیا تصویر کاملی از شعر این دوره داریم؟ نه؛ مدح فقط یکی از موضوعهای شعر بود. شاعران در کنار ستایش، به هجو، طنز، پند و حکمت، داستانسرایی، بیان احساسات عاشقانه و حماسه هم میپرداختند؛ مثل کتابخانهای که همۀ کتابهایش از یک نوع نیستند.
در همین فضای رواج مدح، برخی شاعران از وابستگی به دربار دوری کردند. ناصرخسرو به سبب پایبندی به باورهای دینیِ خاص خود، از دربارها کناره میگرفت. سنایی مسیر متفاوتی داشت: ابتدا مدیحهگو بود، اما در دورۀ دوم زندگی شاعریاش به سیر و سلوک معنوی روی آورد.
پس دو نکته را از هم جدا کن: شعر این دوره موضوعهای گوناگون داشت؛ همچنین، رابطۀ همۀ شاعران با دربار یکسان نبود. دوری بعضی شاعران از دربار، به معنای پایانیافتن مدح نبود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
عرفان و اندیشه در شعر
عرفان و اندیشه در شعر
اگر مخاطب شاعر بهجای شاه، کسانی باشند که در جستوجوی شناخت خود و خدا هستند، موضوع شعر چه تغییری میکند؟ تحوّل معنوی سنایی راهی تازه در شعر فارسی گشود. بسیاری از شاعران به پیروی از او به عرفان و تصوّف روی آوردند و پس از او، شاعرانی بزرگ مانند عطّار و مولوی ظهور کردند.
با راهیافتن شعر به خانقاهها، محل گردآمدن صوفیان، پشتیبانان شعر دیگر فقط دربارها نبودند. موضوعات شعر گستردهتر شد، بیان سادگی بیشتری یافت، عاطفه نیرومندتر شد و اندیشهها عمق بیشتری پیدا کرد. برای درک این تغییر، تفاوت نوشتهای برای ستایش یک صاحبقدرت را با دلنوشتهای دربارۀ جستوجوی معنای زندگی در نظر بگیر.
البته دگرگونی شعر فقط به عرفان محدود نبود؛ حکمت، دانش و اندیشههای دینی نیز وارد مضمونهای شعری شدند. شکایت از روزگار، دلبریدن از دنیا و بیان نابسامانیهای اجتماعی هم برجسته شد. پس شعر این دوره، هم زبان تجربههای درونی بود و هم بازتاب نگرانیهای انسان در جامعه.
کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲
مثال حلشده
چگونه ممکن است دربارها به گسترش فارسی کمک کرده باشند، اما فاصلهگرفتن برخی شاعران از دربار نیز باعث تحول شعر شده باشد؟
ابتدا دو موضوع را جدا میکنیم: «کمک به رواج زبان» با «تغییر موضوع و بیان شعر» یکسان نیست.
دربارها با جذب شاعران و ادیبان، یکی از عوامل رونق زبان و ادبیات فارسی بودند.
برخی شاعران از وابستگی به دربار فاصله گرفتند؛ برای نمونه، سنایی در دورۀ دوم زندگی شعری خود به سیر و سلوک معنوی پرداخت.
با راهیافتن شعر به خانقاهها، پشتیبانان و موضوعات آن گسترش یافت و بیان عاطفی و اندیشههای عرفانی در آن قوت گرفت.
پس تناقضی وجود ندارد: دربارها در گسترش فارسی نقش داشتند و فاصلهگرفتن از آنها نیز راههای تازهای پیش روی شعر گشود.
نکات مهم
- پشتیبانی دربارها، لشکرکشیها و گسترش آموزش به رواج فارسی کمک کرد و تماس با زبانها و نواحی دیگر، واژگان آن را تغییر داد.
- نوآوری در غزل و فعالیت کانونهای ادبی آذربایجان، فارس و نواحی مرکزی، در کنار دیگر تحولات، زمینۀ شکوفایی غزل و ظهور سبک عراقی را فراهم کرد.
- شعر این دوره به مدح محدود نماند و با گسترش عرفان و حضور حکمت و اندیشههای دینی و اجتماعی، موضوعات و شیوۀ بیان آن دگرگون شد.