۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
علوم تجربی هفتم · فصل ۱۰

خلاصه درس فصل ۱۰ علوم هفتم؛ درسنامه و نکات مهم

«گرما و بهینه‌سازی مصرف انرژی»، فصل ۱۰ کتاب علوم تجربی هفتم، صفحهٔ ۸۶ تا ۹۸، پایهٔ هفتم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۸۶ تا ۸۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

دما

در این درس یاد می‌گیری دما را از احساس گرمی و سردی تشخیص بدهی، سازوکار و روش خواندن دماسنج سلسیوس را توضیح دهی و هم‌دما شدن دو جسم را بشناسی.

پیش از شروع

اگر با لمس پیشانی کسی احساس کنی تب دارد، آیا می‌توانی بدون دماسنج بگویی دمای بدنش دقیقاً چقدر است؟

دست ما می‌تواند گرم‌تر یا سردتر بودن را تا حدی تشخیص دهد، اما عدد دقیق دما را نشان نمی‌دهد. برای اینکه از احساس و حدس به اندازه‌گیری برسیم، به دماسنج نیاز داریم.

دما؛ فراتر از احساس

دما در زندگی ما نقش مهمی دارد: برای انتخاب لباس، گرم کردن خانه و حتی بررسی مناسب بودن محیط برای زندگی، به آن توجه می‌کنیم. وجود آب مایع هم به مناسب بودن دمای محیط وابسته است.

دما نشان می‌دهد جسم چقدر گرم یا سرد است. مثلاً دمای چای داغ از آب خنک بیشتر است. لمس کردن برای مقایسهٔ تقریبی به ما کمک می‌کند، اما نمی‌تواند عدد دقیق دما را مشخص کند. اگر پیشانی کسی گرم باشد، هنوز نمی‌دانیم دمای بدنش دقیقاً چقدر است؛ برای این کار باید اندازه‌گیری کنیم. پس «گرم به نظر رسیدن» با «دانستن دما» یکسان نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۷

ستون مایع چه می‌گوید؟

دماسنج وسیلهٔ اندازه‌گیری دماست. در دماسنج الکلی یا جیوه‌ای، یک مخزن به لوله‌ای باریک وصل است. وقتی دماسنج در محیط گرم‌تری قرار می‌گیرد، مایع داخل مخزن منبسط می‌شود؛ یعنی حجم بیشتری می‌گیرد و در لوله بالا می‌رود. ارتفاع ستون مایع به ما کمک می‌کند دما را بخوانیم.

مثلاً اگر دماسنج الکلی را از محیط خنک به محیط گرم ببریم، ستون مایع بالاتر می‌رود. این بالا رفتن به معنی اضافه شدن الکل نیست؛ همان مایع، حجم بیشتری پیدا کرده است. باریک بودن لوله هم باعث می‌شود تغییر کوچک حجم، به تغییر ارتفاعی تبدیل شود که راحت‌تر دیده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۷

معنای درجهٔ سلسیوس

برای اینکه ارتفاع مایع معنی مشخصی داشته باشد، دماسنج را درجه‌بندی می‌کنند. ابتدا مخزن را در مخلوط آب و یخ می‌گذارند و جای سطح مایع را با صفر مشخص می‌کنند. سپس با قرار دادن مخزن در مجاورت بخار آب در حال جوش، جای صد را علامت می‌زنند.

فاصلهٔ این دو علامت به صد قسمت مساوی تقسیم می‌شود؛ هر قسمت برابر با 1 ∘C1\,^\circ\mathrm{C} است. این مقیاس را سلسیوس می‌نامیم. در فشار یک اتمسفر، یعنی فشار هوای کنار دریاهای آزاد، آب خالص در 0 ∘C0\,^\circ\mathrm{C} یخ می‌زند و در 100 ∘C100\,^\circ\mathrm{C} می‌جوشد. بنابراین این دو نقطه، مرجع درجه‌بندی‌اند؛ نه اینکه دماسنج فقط بتواند همین دو دما را نشان دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

تماس، صبر، خواندن

برای اندازه‌گیری درست، فقط داشتن دماسنج کافی نیست؛ باید درست از آن استفاده کنیم. مخزن دماسنج باید با جسم موردنظر تماس کافی داشته باشد. بعد صبر می‌کنیم تا ارتفاع مایع در لوله دیگر تغییر نکند و آن‌وقت عدد را می‌خوانیم.

