۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی نهم · فصل ۵

خلاصه درس فصل ۵ مطالعات اجتماعی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«عصر یکپارچگی و شکوفایی»، فصل ۵ کتاب مطالعات اجتماعی نهم، صفحهٔ ۵۳ تا ۶۶، پایهٔ نهم: ۵ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۵۳ تا ۵۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۹: ایرانی متحد و یکپارچه

در این درس یاد می‌گیری چگونه صفویان ایرانِ پراکنده را متحد کردند، حکومتشان را به قدرت رساندند و سرانجام بر اثر ضعف داخلی رو به سقوط رفتند.

پیش از شروع

اگر یک کشور دوباره متحد و نیرومند شود، آیا شجاعت سربازانش برای پیروزی در هر جنگی کافی است؟

نه؛ شجاعت مهم است، اما تجهیزات و شیوهٔ جنگیدن هم در نتیجهٔ نبرد اثر دارند. در چالدران، سپاهیان شاه اسماعیل با وجود دلاوری شکست خوردند، چون عثمانی‌ها توپ و تفنگ داشتند و سپاه ایران از این سلاح‌ها بی‌بهره بود.

ایرانِ پراکنده و ناامن

ایرانِ پراکنده و ناامن

تصور کن در یک مدرسه، هر کلاس برای خودش تصمیم بگیرد و هیچ مدیری نباشد که اختلاف‌ها را حل کند. اگر کلاس‌ها با هم درگیر شوند، نظم کل مدرسه آسیب می‌بیند. ایران پیش از تشکیل حکومت صفوی هم با مشکلِ نبودِ قدرتی سراسری روبه‌رو بود.

در داخل کشور، حاکمان بخش‌های مختلف با یکدیگر می‌جنگیدند. حکومت مرکزیِ نیرومندی وجود نداشت که جلوی این درگیری‌ها را بگیرد؛ بنابراین، امنیت شهرها و روستاها از بین رفته و کارهای کشور مختل شده بود.

در بیرون از مرزها هم خطر وجود داشت. امپراتوری عثمانی به گسترش قلمرو خود می‌اندیشید و به ایران طمع داشت. ازبک‌ها نیز در شمال‌شرق قدرت گرفته بودند و به مرزهای ایران حمله می‌کردند.

پس ایران هم‌زمان با دو مشکل روبه‌رو بود: پراکندگی و جنگ در داخل، و تهدید همسایگان در بیرون. این وضعیت، کشور را در برابر حمله آسیب‌پذیر می‌کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴

از خانقاه تا پشتیبانی قزلباش‌ها

از خانقاه تا پشتیبانی قزلباش‌ها

چطور یک خاندان مذهبی توانست پشتیبانانی نیرومند پیدا کند؟ ماجرا از شیخ صفی‌الدین اردبیلی آغاز شد؛ یکی از بزرگان مذهبیِ شیعه که خانقاهش در اردبیل، محل توجه مردم و حاکمان محلی بود.

پس از مرگ او، فرزندانش ادارهٔ خانقاه را به عهده گرفتند. بسیاری از آنان بانفوذ و مبارز بودند و برای گسترش فرهنگ شیعی تلاش می‌کردند. در نتیجهٔ این فعالیت‌ها، ایل‌های مختلف ترک در شمال و شمال غربی ایران به مذهب شیعه گرویدند و به مهم‌ترین پشتیبانان خاندان شیخ صفی تبدیل شدند. این ایل‌ها قزلباش نام داشتند.

برای درک این پیوند، به یک گروه داوطلبانه فکر کن: باور و هدف مشترک می‌تواند اعضا را به هم نزدیک کند و به همکاری برساند. اینجا هم گسترش باور مذهبی مشترک، پشتوانه‌ای برای خاندان صفوی فراهم کرد.

پس مسیر را این‌طور به خاطر بسپار: فعالیت مذهبی فرزندان شیخ صفی ← گرویدن ایل‌ها به تشیع ← پشتیبانی از خاندان صفوی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۴

شاه اسماعیل و یکپارچگی ایران

شاه اسماعیل و یکپارچگی ایران

قزلباش‌ها چگونه به تشکیل یک حکومت تازه کمک کردند؟ اسماعیل، از نوادگان شیخ صفی‌الدین، با پشتیبانی نظامی آنان حاکمان محلی شمال غربی ایران را شکست داد. سپس تبریز را به دست گرفت و در آنجا خود را شاه ایران خواند. او پس از تاج‌گذاری، مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرد.

اما کار او با گرفتن تبریز تمام نشد. شاه اسماعیل حاکمان مناطق دیگر را نیز کنار زد و ازبک‌ها را در خراسان شکست داد. به این ترتیب، سرزمین‌های پراکنده زیر فرمان یک حکومت مرکزی، مستقل و نیرومند قرار گرفتند.

برای فهم تفاوت، گروهی را تصور کن که هر عضو آن جداگانه تصمیم می‌گیرد؛ هماهنگ شدنشان دشوار است. تشکیل حکومت مرکزی هم به پراکندگی سیاسی ایران پایان داد و قرار گرفتن اقوام گوناگون زیر یک حاکمیت، هم‌بستگی ایرانیان را بیشتر کرد. پس تغییرها فقط نظامی نبودند؛ سیاسی، مذهبی و اجتماعی هم بودند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۵

از دفاع تا اوج قدرت

از دفاع تا اوج قدرت

آیا شجاعت برای پیروزی در هر جنگی کافی است؟ در جنگ چالدران، شاه اسماعیل و سربازانش شجاعانه جنگیدند، اما عثمانی‌ها با توپ و تفنگ پیروز شدند؛ سپاه ایران این سلاح‌ها را نداشت. پس از اشغال تبریز، مقاومت مردم، عثمانی‌ها را به عقب‌نشینی واداشت. پس شجاعت مهم بود، اما جای تجهیزات را نمی‌گرفت.

