۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
جغرافیای ایران · فصل ۳

خلاصه درس فصل ۳ جغرافیا دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«جغرافیای انسانی ایران»، فصل ۳ کتاب جغرافیای ایران، صفحهٔ ۶۶ تا ۱۱۴، پایهٔ دهم: ۱۷ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۶۶ تا ۶۹ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۷: ویژگی‌های جمعیت ایران

در این درس یاد می‌گیری نقشۀ پراکندگی جمعیت ایران را بخوانی و با بررسی عوامل طبیعی و انسانی، علت تفاوت جمعیت نواحی را توضیح بدهی.

پیش از شروع

چرا ممکن است دو ناحیه با آب‌وهوای شبیه، جمعیت بسیار متفاوتی داشته باشند؟

شرایط طبیعی تنها بخشی از ماجراست؛ راه‌ها، فرصت‌های اقتصادی، فناوری و سابقۀ سکونت هم اهمیت دارند. برای فهمیدن محل زندگی مردم، باید اثر عوامل طبیعی و انسانی را کنار هم ببینیم.

جمعیت کجا متمرکز است؟

پراکندگی جمعیت یعنی مردم در کدام بخش‌های سرزمین زندگی می‌کنند و کجاها بیشتر یا کمتر گرد آمده‌اند. جمعیت ایران به‌طور یکسان پخش نشده است؛ بعضی نواحی تمرکز بیشتری دارند و بعضی کم‌جمعیت‌ترند.

برای خواندن نقشۀ نقطه‌ای، اول راهنما را ببین. در نقشۀ این درس، هر نقطه نمایندۀ 50,00050{,}000 نفر است؛ پس نقطه‌های بیشتر در محدوده‌ای مشابه، جمعیت بیشتری را نشان می‌دهند. نقطه‌ها را نشانۀ محل تک‌تک خانه‌ها ندان. همچنین، نبودن نقطه به‌تنهایی برای اثبات خالی بودن کامل یک مکان از جمعیت کافی نیست؛ باید مقیاس و شیوۀ نمایش نقشه را هم در نظر گرفت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۶

نقش محیط طبیعی

حالا از «جمعیت کجاست؟» به «چرا آنجاست؟» می‌رسیم. نقشه‌های ناهمواری، رودها، معادن و پوشش گیاهی کمک می‌کنند رابطۀ محیط طبیعی و پراکندگی جمعیت را بررسی کنیم. خاک هم یکی از عوامل طبیعی مهم است.

مثلاً در یک دشت دارای آب و خاک مناسب، کشاورزی و ساخت‌وساز معمولاً آسان‌تر از دامنه‌ای بسیار پرشیب است. رود دائمی نیز می‌تواند دسترسی مطمئن‌تری به آب فراهم کند. وجود معدن ممکن است زمینۀ فعالیت اقتصادی را به وجود آورد.

اما هیچ‌کدام از این عوامل، به‌تنهایی پاسخ کامل نیست. برای توضیح جمعیت یک ناحیه باید چند ویژگی را کنار هم گذاشت؛ داشتن یک منبع طبیعی لزوماً به معنای پرجمعیت بودن آن ناحیه نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

انسان، تغییر و ظرفیت جذب

انسان فقط با شرایط محیط سازگار نمی‌شود؛ گاهی امکانات تازه‌ای هم ایجاد می‌کند. حمل‌ونقل و ارتباطات، سرمایه و فناوری، سرمایه‌گذاری دولت‌ها و پیشینۀ تاریخی، از عوامل انسانی اثرگذار بر پراکندگی جمعیت‌اند. مثلاً ساخت راه و ایجاد مرکز تولیدی می‌تواند دسترسی و فرصت شغلی یک ناحیه را بیشتر کند و زمینۀ جذب جمعیت را فراهم سازد.

به همین دلیل، نقشۀ پراکندگی جمعیت ثابت نیست. کتاب تأکید می‌کند که در دهه‌های اخیر، اثر انسان نسبت به گذشته بیشتر شده است؛ البته این به معنای بی‌اهمیت شدن طبیعت نیست.

ایران نیز به دلیل موقعیت ارتباطی میان خاورمیانه، آسیا و اروپا، امکان تجارت و تنوع اقلیمی، ظرفیت بالایی برای جذب جمعیت دارد. «ظرفیت» یعنی داشتن زمینه و امکان؛ نه اینکه همۀ نواحی حتماً به یک اندازه جمعیت جذب کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۷

مثال حل‌شده

فرض کن روستایی کنار رود دائمی قرار دارد. پس از بهبود جاده و سرمایه‌گذاری برای ایجاد یک کارگاه، خانواده‌های بیشتری به آن می‌آیند. این تغییر را با عوامل طبیعی و انسانی توضیح بده.

  1. ابتدا ویژگی طبیعی را جدا می‌کنیم: رود دائمی می‌تواند آب موردنیاز سکونت و برخی فعالیت‌ها را فراهم کند.

  2. سپس عوامل انسانی را پیدا می‌کنیم: بهبود جاده و سرمایه‌گذاری برای ایجاد کارگاه، حاصل فعالیت انسان‌اند.

  3. اثر عوامل انسانی را توضیح می‌دهیم: جاده دسترسی را آسان‌تر می‌کند و کارگاه فرصت شغلی به وجود می‌آورد.

  4. نتیجه می‌گیریم که ترکیب امکانات طبیعی و انسانی می‌تواند جذب خانواده‌ها را توضیح دهد؛ نباید تغییر جمعیت را فقط به رود یا فقط به جاده نسبت داد.

جواب: رود دائمی یک عامل طبیعی است؛ جادۀ مناسب، سرمایه‌گذاری و ایجاد کارگاه عوامل انسانی‌اند. دسترسی به آب، رفت‌وآمد آسان‌تر و فرصت شغلی می‌توانند در کنار هم جذب جمعیت را توضیح دهند.

نکات مهم

  • جمعیت ایران یکسان پراکنده نشده است و راهنمای نقشۀ نقطه‌ای به شناخت محل تمرکز آن کمک می‌کند.
  • آب، خاک، ناهمواری، معادن و پوشش گیاهی از عوامل طبیعی اثرگذار بر پراکندگی جمعیت‌اند.
  • عوامل انسانی در کنار طبیعت، پراکندگی جمعیت را تغییر می‌دهند و ظرفیت جذب جمعیت به معنای افزایش قطعی آن در همۀ نواحی نیست.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۶۹ تا ۷۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

رشد جمعیت

در این درس یاد می‌گیری رشد طبیعی و مطلق جمعیت را از هم تشخیص دهی، درصد رشد طبیعی را حساب کنی و نقش آمار دقیق و ترکیب سنی و جنسیتی را در برنامه‌ریزی توضیح دهی.

پیش از شروع

آیا ممکن است در کشوری تعداد تولدها از مرگ‌ها بیشتر باشد، اما جمعیت آن کشور کاهش پیدا کند؟

بله؛ تولد و مرگ تنها عوامل تغییر جمعیت نیستند. اگر تعداد افرادی که از کشور مهاجرت می‌کنند به‌اندازهٔ کافی از واردشدگان بیشتر باشد، ممکن است افزایش طبیعی جمعیت را خنثی کند و حتی باعث کاهش جمعیت شود.

رشد طبیعی را بسنجیم

برای فهمیدن تغییر جمعیت، فقط دانستن تعداد مردم کافی نیست؛ باید ببینیم در طول یک سال چه تعداد متولد شده‌اند و چه تعداد فوت کرده‌اند. تفاوت این دو، افزایش یا کاهش طبیعی جمعیت را نشان می‌دهد؛ در این مرحله مهاجرت را حساب نمی‌کنیم.

برای مقایسهٔ کشورهایی با جمعیت‌های متفاوت، این تفاوت را بر کل جمعیت تقسیم می‌کنیم و به درصد درمی‌آوریم:

درصد رشد طبیعی=تعداد تولدها−تعداد مرگ‌هاکل جمعیت×100\text{درصد رشد طبیعی}=\frac{\text{تعداد تولدها}-\text{تعداد مرگ‌ها}}{\text{کل جمعیت}}\times100

همهٔ داده‌ها باید مربوط به همان سال و همان کشور باشند. اگر تولدها بیشتر باشند، رشد طبیعی مثبت است؛ اگر برابر باشند، صفر است و اگر مرگ‌ها بیشتر باشند، منفی می‌شود. حواست باشد تفاوت تعداد تولدها و مرگ‌ها، به‌تنهایی «درصد» نیست؛ تقسیم بر جمعیت و ضرب در 100100 را نباید فراموش کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۶۹

مهاجرت را هم حساب کنیم

رشد طبیعی کشورها یکسان نیست. در جدول کتاب، فنلاند با 0.4%0.4\% کمترین و لبنان با 4.2%4.2\% بیشترین رشد طبیعی را در میان کشورهای فهرست‌شده دارد. این تفاوت برای پیش‌بینی نیازهای آینده، مثل مدرسه و مسکن، مهم است.

اما برای شناخت کامل‌تر تغییر جمعیت، مهاجرت را هم باید وارد حساب کنیم. «خالص مهاجرت» یعنی تعداد واردشدگان منهای تعداد خارج‌شدگان. مثلاً ورود خانواده‌ها به یک شهر، جمعیت آن را افزایش می‌دهد؛ حتی اگر تعداد تولدها و مرگ‌ها برابر باشد.

درصد رشد مطلقِ موردنظر کتاب چنین محاسبه می‌شود:

درصد رشد مطلق=(تولدها−مرگ‌ها)+(مهاجران ورودی−مهاجران خروجی)کل جمعیت×100\text{درصد رشد مطلق}=\frac{(\text{تولدها}-\text{مرگ‌ها})+(\text{مهاجران ورودی}-\text{مهاجران خروجی})}{\text{کل جمعیت}}\times100

پس اثر مهاجرت همیشه افزایشی نیست؛ اگر خروج بیشتر از ورود باشد، خالص مهاجرت منفی می‌شود و از افزایش طبیعی می‌کاهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۰

آمار، پایهٔ برنامه‌ریزی

فرمول درست، بدون داده‌های قابل اعتماد، نتیجهٔ قابل اعتمادی نمی‌دهد. برنامه‌ریزان باید بدانند چند نفر در کشور زندگی می‌کنند و جمعیت چگونه تغییر می‌کند تا برای خدمات موردنیاز تصمیم بگیرند. درست مثل زمانی که برای یک اردو، پیش از تهیهٔ غذا باید تعداد شرکت‌کنندگان را بدانیم.

سرشماری یکی از راه‌های اصلی گردآوری این اطلاعات است. طبق توضیح کتاب، در سرشماری سال ۱۳۹۵ برای نخستین‌بار امکان ثبت اینترنتی اطلاعات فراهم شد. برای خانوارهایی که نتوانسته بودند اینترنتی اطلاعات بدهند، مأموران به خانه‌ها مراجعه کردند.

این ترکیب روش‌ها کمک کرد خانوارهای بیشتری پوشش داده شوند. بنابراین مشارکت مردم و درست‌بودن پاسخ‌ها، در کنار شیوهٔ گردآوری اطلاعات، برای برنامه‌ریزی کشور اهمیت دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۱

جمعیت چه ترکیبی دارد؟

تا اینجا پرسیدیم جمعیت چقدر است و چگونه تغییر می‌کند. حالا سؤال دیگری داریم: این جمعیت چه ویژگی‌هایی دارد؟ بررسی ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری مردم، مانند سن و جنسیت، به شناخت «ساختمان» یا «ترکیب جمعیت» کمک می‌کند.

دو شهر هم‌جمعیت لزوماً نیازهای یکسانی ندارند. شهری با کودکان بیشتر، به فرصت‌های آموزشی بیشتری نیاز دارد؛ شهری با سالمندان بیشتر، به خدمات مراقبتی و حمایتی متناسب نیازمند است.

هرم سنی، ترکیب سنی و جنسیتی جمعیت را نمایش می‌دهد و ابزار برنامه‌ریزی است. کتاب چهار گروه عمدهٔ کودکان و نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و سالمندان را معرفی می‌کند. در جدول سال ۱۳۹۵، بزرگسالان بیشترین سهم را دارند. اطلاعات سنی و جنسیتی به برنامه‌ریزی برای تحصیل، شغل، سلامت، تفریح و تأمین اجتماعی کمک می‌کند؛ پس تعداد کل جمعیت، تنها بخشی از تصویر است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

نکات مهم

  • درصد رشد طبیعی از تقسیم تفاوت تولدها و مرگ‌ها بر کل جمعیت و ضرب حاصل در 100100 به دست می‌آید.
  • برای محاسبهٔ رشد مطلق، باید اثر خالص مهاجرت را هم در کنار تولدها و مرگ‌ها در نظر گرفت.
  • برنامه‌ریزی مناسب به آمار دقیق تعداد جمعیت و شناخت ترکیب سنی و جنسیتی آن نیاز دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۷۲ تا ۷۳ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ساختمان جمعیت

در این درس یاد می‌گیری ساختمان جمعیت و کاربرد هرم سنی را توضیح بدهی و نیازهای جمعیتی را به برنامه‌ریزی و سیاست‌های جمعیتی پیوند بزنی.

پیش از شروع

دو شهر دقیقاً به یک اندازه جمعیت دارند؛ آیا باید برای هر دو به یک اندازه مدرسه و مرکز خدمات سالمندان ساخت؟

نه لزوماً! ممکن است در یکی کودکان بیشتری و در دیگری سالمندان بیشتری زندگی کنند. برای تصمیم درست، باید علاوه بر تعداد افراد، ترکیب جمعیت را هم بشناسیم.

تعداد کافی نیست

وقتی می‌پرسیم «چند نفر در یک شهر زندگی می‌کنند؟»، دربارهٔ تعداد جمعیت حرف می‌زنیم. اما وقتی می‌پرسیم «این افراد چه ویژگی‌هایی دارند؟»، وارد بحث ساختمان یا ترکیب جمعیت می‌شویم. پس ساختمان جمعیت به معنی ساختمان‌های محل زندگی مردم نیست!

در این درس، سن و جنسیت دو ویژگی مهم‌اند. سرشماری به برنامه‌ریزان کمک می‌کند بدانند چه تعداد کودک، جوان، بزرگسال و سالمند در کشور زندگی می‌کنند و ترکیب زنان و مردان چگونه است. مثلاً برای پیش‌بینی نیاز یک محله به مدرسه، دانستن تعداد کل ساکنان کافی نیست؛ باید بدانیم چند نفر از آن‌ها در سن تحصیل‌اند. بنابراین، تعداد جمعیت و ویژگی‌های آن مکمل یکدیگرند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

هرم سنی؛ نقشهٔ نیازها

هرم سنی تصویری از ترکیب سنی و جنسیتی جمعیت است. در آن، گروه‌های سنی در ردیف‌های مختلف قرار می‌گیرند و دو سوی نمودار، جمعیت زنان و مردان را نشان می‌دهد. پهن‌تر بودن بخش مربوط به یک گروه سنی، یعنی جمعیت یا سهم آن گروه بیشتر است؛ برای خواندن دقیق هم باید به مقیاس نمودار توجه کنیم.

