۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
فارسی نهم · فصل ۵

خلاصه درس فصل ۵ فارسی نهم؛ درسنامه و نکات مهم

«اسلام و انقلاب اسلامی»، فصل ۵ کتاب فارسی نهم، صفحهٔ ۹۱ تا ۱۱۶، پایهٔ نهم: ۶ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

نمونه سوال این فصل با جواب

درس ۱ · صفحهٔ ۹۱ تا ۹۴ · حدود ۹ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس دوازدهم: پیام‌آور رحمت

در این درس یاد می‌گیری پیام سفارش‌های پیامبر به ابوذر را توضیح بدهی و با استناد به متن، به پرسش‌های خودارزیابی پاسخ بدهی.

پیش از شروع

دو نفر می‌گویند دوست خوبی هستند: یکی همیشه زیبا حرف می‌زند، اما هنگام گرفتاری کنارت نیست؛ دیگری کم‌حرف است، اما کمکت می‌کند. با معیار این درس، برای شناخت آن‌ها به چه چیزی نگاه می‌کنی؟

این درس ما را از ظاهر و ادعا به نیت و رفتار واقعی می‌برد. سفارش‌های پیامبر به ابوذر نشان می‌دهد که خوبی، هم در انتخاب‌های شخصی دیده می‌شود و هم در شیوهٔ رفتار با دیگران.

ارزش انسان در چیست؟

در آغاز درس، پیام اسلام محدود به یک زمان یا سرزمین معرفی نمی‌شود؛ سفارش‌های آن برای زندگی انسان‌هاست. نخستین سفارش به ابوذر هم یک معیار مهم به ما می‌دهد: برای شناخت ارزش انسان، نباید در ظاهر، ثروت یا ادعاهای او متوقف شویم. «دل‌ها» در اینجا به نیت و درون انسان اشاره دارد و «کردار» یعنی کارهایی که واقعاً انجام می‌دهد. مثلاً کسی ممکن است از مهربانی بسیار حرف بزند، اما هم‌کلاسی‌اش را مسخره کند. حرف زیبای او جای رفتار درست را نمی‌گیرد. پس پاسخ خودارزیابی نخست باید هم به نیت اشاره کند و هم به عمل، نه فقط به یکی از آن‌ها.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

فرصت امروز را دریاب

سفارش بعدی دربارهٔ فرصت‌هایی است که ممکن است همیشگی نباشند. جوانی، تندرستی، بی‌نیازی، آسایش و زندگی، امکان یادگیری و کار نیک را فراهم می‌کنند. «غنیمت شمردن» یعنی قدر این امکان‌ها را بدانیم و از آن‌ها درست استفاده کنیم؛ نه اینکه فقط از داشتنشان خوشحال باشیم. مثلاً وقتی سالمی و برای مطالعه وقت داری، می‌توانی یادگیری را به روزی نامعلوم عقب نیندازی. پیام این بخش ترساندن از آینده نیست؛ دعوت به استفادهٔ آگاهانه از امروز است. توجه کن که هر نعمت در برابر وضعیتی آمده که بهره‌بردن از آن را دشوار یا ناممکن می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

مسئولیتِ سخن گفتن

در ادامه، درس به مسئولیت ما هنگام سخن گفتن می‌رسد. اگر چیزی را نمی‌دانیم، گفتن «نمی‌دانم» نشانهٔ صداقت است؛ پاسخ بی‌پایه ممکن است دیگری را به اشتباه بیندازد. سفارش بعدی نیز این است که به اندازهٔ نیاز حرف بزنیم و خوش‌برخورد باشیم. پس سنجیده سخن گفتن هم به درستیِ حرف مربوط است و هم به اندازهٔ آن. مثلاً اگر دوستی معنی واژه‌ای را پرسید و مطمئن نبودی، بهتر است همراه او در واژه‌نامه جست‌وجو کنی، نه اینکه حدس خودت را پاسخ قطعی معرفی کنی. بیت سعدی در خودارزیابی هم کمک می‌کند همین ارزشِ گفتار سنجیده را بهتر بفهمیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۲