پس از اسماعیل، پسرش شاه تهماسب اوضاع داخلی را سامان داد و حمله‌های ازبک‌ها و عثمانی‌ها را دفع کرد؛ یعنی حکومت صفوی را محکم‌تر و پایدارتر ساخت. او پایتخت را از تبریز به قزوین برد، چون تبریز پیوسته در معرض حملهٔ عثمانی بود. همچنین با همسایگان مسلمان روابط مسالمت‌آمیز برقرار کرد.

بعدها شاه عباس اوّل حکومت را به اوج قدرت رساند: ازبک‌ها و عثمانی‌ها را عقب راند، پایتخت را از قزوین به اصفهان در مرکز ایران منتقل کرد و برای آبادانی آن کوشید.

این مسیر را به خاطر بسپار: شکست در چالدران ← تثبیت در زمان تهماسب ← اوج قدرت در زمان شاه عباس.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۶

چرا صفویان رو به ضعف رفتند؟

چرا صفویان رو به ضعف رفتند؟

حکومتی که به اوج قدرت رسیده، چگونه ضعیف می‌شود؟ پس از شاه عباس اوّل، بعضی از پادشاهان صفوی توانایی لازم برای ادارهٔ کشور را نداشتند. یکی از علت‌ها این بود که شاهزادگان فرصت یادگیری کشورداری پیدا نمی‌کردند؛ سیاست کشتن یا کور کردن آنان و جلوگیری از حکومتشان بر ولایت‌ها، راه کسب تجربه را بسته بود.

مثل این است که کسی بدون تمرین و تجربه، مسئول ادارهٔ یک گروه بزرگ شود. وقتی شاه نتواند کشور را درست اداره کند، اختلاف میان مسئولان هم می‌تواند بیشتر شود. در حکومت صفوی، مقام‌های کشوری و لشکری درگیر یکدیگر شدند و مسئولیت‌های مهمشان را انجام ندادند؛ در نتیجه، کارهای حکومت مختل شد و ناامنی گسترش یافت.

در همین اوضاع، گروهی از افغان‌ها در قندهار شورش کردند و به سوی اصفهان آمدند. شاه سلطان حسین نتوانست جلوی آنان را بگیرد و پس از چند ماه محاصره تسلیم شد. بنابراین، ضعف داخلی زمینهٔ پیروزی شورشیان را فراهم کرد؛ سقوط حکومت فقط نتیجهٔ حملهٔ آنان نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «چون صفویان در زمان شاه عباس دشمنان را عقب راندند، دیگر نباید حکومتشان سقوط می‌کرد.» چگونه با شواهد درس نشان می‌دهی که این نتیجه‌گیری درست نیست؟

  1. ابتدا زمان‌ها را جدا می‌کنیم: قدرت حکومت در دورهٔ شاه عباس، تضمین نمی‌کرد که جانشینان او نیز همان توانایی را داشته باشند.

  2. زمینهٔ ضعف را پیدا می‌کنیم: جلوگیری از تجربه‌آموزی شاهزادگان در ادارهٔ ولایت‌ها، فرصت یادگیری کشورداری را از آنان می‌گرفت.

  3. پیامد را دنبال می‌کنیم: ضعف شاهان و درگیری مقام‌های کشوری و لشکری باعث اختلال در ادارهٔ کشور شد.

  4. رویداد پایانی را به این زمینه پیوند می‌دهیم: در چنین وضعی، سلطان حسین نتوانست در برابر شورشیان افغان مقاومت مؤثری کند و پس از محاصره تسلیم شد.

جواب: نیرومندی حکومت تنها به وسعت قلمرو وابسته نبود؛ توانایی فرمانروایان و هماهنگی مقام‌ها هم اهمیت داشت. ضعف این عوامل، حکومت صفوی را از درون آسیب‌پذیر کرد و راه پیروزی شورشیان افغان را هموار ساخت.

نکات مهم

  • صفویان در ایرانی گرفتار جنگ حاکمان محلی و تهدید همسایگان ظهور کردند و شاه اسماعیل با پشتیبانی قزلباش‌ها، کشور را یکپارچه و مذهب شیعه را رسمی کرد.
  • پس از شکست چالدران بر اثر برتری تسلیحاتی عثمانی‌ها، شاه تهماسب حکومت را تثبیت کرد و شاه عباس آن را به اوج قدرت رساند.
  • محروم شدن شاهزادگان از یادگیری کشورداری، ضعف شاهان و اختلاف مقام‌ها، حکومت صفوی را آشفته کرد و زمینهٔ پیروزی شورشیان افغان را فراهم ساخت.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۵۷ تا ۵۸ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

صفویان کشور را چگونه اداره می‌کردند؟

در این درس یاد می‌گیری حکومت صفوی چگونه اداره می‌شد، شاه عباس اوّل چگونه آن را تقویت کرد، چرا این حکومت رو به سقوط رفت و در برابر حضور استعمارگران اروپایی چه کرد.

پیش از شروع

چطور حکومتی که در زمان شاه عباس اوّل نیرومند بود، بعدها نتوانست پایتختش را در برابر شورشیان حفظ کند؟

قدرت یک حکومت فقط به پیروزی‌های گذشته‌اش وابسته نیست؛ جانشینان آن هم باید کشورداری بلد باشند. پس از شاه عباس اوّل، سیاست‌های مربوط به شاهزادگان و ناتوانی بعضی شاهان، همراه با اختلاف مقام‌ها، حکومت صفوی را از درون ضعیف کرد.

از ضعف درونی تا سقوط

از ضعف درونی تا سقوط

اگر مسئولیت یک گروه را به کسی بسپارند که هیچ فرصتی برای تمرین و تجربه نداشته، چه مشکلی پیش می‌آید؟ پس از شاه عباس اوّل، حکومت صفوی با مشکلی شبیه به این روبه‌رو شد.