این تصویر به برنامه‌ریز می‌گوید چه نیازهایی مهم‌اند: کودکان به آموزش، جوانان به فرصت تحصیل و اشتغال، و سالمندان به خدمات سلامت و حمایت اجتماعی نیاز دارند.

در جدول سال ۱۳۹۵، سهم کودکان و نوجوانان 24.0%24.0\%، جوانان 25.1%25.1\%، بزرگسالان 44.8%44.8\% و سالمندان 6.1%6.1\% است. پس در میان این چهار گروه، بزرگسالان بیشترین سهم را دارند. مرز سنی دقیق گروه‌ها در متن داده‌شده کامل نیست؛ آن را نباید حدس بزنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۲

جمعیت و تصمیم‌های آینده

ترکیب جمعیت ثابت نمی‌ماند؛ افراد با گذشت زمان وارد گروه‌های سنی بالاتر می‌شوند و تولدها نیز بر ترکیب جمعیت اثر می‌گذارند. به همین دلیل، دولت‌ها برای رشد جمعیت و پیامدهای آن سیاست‌گذاری جمعیتی می‌کنند. «کنترل رشد» را نباید همیشه به معنی کاهش آن گرفت؛ تصمیم مناسب به وضعیت و نیازهای کشور بستگی دارد.

هنگام مقایسهٔ هرم‌های سنی، به قاعدهٔ هرم و سهم گروه‌های مختلف توجه کن. قاعدهٔ پهن‌تر معمولاً نشان‌دهندهٔ سهم بیشتر کودکان است، اما برای تعیین دقیق تغییر موالید، اطلاعات بیشتری لازم است. سهم بالاتر سالمندان نیز نیاز به خدمات سلامت و حمایت را برجسته می‌کند.

جمعیت بیشتر در سن کار می‌تواند فرصت تولید و فعالیت اقتصادی باشد؛ ولی این فرصت به آموزش و شغل نیاز دارد. پس یک هرم مطلوب را فقط با ظاهرش نمی‌سنجیم؛ نیازهای امروز و آینده نیز مهم‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۳

مثال حل‌شده

در یک شهر، سهم سالمندان در دو سرشماری پیاپی افزایش یافته است. یک مسئول می‌گوید: «همهٔ بودجهٔ ساخت مدرسه را به خدمات سالمندان اختصاص دهیم.» مسئول دیگری می‌گوید: «اول ترکیب همهٔ گروه‌های سنی و نیازهایشان را بررسی کنیم.» پیشنهاد کدام‌یک مناسب‌تر است و چرا؟

  1. دادهٔ مسئله را مشخص می‌کنیم: سهم سالمندان افزایش یافته است، اما دربارهٔ تعداد کودکان و ظرفیت مدرسه‌ها اطلاعاتی نداریم.

  2. نیاز مرتبط را تشخیص می‌دهیم: افزایش سهم سالمندان، توجه بیشتر به خدمات سلامت و حمایت اجتماعی را ضروری می‌کند.

  3. از نتیجه‌گیری شتاب‌زده پرهیز می‌کنیم: افزایش سهم یک گروه به معنی از بین رفتن نیاز گروه‌های دیگر نیست.

  4. پیشنهاد دوم را انتخاب می‌کنیم، زیرا تصمیم دربارهٔ بودجه باید بر شناخت ترکیب کل جمعیت و نیازهای حال و آینده تکیه کند.

جواب: پیشنهاد مسئول دوم مناسب‌تر است؛ خدمات سالمندان باید متناسب با افزایش سهم آنان تقویت شود، اما نیاز کودکان و دیگر گروه‌ها نیز باید بر پایهٔ اطلاعات جمعیتی بررسی شود.

نکات مهم

  • ساختمان جمعیت ویژگی‌های قابل‌اندازه‌گیری افراد، از جمله سن و جنسیت، را بررسی می‌کند.
  • هرم سنی به شناخت نیازهای گروه‌های جمعیتی و برنامه‌ریزی خدمات کمک می‌کند.
  • سیاست‌گذاری جمعیتی باید هم تغییرات جمعیت و هم نیازهای امروز و آینده را در نظر بگیرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۷۳ تا ۷۴ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

سیاست‌های جمعیتی

در این درس یاد می‌گیری با استفاده از اطلاعات جمعیتی و هرم سنی، علت تغییر رشد جمعیت ایران و ضرورت تنظیم سیاست‌های جمعیتی متناسب با نیازهای حال و آینده را توضیح بدهی.

پیش از شروع

فرض کن جمعیت دو شهر برابر است، اما در یکی کودکان بیشترند و در دیگری سالمندان. آیا باید برای هر دو شهر به یک اندازه مدرسه و مرکز مراقبت از سالمندان ساخت؟

نه؛ تعداد مردم فقط بخشی از اطلاعات لازم برای برنامه‌ریزی است و سن آن‌ها هم اهمیت دارد. سیاست جمعیتی باید هم نیازهای امروز مردم و هم ترکیب جمعیت در آینده را در نظر بگیرد.

اول جمعیت را بشناسیم

برای برنامه‌ریزی، فقط دانستن اینکه «چند نفر هستیم» کافی نیست؛ باید بدانیم مردم در چه گروه‌های سنی قرار دارند و به چه خدماتی نیاز دارند. سرشماری اطلاعات لازم برای این شناخت را فراهم می‌کند. پاسخ دقیق خانواده‌ها کمک می‌کند برنامه‌ریزان تصویر درست‌تری از جامعه داشته باشند.

یکی از راه‌های نمایش ترکیب جمعیت، هرم سنی است: نموداری که گروه‌های سنی زنان و مردان را نشان می‌دهد. قاعده آن مربوط به کم‌سن‌ترین گروه‌هاست. پهن‌تر بودن این بخش، سهم بیشتر کودکان را نشان می‌دهد؛ پهن‌تر بودن بخش‌های بالاتر، از سهم بیشتر گروه‌های مسن‌تر خبر می‌دهد.

مثلاً جمعیت کودک به مدرسه نیاز دارد و جمعیت در سن کار به فرصت شغلی. پس هنگام مقایسه هرم‌ها، به شکل کلی، پهنای گروه‌ها و تفاوت زنان و مردان توجه کن، نه فقط جمعیت کل.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۳

چرا سرعت رشد تغییر کرد؟

رشد جمعیت تنها به تعداد تولدها وابسته نیست؛ کاهش مرگ‌ومیر هم می‌تواند سرعت افزایش جمعیت را بیشتر کند. در ایران، گسترش بهداشت و واکسیناسیون، دسترسی بهتر به آب آشامیدنی و تأمین بهتر غذا به زنده‌ماندن افراد بیشتری کمک کرد. وقتی مرگ‌ها کمتر شوند و تولدها همچنان زیاد باشند، جمعیت سریع‌تر افزایش می‌یابد.

اما این روند ثابت نماند. در فاصله سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، با اجرای سیاست‌های کنترل موالید، خانواده‌ها فرزندان کمتری به دنیا آوردند و رشد جمعیت نسبت به دوره پیش کاهش یافت. ادامه کاهش فرزندآوری در دهه‌های بعد، رشد جمعیت را باز هم پایین آورد.

یک تفاوت مهم را به خاطر بسپار: کاهش رشد جمعیت لزوماً به معنی کاهش تعداد جمعیت نیست. اگر رشد هنوز مثبت باشد، جمعیت بیشتر می‌شود، اما با سرعتی کمتر؛ مثل خودرویی که آهسته‌تر حرکت می‌کند، ولی هنوز رو به جلو می‌رود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۴

سیاست مناسب برای آینده

سیاست جمعیتی یعنی دولت با توجه به وضعیت و آینده جمعیت، برای اثرگذاشتن بر روندهای جمعیتی برنامه‌ریزی کند. بنابراین، سیاست مناسب همیشه «کم‌کردن تولدها» نیست؛ باید دید جامعه اکنون چه وضعی دارد و در آینده به چه ترکیبی از جمعیت نیاز خواهد داشت.

اگر فرزندآوری برای مدتی طولانی بسیار کم شود، نسل‌های تازه کوچک‌تر می‌شوند. با بالارفتن سن نسل‌های قبلی، سهم سالمندان افزایش می‌یابد. این وضعیت می‌تواند در آینده نیروی کار را کاهش دهد و تأمین خدمات و مراقبت از سالمندان را دشوارتر کند. کتاب همچنین بر اهمیت تأمین نیروی دفاعی کافی تأکید دارد.

از طرف دیگر، زیادبودن جمعیت در سن کار زمانی فرصت خوبی است که شغل و امکانات مناسب وجود داشته باشد. پس هدف، فقط بزرگ‌ترکردن یک گروه سنی نیست؛ سیاست‌گذاری باید میان نیازهای امروز و توان جمعیت در آینده تعادل برقرار کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۴

مثال حل‌شده

در یک هرم سنی فرضی، گروه‌های میانی پرجمعیت‌اند، اما گروه‌های کودک کم‌جمعیت‌ترند. اگر این وضعیت در سال‌های آینده ادامه پیدا کند، چه مسئله‌ای ممکن است ایجاد شود و چرا باید در سیاست جمعیتی به آن توجه کرد؟

  1. ابتدا مشاهده را از نتیجه جدا می‌کنیم: در این هرم، نسل‌های تازه از گروه‌های میانی کوچک‌ترند.

  2. گذشت زمان را در نظر می‌گیریم: افراد گروه‌های میانی به‌تدریج به سنین بالاتر می‌رسند.

  3. اگر نسل‌های بعدی همچنان کوچک بمانند، سهم سالمندان بیشتر می‌شود و جایگزینی نیروی کار می‌تواند دشوارتر شود.

  4. نتیجه می‌گیریم که سیاست‌گذاری باید علاوه بر اشتغال گروه‌های کنونی، به فرزندآوری، نیروی کار آینده و خدمات سالمندان نیز توجه کند.

جواب: اگر این روند ادامه یابد، احتمال حرکت جمعیت به سمت سالمندی بیشتر می‌شود؛ پس برنامه‌ریزان باید هم نیازهای نسل پرجمعیت کنونی و هم تعادل سنی و تأمین نیروی کار آینده را در نظر بگیرند.

نکات مهم

  • سرشماری و هرم سنی به شناخت تعداد مردم، ترکیب سنی و نیازهای جامعه کمک می‌کنند.
  • کاهش مرگ‌ومیر به رشد سریع جمعیت ایران کمک کرد و کاهش فرزندآوری در دوره‌های بعد، سرعت رشد را پایین آورد.
  • سیاست جمعیتی باید با توجه به ساختار سنی، فرصت‌های اشتغال و نیازهای آینده کشور تنظیم شود.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۷۴ تا ۷۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مهاجرت

در این درس یاد می‌گیری مهاجرت را از نظر مسیر، علت و پیامد تحلیل کنی، راه‌های مدیریت آن را بشناسی و با پیشینهٔ تقسیمات کشوری ایران آشنا شوی.

پیش از شروع

چطور ممکن است شهری با پالایشگاه بزرگ و فرصت‌های اقتصادی، در دوره‌ای تقریباً خالی از سکنه شود و بعد دوباره جمعیت بگیرد؟

آبادان چنین تجربه‌ای داشته است: جنگ مردم را به ترک شهر واداشت و پس از آن، بازگشت ساکنان و بازسازی آغاز شد. پس جمعیت یک مکان فقط با تولد و مرگ تغییر نمی‌کند؛ مهاجرت هم می‌تواند آن را به‌شدت دگرگون کند.

مهاجرت؛ فراتر از سفر

جمعیت یک مکان فقط به تولد و مرگ وابسته نیست؛ آمدن و رفتن مردم هم آن را تغییر می‌دهد. در آغاز این صفحات، کتاب توضیح می‌دهد که بهبود بهداشت و آب آشامیدنی، مرگ‌ومیر را کاهش داد و به رشد سریع جمعیت کمک کرد. سپس کاهش فرزندآوری، رشد جمعیت را کندتر کرد؛ ادامهٔ شدید این روند می‌تواند سهم سالمندان را بیشتر و نیروی کار را کمتر کند.

حالا عامل دیگری را ببین: مهاجرت یعنی جابه‌جایی همراه با تغییر محل سکونت. رفتن به شهر دیگر برای گردش و بازگشت به خانه، با ترک محل زندگی و ساکن‌شدن در آن شهر فرق دارد. بنابراین برای تشخیص مهاجرت، فقط نپرس «آیا فرد جابه‌جا شده؟»؛ بپرس «آیا محل سکونتش هم تغییر کرده است؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۴

مسیر و علت مهاجرت

برای شناخت یک مهاجرت، چند پرسش جداگانه بپرس. مبدأ و مقصد کجاست؟ اگر هر دو در یک کشور باشند، مهاجرت داخلی است؛ مانند رفتن روستاییان به شهر. اگر فرد از کشوری به کشور دیگر برود، مهاجرت خارجی است.

چرا و چگونه جابه‌جا شده‌اند؟ مهاجرت می‌تواند اختیاری، مثلاً برای یافتن شغل، یا اجباری، مثلاً بر اثر جنگ، باشد. تصمیم‌های سیاسی نیز گاهی گروه‌هایی از مردم را جابه‌جا می‌کنند. عوامل طبیعی مانند خشک‌سالی و سیلاب هم ممکن است مردم را به ترک محل زندگی وادار کنند.

این ویژگی‌ها می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند: خانواده‌ای که به‌علت خشک‌سالی از روستایی به شهری در همان کشور می‌رود، مهاجرتی داخلی با عامل طبیعی دارد. پس «داخلی» بودن، علت مهاجرت را مشخص نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۵

دو سوی یک جابه‌جایی

مهاجرت را از دو سوی مسیر ببین: جایی که مردم از آن می‌روند، مبدأ یا مهاجرفرست است؛ جایی که در آن ساکن می‌شوند، مقصد یا مهاجرپذیر است. هر دو مکان تغییر می‌کنند، اما نه لزوماً به یک شکل.

برای نمونه، خروج جوانان از روستا ممکن است نیروی کار روستا را کم کند و نیروی کار شهر را افزایش دهد. ورود جمعیت به شهر نیز می‌تواند تقاضا برای مسکن، شغل، مدرسه و حمل‌ونقل را بیشتر کند. اگر امکانات هم‌پای جمعیت رشد نکند، مشکلاتی مانند گسترش حاشیه‌نشینی پدید می‌آید.

مهاجرت بر فرهنگ، زبان و ترکیب سنی و جنسی هم اثر دارد. البته نتیجه به این بستگی دارد که چه کسانی مهاجرت کنند؛ گاهی یک فرد، گاهی خانواده‌ها و گاهی بیشتر ساکنان یک محل جابه‌جا می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۵

جمعیت متناسب با توان محیط

مدیریت مهاجرت فقط رسیدگی به شهرهای شلوغ نیست؛ باید دید چرا مردم از بعضی مناطق می‌روند و هر منطقه چه اندازه توان تأمین نیازهای جمعیت را دارد. در سیاست‌های جمعیتی این صفحات، توزیع متعادل جمعیت با توجه به ظرفیت زیستی، به‌ویژه آب اهمیت دارد.

برای حفظ و جذب جمعیت در روستاها، مرزها و مناطق کم‌تراکم، ایجاد زیرساخت، حمایت از سرمایه‌گذاری و فراهم‌کردن کار با درآمد کافی پیشنهاد شده است. مثلاً در یک روستای کم‌آب، ایجاد شغلی سازگار با منابع آب، مناسب‌تر از فعالیتی بسیار آب‌بر است.