دوستی و همدلی

در بخش پایانی، نگاه درس از رفتار فردی به رابطه با دیگران می‌رود. دوستی ارزشمند است، اما نه با هر کسی: همراه خوب از تنهایی بهتر است و تنهایی از همراه بد بهتر. سپس مؤمنان به اندام‌های یک پیکر مانند می‌شوند؛ یعنی رنج یک نفر نباید برای دیگران بی‌اهمیت باشد. مانند وقتی که هم‌کلاسی بیماری از درس عقب افتاده و دوستانش به او کمک می‌کنند. پرهیز از قهر و کوشش برای دوری از گناه نیز همین توجه به اصلاح رفتار را ادامه می‌دهد. برای مقایسه با «آداب زندگانی»، محورهایی مثل معاشرت و گفتار را بررسی کن؛ چون متن درس ششم اینجا نیست، شاهد دقیق آن را باید در همان درس پیدا کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۳

مثال حل‌شده

بیت «کمال است در نفس انسان، سَخُن تو خود را به گفتار، ناقص مکن» با کدام بخش درس ارتباط دارد؟

  1. نخست معنی کلی بیت را پیدا می‌کنیم: توانایی سخن گفتن امتیاز انسان است، اما نباید با گفتار نادرست از ارزش خود بکاهد.

  2. واژه‌های راهنما را مشخص می‌کنیم: «سخن» و «گفتار» نشان می‌دهند که باید در درس دنبال سفارش‌های مربوط به حرف زدن بگردیم.

  3. نزدیک‌ترین سفارش را انتخاب می‌کنیم: پیامبر به ابوذر می‌گوید به اندازهٔ نیاز سخن بگوید.

  4. پیوند را توضیح می‌دهیم: هم بیت و هم سفارش پیامبر، انسان را به مراقبت از گفتار دعوت می‌کنند؛ منظورشان سکوت همیشگی نیست.

جواب: این بیت با سفارش «ای ابوذر، به اندازهٔ نیاز، سخن بگوی.» ارتباط دارد؛ هر دو بر گفتار سنجیده تأکید می‌کنند و هشدار می‌دهند که سخن نامناسب می‌تواند از ارزش انسان بکاهد.

نکات مهم

  • ارزش انسان به نیت و کردار اوست، نه به ظاهر، دارایی و ادعاهایش.
  • قدر فرصت‌ها را دانستن و آگاهانه و به‌اندازه سخن گفتن، از سفارش‌های اصلی این درس است.
  • انتخاب همنشین نیک، همدلی با دیگران و پرهیز از قهر، از پایه‌های رفتار پسندیده‌اند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۹۴ تا ۹۹ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

دانش زبانی

در این درس یاد می‌گیری گذشتهٔ بعید و التزامی را بسازی و تشخیص بدهی، پیشوند «بی» را درست بنویسی و پیام حکایت و لحن شعرها را بهتر دریابی.

پیش از شروع

«دوستم آمده بود» و «شاید دوستم آمده باشد» هر دو از آمدن در گذشته می‌گویند؛ پس چرا حسّ یکسانی به ما نمی‌دهند؟

در جملهٔ اول، آمدن را به‌صورت خبری از گذشته بیان می‌کنیم؛ در جملهٔ دوم، دربارهٔ رخ دادن آن مطمئن نیستیم. تغییر «بود» به «باشد» کوچک به نظر می‌رسد، اما معنای جمله را تغییر می‌دهد.

کاری در گذشتهٔ دور

فرض کن به کتابخانه می‌رسی و می‌گویی: «دوستم پیش از رسیدن من رفته بود.» رفتن دوستت در گذشته اتفاق افتاده و پیش از رسیدن تو بوده است. این کاربرد کمک می‌کند گذشتهٔ بعید را بهتر بشناسی؛ کتاب آن را برای بیان کاری در گذشتهٔ دور معرفی می‌کند.