چرا عجله نکنیم؟ دماسنج از همان لحظهٔ اول، دمای نهایی جسم را نشان نمی‌دهد و برای رسیدن به وضعیت ثابت زمان لازم دارد. هنگام خواندن هم چشم را روبه‌روی سطح بالایی ستون مایع قرار می‌دهیم، نه بالاتر یا پایین‌تر از آن. مثلاً برای سنجش دمای آب، خواندن عدد در حالی که ستون هنوز بالا می‌رود، نتیجهٔ نهایی قابل اعتمادی نمی‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

رسیدن به دمای مشترک

حالا یک آزمایش را در ذهن انجام بده: میخی داغ را داخل آب سرد می‌گذاریم. میخ به‌تدریج سردتر و آب گرم‌تر می‌شود. اگر اثر محیط را نادیده بگیریم، این تغییر ادامه دارد تا هر دو به یک دما برسند. دمای مشترک آن‌ها را دمای تعادل می‌گوییم.

اگر برعکس، میخ خیلی سرد را در آب گرم‌تر بگذاریم، این بار میخ گرم‌تر و آب سردتر می‌شود. پس تغییر دما به این بستگی دارد که کدام جسم در ابتدا گرم‌تر بوده است. این موضوع دلیل صبر کردن هنگام دماسنجی را هم روشن می‌کند: دماسنج و جسم باید فرصت داشته باشند هم‌دما شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

مثال حل‌شده

مخزن یک دماسنج الکلی با آب تماس دارد و ارتفاع ستون ثابت شده است. فاصلهٔ علامت‌های 20 ∘C20\,^\circ\mathrm{C} و 30 ∘C30\,^\circ\mathrm{C} به 55 قسمت مساوی تقسیم شده است. سطح مایع روی سومین تقسیم بعد از علامت 20 ∘C20\,^\circ\mathrm{C} قرار دارد. دمای آب چقدر است؟

  1. ابتدا اختلاف دو عدد نوشته‌شده را پیدا می‌کنیم: 30−20=1030-20=10 درجهٔ سلسیوس.

  2. این فاصله به 55 قسمت مساوی تقسیم شده است؛ پس ارزش هر قسمت برابر است با 10÷5=210\div5=2 درجهٔ سلسیوس.

  3. سطح مایع سه قسمت بالاتر از علامت پایین است؛ بنابراین افزایش دما نسبت به آن علامت برابر است با 3×2=63\times2=6 درجهٔ سلسیوس.

  4. این افزایش را به عدد علامت پایین اضافه می‌کنیم: 20+6=2620+6=26؛ پس دمای آب 26 ∘C26\,^\circ\mathrm{C} است.

جواب: دمای آب برابر با 26 ∘C26\,^\circ\mathrm{C} است.

نکات مهم

  • دما میزان گرم یا سرد بودن جسم را نشان می‌دهد و برای دانستن عدد دقیق آن به دماسنج نیاز داریم.
  • در دماسنج مایع، تغییر حجم مایع باعث تغییر ارتفاع ستون می‌شود و عدد را پس از ثابت شدن ستون، از روبه‌رو می‌خوانیم.
  • دو جسم با دماهای متفاوت پس از تماس به دمای مشترکی می‌رسند که دمای تعادل نام دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۸۹ تا ۹۰ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گرما

در این درس یاد می‌گیری گرما را از دما تشخیص بدهی و با توجه به اختلاف دما، جهت انتقال انرژی و تغییرات دو جسم تا رسیدن به تعادل گرمایی را توضیح بدهی.

