۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
مطالعات اجتماعی نهم · فصل ۱۱

خلاصه درس فصل ۱۱ مطالعات اجتماعی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«حکومت و مردم»، فصل ۱۱ کتاب مطالعات اجتماعی نهم، صفحهٔ ۱۴۳ تا ۱۵۶، پایهٔ نهم: ۴ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۱۴۳ تا ۱۴۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۲۱: نهاد حکومت

در این درس یاد می‌گیری چرا جامعه به حکومت نیاز دارد، حکومت چه وظایفی دارد، دیدگاه اسلام دربارهٔ حکومت چیست و جمهوری اسلامی ایران چگونه اداره می‌شود.

پیش از شروع

فرض کن از فردا هیچ حکومتی وجود نداشته باشد؛ چه اتفاقی برای مدرسه‌رفتن، امنیت محله و حل اختلاف میان مردم می‌افتد؟

بسیاری از کارهای روزمرهٔ ما به هماهنگی، قانون و اجرای آن وابسته‌اند؛ بدون حکومت، این کارها دچار بی‌نظمی می‌شوند. حکومت فقط برای حفظ امنیت نیست؛ آموزش، آبادانی و رسیدگی به نیازهای عمومی هم از وظایف آن است.

چرا حکومت لازم است؟

چرا حکومت لازم است؟

تصور کن در یک چهارراه شلوغ، هر راننده فقط به خواستهٔ خودش عمل کند و هیچ‌کس مسئول اجرای مقررات نباشد. آیا همه می‌توانند به‌راحتی و با امنیت از خیابان عبور کنند؟

ما برای زندگی به دیگران نیاز داریم؛ اما کنار هم زندگی‌کردن، به‌تنهایی نظم ایجاد نمی‌کند. مردم نیازهای مشترک دارند و گاهی هم منافعشان با یکدیگر برخورد می‌کند. مثلاً ممکن است دو همسایه دربارهٔ استفاده از یک مسیر مشترک اختلاف پیدا کنند.

برای همین، جامعه به حکومت نیاز دارد: نهادی که امور مشترک را سامان دهد، اجرای قوانین را پیگیری کند، به اختلاف‌ها رسیدگی کند و امنیت را برقرار سازد. هماهنگ‌کردن فعالیت‌های جامعه و دفاع در برابر دشمنان هم بدون سازمان‌دهی ممکن نیست.

پس فقط داشتن قانون کافی نیست؛ باید نهادی مسئول اجرای آن و ادارهٔ امور جامعه باشد. نبود چنین نهادی، زندگی جمعی را آشفته می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۴

حکومت چه کارهایی انجام می‌دهد؟

حکومت چه کارهایی انجام می‌دهد؟

وقتی نام حکومت را می‌شنوی، شاید اول به قانون و امنیت فکر کنی؛ اما وظایف حکومت خیلی گسترده‌تر است. وضع و اجرای قوانین، برقراری نظم و امنیت و رسیدگی به اختلاف‌ها و شکایت‌ها بخشی از این وظایف‌اند.

حالا یک روز معمولی را تصور کن: به مدرسه می‌روی، از خیابان‌ها عبور می‌کنی و شاید از یک بنای تاریخی دیدن کنی. آموزش، عمران و آبادانی و حفظ میراث فرهنگی همگی با وظایف حکومت ارتباط دارند. حکومت همچنین باید منابع طبیعی و ثروت‌های عمومی را مدیریت کند، برای رفع نیازهای اقتصادی و اجتماعی مردم امکانات فراهم کند و از گروه‌های نیازمند، مانند کودکان بی‌سرپرست، حمایت کند. دفاع از کشور نیز از وظایف آن است.

پس کار حکومت فقط دستور دادن یا حفظ امنیت نیست؛ رسیدگی به امور مشترک جامعه در زمینه‌های گوناگون است. البته داشتن وظایف مشابه به این معنا نیست که حکومت‌های کشورها از همه نظر یکسان‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۴

حکومت از دیدگاه اسلام

حکومت از دیدگاه اسلام

اگر کسی قوانین عادلانه را خوب بشناسد، اما خودش به آن‌ها عمل نکند، آیا می‌تواند عدالت را برقرار کند؟ برای پاسخ، باید میان شناخت عدالت و رفتار عادلانه تفاوت بگذاریم.

از دیدگاه اسلام، حکومت برای اجرای احکام الهی و برقراری عدالت ضروری است؛ پیامبر اکرم نیز پس از هجرت به مدینه، حکومت اسلامی تشکیل داد. در این دیدگاه، سرچشمهٔ قوانین، حکمت و ارادهٔ خداوند است و عقل و وحی راه‌های شناخت قوانین و ارزش‌های الهی‌اند. عدالت، حمایت از مظلومان و نپذیرفتن سلطهٔ بیگانگان از این ارزش‌ها هستند.