سیاست کشتن و کور کردن شاهزادگان و ندادن فرصت حکومت بر ولایت‌ها به آنان، باعث شد جانشینان شاه تجربهٔ کشورداری پیدا نکنند. در نتیجه، حکومت تقریباً از داشتن پادشاهی توانا محروم شد. با ضعف شاهان، مقام‌های کشوری و لشکری نیز گرفتار اختلاف شدند و مسئولیت‌های مهم خود را درست انجام ندادند؛ در نتیجه، ادارهٔ کشور به هم ریخت.

در این وضعیت، گروهی از افغان‌ها در قندهار شورش کردند و سپس به سوی اصفهان آمدند. سلطان حسین نتوانست جلوی آنان را بگیرد و پس از چند ماه محاصره تسلیم شد. محمود افغان بر پایتخت و بخش‌هایی از ایران مسلط شد.

پس سقوط را فقط نتیجهٔ حملهٔ شورشیان ندانیم؛ ضعف درونی حکومت، زمینهٔ پیروزی آنان را فراهم کرده بود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷

قدرت در دست چه کسی بود؟

قدرت در دست چه کسی بود؟

تصور کن در یک گروه، کارها بین چند نفر تقسیم شده، اما فقط یک نفر حق دارد تصمیم نهایی را بگیرد و هیچ‌کس اجازهٔ مخالفت با او را ندارد. در حکومت صفوی هم تقسیم مسئولیت به معنای تقسیم قدرت نبود.

در رأس حکومت، شاه قرار داشت. او اختیارات بسیار گسترده‌ای داشت و با استبداد حکومت می‌کرد؛ یعنی مقام‌های کشور باید از خواست او پیروی می‌کردند و اجازهٔ مخالفت نداشتند.

پس از شاه، وزیر بزرگ بود که «اعتمادالدوله» هم نامیده می‌شد. او مسئول کارهای اداری و مالی کشور بود؛ بااین‌حال، در برابر شاه قدرت و اختیار چندانی نداشت.

فرماندهان نظامی نیز نقش مهمی داشتند: هم سپاه را فرماندهی می‌کردند و هم معمولاً حاکم ولایت‌های مهم بودند. پس برای شناخت جایگاه هر مقام، دو سؤال جدا بپرس: «چه مسئولیتی داشت؟» و «زیر فرمان چه کسی بود؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۷

تقویت حکومت و سپاه

تقویت حکومت و سپاه

اگر مسئولان بخش‌های مختلف یک گروه، به‌جای هماهنگی با مسئول اصلی، هرکدام راه خودشان را بروند، ادارهٔ گروه سخت می‌شود. شاه عباس اوّل هم می‌خواست قدرت حکومت مرکزی بیشتر شود و سران ایل قزلباش نتوانند با نافرمانی و بی‌نظمی، ادارهٔ کشور را دشوار کنند.

او برای رسیدن به این هدف، دو اقدام مهم انجام داد:

  • در ادارهٔ ولایت‌ها: حکومت ولایت‌ها را از سران قزلباش گرفت و به افرادی غیر از قزلباش‌ها سپرد؛ بنابراین قدرت سران قزلباش در ادارهٔ مناطق کاهش یافت.
  • در سازمان سپاه: در کنار سپاه قزلباش، سپاهی تازه از افراد غیرقزلباش تشکیل داد. سپس با کمک اروپاییان، این سپاه را به تفنگ و توپ مجهز کرد.

دقت کن: شاه عباس سپاه قزلباش را حذف نکرد؛ سپاه تازه را در کنار آن به وجود آورد. این کار وابستگی حکومت به قزلباش‌ها را کمتر کرد و توان نظامی حکومت مرکزی را افزایش داد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

اروپاییان در مسیر استعمار

اروپاییان در مسیر استعمار

هم‌زمان با روی کار آمدن صفویان در ایران، اروپا قرون وسطا را پشت سر گذاشته و وارد قرون جدید شده بود. در تاریخ اروپا، به قرن‌های شانزدهم تا نوزدهم میلادی «قرون جدید» می‌گویند.

در این دوره، اروپاییان کشتی‌های بزرگ و مجهز به توپ‌های جنگی ساختند. این کشتی‌ها هم امکان سفر به سرزمین‌های دور را فراهم می‌کردند و هم وسیله‌ای برای حمله بودند. اروپاییان با تکیه بر این توانایی، بخش‌های وسیعی از آمریکا، آفریقا و آسیا را تصرف کردند، منابعشان را غارت کردند و آن‌ها را به مستعمره تبدیل کردند؛ یعنی سرزمین‌هایی که زیر سلطهٔ کشوری دیگر قرار می‌گرفتند.

برای درک تفاوت، خرید کالا از یک فروشگاه با زور گرفتن اختیار فروشگاه و بردن دارایی‌های آن یکسان نیست. پس سفر دریایی یا تجارت را نباید با استعمار یکی دانست؛ در استعمار، سلطه و تصرف وجود دارد. پرتغال، اسپانیا، انگلستان و فرانسه پیش‌گامان این کار بودند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

آزادسازی سواحل و جزایر جنوبی

آزادسازی سواحل و جزایر جنوبی

اگر دشمن از راه دریا حمله کند، آیا داشتن سپاه زمینی کافی است؟ در آستانهٔ تشکیل حکومت صفوی، پرتغالی‌ها سواحل و جزایر جنوبی ایران را اشغال کرده بودند و تجارت خلیج فارس و دریای عمان را در دست داشتند. شاه اسماعیل کشتی جنگی نداشت؛ برای همین نتوانست آنان را بیرون براند.

شاه عباس اوّل از رقابت دو قدرت اروپایی استفاده کرد. انگلیسی‌ها با پرتغالی‌ها رقابت داشتند و شاه عباس با کمک کشتی‌های جنگی انگلستان، پرتغالی‌ها را از سواحل و جزایر ایران بیرون راند. پس موفقیت او فقط به نیروی نظامی وابسته نبود؛ استفاده از اختلاف میان رقیبان هم اهمیت داشت. البته این همکاری به معنای کنار گذاشتن هدف‌های استعماری انگلستان نبود.