برای ساختنش، بن گذشته را پیدا کن، «ه» به آن بیفزا و سپس صورت مناسب «بود» را بیاور. مثلاً بن گذشتهٔ «خواندن»، «خواند» است؛ از آن «خوانده» و سپس «خوانده بودم» ساخته می‌شود. صورت‌های دیگر چنین‌اند: خوانده بودی، خوانده بود، خوانده بودیم، خوانده بودید و خوانده بودند. دقت کن که شخص فعل را پایانِ بخش دوم نشان می‌دهد؛ «خوانده بودیم» دربارهٔ «ما» است، نه «من».

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۴

گذشته همراه با تردید و شرط

گاهی از کاری در گذشته حرف می‌زنیم، اما آن را قطعی گزارش نمی‌کنیم: «شاید مریم پیامم را دیده باشد.» دیدن پیام مربوط به گذشته است، ولی ما دربارهٔ وقوعش تردید داریم. در جملهٔ «اگر مریم پیامم را دیده باشد، موضوع را می‌داند» همان فعل در بیان شرط آمده است. آرزو هم از کاربردهای گذشتهٔ التزامی است.

برای ساخت این فعل، پس از بن گذشته و «ه»، صورت مناسب «باش» را می‌آوریم: گفته باشم، گفته باشی، گفته باشد، گفته باشیم، گفته باشید و گفته باشند. تفاوت مهم با بعید، در بخش کمکی است: «گفته بودیم» بعید است و «گفته باشیم» التزامی. برای تشخیص، هم به ساخت فعل نگاه کن و هم به معنای جمله؛ تنها دیدن واژهٔ «شاید» کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۵

درست‌نویسی و تمرین

حالا از ساخت فعل به درست‌نویسی برسیم. پیشوند «بی» معمولاً جدا از واژهٔ بعد نوشته می‌شود؛ در تایپ، نمونه‌هایی مانند «بی‌ادب» و «بی‌نظم» را با نیم‌فاصله می‌بینی. سه واژهٔ «بیهوده»، «بیچاره» و «بینوا» استثنا هستند و پیوسته نوشته می‌شوند. پس نباید از روی ظاهر یک واژه، برای همه حکم یکسان بدهیم.

در فعالیت‌های نوشتاری، همین دقت را به دو کار دیگر هم گسترش بده: برای یافتن مترادف، واژه را در جمله و با توجه به معنایش بررسی کن؛ برای کامل کردن جدول فعل‌ها، نخست زمان و سپس شخص خواسته‌شده را مشخص کن. مثلاً «اوّل شخص جمع» یعنی «ما». در گفت‌وگو دربارهٔ رفتارهای پسندیده هم به‌جای نام بردنِ تنها، نمونه‌ای روشن از زندگی مدرسه بیاور.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۵

بزرگی بدون تکبّر

در حکایت «سیرت سلمان»، خادمی سلمان را نمی‌شناسد و از او می‌خواهد کیسهٔ کاه را به لشکرگاه ببرد. سلمان، با اینکه فرمانده است، این کار را انجام می‌دهد. وقتی خادم جایگاه او را می‌فهمد، می‌ترسد؛ اما سلمان او را آرام می‌کند و برای کارش سه دلیل می‌آورد: دور کردن تکبّر از خود، خوشحال کردن خادم و انجام وظیفه در برابر مردم.

نکتهٔ حکایت این نیست که سلمان ناتوان یا بی‌اهمیت است؛ او آگاهانه از مقامش برای برتری‌جویی استفاده نمی‌کند. واژهٔ «حقیر» در آغاز حکایت، ساده و بی‌تکلّف دیده شدن او در میان مردم را می‌رساند. نمونهٔ مدرسه‌ای این رفتار، نمایندهٔ کلاسی است که به‌جای دستور دادن، خودش هم در مرتب کردن کلاس کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۷

احساس شعر را بشنو

در شعر «آشنای غریبان»، تکرار «تو را می‌شناسند» احساس نزدیکی و دلبستگی به مخاطب را پررنگ می‌کند. شاعر حتی چشمه‌ها، موج‌ها و کوچه‌ها را مانند انسان‌هایی می‌بیند که می‌توانند کسی را بشناسند. این شیوه، فضای شعر را زنده و صمیمی می‌کند. در پایان هم با «کاش»، اشتیاق خود به دیدار را نشان می‌دهد؛ «دیده بودم» از نظر ساخت، گذشتهٔ بعید است.