اما داشتن قانون خوب کافی نیست. اداره‌کنندگان حکومت باید هم قوانین و ارزش‌های الهی را بشناسند و هم باتقوا و عادل باشند. مثلاً مسئول یک مسابقهٔ مدرسه باید هم مقررات را بداند و هم آن‌ها را بدون طرف‌داری از دوستانش اجرا کند.

پس در نگاه اسلام، آگاهی و درست‌کاری باید همراه باشند؛ تنها دانستن قانون، شایستگی ادارهٔ جامعه را ثابت نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۵

معنای جمهوری اسلامی

معنای جمهوری اسلامی

نام «جمهوری اسلامی» دو بخش دارد که هرکدام ویژگی‌ای از حکومت کشور ما را بیان می‌کند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این حکومت جای حکومت شاهنشاهی را گرفت و امام‌خمینی بنیان‌گذار آن بود.

«جمهوری» به شکل حکومت اشاره دارد: حق انتخاب و مشارکت مردم در حکومت به رسمیت شناخته می‌شود. برای نمونه، شرکت مردم در انتخابات، یکی از راه‌های این مشارکت است.

«اسلامی» به محتوای حکومت اشاره دارد: کشور باید بر پایهٔ اصول و قوانین اسلامی اداره شود و زمامداران نیز به اسلام اعتقاد داشته باشند و به اجرای آن متعهد باشند.

پس این دو واژه را نباید هم‌معنا دانست: یکی دربارهٔ نقش مردم در انتخاب و مشارکت است و دیگری دربارهٔ اصولی که ادارهٔ کشور باید بر آن‌ها تکیه کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

رهبری و سه قوه

رهبری و سه قوه

برای ادارهٔ کشور، کارها میان بخش‌های مختلف تقسیم می‌شود. طبق قانون اساسی، قوهٔ مقننه، قوهٔ قضائیه و قوهٔ مجریه زیر نظر رهبری فعالیت می‌کنند. مقننه با قانون‌گذاری سروکار دارد، قضائیه به اختلاف‌ها و شکایت‌ها رسیدگی می‌کند و مجریه مسئول اجرای قوانین و ادارهٔ امور اجرایی کشور است. مثلاً ساختن یک مدرسهٔ دولتی، کاری اجرایی است؛ اما رسیدگی به شکایتی در دادگاه، به قوهٔ قضائیه مربوط می‌شود.

رهبری در جمهوری اسلامی بر پایهٔ ولایت فقیه است؛ «ولایت» یعنی سرپرستی. طبق اصل پنجم قانون اساسی، در زمان غیبت امام زمان، سرپرستی جامعه بر عهدهٔ فقیهی عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است. فقیه یعنی فردی آگاه به احکام و قوانین اسلامی.

وظیفهٔ رهبر، هدایت کلان و ارزشی کشور است؛ یعنی مراقبت از مسیر کلی کشور تا از اهداف و ارزش‌های انقلاب اسلامی دور نشود. پس نظارت رهبری به این معنا نیست که رهبر شخصاً همهٔ کارهای سه قوه را انجام می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷

مثال حل‌شده

در شهری برای استفاده از آب، مقرراتی نوشته‌اند؛ اما کسی بر اجرای آن نظارت نمی‌کند، اختلاف‌ها بی‌پاسخ می‌ماند و فعالیت‌های مربوط به آب هماهنگ نیست. چرا داشتن مقررات به‌تنهایی مشکل این شهر را حل نمی‌کند؟

  1. ابتدا نیاز مشترک را پیدا می‌کنیم: مردم شهر برای زندگی به آب نیاز دارند.

  2. سپس کمبود را مشخص می‌کنیم: مقررات وجود دارد، اما اجرای آن و رسیدگی به اختلاف‌ها سامان نیافته است.

  3. این کمبودها را به وظایف حکومت پیوند می‌دهیم: اجرای قوانین، رسیدگی به شکایت‌ها و هماهنگی فعالیت‌های مختلف.

  4. نتیجه می‌گیریم که قانونِ نوشته‌شده بدون اجرا و هماهنگی، به‌تنهایی نمی‌تواند نظم لازم را ایجاد کند.

جواب: نوشتن قانون به‌تنهایی کافی نیست؛ حکومت باید اجرای آن، رسیدگی به اختلاف‌ها و هماهنگی فعالیت‌ها را نیز بر عهده بگیرد تا استفاده از آب با نظم انجام شود.