این سیاست‌ها همچنین بر مدیریت مهاجرت به داخل و خارج، استفاده از توان ایرانیان خارج از کشور و تقویت هویت ملی و همگرایی اجتماعی تأکید دارند. هدف، توجه هم‌زمان به زندگی مردم و توان محیط است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۶

آغاز تقسیمات کشوری

صفحهٔ پایانی، آغاز درس تازه‌ای دربارهٔ تقسیمات کشوری است. نام‌هایی که در بخش محل تولد شناسنامه می‌بینی، به واحدهای جغرافیایی و اداری مربوط‌اند. برای شناخت سابقهٔ این تقسیم‌بندی‌ها، کتاب ابتدا به ایران پیش از اسلام نگاه می‌کند.

در نخستین مرحلهٔ زندگی اجتماعی آریاییان، آبادی کوچک «ویس» و آبادی بزرگ‌تر «گِئو» نام داشت. در دورهٔ هخامنشی، داریوش کشور را به سی شهربی تقسیم کرد و برای آن‌ها مأمورانی گماشت که شهربان یا ساتراپ نامیده می‌شدند. در دورهٔ سلوکی، کشور هفتادودو بخش داشت و در دورهٔ اشکانی، بخش‌بندی هخامنشی ادامه یافت.

در دورهٔ ساسانی نیز واحدهایی مانند سرزمین، خوره، تسوگ و رستاک وجود داشت. نکتهٔ اصلی این است که تقسیم‌بندی سرزمین در ایران پیشینه‌ای طولانی دارد و نام واحدهای آن در دوره‌های مختلف تغییر کرده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۹

مثال حل‌شده

با توجه به اطلاعات آبادان در صفحهٔ هفتادوهشت، توضیح بده چرا این شهر با وجود ظرفیت‌های اقتصادی، در دوره‌ای تقریباً خالی از سکنه شد و سپس دوباره جمعیت گرفت.

  1. نخست فرصت‌های جذب جمعیت را پیدا می‌کنیم: پالایشگاه و فعالیت‌های بازرگانی می‌توانند زمینهٔ اشتغال و سکونت باشند.

  2. سپس عامل کاهش شدید جمعیت را مشخص می‌کنیم: با وقوع جنگ، امنیت زندگی در شهر به خطر افتاد.

  3. نوع جابه‌جایی را تشخیص می‌دهیم: ترک شهر برای حفظ جان در شرایط جنگ، مهاجرت اجباری با عامل انسانی است.

  4. دورهٔ پس از جنگ را بررسی می‌کنیم: کتاب از بازگشت ساکنان و آغاز بازسازی شهر خبر می‌دهد.

  5. نتیجه می‌گیریم که اثر جنگ می‌تواند موقتاً بر جاذبه‌های اقتصادی غلبه کند؛ با بهبود شرایط، بازگشت و افزایش جمعیت امکان‌پذیر می‌شود.

جواب: کاهش شدید جمعیت آبادان با مهاجرت اجباری ناشی از جنگ توضیح داده می‌شود؛ بازگشت ساکنان و بازسازی، همراه با فرصت‌های اقتصادی شهر، زمینهٔ افزایش دوبارهٔ جمعیت را فراهم کرد.

نکات مهم

  • مهاجرت با تغییر محل سکونت همراه است و می‌توان آن را از نظر داخلی یا خارجی بودن، اختیاری یا اجباری بودن و علت جابه‌جایی بررسی کرد.
  • مهاجرت بر مبدأ و مقصد اثر می‌گذارد و مدیریت آن به فرصت‌های زندگی، توزیع متعادل جمعیت و ظرفیت محیط، به‌ویژه آب، وابسته است.
  • تقسیمات کشوری ایران پیشینه‌ای طولانی دارد و نام واحدها و شیوهٔ بخش‌بندی در دوره‌های تاریخی تغییر کرده است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۷۹ تا ۸۱ · حدود ۱۱ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ــ تاریخچۀ تقسیمات کشوری در ایران

در این درس یاد می‌گیری نام‌ها و ترتیب واحدهای تقسیمات کشوری ایران را در دوره‌های مهم پیش و پس از اسلام بشناسی و تغییرات آن‌ها را در یک خط زمانی دنبال کنی.

پیش از شروع

اگر در یک سند قدیمی به «استان یکم» برخورد کنی، فکر می‌کنی نام استان اشتباه نوشته شده یا زمانی واقعاً چنین نامی وجود داشته است؟

زمانی نام استان‌های ایران عدد بود! در قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶، کشور ده استان داشت که با عدد نام‌گذاری می‌شدند. پس برای فهم یک نشانی قدیمی، باید زمان نوشته‌شدن آن را هم بشناسیم.

پیش از اسلام؛ نام واحد و مسئول

تاریخچه را از پیش از اسلام شروع کنیم. پس از ورود آریاییان، برای آبادی کوچک نام «ویس» و برای آبادی بزرگ‌تر نام «گِئو» به کار می‌رفت. در دورهٔ هخامنشی، داریوش کشور را به سی «شَهْرَبی» تقسیم کرد و برای هرکدام مأموری به نام شهربان گماشت؛ یونانیان او را «ساتراپ» می‌نامیدند. پس شهربی یک واحد بود، اما شهربان مسئول آن بود.

در دورهٔ سلوکیان، کشور هفتادودو بخش داشت و در دورهٔ اشکانیان، تقسیمات هخامنشی ادامه یافت. در دورهٔ ساسانی، ترتیب واحدها از بزرگ‌تر به کوچک‌تر چنین بود: سرزمین ← خوره ← تسوگ یا تسوج ← رستاک. کتاب برای شناخت این نام‌های قدیمی، به‌ترتیب معادل‌های ایالت، استان، شهرستان و دهستان را آورده است. این مقایسه مثل کنار هم گذاشتن نام قدیمی و امروزی یک محل، به فهم متن تاریخی کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۷۹

بعد از اسلام؛ ایالت و ولایت

حالا به بعد از اسلام می‌رسیم. در دورهٔ عباسیان، قلمرو حکومت به سی‌ویک «ایالت» تقسیم می‌شد. توجه کن که این عدد دربارهٔ قلمرو عباسیان است؛ نباید آن را تعداد استان‌های ایران امروز بدانیم.

در دوره‌های صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه، نام واحدهای اصلی به‌ترتیب ایالت، ولایت، بلوک و قصبه بود. در دورهٔ قاجار، ایران چهار ایالت و دوازده ولایت داشت. چهار ایالت عبارت بودند از: آذربایجان، کرمان و بلوچستان، فارس و بنادر، خراسان و سیستان.

اینجا هر نامِ ترکیبی، مثل «فارس و بنادر»، نام یک ایالت است؛ نباید دو بخش آن را جداگانه بشماریم. همچنین ایالت و ولایت دو عنوان متفاوت‌اند، نه دو نام یکسان برای یک واحد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۰

قانون سال ۱۳۱۶

سال ۱۳۱۶ یک نقطهٔ مهم در این تاریخچه است: با تصویب قانون تقسیمات کشوری، ایران به ده استان و چهل‌ونه شهرستان تقسیم شد. نکتهٔ جالب این است که استان‌ها نام عددی داشتند؛ مثلاً «استان یکم» و «استان دوم».

در این قانون، واحدها مانند جعبه‌هایی درون یکدیگر قرار می‌گرفتند: استان ← شهرستان ← بخش ← دهستان ← قصبه. هر استان چند شهرستان داشت و این زنجیره تا قصبه ادامه پیدا می‌کرد. برای خواندن این ترتیب، هر بار بپرس: «این واحد، مستقیماً به چه واحدهای کوچک‌تری تقسیم می‌شود؟» مثلاً پاسخ برای شهرستان، «بخش» است، نه دهستان. این ترتیب مربوط به قانون همان سال است؛ آن را بدون توجه به زمان، به همهٔ دوره‌ها نسبت نده.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۰

ادامهٔ تغییرات استان‌ها

تاریخچه در سال ۱۳۱۶ متوقف نمی‌شود. در سال ۱۳۵۷ و در آستانهٔ پیروزی انقلاب اسلامی، ایران بیست‌وچهار استان داشت. سپس در سال ۱۳۷۲، طرح ایجاد استان اردبیل به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

پس از اردبیل، استان‌های قم، قزوین، گلستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی و البرز نیز اضافه شدند. برای به‌خاطرسپردن مسیر، سه ایستگاه بساز: ۱۳۱۶؛ ده استان با نام عددی، ۱۳۵۷؛ بیست‌وچهار استان، ۱۳۷۲؛ تصویب طرح استان اردبیل.

اگر دو نقشهٔ مربوط به زمان‌های متفاوت، مرزها یا نام‌های یکسانی نداشتند، لزوماً یکی اشتباه نیست. ممکن است هرکدام تقسیمات کشوری زمان خود را نشان دهند؛ پس همیشه تاریخ نقشه را هم بررسی کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۱

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی دربارهٔ قانون سال ۱۳۱۶ می‌گوید: «دهستان مستقیماً زیرمجموعهٔ شهرستان بود.» چگونه با استفاده از ترتیب واحدها، گفتهٔ او را بررسی می‌کنی؟

  1. ابتدا زمان را مشخص می‌کنیم: سؤال دربارهٔ قانون سال ۱۳۱۶ است، پس باید ترتیب همان قانون را به کار ببریم.

  2. زنجیرهٔ واحدها را می‌نویسیم: استان ← شهرستان ← بخش ← دهستان ← قصبه.

  3. جای دهستان را پیدا می‌کنیم: درست پیش از آن، بخش قرار دارد؛ بنابراین گفتهٔ دانش‌آموز یک سطح را حذف کرده است.

جواب: در قانون سال ۱۳۱۶، دهستان مستقیماً زیرمجموعهٔ بخش بود؛ میان شهرستان و دهستان، یک سطح به نام بخش قرار داشت.

نکات مهم

  • پیش از اسلام، نام واحدها و مسئولان آن‌ها متفاوت بود و در دورهٔ ساسانی ترتیب واحدها سرزمین، خوره، تسوج و رستاک بود.
  • پس از اسلام نیز تقسیمات تغییر کرد؛ در دورهٔ قاجار ایران چهار ایالت و دوازده ولایت داشت.
  • ایران در سال ۱۳۱۶ ده استان با نام‌های عددی و در سال ۱۳۵۷ بیست‌وچهار استان داشت و در سال ۱۳۷۲ طرح استان اردبیل تصویب شد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۸۱ تا ۸۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

تقسیمات کشوری در ایران

در این درس یاد می‌گیری واحدهای تقسیمات کشوری و مسئولان آن‌ها را بشناسی و جای یک محل را در نقشه‌های استان، شهرستان، بخش و دهستان دنبال کنی.

پیش از شروع

چطور ممکن است یک نفر هم‌زمان ساکن دهستان پسکوه، بخش سده، شهرستان قائنات و استان خراسان جنوبی باشد؟ مگر یک محل چند نشانی دارد؟

این نام‌ها چهار محل جدا از هم نیستند؛ محدوده‌هایی هستند که درون یکدیگر قرار گرفته‌اند. تقسیمات کشوری مثل یک نشانی چندلایه کمک می‌کند جای هر محل و مسئول ادارۀ آن را بشناسیم.

چرا کشور تقسیم می‌شود؟

تصور کن قرار باشد برای تمام آبادی‌ها و شهرهای ایران، فقط از یک مرکز دربارۀ خدمات روزمره تصمیم‌گیری شود. شناخت نیازهای هر محل و رسیدگی به آن‌ها بسیار دشوار می‌شود. برای همین، کشور را به محدوده‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کنند تا اداره‌کردن و خدمات‌رسانی آسان‌تر شود.

یکی از این محدوده‌ها استان است که از چند شهرستان همجوار تشکیل می‌شود و مسئول ادارۀ آن استاندار است. در شکل‌گیری استان فقط کنار هم بودن شهرستان‌ها مهم نیست؛ ویژگی‌های طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی هم در نظر گرفته می‌شود. این مرزبندی‌ها همیشگی نیستند؛ برای نمونه، کتاب از تشکیل استان‌های جدیدی مانند اردبیل و البرز در گذر زمان خبر می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۱

از شهرستان تا دهستان

حالا از استان به محدوده‌های کوچک‌تر برویم. شهرستان از چند بخش همجوار تشکیل می‌شود و فرماندار آن را اداره می‌کند. بخش نیز چند دهستان همجوار را در بر می‌گیرد و مسئول آن بخشدار است. در این محدوده، مزرعه، مکان، روستا و گاهی شهر وجود دارد.

دهستان کوچک‌ترین واحد تقسیمات کشوری است و چند روستا، مکان و مزرعۀ نزدیک به هم را در بر می‌گیرد. شباهت‌های محیطی و انسانی این مجموعه، برنامه‌ریزی و خدمات‌رسانی مشترک را آسان‌تر می‌کند؛ مثلاً می‌توان نیازهای چند روستای همجوار را در یک شبکۀ خدماتی دید.

پس ترتیب تابع‌بودن اداری را این‌طور بخوان: دهستان ← بخش ← شهرستان ← استان ← تشکیلات مرکزی. اینجا پیکان یعنی «تابعِ واحد بعدی است»، نه اینکه همۀ واحدها اندازۀ یکسان دارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

شهر با شهرستان فرق دارد

یک نکتۀ مهم: شهر و شهرستان یکی نیستند. شهر محلی با حدود قانونی و ویژگی‌های خاص ساختمانی و شغلی است که در محدودۀ جغرافیایی یک بخش قرار دارد. مسئول ادارۀ شهر شهردار و واحد اداری آن شهرداری است؛ اما شهرستان را فرماندار اداره می‌کند.

روستا در کتاب «واحد مبدأ» تقسیمات کشوری معرفی شده است. برای آن، سکونت دست‌کم بیست خانوار یا صد نفر و همگنی ویژگی‌های محیطی و انسانی مطرح شده است. مسئول ادارۀ روستا دهیار و واحد اداری آن دهیاری است.

پس «کوچک‌ترین واحد» و «واحد مبدأ» را جابه‌جا نکن: اولی دهستان و دومی روستاست. همچنین شهر را میان دهستان و روستا نگذار؛ شهر در محدودۀ بخش قرار می‌گیرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۲

نشانی را روی نقشه بخوان

روی نقشه، تقسیمات کشوری را مثل بزرگ‌نمایی پیاپی دنبال کن. ابتدا استان را در نقشۀ ایران پیدا کن؛ سپس در نقشۀ استان، شهرستان موردنظر را بیاب و بعد سراغ بخش و دهستان برو. در نقشۀ تقسیمات کشوری، به راهنما هم نگاه کن تا مرز استان را با نشانۀ مرکز استان اشتباه نگیری.

نمونۀ کتاب چنین است: استان خراسان جنوبی، شهرستان قائنات، بخش سده، دهستان پسکوه. هر نقشه، جای محدودۀ کوچک‌تر را در محدودۀ بزرگ‌تر روشن می‌کند.