این پیروزی در دهم اردیبهشت سال 10011001 شمسی رخ داد؛ به همین مناسبت، دهم اردیبهشت را روز ملّی خلیج فارس نامیده‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «اگر وزیر بزرگ مسئول امور اداری و مالی بود، پس شاه نمی‌توانست بالاترین قدرت حکومت باشد.» چگونه نشان می‌دهی این نتیجه‌گیری درست نیست؟

  1. ابتدا مسئولیت وزیر بزرگ را مشخص می‌کنیم: او به امور اداری و مالی کشور رسیدگی می‌کرد.

  2. سپس جایگاه شاه را بررسی می‌کنیم: شاه در رأس حکومت بود و همهٔ مقام‌های کشوری و لشکری باید از او فرمان می‌بردند.

  3. مسئولیت را از اختیار نهایی جدا می‌کنیم: رسیدگی به کارهای کشور به معنای داشتن قدرتی بالاتر یا مستقل از شاه نبود.

  4. نتیجه می‌گیریم که وزیر بزرگ می‌توانست مسئول کارهای مهم باشد، اما همچنان زیر فرمان شاه و دارای اختیار محدود در برابر او بماند.

جواب: میان این دو موضوع تناقضی نیست: وزیر بزرگ مسئول ادارهٔ امور اداری و مالی بود، اما قدرت نهایی و اختیار فرمان دادن در دست شاه قرار داشت.

نکات مهم

  • شاه در رأس حکومت صفوی بود و وزیر بزرگ و فرماندهان زیر فرمان او بودند؛ ضعف شاهان و اختلاف مقام‌ها نیز زمینهٔ سقوط حکومت را فراهم کرد.
  • شاه عباس اوّل با گرفتن حکومت ولایت‌ها از سران قزلباش و تشکیل سپاهی تازه در کنار سپاه قزلباش، حکومت مرکزی را تقویت کرد.
  • اروپاییان با کشتی‌های مجهز به سلاح به استعمار روی آوردند و شاه عباس با بهره‌گیری از رقابت انگلستان و پرتغال، اشغالگران پرتغالی را از سواحل و جزایر ایران بیرون راند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۵۸ تا ۶۰ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اروپاییان در راه ایران

در این درس یاد می‌گیری … توضیح دهی که تقویت حکومت صفوی و رقابت کشورهای اروپایی چگونه بر آزادسازی سواحل و جزایر ایران و گسترش روابط خارجی اثر گذاشت و چرا سفرنامه‌های اروپاییان را باید با نگاه نقادانه خواند.

پیش از شروع

چطور شاه عباس اوّل توانست از رقابت دو کشور اروپایی برای بیرون راندن اشغالگران از سواحل و جزایر ایران استفاده کند؟

انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها بر سر تجارت و نفوذ با هم رقابت داشتند. شاه عباس اوّل از این رقابت بهره برد و با کمک کشتی‌های جنگی انگلستان، پرتغالی‌ها را از سواحل و جزایر ایران بیرون راند.

تقویت حکومت مرکزی

تقویت حکومت مرکزی

اگر مسئولان بخش‌های مختلف یک کشور از حکومت مرکزی فرمان نبرند، ادارهٔ کشور چه دشواری‌هایی پیدا می‌کند؟ شاه عباس اوّل با چنین نگرانی‌ای روبه‌رو بود. تا پیش از اقدام‌های او، سران ایل قزلباش بر ولایت‌های ایران حکومت می‌کردند. او برای جلوگیری از نافرمانی و بی‌نظمی آنان، دو تغییر مهم ایجاد کرد:

  • در ادارهٔ ولایت‌ها: حکومت ولایت‌ها را از سران قزلباش گرفت و به افرادی غیرقزلباش سپرد.
  • در نیروی نظامی: در کنار سپاه قزلباش، سپاهی از افراد غیرقزلباش تشکیل داد و با کمک اروپاییان، آن را به تفنگ و توپ مجهز کرد.

برای مقایسه، گروهی را تصور کن که انجام همهٔ کارهایش فقط به چند عضو وابسته است؛ اگر آنان همکاری نکنند، کار گروه مختل می‌شود. شاه عباس هم می‌خواست حکومتش کمتر به سران قزلباش وابسته باشد.

پس نکتهٔ اصلی، کاهش وابستگی به قزلباش‌ها و تقویت قدرت حکومت مرکزی بود؛ نه از میان بردن کامل سپاه قزلباش.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

اروپا و گسترش استعمار

اروپا و گسترش استعمار

کشتی‌های بزرگ فقط برای جابه‌جایی کالا نبودند؛ اگر به توپ جنگی مجهز می‌شدند، وسیله‌ای برای حمله و تصرف سرزمین‌ها هم بودند. هم‌زمان با روی کار آمدن صفویان در ایران، اروپا از قرون وسطا گذشته و وارد قرون جدید شده بود؛ یعنی دوره‌ای از قرن شانزدهم تا نوزدهم میلادی.

در این دوره، برخی کشورهای اروپایی با ساختن کشتی‌های بزرگ و مجهز به توپ، به سرزمین‌های دور رسیدند. آن‌ها با تکیه بر قدرت نظامی، بخش‌های وسیعی از آمریکا، آفریقا و آسیا را تصرف کردند، دارایی‌های مردم را غارت کردند و آن سرزمین‌ها را به مستعمره تبدیل کردند؛ یعنی زیر سلطهٔ خود درآوردند.

پس تفاوت مهمی میان تجارت و استعمار وجود دارد: خریدوفروش کالا با تصرف سرزمین و تسلط بر مردم آن یکی نیست. پرتغال، اسپانیا، انگلستان و فرانسه از پیش‌گامان استعمار بودند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

آزادسازی سواحل و جزایر ایران

آزادسازی سواحل و جزایر ایران

اگر دشمن از راه دریا حمله کند، آیا داشتن سپاه زمینی کافی است؟ در آستانهٔ تأسیس حکومت صفوی، پرتغالی‌ها جزایر و سواحل جنوبی ایران را تصرف کرده بودند و تجارت خلیج فارس و دریای عمان را در اختیار داشتند. شاه اسماعیل کشتی جنگی نداشت؛ به همین دلیل نتوانست آنان را بیرون براند.