برای خواندن این شعر، صدایت را نرم کن و در جای مناسب مکث داشته باش؛ عاطفی خواندن به معنای غمگین خواندن همهٔ بیت‌ها نیست. در شعر «میلادِ گُل» در صفحهٔ بعد، سخن از آمدن، عید و بشارت است؛ پس لحن باید شاد و شوق‌انگیز باشد. پیش از خواندن هر شعر، از خودت بپرس: قرار است چه احساسی را به شنونده منتقل کنم؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۸

مثال حل‌شده

مانند جدول فعالیت‌های نوشتاری، از مصدر «شنیدن»، گذشتهٔ بعیدِ اوّل شخص جمع و گذشتهٔ التزامیِ دوم شخص جمع را بساز.

  1. بن گذشتهٔ «شنیدن» را پیدا می‌کنیم: «شنید».

  2. با افزودن «ه»، بخش مشترک هر دو فعل را می‌سازیم: «شنیده».

  3. اوّل شخص جمع یعنی «ما»؛ برای گذشتهٔ بعید، «بودیم» را می‌آوریم: «شنیده بودیم».

  4. دوم شخص جمع یعنی «شما»؛ برای گذشتهٔ التزامی، «باشید» را می‌آوریم: «شنیده باشید».

  5. با دو جمله پاسخ را بررسی می‌کنیم: «ما قبلاً این صدا را شنیده بودیم» و «شاید شما این صدا را شنیده باشید».

جواب: گذشتهٔ بعیدِ اوّل شخص جمع: «شنیده بودیم»؛ گذشتهٔ التزامیِ دوم شخص جمع: «شنیده باشید».

نکات مهم

  • گذشتهٔ بعید با «بود» و گذشتهٔ التزامی با «باش» و شناسهٔ مناسب ساخته می‌شود و برای تشخیص آن‌ها باید به ساخت و معنای جمله توجه کرد.
  • پیشوند «بی» معمولاً جدا نوشته می‌شود، اما «بیهوده»، «بیچاره» و «بینوا» استثنا هستند.
  • حکایت سلمان ارزش فروتنی را نشان می‌دهد و خواندن شعرهای این بخش به شناخت لحن عاطفی و شاد نیاز دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۹۹ تا ۱۰۳ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

میلادِ گُل

در این درس یاد می‌گیری شعر «میلادِ گُل» را با لحن مناسب بخوانی، قافیه و ردیف را تشخیص بدهی و برای گفت‌وگو و پاسخ‌های نوشتاری از متن شاهد بیاوری.

پیش از شروع

چرا شاعر برای خبر دادن از میلاد امام زمان (عج)، به‌جای یک خبر ساده، از «گُل»، «بهار جان» و جان‌گرفتن دوبارۀ جهان سخن می‌گوید؟

شاعر می‌خواهد شادیِ این میلاد را احساس کنیم، نه اینکه فقط از آن باخبر شویم. تصویرهای گل و بهار، جهان را تازه و زنده نشان می‌دهند؛ پس خواندن شعر هم باید این شوق و امید را به شنونده منتقل کند.

خبر خوش را شاد بخوان

وقتی خبر خوشی را برای دوستی تعریف می‌کنی، حالت صدایت با زمانی که خبر ناراحت‌کننده‌ای می‌دهی فرق دارد. خواندن این شعر هم همین‌طور است: باید شادی و امید را منتقل کنی، نه اینکه فقط واژه‌ها را درست بخوانی.