پیش از شروع

یک بار میخ داغ و بار دیگر میخ خیلی سرد را در دو لیوان آب معمولی می‌اندازیم. آیا دمای آب در هر دو لیوان افزایش پیدا می‌کند؟

نه! میخ داغ آب را گرم‌تر می‌کند، اما میخ خیلی سرد از آب انرژی می‌گیرد و آب را سردتر می‌کند. برای پیش‌بینی نتیجه، باید دمای دو جسم را با هم مقایسه کنیم.

رسیدن به دمای مشترک

فرض کن میخی داغ را در آب سرد گذاشته‌ایم. پس از مدتی، آب گرم‌تر و میخ سردتر می‌شود؛ یعنی دمای آن‌ها به هم نزدیک می‌شود. این تغییر تا جایی ادامه دارد که هر دو به یک دما برسند. به این دمای مشترک، دمای تعادل می‌گوییم و دو جسم را در تعادل گرمایی می‌دانیم.

اگر برعکس، میخ خیلی سرد باشد و آب گرم‌تر، این بار میخ گرم‌تر و آب سردتر می‌شود. پس نقش «گرم» و «سرد» را جنس جسم تعیین نمی‌کند؛ باید دمای دو جسم را مقایسه کنیم. برای فکر کردن به این آزمایش، نیازی به کار با شعله یا میخ داغ در خانه نیست؛ نتیجه را ذهنی پیش‌بینی کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

گرما؛ انرژی در حال انتقال

در آزمایش میخ داغ و آب سرد، میخ انرژی از دست می‌دهد و آب انرژی می‌گیرد. به انرژی‌ای که به علت اختلاف دما از جسمی به جسم دیگر منتقل می‌شود، گرما می‌گوییم. جهت طبیعی این انتقال همیشه از جسم گرم‌تر به جسم سردتر است، نه برعکس.

مثلاً وقتی ظرف غذا را روی شعله می‌گذاریم، شعله از ظرف گرم‌تر است و به آن گرما می‌دهد. گرما را با دما یکی ندان: دما نشان می‌دهد جسم چقدر گرم یا سرد است، اما گرما دربارهٔ انتقال انرژی است. چون گرما نوعی انرژی است، یکای آن ژول با نماد JJ است. با هم‌دما شدن دو جسم، انتقال گرما به علت اختلاف دمای آن‌ها پایان می‌یابد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

پشت صحنهٔ گرم شدن

حالا از نزدیک به درون ماده نگاه کنیم: مولکول‌ها جنبش دارند. در جسم گرم‌تر، مولکول‌ها به‌طور متوسط پرجنب‌وجوش‌ترند و انرژی بیشتری دارند. در جسم سردتر، جنبش و انرژی متوسط مولکول‌ها کمتر است. واژهٔ متوسط مهم است؛ قرار نیست حرکت تک‌تک مولکول‌ها دقیقاً یکسان باشد.

وقتی آب روی شعله گرم می‌شود، انرژی دریافتی باعث افزایش جنبش مولکول‌های آب می‌شود و دمای آب بالا می‌رود. حالا دو ظرف با مولکول‌های یکسان را تصور کن که یکی داغ و دیگری سرد است. پس از تماس، جنبش مولکولی ظرف داغ کمتر و ظرف سرد بیشتر می‌شود. در تعادل گرمایی، جنبش متوسط مولکول‌ها در این دو ظرف یکسان می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

انرژی گم نمی‌شود

وقتی میخ داغ سرد می‌شود، انرژی آن ناپدید نشده است؛ این انرژی به آب و شاید مقداری هم به محیط اطراف منتقل شده است. قانون پایستگی انرژی می‌گوید انرژی به وجود نمی‌آید و از بین نمی‌رود، بلکه منتقل می‌شود یا شکل آن تغییر می‌کند. انتقال گرما هم از همین قانون پیروی می‌کند.