شاه عباس اوّل از یک فرصت استفاده کرد: انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها با یکدیگر رقابت داشتند. او با بهره‌گیری از این رقابت و کمک کشتی‌های جنگی انگلستان، پرتغالی‌ها را از سواحل و جزایر ایران بیرون راند. پس نکته فقط قدرت نظامی نبود؛ استفاده از رقابت میان قدرت‌های خارجی هم اهمیت داشت.

برای مقایسه، فرض کن برای جابه‌جایی وسیله‌ای سنگین به ابزار نیاز داری؛ تلاش بیشتر، همیشه جای ابزار مناسب را نمی‌گیرد. در این ماجرا هم کشتی جنگی ابزار ضروری نبرد دریایی بود.

این پیروزی در دهم اردیبهشت سال 10011001 شمسی رخ داد؛ به همین مناسبت، این روز «روز ملّی خلیج فارس» نام گرفته است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۸

رونق تجارت و روابط خارجی

رونق تجارت و روابط خارجی

اگر بازرگان نگران دزدیده‌شدن کالاهایش در مسیر باشد، آیا به‌آسانی راهی سفر می‌شود؟ امنیت، تجارت را آسان‌تر می‌کند. در دورهٔ صفویه، افزایش قدرت حکومت و برقراری امنیت، شرایط بهتری برای تولید و خریدوفروش کالا فراهم کرد. تولیدکنندگان و بازرگانان فرصت بیشتری برای کار و دادوستد پیدا کردند و روابط سیاسی و بازرگانی ایران با برخی کشورهای اروپایی گسترش یافت.

در سوی دیگر، اروپاییان شرکت‌های بزرگ تجاری تأسیس کرده بودند. این شرکت‌ها می‌خواستند تجارت خود را با کشورهای دیگر، به‌ویژه ایران، افزایش دهند و برای این کار با یکدیگر رقابت می‌کردند. به همین دلیل، نمایندگانی برای بستن قراردادهای بازرگانی به ایران فرستادند.

پس گسترش روابط، نتیجهٔ کنار هم قرار گرفتن دو عامل بود: امنیت و رونق اقتصادی در ایران و علاقه و رقابت اروپاییان برای تجارت بیشتر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

سفرنامه‌ها؛ ارزشمند اما نقدپذیر

سفرنامه‌ها؛ ارزشمند اما نقدپذیر

فرض کن گردشگری به شهر تو بیاید و پس از دیدن چند محله، دربارهٔ زندگی همهٔ مردم شهر قضاوت کند. نوشته‌اش می‌تواند نکته‌های جالبی داشته باشد؛ اما آیا همهٔ برداشت‌هایش دقیق است؟

در دورهٔ صفوی، جهانگردان اروپایی دربارهٔ طبیعت ایران، عقاید، آداب‌ورسوم و زندگی مردم نوشتند. شاردن، بازرگان فرانسوی، یکی از مشهورترین آن‌ها بود. این سفرنامه‌ها برای شناخت زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن دوره ارزشمندند؛ چون اطلاعاتی از دیده‌ها و شنیده‌های نویسندگان در اختیار ما می‌گذارند.

بااین‌حال، مشاهده‌کردن همیشه به معنای درست فهمیدن نیست. ممکن بود جهانگردی معنای یک رسم را نداند، با پیش‌داوری قضاوت کند یا تصویری ناعادلانه ارائه دهد. پس نگاه نقادانه یعنی نه همهٔ مطالب را بی‌چون‌وچرا بپذیریم و نه همه را کنار بگذاریم؛ بلکه بپرسیم نویسنده بر چه اساسی داوری کرده و آیا منابع دیگر هم گفتهٔ او را تأیید می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۵۹

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «گسترش روابط ایران و اروپا در دورهٔ صفوی فقط نتیجهٔ رقابت اروپاییان بود و به اوضاع داخل ایران ارتباطی نداشت.» با استفاده از درس، ادعای او را بررسی کن.

  1. ابتدا واژهٔ «فقط» را بررسی می‌کنیم: آیا درس تنها یک علت برای گسترش روابط بیان کرده است؟

  2. در داخل ایران، افزایش اقتدار حکومت و برقراری امنیت به رشد تولید و تجارت کمک کرد.

  3. در اروپا، شرکت‌های بزرگ تجاری برای گسترش بازرگانی با ایران رقابت می‌کردند و نمایندگانی برای بستن قرارداد می‌فرستادند.

  4. پس گسترش روابط، هم به شرایط مناسب داخل ایران وابسته بود و هم به هدف‌ها و رقابت کشورهای اروپایی.

جواب: این ادعا کامل نیست؛ رقابت اروپاییان فقط بخشی از ماجرا بود و اقتدار حکومت صفوی، امنیت کشور و رونق تولید و تجارت نیز زمینهٔ گسترش روابط را فراهم کردند.

نکات مهم

  • شاه عباس اوّل با کاهش قدرت سران قزلباش و تشکیل سپاهی تازه، حکومت مرکزی را تقویت کرد.
  • اروپاییان در پی گسترش نفوذ و تجارت بودند و شاه عباس از رقابت انگلستان و پرتغال برای آزادسازی سواحل و جزایر ایران بهره برد.
  • امنیت ایران به رونق تجارت و روابط خارجی کمک کرد و سفرنامه‌های این دوره، با وجود ارزش تاریخی، نیازمند بررسی نقادانه‌اند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۶۰ تا ۶۳ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۰: اوضاع اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی ایران در عصر صفوی

در این درس یاد می‌گیری زندگی مردم، تولید صنایع و تجارت در عصر صفوی چگونه بود و امنیت و سیاست‌های حکومت چه نقشی در رونق اقتصاد و درآمدهای آن داشت.