نکات مهم

  • جامعه برای سامان‌دادن به نیازهای مشترک، اجرای قوانین، حل اختلاف‌ها و حفظ امنیت به حکومت نیاز دارد و وظایف حکومت به امنیت محدود نیست.
  • از دیدگاه اسلام، حکومت بر قوانین و ارزش‌های الهی تکیه دارد و اداره‌کنندگان آن باید آگاه به این قوانین، باتقوا و عادل باشند.
  • در جمهوری اسلامی، حق انتخاب و مشارکت مردم و ادارهٔ کشور بر پایهٔ اصول اسلامی مطرح است و سه قوه زیر نظر رهبریِ فقیه واجد شرایط فعالیت می‌کنند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۴۷ تا ۱۵۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ارکان حکومت در جمهوری اسلامی ایران

در این درس یاد می‌گیری جایگاه و وظایف رهبری و نقش دیگر نهادهای مدیریت کلان کشور را توضیح بدهی و بگویی شوراهای اسلامی چگونه زمینهٔ مشارکت مردم در پیشرفت شهر و روستا را فراهم می‌کنند.

پیش از شروع

آیا تعیین مسیر کلی ادارهٔ کشور و مشارکت مردم در پیشرفت شهر و روستایشان، بر عهدهٔ یک نهاد است؟

نه؛ در قانون اساسی برای ادارهٔ کشور، نقش‌های متفاوتی پیش‌بینی شده است. رهبری مسئول هدایت کلان کشور است و شوراهای اسلامی راهی برای مشارکت مردم در پیشرفت محل زندگی‌شان هستند.

رهبری و ولایت فقیه

رهبری و ولایت فقیه

برای ادارهٔ کشور، نهادهای مختلف باید در کنار هم کار کنند. طبق قانون اساسی، رهبری مهم‌ترین رکن حکومت جمهوری اسلامی ایران است و سه قوهٔ مقننه، قضائیه و مجریه زیر نظر آن به ادارهٔ امور کشور می‌پردازند.

رهبری در این نظام بر پایهٔ ولایت فقیه است. برای فهم این عبارت، دو بخش آن را بشناسیم: «ولایت» یعنی سرپرستی و «فقیه» کسی است که در شناخت احکام اسلام تخصص دارد. بنابراین، اینجا صحبت از سرپرستی جامعه به دست فقیه است، نه فقط آگاهی از احکام دینی.

طبق اصل پنجم قانون اساسی، در زمان غیبت امام زمان، این سرپرستی بر عهدهٔ فقیهی عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است. مدبر یعنی کسی که با فکر و دوراندیشی امور را سامان می‌دهد. مثلاً فرد دوراندیش پیش از تصمیم‌گیری، فقط نتیجهٔ امروز را نمی‌بیند؛ پیامدهای آینده را هم در نظر می‌گیرد. پس برای این جایگاه، دانش دینی به‌تنهایی کافی نیست و ویژگی‌های اخلاقی و توانایی ادارهٔ جامعه نیز لازم است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷

وظایف و اختیارات رهبر

وظایف و اختیارات رهبر

آیا هدایت کلی کشور یعنی رسیدگی مستقیم به همهٔ کارهای روزانهٔ اداره‌ها؟ نه؛ برای فهم نقش رهبری باید میان تعیین جهت کلی و انجام کارهای اجرایی تفاوت بگذاریم.

طبق قانون اساسی، رهبر مسئول مدیریت کلان و ارزشی کشور است؛ یعنی مراقبت می‌کند که حرکت کلی کشور از اهداف و ارزش‌های انقلاب اسلامی دور نشود. از وظایف و اختیارات او، تعیین سیاست‌های کلی نظام و نظارت بر درست اجرا شدن آنهاست. فرماندهی کل نیروهای مسلح نیز بر عهدهٔ رهبر است.

برای نمونه، «سلامت» یکی از موضوع‌هایی است که برای آن سیاست‌های کلی ابلاغ شده است. تعیین جهت کلی در زمینهٔ سلامت، با کار روزانهٔ یک درمانگاه، مثل تنظیم نوبت بیماران، فرق دارد؛ تنظیم نوبت، کاری اجرایی است، نه هدایت کلان کشور.

همچنین نصب و عزل برخی مسئولان، مانند رئیس قوهٔ قضائیه، و عفو یا کاهش مجازات محکومان در حدود موازین اسلامی، از دیگر اختیارات رهبر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷

دیگر نهادهای ادارهٔ کشور

دیگر نهادهای ادارهٔ کشور

آیا با شناخت رهبری و قوای سه‌گانه، همهٔ نهادهای ادارهٔ کشور را شناخته‌ایم؟ نه؛ در جمهوری اسلامی ایران، نهادهای دیگری هم در مدیریت کلان و حاکمیت کشور مشارکت دارند.