برای محل زندگی خودت نیز همین مسیر را بنویس. اگر ساکن شهر هستی، لازم نیست نام یک دهستان را به نشانی‌ات اضافه کنی. تاریخ نقشه را هم بررسی کن: نقشۀ صفحۀ قبل مربوط به سال ۱۴۰۰ است و برای تغییرات جدید باید سراغ سایت استانداری یا ادارۀ سیاسی محل بروی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۴

مثال حل‌شده

می‌خواهی با استفاده از نمونۀ صفحۀ ۸۴ جای دهستان پسکوه را به دوستی نشان بدهی. از کدام نقشه شروع می‌کنی، چه مسیرى را دنبال می‌کنی و مسئول ادارۀ استان، شهرستان و بخش چه عنوانی دارد؟

  1. از نقشۀ ایران شروع می‌کنیم و استان خراسان جنوبی را پیدا می‌کنیم؛ مسئول ادارۀ استان، استاندار است.

  2. در نقشۀ خراسان جنوبی، شهرستان قائنات را پیدا می‌کنیم؛ مسئول ادارۀ شهرستان، فرماندار است.

  3. در نقشۀ شهرستان قائنات، بخش سده را مشخص می‌کنیم؛ مسئول ادارۀ بخش، بخشدار است.

  4. در نقشۀ بخش سده، دهستان پسکوه را پیدا می‌کنیم؛ حالا جای دهستان را در همۀ محدوده‌های بزرگ‌تر می‌شناسیم.

جواب: مسیر نقشه‌خوانی چنین است: خراسان جنوبی، قائنات، سده، پسکوه؛ مسئولان استان، شهرستان و بخش نیز به‌ترتیب استاندار، فرماندار و بخشدارند.

نکات مهم

  • تقسیمات کشوری برای ادارۀ بهتر و خدمات‌رسانی مناسب‌تر شکل می‌گیرد و ممکن است در طول زمان تغییر کند.
  • دهستان تابع بخش، بخش تابع شهرستان و شهرستان تابع استان است؛ شهر و شهرستان نیز واحدهای یکسانی نیستند.
  • برای شناخت جای محل زندگی، نقشه‌ها را از محدودۀ بزرگ‌تر به کوچک‌تر دنبال کن و تغییرات تازه را از منابع رسمی بررسی کن.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۸۵ تا ۸۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۹: سکونتگاه‌های ایران

در این درس یاد می‌گیری سکونتگاه را بشناسی و نقش عوامل طبیعی و انسانی را در شکل‌گیری، گسترش یا افول آن توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر کنار رودخانه‌ای پرآب، زمین بسیار پرشیب و خاک نامناسب باشد، آیا همان‌جا بهترین محل ساختن یک روستاست؟

نه لزوماً! آب بسیار مهم است، اما مردم برای زندگی و فعالیت به شرایط دیگری هم نیاز دارند. برای فهمیدن محل پیدایش و مسیر گسترش یک سکونتگاه، باید عوامل طبیعی و انسانی را کنار هم ببینیم.

سکونتگاه؛ فراتر از یک خانه

وقتی واژهٔ «سکونتگاه» را می‌شنوی، شاید یک خانه به ذهنت برسد؛ اما در جغرافیا، منظور مجموعه‌ای از خانه‌هاست که در یک محل شکل گرفته‌اند. پس یک خانهٔ تاریخی به‌تنهایی با یک شهر یا روستا یکسان نیست.

سکونتگاه فقط جایی برای خوابیدن و رفع نیازهای روزانه نیست. مردم در آن خاطره می‌سازند، با دیگران ارتباط پیدا می‌کنند و به زادگاهشان احساس تعلق دارند. مثلاً علاقهٔ کسی به روستای کودکی‌اش، حتی پس از مهاجرت، نشان می‌دهد محل زندگی بخشی از هویت او شده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۵

آب و دیگر شرایط طبیعی

در پیدایش سکونتگاه‌های ایران، آب مهم‌ترین عامل بوده است. آب هم نیاز روزانهٔ مردم را تأمین می‌کرد و هم امکان کشاورزی را فراهم می‌ساخت؛ به همین دلیل، بسیاری از سکونتگاه‌های نخستین کنار رودها پدید آمدند. استقرار دائمی انسان به پیدایش روستاها انجامید و افزایش جمعیت روستاها زمینهٔ پیدایش شهرهای اولیه را فراهم کرد.

اما آب تنها عامل نیست. خاک حاصلخیز، شیب زمین و شرایط دیگر محیط هم اهمیت دارند. برای نمونه، آب کافی در زمینی با خاک نامناسب، به‌تنهایی کشاورزی موفق را تضمین نمی‌کند.

جدول کتاب نیز نشان می‌دهد 53%53\% شهرهای ایران در ارتفاع 10001000 تا 2000 متر2000\,\text{متر} قرار دارند. این یعنی پراکندگی شهرها در ارتفاع‌های مختلف یکسان نیست؛ نه اینکه ارتفاع به‌تنهایی علت پیدایش همهٔ آن‌ها باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۵

راه‌ها و امنیت

فقط طبیعت تعیین نمی‌کند مردم کجا ساکن شوند؛ عوامل انسانی هم نقش دارند. در گذشته، قرارگرفتن در مسیر راه‌های کاروانی و بازرگانی، فرصت دادوستد و ارتباط با مناطق دیگر را فراهم می‌کرد. برای نمونه، کتاب از ری در مسیر جادهٔ ابریشم یاد می‌کند.

دفاع و امنیت نیز مهم بوده‌اند؛ مردم به محلی نیاز داشتند که بتوانند در آن با آسودگی بیشتری زندگی کنند. پس برای بررسی پیدایش یک شهر، هم باید دربارهٔ آب و خاک پرسید، هم دربارهٔ راه‌ها و امنیت. اهمیت نسبی این عوامل در گذشته و امروز نیز لزوماً یکسان نیست؛ باید شرایط هر زمان و مکان را بررسی کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۶

رشد یا افول سکونتگاه

«شکل‌گیری» یعنی یک سکونتگاه چگونه به وجود آمده است؛ «گسترش» یعنی پس از پیدایش، چگونه بزرگ‌تر شده و در فضا پیش رفته است. عواملی مانند آب، خاک و شیب زمین در هر دو مرحله نقش دارند. مثلاً زمین کم‌شیب می‌تواند ساخت‌وساز را آسان‌تر کند، اما دامنهٔ پرشیب مسیر گسترش را محدود سازد.

البته سرنوشت همهٔ سکونتگاه‌ها رشد نیست. با نامساعدشدن شرایط طبیعی یا انسانی، ممکن است اهمیت یک سکونتگاه کم شود یا حتی از بین برود. بیشاپور در گذشته جایگاه ارتباطی مهمی داشت و تا قرن هفتم هجری آباد بود، اما جنگ و بیماری آن را از بین بردند. پس رونق گذشته، ماندگاری همیشگی را تضمین نمی‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۷

مثال حل‌شده

روستایی فرضی کنار رودخانه، روی خاک حاصلخیز و نزدیک یک راه بازرگانی به وجود آمده است. در یک سمت روستا دامنه‌ای پرشیب و در سمت دیگر زمین کم‌شیب قرار دارد. عوامل پیدایش آن را مشخص کن و توضیح بده احتمالاً در کدام سمت آسان‌تر گسترش می‌یابد.

  1. ابتدا پیدایش را از گسترش جدا می‌کنیم: بخشی از سؤال دربارهٔ علت به‌وجودآمدن روستا و بخش دیگر دربارهٔ جهت رشد بعدی آن است.

  2. رودخانه آب فراهم می‌کند و خاک حاصلخیز برای کشاورزی مناسب است؛ پس این دو را در گروه عوامل طبیعی پیدایش قرار می‌دهیم.

  3. راه بازرگانی فرصت ارتباط و دادوستد ایجاد می‌کند؛ بنابراین یک عامل انسانیِ مؤثر در پیدایش روستاست.

  4. برای گسترش، شیب دو سمت را مقایسه می‌کنیم: با فرض یکسان‌بودن سایر شرایط، ساخت‌وساز در سمت کم‌شیب آسان‌تر است؛ پس احتمال گسترش در آن سمت بیشتر است.

جواب: آب و خاک حاصلخیز از عوامل طبیعی و راه بازرگانی از عوامل انسانیِ مساعد برای پیدایش این روستا هستند؛ پس از پیدایش نیز شیب تند می‌تواند گسترش را محدود کند و زمین کم‌شیب مسیر مناسب‌تری برای آن باشد.

نکات مهم

  • سکونتگاه مجموعه‌ای از خانه‌هاست و علاوه بر تأمین نیازهای زندگی، در احساس هویت و تعلق مردم نقش دارد.
  • آب مهم‌ترین عامل پیدایش سکونتگاه‌های ایران بوده، اما خاک، شیب زمین، راه‌های بازرگانی و امنیت نیز اثرگذارند.
  • شرایط طبیعی و انسانی می‌توانند گسترش سکونتگاه را تقویت یا محدود کنند و حتی باعث افول آن شوند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۹ · صفحهٔ ۸۸ تا ۸۹ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

انواع سکونتگاه

در این درس یاد می‌گیری سکونتگاه‌های عشایری، روستایی و شهری را مقایسه کنی، علت‌های افزایش جمعیت شهری را توضیح بدهی و نقش آرایش اجزا را در شکل سکونتگاه بشناسی.

پیش از شروع

ممکن است جمعیت شهری کشور بیشتر شود، بی‌آنکه ساکنان یک روستا خانه‌هایشان را ترک کنند؟

بله؛ ممکن است همان روستا به شهر تبدیل شود یا به محدودهٔ یک شهر بپیوندد. پس برای شناخت سکونتگاه‌ها، فقط شمردن مردم کافی نیست؛ باید شیوهٔ زندگی، فعالیت‌ها و وضعیت سکونتگاه را هم بشناسیم.

عشایر؛ زندگی پیوندخورده با طبیعت

سکونتگاه فقط مجموعه‌ای از خانه‌ها نیست؛ شیوهٔ زندگی مردم هم بخشی از شناخت آن است. نخست از زندگی عشایری شروع کنیم که قدیمی‌ترین نوع سکونتگاه شناخته‌شده در ایران است. در این شیوه، یک‌جانشینی دائمی وجود ندارد و استفادهٔ مستقیم از منابع طبیعی، به‌ویژه برای دامپروری، اهمیت دارد. کوه‌های البرز و زاگرس و دشت‌های مجاورشان شرایط مناسبی برای این فعالیت فراهم کرده‌اند. روابط اجتماعی عشایر بر ایل، طایفه و پیوندهای خویشاوندی استوار است. مثلاً برای شناخت زندگی یک خانوادهٔ عشایری، فقط محل استقرارش را نبین؛ ارتباط آن خانواده با دام، طبیعت و خویشاوندانش هم مهم است. ایل سون، بختیاری، قشقایی و ترکمن از ایلات عمدهٔ ایران‌اند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

روستا؛ زمین و همکاری

در روستا، فعالیت بیشتر ساکنان به زمین وابسته است و کشاورزی شغل رایجی به شمار می‌آید. این وابستگی را در زندگی روزانه می‌توان دید: زمان کاشت، رسیدگی به محصول و برداشت، بر کار خانواده‌ها اثر می‌گذارد. همکاری در این فعالیت‌ها و پایبندی به آداب‌ورسوم محلی، از ویژگی‌های مهم زندگی روستایی است. فضای باز، طبیعت زیبا و هوای پاک نیز به آرامش این زندگی کمک می‌کنند. البته امکاناتی مانند بیمارستان، فروشگاه و حمل‌ونقل عمومی معمولاً محدودتر از شهرهاست. دقت کن که «محدودتر بودن خدمات» به معنای «نبودن خدمات» نیست؛ ممکن است روستایی فروشگاه داشته باشد، اما تنوع و دسترسی به خدمات در آن کمتر باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

شهر؛ جمعیت و تنوع فعالیت‌ها

در تعریف رسمی نقل‌شده در کتاب، شهر نقطه‌ای است که مصوبهٔ هیئت دولت دارد و دارای شهرداری است. بنابراین، دیدن چند ساختمان بلند یا یک بازار شلوغ برای تشخیص رسمی شهر کافی نیست. از نظر شیوهٔ زندگی نیز شهرها ویژگی‌هایی دارند: بیشتر مردم در خدمات و صنعت کار می‌کنند و جمعیت زیاد، به امکانات بیشتری نیاز دارد. خانه‌های فشرده و محله‌های پرتراکم نیز با این جمعیت ارتباط دارند. در شهرها معمولاً تفاوت بیشتری در آداب‌ورسوم، ارزش‌ها و شیوهٔ زندگی مردم دیده می‌شود. مثلاً در یک محله ممکن است خانواده‌هایی با پیشینه‌های گوناگون کنار هم زندگی کنند؛ پس نباید انتظار داشت همه دقیقاً سبک زندگی یکسانی داشته باشند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۸

جمعیت شهری چگونه بیشتر می‌شود؟

حالا سه شیوهٔ زندگی را با چهار معیار مقایسه کن: جمعیت، معیشت، روابط اجتماعی و خدمات و تسهیلات. این معیارها کمک می‌کنند تفاوت‌ها را منظم ببینی. سهم جمعیت شهری و روستایی هم ثابت نمانده است؛ طبق داده‌های کتاب، در سال 13351335 حدود 70%70\% جمعیت روستانشین بودند، اما در سال 13951395 حدود 75%75\% جمعیت در شهرها زندگی می‌کردند. افزایش جمعیت شهری فقط از مهاجرت نیست. بیشتر بودن تولدها از مرگ‌ها، مهاجرت روستاییان، تبدیل روستا به شهر و پیوستن روستاها به شهرها، هرکدام نقش دارند. مثلاً اگر روستایی در محدودهٔ شهر قرار بگیرد، ساکنانش ممکن است همان‌جا بمانند، ولی در آمار شهری حساب شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

شکل سکونتگاه؛ آرایش اجزا

تا اینجا دربارهٔ شیوهٔ زندگی حرف زدیم؛ اکنون به شکل سکونتگاه نگاه کنیم. هر سکونتگاه اجزایی دارد. خانه، مزرعه، باغ، چراگاه، مسجد و راه از اجزای سکونتگاه روستایی‌اند. در شهرها نیز آپارتمان، خیابان، میدان، مدرسه، دانشگاه، بازار و مراکز درمانی دیده می‌شود. برای شناخت شکل سکونتگاه، فقط نام این اجزا مهم نیست؛ باید ببینی چگونه کنار هم قرار گرفته‌اند و چه ارتباطی با پدیده‌های طبیعی دارند. برای تصورش، دو نقشه را در ذهن بکش که هر دو خانه و راه دارند، اما جای خانه‌ها و مسیر راه‌ها متفاوت است. اجزا شبیه‌اند، ولی آرایش متفاوت آن‌ها می‌تواند شکل متفاوتی به سکونتگاه بدهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

مثال حل‌شده

روستایی در کنار یک شهر قرار دارد. با گسترش شهر، روستا به محدودهٔ آن می‌پیوندد؛ اما هیچ خانواده‌ای خانه‌اش را عوض نمی‌کند. آیا جمعیت شهری می‌تواند بیشتر شود؟ دلیل بیاور.