پیش از شروع

اگر بازرگان دورهٔ صفوی بودی، چرا اقامت رایگان در یک کاروان‌سرا به‌تنهایی برای سفر تجاری تو کافی نبود؟

برای بردن کالا از شهری به شهر دیگر، باید خیالت از امنیت راه هم راحت می‌بود. در دورهٔ صفوی، حکومت مرکزی نیرومند، راه‌های امن و کاروان‌سراها در کنار هم به رونق دادوستد کمک می‌کردند.

مردم چگونه زندگی می‌کردند؟

مردم چگونه زندگی می‌کردند؟

تصور کن کشاورزی هستی که می‌خواهد با خیال راحت در زمینش کار کند. اگر هر روز نگران ناامنی باشد، رسیدگی به محصول دشوار می‌شود. در عصر صفوی، حکومت مرکزی نیرومند و برقراری نظم و امنیت شرایط مناسب‌تری برای زندگی و کار مردم فراهم کرد.

بیشتر مردم ایران در آن دوره شهرنشین نبودند؛ روستاییان بیشترین جمعیت را داشتند و پس از آنان کوچ‌نشینان قرار می‌گرفتند. کشاورزی، دامداری و صنایع دستی کارهای اصلی این دو گروه بود. حکومت هم بخشی از درآمدش را از مالیات کشاورزان و دامداران به دست می‌آورد.

در همین زمان، شهرها نیز بزرگ‌تر و آبادتر شدند؛ اما فقط حدود 1010 تا 1515 درصد مردم در شهرها زندگی می‌کردند. مقام‌های حکومتی، نظامیان، روحانیون، بازرگانان، پیشه‌وران و صنعتگران از گروه‌های شهرنشین بودند. پس رونق شهرنشینی به معنای شهرنشین بودن بیشتر مردم نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۰

رونق کارگاه‌ها و کالاهای ایرانی

رونق کارگاه‌ها و کالاهای ایرانی

لباسی که می‌پوشی و فرشی که زیر پایت است، حاصل کار تولیدکنندگان است. در عصر صفوی هم صنعتگران بسیاری کالاهای موردنیاز مردم را می‌ساختند؛ اما تولیدشان فقط برای مصرف داخل کشور نبود. بعضی کالاهای مرغوب ایرانی، مثل پارچه‌های مخملی و ابریشمی و قالی‌های نفیس، به کشورهای همسایه و برخی کشورهای اروپایی صادر می‌شدند؛ یعنی برای فروش به خارج از ایران می‌رفتند.

بافندگی از صنایع مهم و پررونق این دوره بود. رونق تولید ابریشم به رشد آن کمک می‌کرد و پارچه‌های ایرانی با تولیدات نساجی اروپا رقابت می‌کردند. در زمان شاه عباس اول، شهرهایی مانند اصفهان، کاشان و یزد کارگاه‌های بزرگ بافندگی داشتند. بیشتر این کارگاه‌ها متعلق به شاه و اعضای خاندان او بود.

البته مهارت صنعتگران به بافندگی محدود نبود؛ آنان در کاشی‌سازی، چرم‌سازی، جواهرسازی، ساخت رنگ و صابون و جنگ‌افزارهای سنتی نیز کالاهای باکیفیت تولید می‌کردند. پس شکوفایی صنعت، هم به تأمین نیاز مردم کمک می‌کرد و هم کالاهایی برای فروش در خارج فراهم می‌آورد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۱

راه امن، بازار پررونق

راه امن، بازار پررونق

فرض کن بازرگان دورهٔ صفوی هستی و می‌خواهی پارچه‌هایت را به شهری دیگر ببری. داشتن جای خواب رایگان خوب است، اما اگر راه ناامن باشد یا نتوانی کالاهایت را به مقصد برسانی، باز هم سفر می‌کنی؟

در عصر صفوی، یکپارچگی کشور و برقراری نظم و امنیت شرایط رفت‌وآمد بازرگانان را بهتر کرد. راه‌های گسترده، شهرها را به هم پیوند می‌دادند و کاروان‌سراها محل استراحت بازرگانان و مسافران بودند؛ اقامت در آنها رایگان بود. بازارهای بزرگ، مانند بازار قیصریهٔ اصفهان، نیز جایی برای خریدوفروش کالاها فراهم می‌کردند. شاهان صفوی، به‌ویژه شاه عباس اوّل، برای گسترش تجارت تلاش می‌کردند.

پس رونق تجارت فقط به داشتن کالای خوب وابسته نبود؛ راه، امنیت، محل استراحت و بازار در کنار هم اهمیت داشتند. حکومت هم از کاروان‌های تجاری عوارض می‌گرفت و از این راه درآمد کسب می‌کرد. رایگان بودن اقامت در کاروان‌سرا به معنای نپرداختن عوارض نبود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۲

تجارت خارجی و ابریشم

تجارت خارجی و ابریشم

اگر بازرگانی از کشوری دیگر وارد ایران می‌شد، فقط به راه امن نیاز نداشت؛ باید اجازهٔ فعالیت تجاری هم می‌داشت. شاهان صفوی، به‌ویژه شاه عباس اول، به شرکت‌های تجاری اروپایی اجازه دادند در ایران فعالیت کنند تا تجارت خارجی گسترش پیدا کند. در پایتخت صفوی نیز صدها بازرگان آسیایی و اروپایی به خریدوفروش مشغول بودند.

در میان کالاهای صادراتی، ابریشم پرسودترین کالا بود. صادرات آن در انحصار شاه عباس قرار داشت؛ یعنی اختیار صادرات ابریشم در دست شاه بود و دیگران نمی‌توانستند مستقل از او آن را صادر کنند. شاه از این راه درآمد به دست می‌آورد.