کتاب از مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی نام می‌برد. پس هنگام توضیح ساختار حکومت، نباید فقط رهبری و قوای مقننه، مجریه و قضائیه را نام ببریم و این نهادها را فراموش کنیم.

برای نزدیک‌شدن موضوع به ذهن، مدرسه را در نظر بگیر: در کنار مدیر، گروه‌هایی مانند شورای معلمان هم در ادارهٔ مدرسه نقش دارند. این مثال فقط کمک می‌کند بفهمیم ادارهٔ یک مجموعه می‌تواند با مشارکت چند نهاد انجام شود؛ ساختار و اختیارهای مدرسه و حکومت یکسان نیست.

نکتهٔ اصلی این است: این نهادها در کنار رهبری و قوای سه‌گانه نقش دارند، نه اینکه جایگزین آنها باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸

شوراها و مشارکت محلی

شوراها و مشارکت محلی

اگر بخواهی برای پیشرفت شهر یا روستایت نظر بدهی، صدای تو چگونه می‌تواند در ادارهٔ محل زندگی‌ات نقش داشته باشد؟ یکی از راه‌های مشارکت مردم، انتخاب اعضای شوراهای اسلامی است. مردم هر منطقه اعضای شورای محل خود را انتخاب می‌کنند تا در پیشبرد برنامه‌های آن منطقه مشارکت داشته باشند.

شوراها برای همکاری مردم در برنامه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عمرانی تشکیل می‌شوند. این برنامه‌ها باید با شرایط و نیازهای همان منطقه تناسب داشته باشند؛ چون نیازهای همهٔ شهرها و روستاها یکسان نیست.

مثلاً ممکن است در یک شهر، گسترش فضاهای فرهنگی مهم باشد و در یک روستا، بهسازی راه‌های محلی اهمیت بیشتری داشته باشد. شورا زمینه‌ای فراهم می‌کند تا مشارکت مردم به پیشرفت محل زندگی‌شان کمک کند. پس نقش مردم فقط بیان خواسته‌ها نیست؛ انتخاب اعضای شورا نیز راهی برای مشارکت در ادارهٔ امور محلی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۹

مثال حل‌شده

دو موضوع را مقایسه کن: «تعیین سیاست‌های کلی سلامت برای سراسر کشور» و «مشارکت مردم یک شهر در پیشبرد برنامهٔ ایجاد فضای ورزش محلی». هر موضوع با نقش کدام نهاد ارتباط دارد و چرا؟

  1. ابتدا دامنهٔ هر موضوع را مشخص می‌کنیم: موضوع اول دربارهٔ سراسر کشور است و موضوع دوم به نیازهای یک شهر مربوط می‌شود.

  2. تعیین سیاست‌های کلی نظام از وظایف رهبری است؛ پس موضوع اول به هدایت کلان کشور مربوط می‌شود.

  3. شوراهای اسلامی زمینهٔ همکاری مردم در برنامه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عمرانی منطقه را فراهم می‌کنند؛ پس موضوع دوم با نقش شورای اسلامی شهر ارتباط دارد.

  4. نتیجه می‌گیریم که تعیین مسیر کلی کشور با مشارکت در برنامه‌های محلی یکسان نیست، اما هر دو در ادارهٔ کشور نقش دارند.

جواب: تعیین سیاست‌های کلی سلامت از وظایف رهبری در هدایت کلان کشور است؛ مشارکت مردم در برنامهٔ محلیِ ایجاد فضای ورزش نیز با نقش شورای اسلامی شهر ارتباط دارد. این دو، دو سطح متفاوت از ادارهٔ کشورند.

نکات مهم

  • طبق قانون اساسی، رهبری بر پایهٔ ولایت فقیه است و فقیه عهده‌دار آن باید ویژگی‌هایی مانند عدالت، تقوا، آگاهی به زمان و توانایی مدیریت داشته باشد.
  • رهبری هدایت کلان کشور را بر عهده دارد و در کنار قوای سه‌گانه، نهادهای دیگری نیز در مدیریت کلان مشارکت می‌کنند.
  • مردم با انتخاب اعضای شوراهای اسلامی در پیشبرد برنامه‌های محلی متناسب با شرایط و نیازهای منطقهٔ خود مشارکت می‌کنند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۵۰ تا ۱۵۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۲۲: حقوق و تکالیف شهروندی

در این درس یاد می‌گیری شهروندی چه رابطه‌ای میان مردم و حکومت ایجاد می‌کند، مهم‌ترین حقوق شهروندان چیست و چگونه باید همراه با استفاده از حقوق خود، به قانون و حقوق دیگران احترام بگذاری.