  1. ابتدا جابه‌جایی مردم را بررسی می‌کنیم: خانواده‌ها در خانه‌های خود مانده‌اند، پس در این وضعیت مهاجرتی رخ نداده است.

  2. سپس تغییر محدوده را بررسی می‌کنیم: روستا اکنون به شهر پیوسته است.

  3. در نتیجه، ساکنانی که پیش‌تر جزو جمعیت روستایی بودند، اکنون جزو جمعیت شهری حساب می‌شوند.

جواب: افزایش جمعیت شهری لزوماً به معنای مهاجرت نیست؛ در این وضعیت، پیوستن روستا به شهر علت تغییر دسته‌بندی جمعیت است.

نکات مهم

  • زندگی عشایری با استفادهٔ مستقیم از طبیعت و پیوندهای خویشاوندی، زندگی روستایی با وابستگی به زمین و زندگی شهری با غلبهٔ خدمات و صنعت شناخته می‌شود.
  • رشد طبیعی جمعیت، مهاجرت، تبدیل روستا به شهر و پیوستن روستاها به شهرها می‌توانند جمعیت شهری را افزایش دهند.
  • شکل سکونتگاه از چگونگی قرارگیری پدیده‌های طبیعی و انسانی در کنار هم پدید می‌آید.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۰ · صفحهٔ ۸۹ تا ۹۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

شکل سکونتگاه‌ها

در این درس یاد می‌گیری شکل‌های اصلی سکونتگاه‌های روستایی و شهری را تشخیص بدهی و تفاوت افزایش جمعیت شهری با افزایش تعداد شهرها را توضیح دهی.

پیش از شروع

ممکن است بدون اینکه حتی یک خانواده اسباب‌کشی کند، جمعیت شهری کشور بیشتر شود؟

بله؛ ممکن است یک روستا به شهر تبدیل شود و ساکنان همان‌جا، این بار جزو جمعیت شهری حساب شوند. پس برای فهم تغییرات سکونتگاه‌ها، باید هم شکل آن‌ها را بشناسیم و هم راه‌های تغییر جمعیتشان را.

شکل یعنی آرایش اجزا

وقتی از «شکل سکونتگاه» حرف می‌زنیم، منظور فقط ظاهر خانه‌ها نیست؛ مهم است که خانه‌ها، راه‌ها و دیگر بخش‌ها چگونه کنار هم قرار گرفته‌اند. در روستا، مزرعه، باغ و چراگاه هم از اجزای سکونتگاه‌اند. در شهر، آپارتمان‌ها، خیابان‌ها، بازار و مراکز آموزشی و درمانی بیشتر به چشم می‌آیند.

برای تصور این موضوع، نقشهٔ محله‌ات را در ذهن بیاور: خانه، خیابان و فضای عمومی هرکدام جایی دارند. جای این اجزا نسبت به یکدیگر و نسبت به پدیده‌های طبیعی، مثل رود و کوه، به سکونتگاه شکل می‌دهد. پس برای شناخت شکل، باید رابطهٔ اجزا را ببینی، نه فقط تعدادشان را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۸۹

روستا؛ پراکنده یا متمرکز؟

نخستین راه تشخیص شکل روستا، توجه به فاصلهٔ خانه‌هاست. در روستای پراکنده، خانه‌ها از هم فاصله دارند؛ در روستای متمرکز، خانه‌ها نزدیک‌تر و در کنار هم قرار گرفته‌اند. این دو عنوان دربارهٔ آرایش خانه‌ها هستند، نه لزوماً تعداد جمعیت روستا.

حالا در روستاهای متمرکز، به محیط اطراف نگاه کن. امتداد یک جاده یا رود می‌تواند مسیر گسترش روستا را تعیین کند و شکلی خطی به آن بدهد. در دامنهٔ کوه نیز خانه‌ها ممکن است در ارتفاع‌های متفاوت ساخته شوند و روستا ظاهری پلکانی پیدا کند. بنابراین برای توضیح شکل روستا، هم فاصلهٔ خانه‌ها را بررسی کن و هم پدیده‌ای را که بر جای‌گیری آن‌ها اثر گذاشته است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۰

سه الگوی شکل شهر

برای تشخیص شکل شهر، مسیر خیابان‌ها و راه‌های اصلی را دنبال کن. در شهر شعاعی یا ستاره‌ای، یک مرکز اصلی وجود دارد و راه‌های مهم مانند پره‌ها از آن منشعب می‌شوند؛ همدان نمونهٔ کتاب است.

در شهر شطرنجی، راه‌ها شبکه‌ای مستطیل‌شکل می‌سازند و زمین‌ها را به بلوک‌ها و قطعات همسان تقسیم می‌کنند؛ نمونهٔ آن سلماس است. در شهر خطی، گسترش شهر در امتداد یک محور، مانند جاده، راه‌آهن یا ساحل، دیده می‌شود؛ کتاب بوشهر را نمونه آورده است.

برای یادآوری، سه تصویر ذهنی بساز: پره‌های چرخ، صفحهٔ شطرنج و یک نوار کشیده. این تصویرها کمک می‌کنند ویژگی اصلی هر الگو را تشخیص بدهی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۱

جمعیت و سکونتگاه‌های در حال تغییر

سکونتگاه‌ها ثابت نمی‌مانند. افزایش جمعیت می‌تواند باعث گسترش شهر و تغییر ظاهر آن شود. در بررسی تغییرات، دو موضوع را جدا کن: بیشترشدن جمعیت شهرها و بیشترشدن تعداد شهرها. تبدیل یک روستا به شهر، تعداد نقاط شهری را افزایش می‌دهد؛ اما افزایش جمعیت یک شهر موجود، لزوماً شهر تازه‌ای ایجاد نمی‌کند.

افزایش جمعیت شهری فقط از مهاجرت نیست. بیشتر بودن تولدها از مرگ‌ها، مهاجرت روستا به شهر، تبدیل روستا به شهر و پیوستن روستاهای اطراف به شهر، همگی می‌توانند در آن نقش داشته باشند. پس همیشه لازم نیست مردم جابه‌جا شوند تا آمار جمعیت شهری تغییر کند. همچنین در تعریف کتاب، شهر با جمعیت بیش از یک میلیون نفر، کلان‌شهر نامیده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

مثال حل‌شده

شهری در امتداد یک جاده گسترش یافته و اکنون روستای نزدیکش جزئی از آن شده است. شکل شهر چیست و آیا این اتفاق حتماً به معنای افزایش تعداد شهرهاست؟

  1. نشانهٔ شکل را پیدا می‌کنیم: گسترش شهر در امتداد یک محور ارتباطی، یعنی جاده، رخ داده است.

  2. این نشانه را با الگوها تطبیق می‌دهیم: گسترش در امتداد محور، ویژگی شکل خطی است.

  3. تغییر جمعیتی را بررسی می‌کنیم: با پیوستن روستا، ساکنان آن در جمعیت شهر حساب می‌شوند.

  4. جمعیت را از تعداد شهرها جدا می‌کنیم: روستا جزئی از شهر موجود شده است، نه اینکه الزاماً شهری مستقل به وجود آمده باشد.

جواب: شکل شهر خطی است؛ پیوستن روستا می‌تواند جمعیت شهری را افزایش دهد، اما در این رویداد لزوماً شهر تازه‌ای ایجاد نشده است.

نکات مهم

  • شکل سکونتگاه به چگونگی قرارگیری اجزای طبیعی و انسانی آن مربوط است و در روستاها، فاصلهٔ خانه‌ها مبنای تشخیص پراکندگی یا تمرکز است.
  • راه‌های منشعب از مرکز، شبکهٔ مستطیلی و گسترش در امتداد یک محور، به‌ترتیب نشانه‌های شهر شعاعی، شطرنجی و خطی‌اند.
  • جمعیت شهری از راه رشد طبیعی، مهاجرت، تبدیل روستا به شهر و پیوستن روستاها به شهر افزایش می‌یابد و افزایش تعداد شهرها با افزایش جمعیت شهرها یکی نیست.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۱ · صفحهٔ ۹۲ تا ۹۴ · حدود ۱۳ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

پیدایش شهرهای پرجمعیت؛ خوب یا بد؟

در این درس یاد می‌گیری تغییرات جمعیتی سکونتگاه‌ها را توضیح بدهی، مزایا و مشکلات شهرهای پرجمعیت را بسنجی و نقش سکونتگاه‌ها را از روی نشانه‌هایشان تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر شهری بیمارستان، دانشگاه و امکانات فراوان داشته باشد، آیا حتماً بهترین جا برای زندگی است؟

امکانات بیشتر می‌تواند یک شهر را جذاب کند، اما همهٔ ماجرا نیست. آلودگی هوا و دشواری تهیهٔ مسکن هم بر زندگی اثر می‌گذارند؛ برای قضاوت باید هر دو سوی ماجرا را ببینیم.

شهرهای بیشتر، جمعیت بیشتر

وقتی جمعیت بیشتر می‌شود، فقط تعداد آدم‌ها تغییر نمی‌کند؛ سکونتگاه‌ها هم به‌تدریج دگرگون می‌شوند. در ایران، دو اتفاق را باید از هم جدا کنیم: بیشترشدن جمعیت شهرهای موجود و بیشترشدن تعداد شهرها. بعضی نقاط روستایی با تأسیس شهرداری به شهر تبدیل شده‌اند؛ پس افزایش تعداد شهرها همیشه به معنی ساختن سکونتگاهی کاملاً تازه نیست. مثلاً جایی که پیش‌تر روستا نامیده می‌شد، ممکن است بعداً شهر شناخته شود. این دگرگونی‌ها بر ظاهر محل زندگی و روابط اجتماعی و اقتصادی ساکنان هم اثر می‌گذارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

کلان‌شهر یعنی چه؟

رشد سریع شهرنشینی باعث شده است بعضی شهرها جمعیتی میلیونی پیدا کنند. در تعریف این درس، کلان‌شهر شهری است که جمعیتش از یک میلیون نفر بیشتر باشد. پس برای تشخیص کلان‌شهر، معیار اصلی جمعیت است، نه پایتخت‌بودن، وسعت یا شهرت آن. جدول کتاب نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۰ هشت شهر ایران در این گروه قرار داشته‌اند: تهران، مشهد، اصفهان، کرج، تبریز، شیراز، اهواز و قم. هنگام خواندن جدول، حتماً به سالِ بالای هر ستون توجه کن؛ جمعیت یک شهر در سال‌های مختلف یکسان نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

امکانات در کنار مشکلات

امکانات و خدمات شهری از دلایل جذب مهاجران‌اند و مهاجرت هم در تغییر جمعیت شهرها سهم مهمی دارد. بااین‌حال، امکانات بیشتر لزوماً به معنی زندگی بی‌دردسر نیست. کتاب به مشکلاتی مانند آلودگی هوا و افزایش قیمت مسکن اشاره می‌کند. اولی سلامت مردم را تهدید می‌کند و دومی تهیهٔ خانه را دشوارتر می‌سازد. تصور کن خانواده‌ای به خدمات موردنیازش نزدیک‌تر شده، اما برای اجارهٔ خانه فشار مالی بیشتری تحمل می‌کند. برای داوری دربارهٔ زندگی در شهر بزرگ، باید مزایا و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی را کنار هم دید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

نقش را از نشانه‌ها بشناس

برای شناخت نقش سکونتگاه بپرس: «چه فعالیتی در اینجا برجسته است و چرا؟» هم ویژگی‌های طبیعی و هم ویژگی‌های انسانی در پاسخ مهم‌اند. بوشهر و انزلی، به‌سبب موقعیت ساحلی و فعالیت‌های مربوط به جابه‌جایی کالا، نقش بندری دارند. وجود زیارتگاه‌ها در مشهد و قم، نقش زیارتگاهی را برجسته کرده است. تمرکز وزارتخانه‌ها، سفارتخانه‌ها و اداره‌های بزرگ در تهران، با نقش سیاسی ـ اداری آن ارتباط دارد. کارخانه‌های مهم و متعدد نیز نقش صنعتی اصفهان و اراک را نشان می‌دهند. بنابراین برای تشخیص نقش، دنبال شواهد فعالیت‌ها باش، نه فقط نام شهر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

چند نقش و تغییر در زمان

وقتی یک شهر را صنعتی یا زیارتگاهی می‌نامیم، منظور این نیست که فقط همان یک فعالیت را دارد. بیشتر سکونتگاه‌های امروزی چند نقش هم‌زمان دارند؛ مثلاً تهران علاوه بر نقش سیاسی ـ اداری، فعالیت‌های صنعتی و دانشگاهی هم دارد. این نقش‌ها در ظاهر شهر دیده می‌شوند: فضای یک سکونتگاه دانشگاهی با محیطی که کارخانه‌ها در آن برجسته‌اند، یکسان نیست. نقش‌ها همیشه ثابت هم نمی‌مانند. ممکن است یک شهر صنعتی در گذر زمان میزبان مراکز اداری شود و نقش تازه‌ای پیدا کند، بی‌آنکه نقش قبلی‌اش حتماً از بین برود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

مثال حل‌شده

خانواده‌ای قصد دارد به شهری بزرگ مهاجرت کند. یکی از اعضای خانواده می‌گوید: «چون امکانات آنجا بیشتر است، زندگی ما حتماً بهتر می‌شود.» آیا این نتیجه‌گیری کافی است؟

  1. دلیل این نظر را پیدا می‌کنیم: دسترسی به امکانات بیشتر می‌تواند زندگی را آسان‌تر کند.

  2. به بخش نادیده‌گرفته‌شده توجه می‌کنیم: شهرهای بزرگ ممکن است با آلودگی هوا و گرانی مسکن روبه‌رو باشند.

  3. اثر هر دو طرف را بر زندگی خانواده می‌سنجیم: خدمات بهتر یک مزیت است، اما فشار مالی یا آسیب به سلامت هم اهمیت دارد.

  4. نتیجه می‌گیریم که فقط با یک ویژگی مثبت نمی‌توان حکم قطعی داد؛ باید مزایا و مشکلات را در کنار نیازهای خانواده بررسی کرد.

جواب: نه؛ امکانات بیشتر یک مزیت است، اما برای انتخاب محل زندگی باید مشکلاتی مثل آلودگی هوا و هزینهٔ مسکن و همچنین نیازهای خانواده را هم در نظر گرفت.

نکات مهم

  • رشد جمعیت هم جمعیت شهرهای موجود را بیشتر کرده و هم با تبدیل برخی روستاها به شهر، تعداد شهرها را افزایش داده است.
  • کلان‌شهر بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد و برای ارزیابی زندگی در آن باید امکانات و مشکلات را با هم سنجید.
  • نقش سکونتگاه به شرایط طبیعی و انسانی وابسته است و می‌تواند چندگانه باشد و در طول زمان تغییر کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۲ · صفحهٔ ۹۴ تا ۹۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

نقش سکونتگاه‌ها

در این درس یاد می‌گیری نقش سکونتگاه‌ها را از روی ویژگی‌هایشان تشخیص بدهی و شهرگریزی، علت‌ها و پیامدهای احتمالی آن را توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر شهرهای بزرگ امکانات زیادی دارند، چرا بعضی از مردم تصمیم می‌گیرند از آن‌ها به شهرهای کوچک‌تر یا روستاها بروند؟

امکانات بیشتر، همیشه به معنی زندگی آسوده‌تر نیست؛ آلودگی هوا، گرانی مسکن و آسیب‌های اجتماعی می‌توانند مردم را به رفتن ترغیب کنند. برای شناخت این جابه‌جایی، ابتدا ببینیم سکونتگاه‌ها چه نقش‌هایی دارند و سپس با شهرگریزی آشنا شویم.