در شعر، میلاد امام زمان (عج) مانند شکفتن گل و رسیدن بهار به جان انسان تصویر شده است. جان‌گرفتن دوبارۀ جهان نیز نشانۀ تازگی و امید است. بااین‌حال، پایان شعر فقط دعوت به جشن نیست؛ شاعر از مخاطب می‌خواهد برای پذیرفتن فرمان و راهنماییِ منجی آماده باشد. هنگام خواندن، روشن و پرنشاط بخوان، اما شتاب نکن تا معنی عبارت‌ها شنیده شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۹۹

ردیف را از قافیه جدا کن

به پایان دو مصراعِ آغاز شعر نگاه کن: «جان آمد» و «می‌کشان آمد». واژۀ «آمد» با همان معنی تکرار شده است؛ این بخش را ردیف می‌نامیم. واژه‌های «جان» و «می‌کشان» هم‌آواییِ پایانی دارند و قافیه هستند.

پس برای پیدا کردن ردیف، تنها دنبال شباهت صدا نباش. باید بخشی را پیدا کنی که پس از قافیه، عیناً و با معنای یکسان تکرار شده باشد. ممکن است پایان دو مصراع شبیه شنیده شود، اما واژه‌هایشان یکسان نباشد؛ آن شباهت به‌تنهایی ردیف نمی‌سازد. یک روش ساده این است که از آخر مصراع‌ها به عقب برگردی و بخش مشترک را جدا کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

اندازه و نقش ردیف

ردیف فقط یک واژۀ تکراری برای خوش‌آهنگی نیست؛ می‌تواند معنای شعر را هم برجسته کند. در «میلادِ گُل»، تکرار «آمد» چند بار حس رسیدن و وقوع یک خبر خوش را زنده می‌کند.

ردیف همیشه یک واژه و همیشه فعل نیست. در «چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند / موج‌های پریشان تو را می‌شناسند»، تمام عبارت «تو را می‌شناسند» ردیف است، نه فقط «می‌شناسند». قافیه‌ها نیز «خروشان» و «پریشان» هستند. برای تعیین نوع ردیف، پس از جداکردن آن به نقش دستوری‌اش نگاه کن؛ مثلاً «آمد» فعل است، ولی «او» ضمیر است. این دو مرحله را با هم اشتباه نگیر.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۰

گفت‌وگو با شاهد و دلیل

در گفت‌وگوی ادبی، بهتر است هر نظر را با نمونه یا دلیل همراه کنی. برای فعالیت مربوط به حافظ، یک غزل انتخاب کن، پایان مصراع‌های هم‌قافیه را کنار هم بنویس و بخش تکراریِ پس از قافیه را مشخص کن. سپس توضیح بده ردیف یک واژه است یا چند واژه و چه نوعی دارد. اگر ردیفی پیدا نکردی، با دقت دوباره بررسی کن؛ همۀ غزل‌ها الزاماً ردیف ندارند.

برای گفت‌وگو دربارۀ امام رضا (ع) نیز یک موضوع روشن، مانند دانش یا مهربانی ایشان، انتخاب کن و از منبع معتبر شاهد بیاور. چون تنها درس می‌خوانی، می‌توانی یک توضیح کوتاه صوتی ضبط کنی و بعد ببینی آیا حرفت روشن و مستند بوده است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱

پاسخ نوشتاریِ دقیق

برای نوشتن ارتباط معناییِ دو شعر، اول پیام مشترکشان را پیدا کن، نه فقط واژه‌های مشترک را. در بیت «آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد / مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد»، آمادگی برای رسیدن محبوب و شادیِ آمدن او دیده می‌شود. در «میلادِ گُل» هم رسیدن شخصیتی عزیز با تصویر بهار و دعوت به شادی همراه است. پاسخ خوب، این شباهت را با اشاره به هر دو شعر توضیح می‌دهد.

در تمرین هم‌خانواده نیز معنی نزدیک کافی نیست؛ واژه‌ها باید ریشۀ مشترک داشته باشند. از همین شعر می‌توان «میلاد» را برای «ولادت»، «سلطان» را برای «تسلّط» و «منجی» را برای «نجات» پیدا کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۱

مثال حل‌شده

در بیت «ای همه هستی ز تو پیدا شده / خاک ضعیف از تو توانا شده»، قافیه‌ها و نوع ردیف را مشخص کن.