پیش از شروع

اگر کسی بگوید «حیاط خانه مال خودم است؛ پس می‌توانم در آن دامداری راه بیندازم»، آیا حق با اوست؟

مالک بودن به این معنا نیست که هر کاری در ملک خودمان مجاز باشد. اگر دامداری در حیاط خانه به بهداشت و سلامت همسایه‌ها آسیب برساند، قانون اجازهٔ آن را نمی‌دهد؛ حقوق ما با رعایت حقوق دیگران همراه است.

شهروندی؛ رابطه‌ای دوطرفه

شهروندی؛ رابطه‌ای دوطرفه

وقتی واژهٔ «شهروند» را می‌شنوی، شاید فقط به کسی فکر کنی که در شهر زندگی می‌کند؛ اما شهروندی به رابطهٔ مردم و حکومت مربوط است، نه فقط محل زندگی آن‌ها. کسی که در روستا زندگی می‌کند هم شهروند کشور است.

این رابطه دوطرفه است: مردم حقوقی دارند که حکومت باید رعایت کند؛ در مقابل، مردم هم در برابر کشور و حکومت تکالیفی دارند. مثلاً برخورداری از خدمات عمومی، حقی برای مردم است و فراهم کردن آن، وظیفه‌ای برای حکومت. از سوی دیگر، شهروندان وظیفه دارند مقررات را رعایت کنند.

اما چه چیزی مشخص می‌کند هر طرف چه حق و وظیفه‌ای دارد؟ قوانین کشور، به‌ویژه قانون اساسی. به همین دلیل، حقوق و تکالیف شهروندی در همهٔ کشورها دقیقاً یکسان نیست، هرچند شباهت‌های زیادی میان آن‌ها وجود دارد.

پس هر وقت از حق یک شهروند صحبت می‌کنیم، باید به وظیفهٔ حکومت در برابر آن حق هم فکر کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۰

حق عدالت و زندگی مناسب

حق عدالت و زندگی مناسب

فرض کن دو نفر تخلف یکسانی کرده‌اند، اما یکی فقط به‌دلیل ثروتمند بودن مجازات نشود. این رفتار با عدالت قانونی سازگار نیست. حکومت باید هنگام وضع قانون، اجرای آن و نظارت بر اجرای آن، از تبعیض میان شهروندان پرهیز کند.

عدالت قضایی به حق دادخواهی مربوط است: اگر کسی حقی از تو ضایع کرد، حق داری برای رسیدگی به دادخواستت به دادگاه مراجعه کنی. همچنین شهروندان حق دارند در همهٔ دادگاه‌ها برای خود وکیل مدافع انتخاب کنند.

زندگی مناسب هم از حقوق شهروندان است. همه باید بتوانند به خدمات عمومی، مانند مدرسه، آتش‌نشانی و مراکز درمانی، به‌صورت برابر و عادلانه دسترسی داشته باشند و در محیطی پاک و سالم زندگی کنند. تأمین اجتماعی نیز برای حمایت در موقعیت‌هایی مانند بیکاری، معلولیت و پیری است؛ مثلاً کسی که بر اثر حادثه توان کار کردن را از دست داده، حق برخورداری از این حمایت را دارد.

پس عدالت فقط به دادگاه محدود نیست؛ برخورداری عادلانه از خدمات و حمایت‌های اجتماعی هم اهمیت دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۰

سهم مردم در ادارهٔ کشور

سهم مردم در ادارهٔ کشور

آیا نقش مردم در ادارهٔ کشور فقط رأی دادن است؟ مشارکت سیاسی یعنی شهروندان بتوانند در امور سیاسی جامعه و سرنوشت کشورشان نقش داشته باشند. شرکت در انتخابات، همکاری با احزاب و انجمن‌های سیاسی و حضور در راه‌پیمایی‌ها از راه‌های این مشارکت‌اند. در انتخابات هم مردم می‌توانند رأی‌دهنده باشند یا خودشان داوطلب نمایندگی شوند.

انتخاب مسئولان همیشه به یک شکل نیست:

  • انتخاب مستقیم: مردم خودشان به فرد موردنظر رأی می‌دهند؛ مانند انتخاب رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای شوراهای شهر و روستا.
  • انتخاب غیرمستقیم: مردم نمایندگانی را انتخاب می‌کنند و آن نمایندگان، مسئول موردنظر را برمی‌گزینند. در انتخاب رهبر، مردم به اعضای مجلس خبرگان رهبری رأی می‌دهند و سپس اعضای این مجلس رهبر را انتخاب می‌کنند.