اگر در یک بررسی فرض کنیم هیچ انرژی‌ای با محیط ردوبدل نمی‌شود، انرژی‌ای که جسم گرم از دست می‌دهد، برابر انرژی‌ای است که جسم سرد می‌گیرد. اما در آزمایش واقعی، لیوان و هوای اطراف هم می‌توانند انرژی بگیرند یا بدهند. پس برای دنبال کردن انرژی، فقط نپرس «چه چیزی سرد شد؟»؛ بپرس «انرژی آن به کجا رفت؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

مثال حل‌شده

میخی بسیار سرد را از فریزر بیرون می‌آوریم و در آب ولرم قرار می‌دهیم. با نادیده گرفتن تبادل انرژی با محیط، جهت انتقال گرما، تغییر دمای هر جسم و تغییر جنبش مولکول‌های آب را توضیح بده.

  1. دمای اولیه را مقایسه می‌کنیم: آب ولرم از میخِ بیرون‌آمده از فریزر گرم‌تر است.

  2. جهت طبیعی انتقال گرما را مشخص می‌کنیم: انرژی از آب گرم‌تر به میخ سردتر می‌رود.

  3. نتیجهٔ انتقال را پیدا می‌کنیم: آب انرژی از دست می‌دهد و دمایش کم می‌شود؛ میخ انرژی می‌گیرد و دمایش زیاد می‌شود.

  4. تغییر مولکولی آب را توضیح می‌دهیم: با سردتر شدن آب، جنبش مولکول‌های آن کمتر می‌شود.

  5. پایان فرایند را مشخص می‌کنیم: دو جسم به دمای مشترک می‌رسند؛ انرژی از دست‌رفتهٔ آب به میخ منتقل شده است.

جواب: گرما از آب به میخ منتقل می‌شود؛ آب سردتر و میخ گرم‌تر می‌شود تا به دمای مشترک برسند. جنبش مولکول‌های آب کاهش می‌یابد.

نکات مهم

  • دو جسم با دماهای متفاوت در تماس، به سمت دمای مشترکی به نام دمای تعادل می‌روند.
  • گرما انرژی منتقل‌شده به علت اختلاف دماست، به‌طور طبیعی از گرم‌تر به سردتر می‌رود و یکای آن ژول است.
  • انتقال گرما جنبش مولکول‌ها را تغییر می‌دهد، اما انرژی را به وجود نمی‌آورد و از بین نمی‌برد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۹۰ تا ۹۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انتقال گرما

در این درس یاد می‌گیری سه روش انتقال گرما را تشخیص بدهی و توضیح دهی چگونه از آن‌ها برای خنک‌کردن موتور، حفظ دمای نوشیدنی و کاهش مصرف انرژی استفاده می‌کنیم.

پیش از شروع

چطور یک فلاسک می‌تواند صبح چای را داغ نگه دارد و روز بعد، آب‌میوه را خنک؟ مگر یک وسیله می‌تواند هم گرم‌کننده باشد و هم سردکننده؟

فلاسک نه گرم‌کننده است و نه سردکننده؛ کارش کند کردن انتقال گرماست. برای فهمیدن راز آن، باید سه راه جابه‌جایی انرژی گرمایی را بشناسیم.

گرما به کدام طرف می‌رود؟

وقتی قاشق سردی را در چای داغ می‌گذاری، چای انرژی از دست می‌دهد و قاشق انرژی می‌گیرد. به انرژی‌ای که به دلیل تفاوت دما منتقل می‌شود، گرما می‌گوییم؛ یکای آن هم مانند دیگر شکل‌های انرژی، ژول با نماد JJ است.

جهت طبیعی انتقال گرما از جسم گرم‌تر به جسم سردتر است. این انتقال تا رسیدن دو جسم به دمای یکسان، یعنی تعادل گرمایی، ادامه پیدا می‌کند. هم‌دما شدن به معنی توقف حرکت مولکول‌ها نیست!

