درس ۱ · صفحهٔ ۹۹ تا ۱۰۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی
درس دهم: سنجشگری در تفکر
در این درس یاد میگیری با پرسشهای سنجشگرانه و نگرشی منصفانه، سخنان روزمره را بررسی و بازسازی کنی و هدف از بهکارگیری استدلالها را تشخیص بدهی.
پیش از شروع
تبلیغ یک فیلم میگوید: «برندۀ سیمرغ بلورین». آیا همین کافی است که مطمئن شوی فیلمنامه و کارگردانی آن هم عالی است؟
ممکن است فیلم فقط برای صدابرداری جایزه گرفته باشد، نه برای فیلمنامه یا کارگردانی. متفکر نقّاد پیش از پذیرفتن پیام تبلیغ، میپرسد جایزه دقیقاً برای چه بوده و چه چیزی را ثابت میکند.
به فکر کردنت فکر کن
به فکر کردنت فکر کن
تا حالا شده خبری را در گروه دوستانت باور کنی و بعد بفهمی فقط چون همه آن را پذیرفته بودند، تو هم قبولش کردهای؟ تفکر نقّادانه از همینجا شروع میشود: کمی مکث کنی و بپرسی «من چطور به این باور رسیدم؟»
نقّاد بودن یعنی آگاهانه روش فکر کردن خودمان را بررسی کنیم؛ نه اینکه حتماً از دیگران ایراد بگیریم یا هر حرفی را رد کنیم. مهم این است که هنگام شنیدن یک ادعا یا تصمیمگیری، فرایند فکر کردن را جدی بگیریم و سؤال بجا بپرسیم.
مثلاً اگر دوستت گفت یک روش درسخواندن عالی است، بهجای قبول یا رد فوری، از خودت بپرس: «من بر چه اساسی میخواهم این روش را انتخاب کنم؟» همین توجه به مسیر تصمیمگیری، تمرین سنجشگری است.
دانستن قواعد منطق بهتنهایی کافی نیست. مثل یادگرفتن دوچرخهسواری، بهتر فکر کردن هم به تمرین و تکرار نیاز دارد.
کتاب درسی، صفحهٔ ۹۹
پرسشهای درست، نگاه منصفانه
پرسشهای درست، نگاه منصفانه
فرض کن دوستی میگوید: «این کلاس بهترین است؛ هرکس در آن ثبتنام کند، حتماً موفق میشود!» برای سنجیدن این حرف، چند پرسش راهگشا داریم:
- معنا: «بهترین» از چه نظر؟ منظور از «موفقیت» چیست؟
- دلیل و نتیجه: دوستت چه ادعایی دارد و چه دلیلی برایش میآورد؟
- پیشفرض: آیا بدون گفتن، فرض کرده که یک کلاس برای همۀ دانشآموزان مناسب است؟
- لوازم منطقی: اگر ادعایش را بپذیریم، آیا باید قبول کنیم که هیچ شرکتکنندهای ناموفق نمیشود؟
- منبع و اعتبار: اطلاعاتش از کجاست؟ آیا دلایلش درستاند و واقعاً نتیجه را ثابت میکنند؟ درست بودن اطلاعات، بهتنهایی درستیِ نتیجهگیری را تضمین نمیکند.
اما پرسش خوب کافی نیست؛ نگاه منصفانه هم لازم است. تواضع عقلانی و صداقت یعنی احتمال اشتباه خودمان را بپذیریم. استقلال عقلی یعنی صرفاً دنبالهرو دیگران نباشیم. شهامت یعنی از واقعیت ناخوشایند فرار نکنیم. دقت، پرهیز از پیشداوری و انصاف هم کمک میکنند حرف دوست و مخالف را با معیار یکسان بسنجیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰
از گفتوگو به بیان منطقی
از گفتوگو به بیان منطقی
وقتی با دوستت حرف میزنی، جملهها همیشه به شکل دقیق منطقی نیستند؛ چون بخشی از معنا را از موقعیت میفهمید. برای بررسی استدلال، باید بیان جملهها را روشن کنیم، بدون اینکه معنایشان عوض شود.
در این کار به چهار نکته توجه کن:
- فعل ربطی: «مریم میدود» را میتوان به «مریم دونده است» تبدیل کرد تا محمول و رابطۀ آن با موضوع روشن شود.
- سور: مشخص کن سخن دربارۀ «همه»، «بعضی» یا «هیچکدام» است. اگر سور بیان نشده، از معنای سخن و موقعیت کمک بگیر؛ نباید دلخواه آن را انتخاب کنی.
- موضوع: اگر معلم دربارۀ کلاس بگوید «همه قبول شدند»، منظورش «همۀ دانشآموزان این کلاس» است، نه همۀ انسانها!