برای تشخیص این دو روش، مسیر انتخاب را دنبال کن: آیا مردم خودشان مسئول نهایی را انتخاب می‌کنند یا نمایندگان منتخبشان این کار را انجام می‌دهند؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

حقوق فرهنگی و مرز استفاده از حقوق

حقوق فرهنگی و مرز استفاده از حقوق

حق شهروندی فقط به دادگاه و انتخابات مربوط نیست؛ زندگی خانوادگی و یادگیری هم بخشی از آن است. حقوق فرهنگی شامل حمایت از تشکیل خانواده و روابط خانوادگی، تعلیم‌وتربیت شایسته و آزادی استفاده از زبان‌های قومی و محلی در مطبوعات و رسانه‌ها و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی است.

اما آیا داشتن یک حق یعنی می‌توانیم هر طور خواستیم از آن استفاده کنیم؟ مرز استفاده از حق خودمان، آسیب نرساندن به منافع عمومی و حقوق دیگران است. این محدودیت در اصل چهلم قانون اساسی آمده است.

به پرسش آغاز درس برگردیم: فرد حق دارد شغلش را انتخاب کند و از حیاط خانه‌اش استفاده کند؛ اما راه‌اندازی دامداری در حیاط خانهٔ شهری، اگر موجب آلودگی و آسیب به سلامت همسایه‌ها شود، مجاز نیست. پس برای تشخیص درست، باید هم حق فرد را ببینیم و هم پیامد کار او برای دیگران را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

در برابر حقوقمان چه وظیفه‌ای داریم؟

در برابر حقوقمان چه وظیفه‌ای داریم؟

تا اینجا با حقوق شهروندان آشنا شدی؛ اما شهروندی فقط برخورداری از حق نیست. هر شهروند در کنار حقوقش، تکالیفی هم دارد. یکی از مهم‌ترین تکالیف، رعایت قانون و مقررات است؛ چون قانون‌شکنی نظم جامعه را به هم می‌زند.

مثلاً حق داریم از خیابان‌ها استفاده کنیم، اما باید مقررات راهنمایی و رانندگی را هم رعایت کنیم. اگر هرکس فقط به راحتی خودش فکر کند، رفت‌وآمد برای همه خطرناک می‌شود. البته رعایت قانون وظیفهٔ همه است؛ هم مردم و هم مسئولان.

تکلیف دیگر، همکاری با دولت برای پیشرفت کشور است. برنامه‌های عمرانی، اقتصادی و اجتماعی با همراهی مردم بهتر به نتیجه می‌رسند. مثلاً وقتی برای کاهش مصرف آب برنامه‌ای اجرا می‌شود، درست مصرف کردن آب در خانه می‌تواند سهم ما در موفقیت آن باشد. پس شهروند مسئول، هم حقوقش را می‌شناسد و هم وظایفش را انجام می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۳

مثال حل‌شده

فروشنده‌ای در پارک عمومی بساط فروش خود را طوری چیده که راه عبور مردم بسته شده است. او می‌گوید: «من حق دارم کار کنم و درآمد داشته باشم.» چگونه می‌توان با توجه به حقوق شهروندی، سخن او را بررسی کرد؟

  1. ابتدا حق او را بشناسیم: شهروندان حق انتخاب شغل و کسب درآمد دارند.

  2. سپس اثر رفتارش را بررسی کنیم: بستن مسیر پارک، استفادهٔ دیگران از فضای عمومی را مختل می‌کند.

  3. مرز استفاده از حق را به یاد بیاوریم: برخورداری از یک حق نباید به منافع عمومی یا حقوق دیگران زیان برساند.

  4. نتیجه بگیریم: او نمی‌تواند به بهانهٔ حق کار، مسیر عمومی را ببندد و باید شیوه یا محل فعالیتش را مطابق مقررات تغییر دهد.

جواب: حق کسب درآمد، مجوز آسیب زدن به فضای عمومی و مزاحمت برای دیگران نیست؛ فروشنده باید فعالیتش را مطابق مقررات و بدون تضییع حقوق دیگران انجام دهد.