در مادهٔ گرم‌تر، انرژی جنبشی متوسط مولکول‌ها بیشتر است. اگر دو ظرف با مولکول‌های یکسان، یکی گرم و دیگری سرد، در تماس قرار گیرند، جنبش متوسط مولکول‌های ظرف گرم کاهش و ظرف سرد افزایش می‌یابد. انرژی ناپدید نمی‌شود؛ از جایی به جای دیگر می‌رود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

رسانش؛ انتقال از همسایه به همسایه

اگر سر یک قاشق فلزی در غذای داغ باشد، دسته‌اش هم کم‌کم گرم می‌شود. در این روش، بخش گرم به بخش کناری انرژی می‌دهد و این انتقال در طول قاشق ادامه پیدا می‌کند. نام این روش رسانش است؛ لازم نیست خود ماده از سر قاشق تا دسته جابه‌جا شود.

فلزها رسانای خوب‌اند، اما توانایی همهٔ آن‌ها یکسان نیست. چوب، پشم و هوای محبوس، گرما را کندتر عبور می‌دهند و عایق به شمار می‌آیند. عایق انتقال گرما را کم می‌کند، نه اینکه آن را کاملاً متوقف کند.

هوای گیر افتاده میان الیاف پالتو به حفظ گرمای بدن کمک می‌کند. برای مقایسهٔ پارچه‌ها می‌توان ظرف‌های یکسان با مقدار و دمای اولیهٔ یکسان آب را با آن‌ها پوشاند. زمان و شرایط محیط باید برابر باشد؛ افت دمای کمتر، نشانهٔ عایق‌کاری بهتر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

همرفت؛ ماده هم جابه‌جا می‌شود

در آبِ گرم‌شونده، فقط انرژی از ذره‌ای به ذرهٔ کناری نمی‌رسد؛ خود آب هم جابه‌جا می‌شود. آب نزدیک منبع گرما گرم و منبسط می‌شود. با بیشتر شدن فاصلهٔ مولکول‌ها، چگالی آن کاهش می‌یابد و به بالا رانده می‌شود. آب خنک‌تر پایین می‌آید و جای آن را می‌گیرد. این گردش، همرفت نام دارد و در مایع‌ها و گازها رخ می‌دهد؛ لازم نیست مایع حتماً بجوشد.

هوا هم چنین رفتاری دارد. در روز، خشکی ساحل زودتر از آب دریا گرم می‌شود. هوای بالای خشکی گرم می‌شود و بالا می‌رود؛ سپس هوای خنک‌ترِ روی دریا به سوی ساحل می‌آید. این همان نسیم دریاست. پس در همرفت، جابه‌جایی ماده همراه انتقال گرماست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

تابش؛ عبور انرژی از خلأ

رسانش و همرفت بدون ماده انجام نمی‌شوند؛ اما میان خورشید و زمین فضای تقریباً خالی وجود دارد. انرژی خورشید با تابش به ما می‌رسد؛ روشی که به محیط مادی نیاز ندارد. تابش در محیط دارای ماده هم رخ می‌دهد، مانند گرمایی که از بخاری برقی احساس می‌کنی.

همهٔ جسم‌ها انرژی تابشی منتشر می‌کنند؛ جسم گرم‌تر انرژی تابشی بیشتری می‌فرستد. وقتی تابش به جسمی برسد، بخشی جذب و بخشی بازتاب می‌شود. سطح تیره و مات معمولاً جذب بیشتری دارد، اما سطح صاف و براق بخش بیشتری را بازمی‌تاباند.

برای همین، در شرایط یکسان، آسفالت تابش خورشید را بیشتر از آینه جذب می‌کند. دقت کن: جذب بیشتر با بازتاب بیشتر یکی نیست؛ انرژی بازتاب‌شده از سطح دور می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۵

فناوری؛ تندتر یا کندتر کردن انتقال

گاهی می‌خواهیم انتقال گرما سریع باشد و گاهی کند. رادیاتور خودرو باید انرژی موتور را به هوای بیرون بدهد. فلزی بودن به رسانش کمک می‌کند؛ سطح بزرگ، تبادل گرما را بیشتر می‌کند؛ سطح تیره به دفع تابشی کمک می‌کند و فن، هوای داغ اطراف را کنار می‌زند. در این سامانه هر سه روش انتقال گرما نقش دارند.