برای فهم «انحصار»، تصور کن در یک نمایشگاه، اختیار فروش یک محصول فقط به یک غرفه داده شده باشد. البته این مثال فقط معنای انحصار را روشن می‌کند؛ در دورهٔ صفوی، موضوع انحصار صادرات ابریشم بود، نه همهٔ کالاها یا همهٔ فعالیت‌های بازرگانی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

مثال حل‌شده

فرض کن بازرگانی در عصر صفوی می‌گوید: «قالی ایرانی مرغوب است؛ پس برای فروش آن در شهرهای دیگر، فقط کیفیت کالا اهمیت دارد.» با استفاده از درس، نظر او را بررسی کن.

  1. بخش درست حرف او را پیدا می‌کنیم: قالی نفیس ایرانی از کالاهایی بود که حتی به خارج از کشور صادر می‌شد.

  2. مسیر رسیدن کالا به خریدار را بررسی می‌کنیم: بدون امنیت راه، بازرگان برای جابه‌جایی قالی با خطر روبه‌رو می‌شد.

  3. امکانات سفر و معامله را در نظر می‌گیریم: راه‌ها و کاروان‌سراها به سفر کمک می‌کردند و بازارها محل دادوستد بودند.

  4. نتیجه می‌گیریم که کیفیت کالا مهم بود، اما به‌تنهایی رونق تجارت را توضیح نمی‌داد.

جواب: نه؛ قالی مرغوب یک مزیت بود، اما راه امن، امکانات سفر و فرصت دادوستد نیز برای رساندن آن به خریدار اهمیت داشت.

نکات مهم

  • نظم و امنیت به رونق زندگی مردم کمک کرد؛ بیشتر جمعیت روستایی و کوچ‌نشین بود و شهرنشینی نیز گسترش یافت.
  • صنعتگران، به‌ویژه بافندگان، هم نیازهای داخلی را تأمین می‌کردند و هم کالاهای مرغوب صادراتی می‌ساختند.
  • امنیت، راه‌ها و سیاست‌های تجاری به رونق دادوستد کمک می‌کرد و مالیات، عوارض کاروان‌ها و انحصار صادرات ابریشم از منابع درآمد حکومت بود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۶۳ تا ۶۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

شکوفایی علمی و فرهنگی

در این درس یاد می‌گیری … جلوه‌های شکوفایی علمی و فرهنگی عصر صفوی را بشناسی و توضیح بدهی حمایت از آموزش، آفرینش آثار هنری و برگزاری آیین‌های مشترک چه نقشی در جامعه داشتند.

پیش از شروع

اگر به یک شهرِ دورهٔ صفوی سفر می‌کردی، جز کاخ‌ها و مسجدهای باشکوه، چه نشانه‌هایی از رونق علم و فرهنگ در زندگی مردم می‌دیدی؟

می‌توانستی مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها، دانشمندان و هنرمندان، و جشن‌ها و آیین‌های پرجمعیت را ببینی. شکوفایی عصر صفوی فقط در ساختمان‌های زیبا نبود؛ در آموزش، هنر و زندگی جمعی مردم هم دیده می‌شد.

شکوفایی در چهرهٔ شهرها

شکوفایی در چهرهٔ شهرها

تصور کن در یکی از شهرهای دورهٔ صفوی قدم می‌زنی؛ از کنار یک مسجد باشکوه می‌گذری و کمی جلوتر به پل یا کاروانسرایی بزرگ می‌رسی. این بناها فقط نشانهٔ مهارت در ساختمان‌سازی نبودند؛ ذوق هنری ایرانیان را هم نشان می‌دادند.

در این دوره، دانش معماری و شهرسازی با هنرهای تزیینی همراه شد. معماران و مهندسان، بناهایی مانند مسجد، مدرسه، کاخ، پل و کاروانسرا می‌ساختند و برای آراستن آنها از هنرهای گوناگون استفاده می‌کردند. پس شکوه این ساختمان‌ها هم به ساخت و طراحی آنها مربوط بود و هم به زیبایی تزییناتشان.

برای درک این همراهی، ساختن یک مدرسهٔ امروزی را تصور کن: طراحی کلاس‌ها و استحکام ساختمان به دانش فنی نیاز دارد؛ زیباترکردن دیوارها و ورودی هم به ذوق هنری. بناهای صفوی نیز محل پیوند دانش و هنر بودند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۳

مدرسه‌ها و دانشمندان

مدرسه‌ها و دانشمندان

برای درس‌خواندن، فقط علاقه کافی نیست؛ جای مناسب، کتاب و معلم هم لازم است. در دورهٔ صفوی، پادشاهان و مقام‌های حکومت با ساختن مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها و دعوت از عالمان مراکز علمی شیعه به ایران، به گسترش آموزش کمک کردند.

آنها اموال و املاکی را هم وقف این مراکز کردند؛ یعنی آنها را برای پشتیبانی از مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها اختصاص دادند تا درآمدشان صرف این کار شود. تصور کن درآمد یک باغ برای تهیهٔ کتاب و هزینه‌های یک مدرسه کنار گذاشته شود؛ این درآمد به ادامهٔ فعالیت مدرسه کمک می‌کند.

در مراکز علمی آن روزگار، علوم دینی مانند تفسیر، فقه و حدیث اهمیت زیادی داشتند؛ اما آموزش به آنها محدود نبود. ریاضیات، طب، نجوم، فلسفه و علوم تجربی نیز تدریس می‌شدند.

در چنین فضایی، دانشمندانی مانند میرداماد، ملاصدرا، شیخ‌بهایی و علامه محمدباقر مجلسی پرورش یافتند و آثار ارزشمندی نوشتند. پس رونق علمی صفوی فقط به ساختن ساختمان مدرسه مربوط نبود؛ حضور عالمان و پشتیبانی از آموزش هم اهمیت داشت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

شعر و تاریخ‌نویسی

شعر و تاریخ‌نویسی

آیا کمتر حمایت‌شدن یعنی هیچ اثر ارزشمندی پدید نمی‌آید؟ شعر فارسی در عصر صفوی کم‌رونق‌تر از دیگر رشته‌ها بود، اما از میان نرفت. پادشاهان به شاعران کمتر توجه می‌کردند؛ بااین‌حال، شاعران برجسته‌ای مانند صائب تبریزی و بیدل در این دوره حضور داشتند. سبک هندی نیز به همین دوره تعلق دارد؛ پس نباید از نام این سبک نتیجه بگیری که ارتباطی با شعر فارسی ندارد.