نکات مهم

  • شهروندی رابطه‌ای دوطرفه میان مردم و حکومت است که حقوق و تکالیف آن را قوانین کشور، به‌ویژه قانون اساسی، مشخص می‌کند.
  • عدالت قانونی و قضایی، رفاه و تأمین اجتماعی، مشارکت سیاسی و حقوق فرهنگی از حقوق شهروندان‌اند.
  • شهروندان باید قانون را رعایت کنند، برای پیشرفت کشور با دولت همکاری کنند و هنگام استفاده از حقوق خود به دیگران و منافع عمومی آسیب نزنند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۵۳ تا ۱۵۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

تکالیف شهروندی

در این درس یاد می‌گیری تکالیف اصلی شهروندان را توضیح بدهی و در موقعیت‌های روزمره تشخیص بدهی چگونه می‌توان به نظم، خدمات عمومی و پیشرفت کشور کمک کرد.

پیش از شروع

اگر همه بخواهند از خیابان‌های امن و خدمات عمومی استفاده کنند، اما هیچ‌کس مسئولیتی نپذیرد، زندگی در شهر چه شکلی می‌شود؟

داشتن حق به‌تنهایی برای خوب زندگی کردن در جامعه کافی نیست؛ هرکدام از ما مسئولیت‌هایی هم داریم. رعایت قانون، همکاری و کمک به تأمین هزینه‌های عمومی باعث می‌شود حقوق مردم بهتر تأمین شود.

قانون برای همه

قانون برای همه

تصور کن سرِ یک چهارراه، هر راننده فقط وقتی دلش خواست پشت چراغ قرمز بایستد. حتی اگر بیشتر راننده‌ها قانون را رعایت کنند، عبور چند نفر از چراغ قرمز می‌تواند رفت‌وآمد را مختل کند و جان دیگران را به خطر بیندازد.

رعایت قانون یکی از تکالیف شهروندی است؛ یعنی در کنار حقوقی که داریم، مسئولیم با رفتارمان نظم جامعه را حفظ کنیم. بی‌اعتنایی به قانون فقط مسئله‌ای شخصی نیست، چون پیامدش ممکن است به دیگران هم برسد.

این مسئولیت مخصوص مردم عادی نیست؛ مسئولان و کارگزاران هم باید به قانون پایبند باشند. داشتن مقام و مسئولیت، کسی را از رعایت قانون معاف نمی‌کند. قانون زمانی در زندگی جمعی جایگاه واقعی پیدا می‌کند که همه خود را موظف به رعایت آن بدانند، نه اینکه هرکس فقط از دیگران انتظار قانون‌مداری داشته باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۳

پیشرفت با همکاری

پیشرفت با همکاری

فرض کن در محله‌تان برای جمع‌آوری جداگانهٔ زباله‌های خشک، مخزن‌های مخصوص گذاشته‌اند. اگر مردم زباله‌ها را جدا نکنند یا ندانند هر مخزن برای چیست، آیا فراهم کردن مخزن‌ها به‌تنهایی کافی است؟

برنامه‌های دولت هم برای رسیدن به نتیجه، به همکاری و مشارکت شهروندان نیاز دارند. ساختن امکانات و برنامه‌ریزی مهم است، اما مردم نیز باید نسبت به پیشرفت کشور بی‌تفاوت نباشند و سهم خود را انجام دهند. مثلاً در همین طرح، جدا کردن زباله‌های خشک و اطلاع دادن دربارهٔ مخزن‌های آسیب‌دیده می‌تواند به بهتر اجرا شدن برنامه کمک کند.

البته همکاری مردم به این معنا نیست که وظیفهٔ دستگاه‌های مسئول از بین می‌رود؛ آن‌ها همچنان باید کار خود را درست انجام دهند. نکته این است که تلاش مسئولان و مشارکت مردم در کنار هم، برنامه‌ها را به هدف نزدیک‌تر می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۳

مالیات و عوارض

مالیات و عوارض

ساختن مدرسه، نگهداری راه‌ها و ارائهٔ خدمات عمومی هزینه دارد. دولت بخشی از درآمد لازم برای این کارها را از مالیات و عوارض به دست می‌آورد؛ اما این دو یک تفاوت مهم دارند.

مالیات پولی است که شهروندان طبق قانون برای تأمین هزینه‌های عمومی کشور می‌پردازند. این پرداخت بلاعوض است؛ یعنی در برابر آن، خدمت مشخص و مستقیمی به پرداخت‌کننده داده نمی‌شود. البته او هم مانند دیگران از خدمات عمومی بهره می‌برد.

عوارض در برابر دریافت خدمتی مشخص از دستگاه‌های اداری و دولتی پرداخت می‌شود؛ مثلاً وقتی کسی برای صدور گواهی‌نامهٔ رانندگی مبلغی می‌پردازد.