  1. پایان دو مصراع را کنار هم می‌گذاریم: «پیدا شده» و «توانا شده».

  2. «شده» در هر دو پایان با معنای یکسان تکرار شده است؛ آن را به‌عنوان ردیف جدا می‌کنیم.

  3. واژه‌های پیش از ردیف، «پیدا» و «توانا»، هم‌آوایی پایانی دارند؛ پس قافیه‌اند.

  4. برای تعیین نوع ردیف، نقش آن را بررسی می‌کنیم: «شده» در اینجا فعل است.

جواب: قافیه‌ها «پیدا» و «توانا» هستند؛ ردیف «شده» است و از نوع فعل است.

نکات مهم

  • تصویرهای گل و بهار در «میلادِ گُل» شادی و امیدِ میلاد را نشان می‌دهند و با لحن شاد تناسب دارند.
  • ردیف، واژه یا عبارتِ تکرارشونده با معنای یکسان پس از قافیه است و می‌تواند نقش‌های دستوری متفاوتی داشته باشد.
  • در گفت‌وگو و نوشتن، نظر خود را با شاهد توضیح بده و هم‌خانوادگی را با هم‌معنایی اشتباه نگیر.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۰۳ تا ۱۰۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس چهاردهم: پیدای پنهان

در این درس یاد می‌گیری با تکیه بر متن، به پرسش‌های خودارزیابی دربارهٔ شیوهٔ گفت‌وگو، پیام مشترک درس‌های خداشناسی و ارزش تفکّر پاسخ روشن و مستدل بدهی.

پیش از شروع

اگر می‌توانستی هیچ‌چیز را فراموش نکنی، آیا زندگی‌ات حتماً بهتر می‌شد؟

شاید در نگاه اوّل بگویی بله؛ امّا اگر تلخیِ هر شکست و اندوهِ هر حادثه همیشه تازه می‌ماند، آرامش یافتن دشوار می‌شد. این درس از ما می‌خواهد در چیزهای آشنا دوباره فکر کنیم و حکمت‌هایی را ببینیم که معمولاً از کنارشان می‌گذریم.

مخالفت، همراه با متانت

برای پاسخ به پرسش اوّل خودارزیابی، باید اعتراض مفضّل را از پاسخ شخص منکر جدا کنی. مفضّل با شنیدن انکار خدا و نبوّت، به‌شدّت اعتراض کرد. آن شخص در پاسخ گفت که امام صادق (ع) سخنانی بیش از این شنیده، امّا با آرامش و سنجیدگی پاسخ داده است؛ پس از مفضّل هم خواست شایسته سخن بگوید.

نکتهٔ داستان فقط موضوع بحث نیست؛ روش گفت‌وگو هم مهم است. ممکن است با نظر کسی کاملاً مخالف باشیم، امّا باید سخنش را بشنویم و پاسخ روشن بدهیم. مثلاً در بحث با یک هم‌کلاسی، بلندتر حرف زدن جای دلیل آوردن را نمی‌گیرد. مفضّل پس از این ماجرا نزد امام رفت و فرصتی برای آموختن پیدا کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

از آفریده‌ها تا آفریننده

برای پرسش دوم خودارزیابی، دنبال شباهتِ پیام‌ها باش، نه فقط واژه‌های مشترک. محور مقایسهٔ «پیدای پنهان» با درس اوّل، توجّه به آفرینش و شناخت خداوند از راه نشانه‌های اوست. هنگام مرور درس اوّل، برای این محور مشترک شاهدی هم پیدا کن.

در «پیدای پنهان»، امام از نمونه‌های نزدیک آغاز می‌کند: دست، پا و چشم هرکدام کاری دارند. سپس به توانایی‌های درونی می‌رسد؛ حافظه به حفظ آموخته‌ها و سامان دادن کارها کمک می‌کند و فراموشی می‌تواند رنج و کینه را کم‌رنگ کند. حیا نیز در رعایت حقوق دیگران نقش دارد.