از ویژگی مکان تا نقش آن

وقتی می‌پرسیم «این سکونتگاه چه نقشی دارد؟»، می‌خواهیم بدانیم چه فعالیت یا کارکردی در آن اهمیت دارد. برای یافتن پاسخ، باید به شرایط طبیعی و انسانی آن نگاه کنیم. کنار دریا بودن می‌تواند زمینهٔ فعالیت بندری را فراهم کند؛ وجود زیارتگاه، زمینهٔ رفت‌وآمد زائران را ایجاد می‌کند.

برای نمونه، مشهد و قم نقش زیارتگاهی دارند و بوشهر و انزلی نقش بندری. تهران به‌دلیل پایتخت‌بودن و حضور مراکز حکومتی، نقش سیاسی ـ اداری دارد؛ اصفهان و اراک هم به‌سبب کارخانه‌های مهم، نقش صنعتی دارند. پس هنگام تشخیص نقش، فقط نام شهر را حفظ نکن؛ ویژگی مکان را به فعالیت مرتبط با آن وصل کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

چند نقش، در حال تغییر

نقش یک سکونتگاه را مثل یک برچسب همیشگی و انحصاری نبین. یک سکونتگاه می‌تواند هم‌زمان چند نقش داشته باشد. برای مثال، تهران علاوه بر نقش سیاسی ـ اداری، نقش‌های صنعتی، دانشگاهی و مذهبی هم دارد.

این نقش‌ها در ظاهر سکونتگاه هم دیده می‌شوند. در یک سکونتگاه دانشگاهی، ساختمان‌های آموزشی و فضاهای مربوط به دانشجویان بیشتر به چشم می‌آیند؛ در یک سکونتگاه صنعتی، کارخانه‌ها و تأسیسات تولیدی برجسته‌اند. البته دیدن یک ساختمان برای شناخت همهٔ نقش‌های شهر کافی نیست.

نقش‌ها همچنین ممکن است با گذشت زمان تغییر کنند یا گسترش یابند؛ مثلاً یک سکونتگاه صنعتی می‌تواند بعداً وظایف اداری و سیاسی هم بر عهده بگیرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

شهرگریزی؛ تغییر محل زندگی

حالا جهت جابه‌جایی مردم را تصور کن: از یک شهر بزرگ به شهری کوچک‌تر یا یک روستا. این حرکت جمعیت را شهرگریزی یا مهاجرت معکوس می‌نامند. مشکلاتی مثل آلودگی هوا، گرانی مسکن و آسیب‌های اجتماعی می‌توانند از علت‌های آن باشند.

اما هر رفتنی به روستا، شهرگریزی نیست. کسی که تعطیلات را در روستا می‌گذراند و بعد به محل زندگی خود برمی‌گردد، صرفاً سفری کوتاه داشته است. برای تشخیص مهاجرت، باید به جابه‌جایی محل زندگی توجه کنیم، نه فقط رفت‌وآمد یا خرید خانه‌ای برای تعطیلات.

پیامدهای این جابه‌جایی را نیز باید از دو طرف دید. ورود ساکنان تازه ممکن است خرید از فروشگاه‌های محلی را افزایش دهد؛ از طرف دیگر، اگر امکانات کافی نباشد، می‌تواند فشار بر آب و خدمات را بیشتر کند. این‌ها پیامدهای احتمالی‌اند و به شرایط مقصد بستگی دارند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۵

مثال حل‌شده

خانواده‌ای به‌دلیل آلودگی هوا و گرانی مسکن، محل زندگی خود را از شهری بزرگ به یک روستا منتقل کرده است. این جابه‌جایی چه نام دارد؟ اگر خانواده‌های بیشتری همین کار را انجام دهند، یک پیامد مثبت و یک پیامد منفی احتمالی برای روستا بیان کن.

  1. جهت حرکت را مشخص می‌کنیم: مبدأ شهر بزرگ و مقصد روستاست.

  2. بررسی می‌کنیم که محل زندگی تغییر کرده است؛ پس با یک سفر تعطیلاتی روبه‌رو نیستیم و این حرکت، شهرگریزی است.

  3. از دید کسب‌وکارهای روستا فکر می‌کنیم: ساکنان تازه ممکن است از فروشگاه‌های محلی خرید کنند و به رونق آن‌ها کمک کنند.

  4. از دید امکانات روستا فکر می‌کنیم: اگر منابع آب محدود باشد، افزایش جمعیت می‌تواند فشار بیشتری بر آن وارد کند.

جواب: این جابه‌جایی، شهرگریزی یا مهاجرت معکوس است؛ افزایش خرید از کسب‌وکارهای محلی می‌تواند پیامدی مثبت و افزایش فشار بر منابع آب می‌تواند پیامدی منفی باشد.

نکات مهم

  • نقش هر سکونتگاه با شرایط طبیعی و انسانی آن ارتباط دارد.
  • سکونتگاه‌ها می‌توانند چند نقش هم‌زمان داشته باشند و نقش‌هایشان در طول زمان تغییر کند.
  • شهرگریزی حرکت جمعیت از شهرهای بزرگ به مکان‌های کوچک‌تر یا روستاهاست و با سفر تفریحی کوتاه تفاوت دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۳ · صفحهٔ ۹۶ · حدود ۸ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس ۱۰: توان‌های اقتصادی ایران

در این درس یاد می‌گیری سه بخش اقتصادی و وابستگی آن‌ها را تشخیص بدهی و نقش شناخت محیط و کشاورزی را در اقتصاد ایران توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر باغی پر از انگور باشد، اما جعبهٔ مناسب و وسیلهٔ حمل‌ونقل در دسترس نباشد، آیا پربار بودن باغ برای رسیدن محصول به دست خریدار کافی است؟

نه؛ تولید محصول فقط بخشی از ماجراست. باغداری به بخش کشاورزی مربوط است، ساخت جعبه به صنعت و حمل محصول به خدمات؛ برای رسیدن محصول به خریدار، این بخش‌ها به یکدیگر نیاز دارند.

سه بخشِ به‌هم‌پیوسته

اقتصاد با تلاش انسان برای تأمین نیازهایش ارتباط دارد. برای شناخت فعالیت‌های اقتصادی، آن‌ها را در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات دسته‌بندی می‌کنیم. این بخش‌ها جدا از هم کار نمی‌کنند؛ پیشرفت هرکدام می‌تواند به دیگری کمک کند.

مثلاً باغدار انگور تولید می‌کند، کارخانه ابزار و جعبه می‌سازد و راننده محصول را به بازار می‌رساند. تولید انگور کشاورزی است، ساخت ابزار و جعبه صنعت است و حمل‌ونقل خدمات است. پس هر فعالیتی که با انگور ارتباط دارد، لزوماً کشاورزی نیست! برای توسعهٔ اقتصادی باید به هر سه بخش توجه کرد؛ چون ضعف یکی می‌تواند کار بخش‌های دیگر را هم دشوار کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

هر مکان، توان‌های خودش

برای پیشرفت اقتصادی، باید از توان مالی موجود بهره گرفت؛ اما پول تنها عامل لازم نیست. محیط طبیعی مساعد و انسان توانمند هم در کنار یکدیگر زمینهٔ فعالیت اقتصادی را فراهم می‌کنند. توانمند بودن انسان یعنی بتواند امکانات را بشناسد و از آن‌ها درست استفاده کند.

فرض کن قرار است در زمینی باغ ایجاد شود. پیش از انتخاب محصول، باید وضعیت آب، خاک و شرایط طبیعی آن مکان بررسی شود. فقط علاقه به یک محصول، دلیل مناسبی برای کاشت آن در هر جایی نیست. شناخت توان‌های محیطی کمک می‌کند فعالیتی انتخاب کنیم که با امکانات مکان سازگار باشد؛ یعنی استفادهٔ درست‌تر و بهینه‌تری از آن داشته باشیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

کشاورزی؛ فراتر از کاشتن

یکی از نیازهای اساسی ما غذاست. انسان برای تأمین این نیاز با محیط طبیعی ارتباط برقرار می‌کند؛ کشاورزی شکلی از این ارتباط است. پس کشاورزی را نباید فقط «کاشتن گیاه» بدانیم. در این درس، زراعت، باغداری و دامداری مهم‌ترین فعالیت‌های این بخش معرفی شده‌اند؛ مانند کشت گندم، پرورش انگور و پرورش دام.

اهمیت کشاورزی هم فقط در تولید غذا خلاصه نمی‌شود. این بخش به تأمین مواد غذایی سالم، خودکفایی و ایجاد اشتغال کمک می‌کند. همچنین استفادهٔ صحیح از آب و خاک در آن اهمیت دارد. بنابراین، وقتی دربارهٔ توان کشاورزی ایران صحبت می‌کنیم، هم به تولید و کار مردم توجه داریم و هم به چگونگی بهره‌گیری از منابع طبیعی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۶

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «برای عرضهٔ انگور به بازار، فقط بخش کشاورزی نقش دارد.» با توجه به ساخت جعبه و حمل محصول، ادعای او را بررسی کن.

  1. ابتدا فعالیت اصلی را مشخص می‌کنیم: پرورش انگور در باغ، بخشی از کشاورزی است.

  2. سپس به وسیلهٔ موردنیاز توجه می‌کنیم: ساخت جعبه برای بسته‌بندی محصول، فعالیت صنعتی است.

  3. بعد مسیر رسیدن محصول به بازار را بررسی می‌کنیم: حمل انگور، فعالیت خدماتی است.

  4. نتیجه می‌گیریم عرضهٔ انگور نمونه‌ای از همکاری سه بخش اقتصادی است، نه فعالیت مستقل کشاورزی.

جواب: این ادعا کامل نیست؛ باغداری فعالیت کشاورزی است، اما ساخت جعبه در بخش صنعت و حمل انگور در بخش خدمات قرار می‌گیرد و هر دو به عرضهٔ محصول کمک می‌کنند.

نکات مهم

  • کشاورزی، صنعت و خدمات به هم وابسته‌اند و توسعهٔ اقتصادی به توجه هم‌زمان به هر سه نیاز دارد.
  • شناخت توان‌های محیطی در کنار توانمندی انسان، به انتخاب فعالیت مناسب و استفادهٔ بهینه از مکان کمک می‌کند.
  • کشاورزی شامل زراعت، باغداری و دامداری است و در تأمین غذا، خودکفایی و ایجاد اشتغال نقش دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۴ · صفحهٔ ۹۶ تا ۱۰۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

بخش کشاورزی

در این درس یاد می‌گیری تنوع و اهمیت باغداری و دامداری ایران را با شرایط محیطی، روش‌های تولید و نقش اقتصادی آن‌ها توضیح بدهی.

پیش از شروع

چطور در یک کشور هم سیب و انگور تولید می‌شود و هم خرما و پسته؟ آیا می‌توان هرکدام را در هر استانی پرورش داد؟

ایران نواحی گوناگونی از نظر دما و اقلیم دارد؛ همین تفاوت‌ها امکان تولید میوه‌های متنوع را فراهم می‌کند. اما هر محصول با هر محیطی سازگار نیست و انتخاب آن باید با توجه به شرایط محل و منابع آب انجام شود.

میوه‌های متنوع، محیط‌های متفاوت

اگر به میوه‌فروشی سر بزنی، بخشی از تنوع محصولات باغی ایران را می‌بینی. تفاوت دمای روز و شب و تفاوت دما در طول سال در نواحی کشور، زمینه تولید میوه‌های سردسیری، نیمه‌گرمسیری و گرمسیری را فراهم کرده است. پس تنوع محصول، با تنوع محیط ارتباط دارد.

در جدول کتاب، آذربایجان غربی از تولیدکنندگان اصلی سیب و انگور است؛ بوشهر در تولید خرما، مرکزی در تولید انار و کرمان در تولید پسته جای دارند. این‌ها نمونه‌اند، نه تنها محل تولید هر محصول. باغداری از نظر اقتصادی هم مهم است: صادرات محصولاتی مانند پسته، انار و خرما برای کشور درآمد ارزی ایجاد می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

تولید سازگار با کم‌آبی

با کاهش منابع آب، فقط زیاد کردن سطح زیر کشت کافی نیست؛ باید به روش تولید و سازگاری محصول با محیط توجه کنیم. کتاب توصیه می‌کند توسعه کشاورزی به سوی باغداریِ متناسب با محیط و همراه با آبیاری نوین برود. این توصیه به معنی مناسب بودن هر باغی در هر جایی نیست.

یکی از روش‌های رایج، کشت گلخانه‌ای است. گلخانه به کاهش مصرف آب، امکان تولید در طول سال و مکان‌های گوناگون و کنترل بهتر وضعیت کشت کمک می‌کند. نمونه کتاب، کشت گلخانه‌ای توت‌فرنگی در هشتگرد است. پس مزیت گلخانه فقط زمان تولید نیست؛ مدیریت شرایط کشت هم اهمیت دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

دامداری؛ محیط و مهارت

شیر، گوشت و بسیاری از خوراکی‌های دیگر به دامداری وابسته‌اند. ایران به دلیل گستردگی در عرض جغرافیایی، تنوع اقلیم و گوناگونی پوشش گیاهی، ظرفیت پرورش دام‌های مختلف را دارد. نمونه‌های کتاب شامل پرورش شتر در سیستان و بلوچستان، شترمرغ در ورامین و بلدرچین در گالیکش است.

اما توان طبیعی به‌تنهایی کافی نیست. نیروی انسانی متخصص و ماهر، روش‌های علمی و رشد صنایع تبدیلی نیز به رشد دامداری کمک کرده‌اند. برای فهم تفاوت این عوامل، اقلیم و گیاهان را امکانات محیط بدان؛ دانش و مهارت پرورش‌دهنده را توان انسانی. رشد این فعالیت به همراهی هر دو وابسته است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۹

از دامداری تا صنایع غذایی

دامداری فقط به تولید شیر و گوشت ختم نمی‌شود. محصولات دامی به صنایع غذایی راه پیدا می‌کنند؛ مثلاً شیر می‌تواند در تولید ماست و پنیر به کار رود. این پیوند به اشتغال، تولید ناخالص داخلی، امنیت غذایی و صادرات کمک می‌کند. بنابراین، اثر دامداری از محل پرورش دام فراتر می‌رود.

عشایر هم در این بخش نقش مهمی دارند. طبق داده‌های همین صفحات، جمعیت آن‌ها کمتر از 2%2\% جمعیت کشور است، اما 25%25\% واحد دامی و 20%20\% تولید پروتئین مربوط به دام را در اختیار دارند. این سهم‌ها نشان می‌دهد جمعیت کم، لزوماً به معنی نقش اقتصادی کم نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

مثال حل‌شده

در منطقه‌ای با منابع آب محدود، دو پیشنهاد مطرح شده است: «تبدیل همه زمین‌های زراعی به باغ، بدون بررسی شرایط محل» و «انتخاب محصول باغی متناسب با محیط و استفاده از آبیاری نوین». کدام پیشنهاد با توصیه کتاب سازگارتر است و چرا؟

  1. مسئله اصلی را مشخص می‌کنیم: منابع آب منطقه محدود است، پس روش مصرف آب اهمیت دارد.