برای مقایسه، تصور کن در مدرسه‌ای از ورزش بیشتر از گروه شعر حمایت شود. این تفاوت ممکن است فرصت‌های گروه شعر را کمتر کند، اما به این معنا نیست که آن گروه شاعر توانمندی ندارد.

در کنار شعر، تاریخ‌نویسی مورد توجه بود. افراد زیادی رویدادهای زمان خود را ثبت می‌کردند و کتاب‌های تاریخی ارزشمندی از آن دوره باقی مانده است. بنابراین، برای شناخت وضعیت فرهنگی صفویان باید هر رشته را جداگانه بررسی کنیم؛ همهٔ رشته‌ها به یک اندازه رونق نداشتند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۴

هنرهای گوناگون و ماندگار

هنرهای گوناگون و ماندگار

اگر وارد موزه‌ای از آثار دورهٔ صفوی شوی، فقط نقاشی نمی‌بینی؛ یک خط خوش، یک کتابِ آراسته یا اثری از خاتم‌کاری هم می‌تواند توجهت را جلب کند. شکوفایی هنر صفوی به یک رشته محدود نبود؛ معماری، نقاشی، خوشنویسی، کتاب‌آرایی و خاتم‌کاری از هنرهای نامدار آن روزگار بودند. میرعماد حسنی قزوینی، استاد خط نستعلیق، از چهره‌های برجستهٔ خوشنویسی این دوره بود.

برای فهمیدن کتاب‌آرایی، یک کتاب نفیس را در ذهن بیاور: متنش با خط زیبا نوشته شده، حاشیه‌هایش با نقش‌های تزیینی آراسته شده، تصویرهایی دارد و جلدش هم هنرمندانه ساخته شده است. اینجا چند هنر، یعنی خوشنویسی، تذهیب، تصویرگری و جلدآرایی، کنار هم قرار گرفته‌اند.

مثل وقتی که برای یک نشریهٔ مدرسه، یک نفر متن را خوش‌خط می‌نویسد، دیگری تصویر می‌کشد و فردی جلد را طراحی می‌کند؛ زیبایی نتیجهٔ کار، حاصل همراهی چند هنر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

آیین‌ها و همدلی مردم

آیین‌ها و همدلی مردم

فکر کن در جشن نوروز، همراه همسایه‌ها در میدان شهر جمع شده‌ای؛ به یکدیگر تبریک می‌گویید و در شادی هم شریک می‌شوید. این دورهم‌بودن، فقط سرگرمی نیست؛ می‌تواند احساس نزدیکی و تعلق به یک جامعه را بیشتر کند.

در دورهٔ صفوی، مردم هم نوروز و جشن‌های باستانی را گرامی می‌داشتند و هم عیدهای اسلامی مانند فطر، قربان و غدیر را. سوگواری امام حسین نیز با روضه‌خوانی، سینه‌زنی و تعزیه در سراسر کشور برگزار می‌شد. تعزیه نوعی نمایش مذهبی است که موضوع اصلی آن واقعهٔ کربلا و رنج‌های اهل بیت است.

این مراسم، فرصت‌هایی برای دیدار، همراهی و شریک‌شدن در شادی و اندوه فراهم می‌کردند. درست مانند امروز که شرکت در یک مراسم محلی می‌تواند همسایه‌ها را به هم نزدیک‌تر کند، آیین‌های مشترک در عصر صفوی نیز به همدلی و هم‌بستگی مردم کمک می‌کردند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۵

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی با دیدن تصویر یک بنای صفوی می‌گوید: «شکوفایی این دوره فقط در ساختمان‌های زیبا بود.» با شواهد درس توضیح بده چرا نتیجه‌گیری او کامل نیست.

  1. ابتدا بخش درست گفته را پیدا می‌کنیم: بناهای باشکوه، نشانهٔ پیشرفت معماری، شهرسازی و هنرهای تزیینی بودند.

  2. سپس سراغ آموزش می‌رویم: مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها گسترش یافتند و دانشمندانی مانند ملاصدرا و شیخ‌بهایی پرورش یافتند.

  3. شواهد فرهنگی دیگر را اضافه می‌کنیم: شعر، تاریخ‌نویسی، خوشنویسی و کتاب‌آرایی نیز در این دوره آثاری ماندگار داشتند.

  4. زندگی اجتماعی را هم در نظر می‌گیریم: جشن‌ها و آیین‌های مذهبی با حضور مردم برگزار می‌شدند و به هم‌بستگی آنان کمک می‌کردند.

جواب: این نتیجه‌گیری کامل نیست؛ بناهای زیبا تنها یکی از نشانه‌های شکوفایی صفوی‌اند و رونق آموزش، آثار علمی و ادبی، هنرهای گوناگون و آیین‌های جمعی نیز باید بررسی شوند.

نکات مهم

  • در عصر صفوی، ساخت و پشتیبانی از مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها به آموزش علوم دینی و غیردینی و پرورش دانشمندان کمک کرد.
  • شکوفایی فرهنگی صفوی در معماری، هنرهای گوناگون، شعر و تاریخ‌نویسی دیده می‌شد، هرچند حمایت شاهان از همهٔ این زمینه‌ها یکسان نبود.
  • جشن‌های باستانی و آیین‌های مذهبی در عصر صفوی فرصتی برای حضور مشترک مردم و تقویت همدلی و هم‌بستگی آنان بودند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۵ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۵ مطالعات اجتماعی نهم · رایگان