- مقدم و تالی: در جملۀ «زمین خیس میشود، اگر باران ببارد»، شرط بعدتر آمده است. بیان روشنتر چنین است: «اگر باران ببارد، آنگاه زمین خیس میشود.»
پس جای جمله در گفتار، بهتنهایی نقش منطقی آن را تعیین نمیکند؛ باید ببینی کدام بخش شرط و کدام بخش پیامد آن است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱
پیدا کردن بخشهای پنهان
پیدا کردن بخشهای پنهان
گاهی گوینده بخشی از استدلال را نمیگوید، چون فکر میکند شنونده آن را میداند. برای سنجیدن استدلال، باید این بخش پنهان را آشکار کنیم.
مثلاً دوستی میگوید: «مریم عضو کتابخانه است؛ پس میتواند کتاب امانت بگیرد.» مقدمۀ ناگفته این است: هر عضو کتابخانه میتواند کتاب امانت بگیرد. با افزودن آن، دو مقدمه و یک نتیجه داریم و میتوانیم استدلال را دقیقتر بررسی کنیم. البته آشکار کردن این مقدمه، به معنای درست دانستن آن نیست؛ شاید کتابخانه شرایط دیگری هم داشته باشد!
گاهی هم نتیجه حذف میشود: «فقط اعضای کتابخانه اجازۀ امانت گرفتن دارند؛ نیما عضو نیست.» نتیجۀ ناگفته این است که نیما اجازۀ امانت گرفتن ندارد.
جای جمله، نقش آن را تعیین نمیکند. در «زمین خیس است، چون باران باریده است»، نتیجه پیش از دلیل آمده است. «چون» و «زیرا» معمولاً دلیل را معرفی میکنند و «پس» و «بنابراین» نتیجه را؛ اما همیشه باید به معنای سخن هم توجه کنیم.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۲
استدلال برای چه هدفی؟
استدلال برای چه هدفی؟
آیا هر کسی که دلیل میآورد، فقط میخواهد حقیقت را پیدا کند؟ نه؛ استدلالها ممکن است هدفهای متفاوتی داشته باشند:
- دستیابی به حقیقت: میخواهیم بفهمیم واقعاً چه چیزی درست است؛ مثل وقتی در ریاضی برای درستی یک قضیه دلیل میآوریم. استدلالهای اینگونه را در علومی مانند ریاضیات و فلسفه «برهان» مینامند.
- اقناع دیگران: میخواهیم کسی مطلبی را بپذیرد یا کاری انجام دهد؛ مثل فروشندهای که با اشاره به تنوع کالا و تخفیف، تو را به خرید تشویق میکند.
- غلبه بر دیگران: میخواهیم طرف مقابل در بحث نتواند پاسخ بدهد و شکست را بپذیرد؛ مانند مناظرهکنندهای که هدفش پیروزی بر رقیب است، نه قانع کردن او.
پس هنگام شنیدن یک استدلال، از خودت بپرس: «گوینده دنبال فهم حقیقت است، میخواهد مرا قانع کند یا میخواهد رقیبش را شکست دهد؟» قانع شدن مخاطب یا پیروزی در بحث، بهتنهایی نشان نمیدهد که سخن درست است.
کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳
مثال حلشده
کتابدار میگوید: «این نسخهٔ خطی را امانت نمیدهیم، چون اجازهٔ بردن آن به خانه وجود ندارد.» با فرض اینکه منظور از امانت، بردن اثر به خانه است، استدلال را با آشکار کردن مقدمهٔ ناگفته بازسازی کن.
ابتدا ادعایی را که کتابدار میخواهد بپذیریم پیدا میکنیم: این نسخهٔ خطی امانت داده نمیشود.
واژهٔ «چون» ما را به دلیل بیانشده راهنمایی میکند: این نسخهٔ خطی قابل انتقال به خانه نیست.
برای پیوند دادن دلیل به نتیجه، مقدمهٔ ناگفته را آشکار میکنیم: هر اثری که امانت داده میشود، قابل انتقال به خانه است.
دو مقدمه را پیش از نتیجه میگذاریم؛ اکنون روشن است که قابل انتقال نبودن این نسخه به خانه، با توجه به مقدمهٔ کلی، امانت داده شدن آن را رد میکند.
نکات مهم
- تفکر نقّادانه با تمرین و پرسش دربارهٔ معنای سخن، دلایل، پیشفرضها، پیامدها و اعتبار منابع و استدلال، همراه با صداقت و انصاف پرورش مییابد.
- برای بازسازی استدلال روزمره، معنای جملهها را روشن میکنیم، بخشهای حذفشده را مییابیم و مقدمات و نتیجه را بدون تغییر معنا مرتب میکنیم.
- کشف حقیقت، اقناع دیگران و غلبه بر طرف مقابل هدفهای متفاوتیاند و پیروزی یا اثرگذاری یک سخن بهتنهایی درستی آن را ثابت نمیکند.