  2. شرط محیطی را بررسی می‌کنیم: هر محصول باغی برای هر منطقه مناسب نیست و باید شرایط محل بررسی شود.

  3. دو پیشنهاد را می‌سنجیم: پیشنهاد اول بررسی محیط و روش آبیاری را نادیده می‌گیرد؛ پیشنهاد دوم هر دو را لحاظ می‌کند.

  4. نتیجه می‌گیریم پیشنهاد دوم مناسب‌تر است؛ توصیه کتاب توسعه بی‌قیدوشرط باغ‌ها نیست، بلکه باغداری سازگار با محیط با روش‌های نوین آبیاری است.

جواب: پیشنهاد دوم با توصیه کتاب سازگارتر است، چون هم تناسب محصول با محیط را در نظر می‌گیرد و هم به مدیریت مصرف آب توجه دارد؛ باغداری بدون این شرط‌ها، به‌خودی‌خود راه‌حل کم‌آبی نیست.

نکات مهم

  • تنوع دمایی و اقلیمی ایران زمینه تولید میوه‌های گوناگون را فراهم کرده و صادرات محصولات باغی برای کشور درآمد ارزی دارد.
  • توسعه باغداری باید متناسب با محیط و همراه با آبیاری نوین باشد و کشت گلخانه‌ای نیز به کاهش مصرف آب و کنترل بهتر کشت کمک می‌کند.
  • رشد دامداری به توان طبیعی و انسانی وابسته است و با مشارکت مهم عشایر، به تأمین غذا و رونق صنایع غذایی کمک می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۵ · صفحهٔ ۱۰۰ تا ۱۰۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

بخش صنعت و معدن

در این درس یاد می‌گیری … نقش صنعت، معدن و خدمات را در اقتصاد ایران توضیح بدهی و ارتباط حمل‌ونقل، آموزش، تجارت و گردشگری را با توسعۀ مناطق تشخیص دهی.

پیش از شروع

چرا ممکن است منطقه‌ای معدن ارزشمند داشته باشد، اما هنوز کارخانه و شغل کافی نداشته باشد؟

وجود مادۀ اولیه فقط بخشی از ماجراست؛ باید بتوان آن را استخراج، تبدیل و به بازار رساند. راه مناسب، نیروی متخصص و خدمات پشتیبان کمک می‌کنند ظرفیت یک منطقه به تولید و اشتغال تبدیل شود.

صنعت؛ از هنر دست تا ماشین

به فرش دست‌باف یا بدنۀ یک خودرو فکر کن: هر دو از تغییر مواد اولیه به دست می‌آیند. صنعت یعنی فعالیتی که شکل فیزیکی یا شیمیایی مواد را تغییر می‌دهد و محصول تازه‌ای می‌سازد؛ پس صنعت فقط کارخانۀ بزرگ نیست و می‌تواند در خانه یا کارگاه هم انجام شود.

در صنایع دستی، مواد بومی، ابزار سادۀ دستی و هنر سازنده اهمیت دارند؛ مانند گلیم، سفال و فرش دست‌باف. نقش‌ونگار این محصولات می‌تواند نشان‌دهندۀ فرهنگ محل تولید باشد. فرش ایران نیز به بافت و طرح‌هایش شهرت دارد.

صنایع ماشینی شامل رشته‌هایی مانند فلزات اساسی، پتروشیمی، خودروسازی و صنایع غذایی است. فلزاتی مانند فولاد و مس در صادرات غیرنفتی نقش دارند. محصولات پتروشیمی در ساخت پلاستیک، شوینده و الیاف مصنوعی به کار می‌روند؛ خودروسازی فرصت‌های شغلی ایجاد می‌کند و صنایع دفاعی تجهیزات نیروهای مسلح را می‌سازند. بنابراین صنعت هم محصول تولید می‌کند و هم برای فعالیت‌های دیگر شغل ایجاد می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

معدن؛ ظرفیت، نه تضمین توسعه

معدن محل تأمین بخشی از مواد اولیۀ فعالیت‌های اقتصادی است. در ایران منابع متنوعی مانند نفت، گاز، بوکسیت، مس، سرب، روی و سنگ آهن وجود دارد. استخراج این مواد نیز شغل ایجاد می‌کند؛ در متن کتاب، یزد، کرمان و اصفهان دارای بیشترین شاغلان بخش معدن معرفی شده‌اند.

اما داشتن معدن لزوماً به معنی رشد صنعتی نیست. بعضی نواحی شرقی و مرکزی، با وجود ذخایر غنی، به دلیل بهره‌برداری محدود رشد صنعتی متناسبی نداشته‌اند. پس هنگام بررسی یک منطقه، فقط نپرس «چه معدنی دارد؟»؛ بپرس «از ظرفیت‌هایش چگونه استفاده می‌شود؟»

توسعه باید با امکان‌های طبیعی و انسانی منطقه هماهنگ باشد. برای نمونه، تصمیم‌گیری دربارۀ ایجاد یک فعالیت صنعتی باید با بررسی مواد اولیه، شرایط محیطی و نیروی انسانی همراه شود، نه فقط دیدن نام یک معدن روی نقشه.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۳

خدمات و راه‌های ارتباطی

همۀ فعالیت‌های اقتصادی به ساخت کالا ختم نمی‌شوند. خدمات مالی، مدیریتی، درمانی، آموزشی، اطلاعاتی و بازرگانی به بهتر شدن تولید و زندگی کمک می‌کنند. مثلاً پژوهشی که روشی بهتر برای کشاورزی پیدا می‌کند، خودش محصول کشاورزی نیست، اما تولید را تقویت می‌کند. خدمات را هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی عرضه می‌کنند؛ دولت در تأمین خدمات آموزشی و درمانی نقش مهمی دارد.

حمل‌ونقل پیونددهندۀ نواحی و فعالیت‌هاست. محصول یک کارگاه باید به بازار برسد و مواد اولیه نیز باید به محل تولید منتقل شود. راه جاده‌ای، راه‌آهن، مسیر هوایی و مسیر دریایی هرکدام در این ارتباط نقش دارند.

فرض کن روستایی محصول مرغوبی تولید می‌کند، اما راه مناسبی ندارد. استعداد تولید وجود دارد، ولی رساندن محصول به خریدار دشوار است؛ بنابراین منطقه نمی‌تواند به‌خوبی از ظرفیتش استفاده کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

آموزش و تجارت در اقتصاد

آموزش و پرورش فقط برای موفقیت در امتحان نیست؛ آگاهی و نگرش افراد را گسترش می‌دهد و نیروی متخصص برای کشاورزی، صنعت و خدمات تربیت می‌کند. نتیجه هزینه‌های آموزشی معمولاً در درازمدت آشکار می‌شود. مثلاً نوجوانی که امروز مهارت می‌آموزد، در آینده می‌تواند کارشناس یا نیروی ماهر یک فعالیت اقتصادی باشد.

تجارت و بازرگانی نیز با مبادلۀ کالا و خدمات، به ایجاد ثروت کمک می‌کند. شکل سادۀ آن، مبادلۀ کالا با کالا یا پایاپای بود؛ بعدها تجارت گسترش یافت و جهانی شد. موقعیت ایران و عبور راه‌هایی مانند جادۀ ابریشم و راه ادویه، در پیشینۀ تجاری آن نقش داشته‌اند.

امروز اینترنت خریدوفروش را سریع‌تر و آسان‌تر کرده است. تجارت الکترونیکی می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد، اما مسئله‌ای مانند اطمینان از هویت واقعی طرف معامله همچنان مهم است. پس آسان شدن خرید به معنی بی‌نیازی از بررسی و اعتمادسازی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۵

گردشگری؛ فرصت‌های متنوع ایران

گردشگری یکی دیگر از خدمات است که می‌تواند شغل، درآمد و ارتباط با مردم دیگر کشورها ایجاد کند. وقتی مسافری به شهری می‌رود، ممکن است از اقامتگاه، راهنما، فروشگاه و حمل‌ونقل استفاده کند؛ بنابراین منفعت سفر فقط به یک شغل محدود نمی‌شود.

توان گردشگری ایران شکل‌های گوناگونی دارد: مکان‌های دینی و زیارتی، آثار تاریخی، کوه‌ها و سواحل و بیابان‌ها، تنوع گیاهی و جانوری و فرهنگ‌های محلی. لباس، خوراک، آیین‌ها و صنایع دستی نیز می‌توانند برای مسافران جذاب باشند. موزه‌ها، جشنواره‌ها، مراکز علمی و درمانی و یادواره‌های دفاع مقدس هم از مقصدهای سفر هستند.

برای تشخیص نوع جاذبه به دلیل سفر نگاه کن: مشاهدۀ شکل‌های طبیعی زمین با زمین‌گردی ارتباط دارد؛ آشنایی با آیین و خوراک یک قوم به گردشگری اجتماعی ـ فرهنگی مربوط می‌شود. تنوع اقلیمی ایران نیز چشم‌اندازهای متفاوتی برای سفر فراهم کرده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

مثال حل‌شده

فرض کن منطقه‌ای ذخیرۀ مس دارد، اما راه ارتباطی مناسبی ندارد و با کمبود نیروی ماهر روبه‌روست. آیا وجود معدن برای رونق صنعتی آن کافی است؟ دلیل بیاور.

  1. ظرفیت موجود را مشخص می‌کنیم: ذخیرۀ مس می‌تواند مادۀ اولیۀ فعالیت صنعتی را تأمین کند.

  2. محدودیت حمل‌ونقل را بررسی می‌کنیم: راه نامناسب، رساندن مواد و محصولات به مقصد را دشوار می‌کند.

  3. نقش آموزش را بررسی می‌کنیم: فعالیت‌های تخصصی به نیروی ماهر نیاز دارند و آموزش به تربیت این نیرو کمک می‌کند.

  4. نتیجه می‌گیریم که معدن به‌تنهایی کافی نیست؛ توسعۀ منطقه به هماهنگی معدن، صنعت و خدمات، با توجه به توان محیطی نیاز دارد.

جواب: خیر؛ معدن یک ظرفیت اولیه است و برای تبدیل آن به رونق اقتصادی، بهره‌برداری متناسب با محیط، فعالیت صنعتی، نیروی متخصص و ارتباط با بازار لازم است.

نکات مهم

  • صنعت مواد اولیه را به محصول تازه تبدیل می‌کند و معدن بخشی از این مواد را فراهم می‌سازد، اما توسعۀ منطقه به استفادۀ متناسب با توان محیط نیاز دارد.
  • خدمات، به‌ویژه حمل‌ونقل و آموزش، با پیوند دادن نواحی و تربیت نیروی متخصص به فعالیت‌های اقتصادی کمک می‌کنند.
  • تجارت مبادلۀ کالا و خدمات را گسترش می‌دهد و گردشگری از جاذبه‌های طبیعی و انسانی برای ایجاد شغل و درآمد بهره می‌گیرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۶ · صفحهٔ ۱۰۶ تا ۱۰۹ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

گردشگری

در این درس یاد می‌گیری جاذبه‌های گوناگون گردشگری ایران را تشخیص بدهی و توضیح بدهی گردشگری چگونه با اشتغال، زندگی روستایی و حفاظت از جاذبه‌ها ارتباط دارد.

پیش از شروع

یک ظرف میناکاری، زیستگاه یوزپلنگ و یک زیارتگاه چه وجه مشترکی دارند که می‌تواند برای مردم یک منطقه شغل ایجاد کند؟

هر سه می‌توانند انگیزهٔ سفر باشند، هرچند جذابیتشان از یک جنس نیست. وقتی مسافران از خدمات و محصولات مردم مقصد استفاده می‌کنند، زمینهٔ کار و درآمد در آن منطقه فراهم می‌شود.

گردشگری؛ فرصت کار و ارتباط

گردشگری فقط جابه‌جاشدن و تفریح‌کردن نیست؛ بخشی از فعالیت‌های خدماتی کشور است. گردشگر در مقصد ممکن است به اقامتگاه، غذا، راهنما و وسیلهٔ رفت‌وآمد نیاز داشته باشد یا از محصولات محلی خرید کند. پاسخ‌دادن به همین نیازها برای مردم میزبان فرصت کار ایجاد می‌کند و به رونق اقتصاد کمک می‌کند.

برای نمونه، ورود مسافران به یک شهر می‌تواند هم برای راهنمای گردشگری مشتری فراهم کند و هم برای فروشندهٔ صنایع دستی. دیدار مردم سرزمین‌های مختلف نیز فرصتی برای آشنایی و ارتباط سازنده است. پس هنگام بررسی گردشگری، فقط نپرس «چه جای دیدنی‌ای وجود دارد؟»؛ بپرس «این سفر چه فرصت‌هایی برای مردم مقصد ایجاد می‌کند؟» ایران به دلیل جاذبه‌های متنوعش، برای جذب گردشگران داخلی و خارجی ظرفیت زیادی دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

از زیارت تا طبیعت

نخستین دسته از جاذبه‌های مطرح‌شده در کتاب، مکان‌های دینی و زیارتی‌اند؛ مانند مشهد که تصویرش در صفحهٔ بعد آمده است. انگیزهٔ اصلی بسیاری از مسافران این مقصدها، زیارت است.

پس از آن، به طبیعت متنوع ایران می‌رسیم. کوه‌ها، دشت‌ها، ساحل‌ها و بیابان‌ها می‌توانند موضوع زمین‌گردی باشند؛ یعنی سفر برای شناخت و تماشای ویژگی‌ها و شکل‌های طبیعی زمین. در کنار آن، گوناگونی زیست‌بوم‌ها و گیاهان و جانوران، زمینهٔ طبیعت‌گردی و گردشگری علمی را فراهم می‌کند.

برای تشخیص این دو، به موضوع توجه کن: تماشای شکل یک دره بیشتر با زمین‌گردی ارتباط دارد؛ شناخت زیستگاه یوزپلنگ بیشتر به تنوع زیستی مربوط است. البته یک مقصد می‌تواند هم‌زمان چند نوع جذابیت داشته باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

فرهنگ، تاریخ و مقصدهای گوناگون

جاذبهٔ سفر همیشه یک منظره نیست؛ گاهی شیوهٔ زندگی مردم، گردشگر را جذب می‌کند. تنوع اقوام ایران با خوراک‌ها، پوشش‌ها، موسیقی، آیین‌ها و گویش‌های گوناگون همراه است. دیدن یک جشنوارهٔ اقوام، فرصتی برای آشنایی با همین تفاوت‌های فرهنگی است.

صنایع دستی نیز بخشی از توان گردشگری کشورند؛ برای نمونه، میناکاری اصفهان می‌تواند هم موضوع بازدید باشد و هم یادگاری سفر. پیشینهٔ طولانی تمدن در ایران، آثار باستانی و تاریخی فراوانی به جا گذاشته که برای مسافران و پژوهشگران جذاب‌اند.