پس برای مقایسه می‌توانی بر سه نکته تکیه کنی: توجّه به آفریده‌ها، دعوت به اندیشیدن و شناخت قدرت و حکمت خداوند. پاسخ خوب، این شباهت‌ها را توضیح می‌دهد، نه اینکه فقط بگوید «هر دو دربارهٔ خدا هستند».

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۴

اندیشیدن برای شناخت

پرسش سوم خودارزیابی می‌خواهد بدانی اندیشیدن چه فایده‌ای دارد. پاسخ را می‌توان از روش آموزش امام پیدا کرد: ایشان بارها از مفضّل می‌خواهد در بدن، توانایی‌ها و نیازهای انسان تأمّل کند. یعنی دیدنِ یک پدیده کافی نیست؛ باید دربارهٔ کارکرد و حکمت آن هم پرسید.

برای نمونه، ممکن است فراموشی را فقط یک ضعف بدانیم؛ امّا با فکر کردن می‌بینیم که کم‌رنگ شدن خاطرهٔ رنج‌ها به ادامهٔ زندگی کمک می‌کند. در ادامهٔ درس نیز پنهان بودن طول عمر و فراوانی آب، زمینه‌ای برای اندیشیدن می‌شوند.

بنابراین، در چارچوب پیام درس، نعمت تفکّر به انسان کمک می‌کند نشانه‌های حکمت خداوند را بشناسد، سود و زیان را بهتر تشخیص دهد و آگاهانه‌تر زندگی کند. البته توانایی اندیشیدن به این معنا نیست که انسان همه‌چیز، از جمله آینده و درون دیگران را می‌داند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۷

مثال حل‌شده

برای پرسش آزاد خودارزیابی، این سؤال را در نظر بگیر: «آیا سودمند بودن حافظه به این معناست که فراموشی همیشه زیان‌آور است؟» با استفاده از متن پاسخ بده.

  1. دو بخش سؤال را جدا کن: فایدهٔ حافظه چیست و آیا فراموشی هم فایده‌ای دارد؟

  2. برای حافظه شاهد بیاور: انسان به کمک آن، آموخته‌ها، دادوستدها و تجربه‌هایش را به یاد می‌آورد.

  3. برای فراموشی شاهد بیاور: کم‌رنگ شدن خاطرهٔ مصیبت‌ها و کینه‌ها می‌تواند زمینهٔ آرامش را فراهم کند.

  4. نتیجه بگیر: متفاوت یا متضاد بودن دو توانایی، لزوماً به معنای سودمند بودن یکی و بی‌فایده بودن دیگری نیست.

جواب: خیر؛ در نگاه درس، حافظه و فراموشی با وجود تفاوتشان، هر دو سودمندند: حافظه به یادگیری و سامان یافتن زندگی کمک می‌کند و فراموشی از ماندگاری رنج‌ها و کینه‌ها می‌کاهد.

نکات مهم

  • پاسخ شخص منکر به مفضّل، یادآوریِ متانت امام صادق (ع) در شنیدن و پاسخ دادن به سخنان مخالفان بود.
  • برای مقایسهٔ این درس با درس اوّل، بر توجّه به آفرینش، دعوت به اندیشیدن و شناخت حکمت خداوند تکیه کن.
  • در پیام درس، تفکّر به شناخت نشانه‌های الهی و تشخیص بهتر راه درست زندگی کمک می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۰۸ تا ۱۱۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

دانش زبانی

در این درس یاد می‌گیری قیدها را در جمله تشخیص بدهی، از ریشهٔ واژه‌ها برای درست‌نویسی کمک بگیری و پیام شعر و شیوهٔ بیت‌برک را توضیح بدهی.

پیش از شروع

اگر از جملهٔ «مریم، امروز مشتاقانه کتاب می‌خواند» دو واژه را برداریم، چطور ممکن است جمله همچنان کامل بماند، اما تصویر کم‌رنگ‌تری به ما بدهد؟

با برداشتن «امروز» و «مشتاقانه»، جملهٔ «مریم کتاب می‌خواند» باقی می‌ماند. هنوز پیام اصلی را می‌فهمیم، ولی دیگر زمان و چگونگی کتاب خواندن روشن نیست؛ این دو واژه قیدند.