در خانهٔ زمستانی، برعکس، می‌خواهیم خروج گرما کمتر شود. عایق سقف و دیوار، پنجرهٔ دوجداره و درزگیرها به این کار کمک می‌کنند. تنظیم دما در محدودهٔ مناسبِ 18∘C18^\circ\mathrm{C} تا 21∘C21^\circ\mathrm{C} نیز مصرف سوخت، هزینه و آلودگی را کاهش می‌دهد. «اتلاف انرژی» یعنی انرژی از محل مورد نیاز ما خارج شده، نه اینکه نابود شده باشد.

فلاسک خلأ چند مانع متفاوت دارد: فضای تقریباً خالی میان جداره‌ها، رسانش و همرفت را در آن فاصله بسیار کم می‌کند؛ سطح نقره‌اندود با بازتاب زیاد، تبادل تابشی را کاهش می‌دهد؛ درپوش عایق هم انتقال گرما از دهانه را محدود می‌کند. این مانع‌ها کامل نیستند، پس دمای نوشیدنی برای همیشه ثابت نمی‌ماند. برای حفظ دمای نوشیدنی باید هر سه راه انتقال را محدود کرد، نه فقط یکی را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۷

مثال حل‌شده

دو ظرف یکسان با درپوش یکسان، مقدار برابری آب با دمای 80∘C80^\circ\mathrm{C} دارند. یکی را با پوشش پشمی و دیگری را با پارچه‌ای نازک می‌پوشانیم و در اتاقی خنک‌تر می‌گذاریم. پس از زمان یکسان، دمای آب‌ها به‌ترتیب 70∘C70^\circ\mathrm{C} و 55∘C55^\circ\mathrm{C} است. افت دمای هرکدام چقدر است و کدام پوشش بهتر عایق‌کاری کرده است؟

  1. ابتدا منصفانه بودن مقایسه را بررسی می‌کنیم: ظرف، مقدار آب، دمای آغازین، درپوش، زمان و شرایط محیط یکسان‌اند و پوشش تفاوت دارد.

  2. افت دما را از کم کردن دمای پایانی از دمای آغازین به دست می‌آوریم: ΔT=Tآغاز−Tپایان\Delta T=T_{\text{آغاز}}-T_{\text{پایان}}.

  3. برای پوشش پشمی داریم: ΔT=80−70=10∘C\Delta T=80-70=10^\circ\mathrm{C}.

  4. برای پوشش نازک داریم: ΔT=80−55=25∘C\Delta T=80-55=25^\circ\mathrm{C}.

  5. چون افت دمای آب در پوشش پشمی کمتر است، این پوشش در شرایط آزمایش خروج گرما را بهتر محدود کرده است؛ پشم گرما تولید نکرده است.

جواب: افت دمای ظرف با پوشش پشمی 10∘C10^\circ\mathrm{C} و ظرف با پوشش نازک 25∘C25^\circ\mathrm{C} است؛ در این آزمایش، پوشش پشمی عایق بهتری بوده است.

نکات مهم

  • گرما به‌طور طبیعی از جسم گرم‌تر به جسم سردتر منتقل می‌شود و این انتقال تا تعادل گرمایی ادامه دارد.
  • در رسانش، انرژی میان بخش‌های ماده منتقل می‌شود؛ در همرفت، ماده جابه‌جا می‌شود؛ و تابش حتی از خلأ هم می‌گذرد.
  • برای حفظ دما باید انتقال گرما را کاهش دهیم، اما برای خنک‌کردن موتور باید خروج انرژی گرمایی را آسان‌تر کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۱۰ علوم هفتم)

درس‌های فصل ۱۰ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۱۰ علوم هفتم · رایگان