درس ۱ · صفحهٔ ۳۷ تا ۴۱ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس چهارم: تاریخ ادبیات پیش از اسلام و قرنهای اولیۀ هجری
در این درس یاد میگیری فعالیتهای علمی و ادبی ایرانیان در سه قرن نخست هجری چگونه ادامه یافت و حکومتهای ایرانی، بهویژه یعقوب لیث صفاری، چه نقشی در رسمیشدن و رشد فارسی دری داشتند.
پیش از شروع
اگر استقلال سیاسی یک سرزمین از دست برود، آیا زبان و فعالیتهای علمی و ادبی مردمش هم از بین میرود؟ ایرانیان پس از سقوط ساسانیان چه کردند؟
ایرانیان با وجود از دست دادن استقلال سیاسی، فعالیتهای علمی و ادبی خود را ادامه دادند و به چند زبان اثر آفریدند. بعدها، شکلگیری حکومتهای ایرانی و رسمیشدن فارسی دری، فرصت بیشتری برای رشد این زبان فراهم کرد.
تداوم فرهنگ پس از سقوط ساسانیان
تداوم فرهنگ پس از سقوط ساسانیان
اگر حکومتی سقوط کند، آیا دانش و ادبیات مردمش هم از بین میرود؟ تاریخ سیاسی و تاریخ فرهنگی همیشه یک مسیر ندارند. پس از سقوط دولت ساسانی، ایران استقلال سیاسی خود را از دست داد؛ اما این اتفاق به معنای پایان فعالیتهای علمی و ادبی ایرانیان نبود.
ایرانیان در سه قرن نخست هجری همچنان به آفرینش آثار علمی و ادبی ادامه دادند. این آثار به فارسی، پهلوی و عربی پدید میآمدند؛ پس نباید تصور کنیم که فعالیت فرهنگی آنان متوقف شده بود یا فقط به یک زبان محدود میشد.
برای نزدیکشدن به موضوع، مدرسهای را تصور کن که مدیریتش تغییر کرده است؛ این تغییر لزوماً به معنای متوقفشدن یادگیری و نوشتن دانشآموزان نیست. اینجا هم نکتهٔ اصلی همین تفاوت است: از دست رفتن استقلال سیاسی، به معنای خاموششدن فرهنگ نبود.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱
یعقوب لیث و رسمیشدن فارسی دری
یعقوب لیث و رسمیشدن فارسی دری
اگر قرار باشد نامهها و فرمانهای یک حکومت به زبانی نوشته شوند، انتخاب آن زبان چه اهمیتی پیدا میکند؟ آن زبان دیگر فقط وسیلهٔ گفتوگوی مردم نیست؛ در ادارهٔ سرزمین هم جایگاهی رسمی دارد.
در آغاز قرن سوم هجری، نخست دولت نیمهمستقل طاهری و سپس دولت مستقل صفاری روی کار آمدند. یعقوب لیث صفاری میخواست حکومتی مستقل و ایرانی بسازد و حکومت بغداد را براندازد یا ضعیف کند تا قدرت ایران را بازگرداند.
یعقوب با زبان عربی آشنا نبود و اجازه نمیداد در دستگاه حکومتش به کار رود. او فارسی دری را میفهمید و به آن سخن میگفت؛ بنابراین، فارسی دری را زبان رسمی قلمرو خود اعلام کرد. دقت کن: او این زبان را به وجود نیاورد؛ به زبانی که وجود داشت، جایگاه رسمی در حکومت داد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱
فرصتهای تازه برای فارسی دری
فرصتهای تازه برای فارسی دری
آیا رسمیشدن یک زبان فقط به معنی استفاده از آن در دربار است؟ نه؛ حمایت حکومت میتواند فرصت کاربرد آن زبان را در زمینههای گوناگون بیشتر کند.
پس از اقدام یعقوب لیث، با پدید آمدن سامانیان، آلبویه و حکومتهای کوچک دیگر، فرصتهای تازهای برای فارسی دری فراهم شد. این زبان امکان یافت به عنوان زبان رسمی شناخته شود و در سه زمینۀ ادبی، سیاسی و علمی رشد کند؛ یعنی هم زبان آفرینش آثار ادبی باشد، هم در کارهای حکومتی به کار برود و هم وسیلهای برای بیان دانش شود.
برای نزدیکشدن موضوع به ذهن، زبانی را تصور کن که فقط در گفتوگوهای روزانه استفاده میشود. اگر همان زبان در نامههای اداری، نوشتههای علمی و آثار ادبی هم به کار رود، میدان کاربردش گستردهتر میشود. پس نکتۀ اصلی این است: پیدایش این حکومتها، زمینۀ گسترش کاربرد و رشد فارسی دری را فراهم کرد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۴۱
مثال حلشده
دانشآموزی میگوید: «با سقوط ساسانیان، فرهنگ و ادب ایران هم از بین رفت.» با تکیه بر رویدادهای این درس، چگونه ادعای او را بررسی میکنی؟
نخست میان از دست رفتن استقلال سیاسی و از بین رفتن فعالیت فرهنگی تفاوت میگذاریم؛ این دو الزاماً همزمان رخ نمیدهند.
شاهد تداوم فعالیت فرهنگی را پیدا میکنیم: ایرانیان در سه قرن نخست هجری به فارسی، پهلوی و عربی آثار علمی و ادبی پدید آوردند.
سپس به نقش حکومتهای ایرانی توجه میکنیم: یعقوب لیث فارسی دری را زبان رسمی قلمرو خود اعلام کرد.
با پدید آمدن سامانیان، آلبویه و حکومتهای کوچک دیگر نیز فرصت رشد فارسی دری بیشتر شد؛ پس شواهد درس، ادعای دانشآموز را رد میکنند.
نکات مهم
- پس از سقوط ساسانیان، فعالیت علمی و ادبی ایرانیان ادامه یافت و آثاری به فارسی، پهلوی و عربی پدید آمد.
- پس از طاهریان، صفاریان روی کار آمدند و یعقوب لیث، که در پی استقلال ایران بود، فارسی دری را زبان رسمی قلمرو خود اعلام کرد.
- با پدید آمدن سامانیان، آلبویه و حکومتهای کوچک دیگر، فرصت رسمیشدن و رشد فارسی دری در ادبیات، سیاست و علم فراهم شد.