برای تشخیص این دو، از خودت بپرس: «این پرداخت برای هزینه‌های عمومی است یا در برابر دریافت یک خدمت مشخص؟» پس تفاوت اصلی، در رابطهٔ پرداخت با خدمت دریافتی است، نه فقط در اینکه پول به دولت داده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

اقتدار، فراتر از توان دفاعی

اقتدار، فراتر از توان دفاعی

وقتی می‌شنوی کشوری «قدرتمند» است، شاید اول به نیروهای نظامی آن فکر کنی؛ اما اقتدار فقط توان دفاعی نیست. دانش و فناوری، اقتصاد، سازندگی و اعتبار بین‌المللی هم بخش‌های مهم قدرت یک کشورند. تقویت این توانایی‌ها با تلاش نیروهای داخلی، به کشور کمک می‌کند در برابر فشار دیگران مستقل‌تر بماند.

برای نمونه، وقتی پژوهشگران داخلی روش ساخت یک داروی موردنیاز را پیدا می‌کنند، هم دانش کشور پیشرفت می‌کند و هم وابستگی آن کمتر می‌شود. پس کار علمی هم می‌تواند به اقتدار کشور کمک کند.

حفظ و تقویت اقتدار، مسئولیت همهٔ مردم است؛ هرکس متناسب با توان و نقش خود در آن سهم دارد. در کنار این وظیفهٔ همگانی، نیروهای نظامی و انتظامی مسئولیت ویژهٔ تأمین امنیت و حفاظت از مرزهای کشور را بر عهده دارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

مسئولیت متقابل برای خوبی‌ها

مسئولیت متقابل برای خوبی‌ها

اگر در محله مشکلی ببینی، آیا بهتر است بگویی «به من مربوط نیست»؟ امر به معروف یعنی دعوت به کار خوب و نهی از منکر یعنی بازداشتن از کار بد. طبق اصل ۸ قانون اساسی، این مسئولیت همگانی است؛ یعنی فقط وظیفهٔ گروهی خاص نیست.

این وظیفه متقابل هم هست: مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت مسئول‌اند. پس منظور فقط تذکر دادن مردم به هم نیست؛ شهروندان هم می‌توانند از مسئولان بخواهند رفتار و عملکردشان را اصلاح کنند.

مثلاً اگر زباله‌های محله مرتب جمع‌آوری نمی‌شود، می‌توانی همراه خانواده، موضوع را محترمانه به نهاد مسئول گزارش کنی و خواهان رسیدگی شوی. نکتهٔ مهم این است که شیوه، شرایط و حدود این کار را قانون تعیین می‌کند؛ دعوت به خوبی، مجوز تهدید یا اقدام خودسرانه نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

مثال حل‌شده

شهرداری در محله‌ای بوستانی می‌سازد، اما بعضی افراد به وسایل آن آسیب می‌زنند. یکی از ساکنان می‌گوید: «ما مالیات داده‌ایم؛ پس دیگر هیچ مسئولیتی دربارهٔ بوستان نداریم.» چرا این استدلال درست نیست؟

  1. ابتدا حق و تکلیف را جدا می‌کنیم: استفاده از فضای عمومی با مسئولیت شهروندان در برابر آن همراه است.

  2. پرداخت مالیات به تأمین هزینه‌های عمومی کمک می‌کند، اما جای دیگر تکالیف شهروندی را نمی‌گیرد.

  3. آسیب نزدن به وسایل و رعایت مقررات بوستان، نمونهٔ قانون‌مداری است و همکاری برای نگهداری آن به ماندگاری خدمات کمک می‌کند.

  4. پس شهروندان همچنان مسئول‌اند؛ مسئولان نیز باید وظایف قانونی خود را در نگهداری بوستان انجام دهند.

جواب: ساخت بوستان به‌تنهایی کافی نیست؛ همکاری شهروندان و رعایت قانون از سوی مردم و مسئولان، در کنار تأمین هزینه‌ها، به حفظ بوستان و استفادهٔ همگانی از آن کمک می‌کند.

نکات مهم

  • رعایت قانون وظیفهٔ مردم و مسئولان است و همکاری شهروندان به موفقیت برنامه‌های دولت کمک می‌کند.
  • مالیات برای هزینه‌های عمومی کشور است، اما عوارض در برابر دریافت خدمتی مشخص پرداخت می‌شود.
  • تقویت جنبه‌های گوناگون اقتدار کشور و دعوت متقابل مردم و دولت به خوبی‌ها در چارچوب قانون، از تکالیف شهروندی است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۱۱ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۱۱ مطالعات اجتماعی نهم · رایگان