در کنار اینها، موزه‌ها، نمایشگاه‌ها، مراکز علمی و تفریحی، مراکز خرید و مراکز درمانی نیز مقصد سفر می‌شوند. بنابراین نباید جاذبه‌های ایران را فقط به طبیعت یا بناهای قدیمی محدود کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

تنوع مقصدها و مسئولیت ما

گستردگی ایران در عرض‌های جغرافیایی مختلف، یکی از زمینه‌های تنوع آب‌وهوا و چشم‌اندازهای آن است. به همین دلیل، مقصدهای طبیعی کشور از نظر شرایط اقلیمی یکسان نیستند و برای علاقه‌های متفاوت، فرصت سفر فراهم می‌کنند.

در پایان فهرست جاذبه‌ها، کتاب به یادواره‌های دفاع مقدس در غرب ایران و خوزستان اشاره می‌کند. این مکان‌ها مقصد سفرهای راهیان نور هستند؛ پس انگیزهٔ سفر می‌تواند شناخت رویدادها و یادهای مهم گذشته نیز باشد.

حالا یک گام فراتر برویم: برای باقی‌ماندن این فرصت‌ها چه باید کرد؟ نریختن زباله، آسیب‌نزدن به آثار تاریخی، نزدیک‌نشدن به حیات‌وحش و احترام به فرهنگ مردم مقصد، رفتارهای مسئولانه‌اند. داشتن جاذبه کافی نیست؛ نگهداری از آن هم ضروری است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

روستا؛ طبیعت و زندگی محلی

روستا می‌تواند چند جاذبه را در یک مقصد کنار هم داشته باشد: منظرهٔ طبیعی، بنای تاریخی، هنر محلی و شیوه‌ای متفاوت از زندگی. در گردشگری روستایی، مسافر فقط تماشاگر طبیعت نیست؛ با زندگی و میراث فرهنگی مردم روستا هم آشنا می‌شود و میان او و ساکنان ارتباط شکل می‌گیرد.

برای مثال، گردشگری که از کندوان دیدن می‌کند و از سازندهٔ محلی صنایع دستی می‌خرد، هم تجربه‌ای فرهنگی به دست می‌آورد و هم به درآمد محلی کمک می‌کند. چشم‌اندازها و هوای سالم‌تر روستاها نیز می‌توانند برای استراحت شهرنشینان جذاب باشند.

پس ارزش گردشگری روستایی دوطرفه است: فرصتی برای شناخت و استراحت بازدیدکننده، و زمینه‌ای برای کار و درآمد مردم روستا؛ البته همراه با احترام به زندگی آنان.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۸

مثال حل‌شده

با توجه به تصاویر صفحهٔ ۱۰۷، مشهد مقدس، میناکاری اصفهان و یوزپلنگ ایرانی را به نوع جاذبهٔ مناسب نسبت بده و برای هرکدام دلیل بیاور.

  1. ابتدا بپرسیم در هر تصویر چه چیزی می‌تواند انگیزهٔ سفر باشد: زیارت، هنر دست‌ساز یا شناخت جانوران؟

  2. مشهد مقدس را به جاذبه‌های دینی و زیارتی نسبت می‌دهیم؛ زیرا اماکن مقدس آن انگیزهٔ سفر زیارتی‌اند.

  3. میناکاری اصفهان را در گروه صنایع دستی قرار می‌دهیم؛ زیرا محصول هنر و مهارت دست‌ساز است.

  4. یوزپلنگ ایرانی را به تنوع زیستی مربوط می‌دانیم؛ زیرا یکی از جانوران ایران است و شناخت آن و زیستگاهش با طبیعت‌گردی و گردشگری علمی ارتباط دارد.

جواب: مشهد نمونهٔ جاذبهٔ دینی و زیارتی، میناکاری نمونهٔ صنایع دستی، و یوزپلنگ ایرانی نمونهٔ جاذبهٔ مرتبط با تنوع زیستی است.

نکات مهم

  • گردشگری با ایجاد تقاضا برای خدمات و محصولات محلی، به اشتغال، رونق اقتصادی و ارتباط میان مردم کمک می‌کند.
  • جاذبه‌های ایران از زیارتگاه‌ها و طبیعت تا فرهنگ اقوام، صنایع دستی، آثار تاریخی و دیگر مقصدهای سفر تنوع دارند.
  • گردشگری روستایی فرصتی برای شناخت زندگی محلی و ایجاد درآمد است و مانند دیگر انواع گردشگری به حفاظت از جاذبه‌ها نیاز دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۷ · صفحهٔ ۱۰۹ تا ۱۱۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

واژه‌ها و اصطلاحات

در این درس یاد می‌گیری اصطلاحات مهم این صفحه‌ها را با ویژگی اصلی‌شان بشناسی، واژه‌های نزدیک را از هم تشخیص بدهی و نسبت جنسیتی را حساب کنی.

پیش از شروع

یک شهر پر از فروشگاه مواد غذایی است، اما برخی خانواده‌ها نمی‌توانند غذای کافی تهیه کنند. آیا این شهر امنیت غذایی دارد؟

نه لزوماً؛ وجود غذا فقط بخشی از امنیت غذایی است. دسترسی همهٔ مردم و ادامه‌دار بودن این دسترسی هم اهمیت دارد؛ در این درس می‌بینی که یک واژهٔ جغرافیایی چگونه معنایی دقیق‌تر از برداشت روزمره دارد.

نام‌ها را دقیق بخوان

برای فهم اصطلاحات، به‌جای حفظ‌کردن نام‌ها، از خودت بپرس: «این واژه دقیقاً چه چیزی را توصیف می‌کند؟»

آب‌های آزاد بخش‌هایی از دریا هستند که در مالکیت هیچ کشوری نیستند؛ فعالیت کشورها در آنها نباید مزاحم دریانوردی بین‌المللی باشد. آسیای میانه معمولاً شامل قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان است.

راهبرد یعنی به‌کارگیری امکانات برای رسیدن به هدف؛ امروزه فقط نظامی نیست و در اقتصاد و صنعت هم کاربرد دارد. اصلاحات ارضی به تقسیم زمین یا حق بهره‌برداری از آن میان دهقانان کوچک و کارگران زراعی مربوط است.

در امنیت غذایی سه چیز را کنار هم ببین: موجود بودن غذا، دسترسی مردم و پایداری دریافت آن. مثلاً پُر بودن فروشگاه‌ها، بدون توان تهیهٔ غذای کافی، کافی نیست. امنیت ملی گسترده‌تر است و حفظ توان نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای حفظ حاکمیت و مقابله با تهدیدها را دربرمی‌گیرد.

ایستگاه سینوپتیک محل ثبت شبانه‌روزی و ساعت‌به‌ساعت اطلاعات هوا، مانند دما و بارندگی است. بندر هم صرفاً ساحل نیست؛ باید امکانات پهلوگیری، تخلیه و بارگیری داشته باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۹

شکل زمین، حرکت آب

در واژه‌های طبیعی، «شکل» و «فرایند» را جدا کن. تاقدیس چین تاق‌مانند با لایه‌های قدیمی‌تر در مرکز است. تالاب محیط میان خشکی و آب با ماندگاری نسبی آب است؛ می‌تواند شور، شیرین، دائمی یا دوره‌ای باشد.

تبخیر تبدیل آب به بخار و تعرّق خروج بخار از روزنه‌های برگ است؛ مجموع آنها تبخیر و تعرّق نام دارد. تروپوسفر پایین‌ترین لایهٔ جو است؛ دما در آن معمولاً با ارتفاع کاهش می‌یابد.

تنگه دو دریا را وصل و دو خشکی را جدا می‌کند؛ اهمیت ارتباطی، اقتصادی و سیاسی می‌تواند آن را راهبردی کند. تولید ناخالص داخلی ارزش کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در کشور طی دوره‌ای معین است، نه ارزش همهٔ خریدوفروش‌ها.

جادهٔ ابریشم شبکهٔ بازرگانی پیونددهندهٔ بخش‌هایی از آسیا، افریقا و اروپا بود؛ جادهٔ ادویه مسیر سنگ‌فرش نزدیک جهرم و مرتبط با تجارت کالاهای واردشده از هند بود.

جریان دریایی جابه‌جایی آب است؛ باد عامل اصلی جریان سطحی و تفاوت شوری و وزن حجمی عامل جریان تراکمی است. جزرومد بالا و پایین رفتن سطح دریا بر اثر جاذبهٔ ماه و خورشید است.

حقابه سهم تعیین‌شدهٔ آب؛ خلیج پیشروی دریا در خشکی؛ و دشت ریگی حاصل باقی‌ماندن سنگ‌ها پس از برده‌شدن ماسه‌های ریز با باد است. رطوبت مطلق مقدار بخار آب در حجم یا جرم معینی از هواست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۰

از مشاهده تا تحلیل

رطوبت نسبی نشان می‌دهد بخار آب موجود، چه سهمی از مقدار لازم برای اشباع هوا در همان دماست:

رطوبت نسبی=رطوبت مطلق موجودرطوبت مطلق لازم برای اشباع در همان دما×100\text{رطوبت نسبی}=\frac{\text{رطوبت مطلق موجود}}{\text{رطوبت مطلق لازم برای اشباع در همان دما}}\times 100

پس دانستن مقدار بخار آب به‌تنهایی کافی نیست؛ دما و مقدار لازم برای اشباع هم مهم‌اند. ریزش سقوط سنگ و خاک از پرتگاه یا شیب بسیار تند است.

برای شناخت زمین، چند اصطلاح نزدیک داریم: ژئوتوریسم یعنی گردش برای دیدن پدیده‌هایی مانند غار و کوه؛ ژئومورفولوژی مطالعهٔ پیدایش و تغییر شکل‌های سطح زمین است. یکی فعالیت گردشگری است و دیگری شاخه‌ای علمی. سازمان جهانی گردشگری دربارهٔ گردشگری پژوهش و گزارش منتشر می‌کند.

سنجش از دور دریافت و ثبت اطلاعات پدیده‌های زمین از ماهواره‌هاست. سیستم اطلاعات جغرافیایی ابزار رایانه‌ای گردآوری، ذخیره، تحلیل و نمایش داده‌های مکانی است؛ مثلاً می‌توان با آن پراکندگی روستاها و راه‌ها را کنار هم بررسی کرد.

سند چشم‌انداز افق و هدف‌های توسعه در زمینه‌های گوناگون را مشخص می‌کند؛ افق سند معرفی‌شده در این متن، سال ۱۴۰۴ است. سونامی نیز به امواج بزرگ ناشی از زلزله در بستر دریا یا اقیانوس گفته می‌شود، نه هر موج بلند ساحلی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۲

زمین و شیوهٔ استفاده از آن

حالا اصطلاحات را در یک چشم‌انداز روستایی تصور کن. سیلاب‌دشت زمین اطراف رود است که هنگام طغیان زیر آب می‌رود؛ رسوب‌های آن معمولاً خاک مناسبی برای کشاورزی ایجاد می‌کنند. صنایع تبدیلی محصولات کشاورزی و دامی را فراوری، نگهداری یا بسته‌بندی می‌کنند؛ مانند تبدیل میوه به محصول بسته‌بندی‌شده.

قنات با مادرچاهِ متصل به آب زیرزمینی و رشته‌ای از چاه‌ها، آب را به محل مصرف می‌رساند؛ بخش زیرزمینی آن تبخیر را کاهش می‌دهد. کاربری زمین یعنی زمین برای چه کاری استفاده می‌شود؛ مثلاً زراعت، مسکن یا صنعت. کارتوگرافی به تهیهٔ نقشه و رساندن اطلاعات جغرافیایی با نقشه مربوط است.

در دامنه، لغزش حرکت نسبتاً سریع و یکپارچهٔ تودهٔ سنگ یا رسوب است؛ برخلاف ریزش که با سقوط از شیب بسیار تند همراه است. مسیل مسیر جریان موقتی آب هنگام بارندگی و سیلاب است؛ خشک بودن امروز آن، دلیل بی‌خطر بودنش نیست.

مکان در اصطلاح این متن، نقطه‌ای غیرروستایی برای فعالیت‌هایی مانند کارخانه، کارگاه یا ایستگاه است. در مقیاس کشورها، موازنهٔ قدرت یعنی برقرار شدن تعادلی که مانع چیرگی یک کشور یا گروهی از کشورها بر دیگران شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۳

شکل‌ها و نسبت‌ها

برای تشخیص ناودیس، شکل ناودان را تصور کن: خمیدگی رو به پایین است، لایه‌های جدیدتر در مرکز قرار دارند و شیب دو دامنه به‌سوی هم است. آن را با تاقدیس مقایسه کن: در تاقدیس، شکل تاق‌مانند و لایه‌های مرکزی قدیمی‌ترند.

نسبت جنسیتی تعداد مردان به‌ازای هر صد زن است، نه درصد مردان از کل جمعیت:

نسبت جنسیتی=تعداد مردانتعداد زنان×100\text{نسبت جنسیتی}=\frac{\text{تعداد مردان}}{\text{تعداد زنان}}\times 100

پس پیش از محاسبه، به مخرج دقت کن: تعداد زنان، نه مجموع جمعیت.

واحه بخش آبادی در بیابان است که به‌سبب وجود آب شکل گرفته و معمولاً کشاورزی دارد. صرفِ وجود چند ساختمان در بیابان، تعریف واحه را کامل نمی‌کند؛ نقش آب کلیدی است.

سرانجام، وزن مخصوص نسبت وزن ماده به حجم آن است. آن را با وزنِ تنها اشتباه نگیر؛ این اصطلاح هم مانند نسبت جنسیتی، از مقایسهٔ دو مقدار به دست می‌آید.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

مثال حل‌شده

در روستایی 240240 مرد و 200200 زن زندگی می‌کنند. نسبت جنسیتی روستا را حساب و معنای آن را بیان کن.

  1. داده‌ها را مشخص کن: تعداد مردان 240240 و تعداد زنان 200200 است.

  2. فرمول را بنویس: نسبت جنسیتی=تعداد مردانتعداد زنان×100\text{نسبت جنسیتی}=\frac{\text{تعداد مردان}}{\text{تعداد زنان}}\times 100.

  3. مقدارها را جای‌گذاری کن: 240200×100=120\frac{240}{200}\times 100=120.

  4. نتیجه را تفسیر کن: به‌ازای هر صد زن، صدوبیست مرد وجود دارد؛ این عدد درصد مردان از کل جمعیت نیست.

جواب: نسبت جنسیتی این روستا 120120 است؛ یعنی به‌ازای هر صد زن، صدوبیست مرد وجود دارد.

نکات مهم

  • برای شناخت هر اصطلاح، ویژگی تعیین‌کننده‌اش را پیدا کن؛ مثلاً تنگه دو دریا را به هم وصل می‌کند و بندر امکانات پهلوگیری و جابه‌جایی بار دارد.
  • واژه‌های نزدیک یکسان نیستند؛ سنجش از دور با تحلیل داده‌های مکانی، ریزش با لغزش و تاقدیس با ناودیس تفاوت دارد.
  • در تعریف‌های چندجزئی و نسبت‌ها چیزی را حذف نکن؛ امنیت غذایی سه جزء دارد و مخرج نسبت جنسیتی، تعداد زنان است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۳ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۳ جغرافیا دهم · رایگان