قید؛ جزئیاتِ پیام

قید به جمله جزئیات می‌دهد؛ مثلاً می‌گوید کاری چه وقت، کجا یا چگونه انجام شده است. در «علی خوب سخن می‌گوید»، واژهٔ «خوب» چگونگی سخن گفتن را روشن می‌کند. در «مفضّل، اندوهناک، نزد امام صادق رفت»، «اندوهناک» حالت مفضّل را نشان می‌دهد.

قید فقط برای حالت و زمان نیست؛ می‌تواند تکرار، تردید یا یقین را هم برساند. مثلاً «دوباره» نشانهٔ تکرار است. برای پیدا کردن قید، نخست ببین واژه چه توضیحی به جمله افزوده است. سپس حذفش کن: آیا پیام اصلی هنوز باقی است؟ البته با حذف قید، همان جزئیات را از دست می‌دهیم. یک جمله می‌تواند چند قید داشته باشد و جای قید نیز همیشه ثابت نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۸

گفت‌وگو با دلیل

حالا از شناخت جمله به کاربرد زبان برسیم. صلهٔ رحم یعنی پیوند و ارتباط با خویشاوندان را حفظ کنیم؛ احسان نیز نیکی کردن به آن‌هاست. یک تماس برای احوال‌پرسی یا کمک به خویشاوندی که گرفتار شده، نمونه‌ای ساده است. این کارها می‌تواند احساس تنهایی را کم کند و پشتیبانی اعضای خانواده از هم را بیشتر کند.

برای گفت‌وگو، فقط نگوییم «این کار خوب است»؛ یک دلیل و یک نمونه بیاوریم. موضوع دیگر صفحه، آفرینش انسان و آموختن بیان به اوست. از این نگاه، توانایی سخن گفتن فرصتی برای فهماندن نیازها، یاد دادن و برقرار کردن ارتباط است. حتی اگر تنها درس می‌خوانی، می‌توانی نظرت را با یک دلیل، بلند برای خودت بیان کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۹

خانوادهٔ واژه‌ها

یکی از راه‌های یاد گرفتن واژه‌ها این است که آن‌ها را جدا و بی‌ارتباط حفظ نکنیم. «فضل»، «فاضل»، «مفضّل» و «افضل» به یک خانواده تعلق دارند و ریشهٔ مشترکشان «فضل» است. شناخت این پیوند کمک می‌کند حروف اصلی را بهتر به خاطر بسپاریم؛ مثلاً بدانیم در این خانواده، حرف «ض» به کار می‌رود. البته هم‌ریشه بودن به معنی یکسان بودن معنی همهٔ واژه‌ها نیست.

برای تمرین نوشتاری، از متن‌های همین صفحه‌ها چند واژهٔ دشوار، مانند «مشتاقانه»، «خویشاوندان» و «تفضیل» انتخاب کن؛ بخش دشوار املای هرکدام را پیدا کن و سپس بدون نگاه کردن بنویس. در فعالیتِ مربوط به بیتِ شبستری نیز به ارتباطِ «هر چیز در جای مناسب خود» با نظم و زیبایی آفرینش فکر کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۹

ارزش خودت را بشناس

در دوبیتی‌های باباطاهر، چند پیام کنار هم آمده است: گرمیِ محبت، پایداری در دوستی، برابر بودن پایان زندگیِ توانگر و نیازمند، شناخت ارزش انسان و توجه به نتیجهٔ رفتارها. برای فهم شعر، لازم نیست از همان آغاز همهٔ واژه‌های محلی را بلد باشی؛ نخست ببین هر دوبیتی دربارهٔ چه موضوعی سخن می‌گوید.

در دوبیتیِ عنوان این شعرخوانی، شاعر انسان را از غفلت بازمی‌دارد: تو ارزش بزرگی داری، پس چرا آن را نمی‌شناسی و اسیر خواهش‌های نادرست می‌شوی؟ شناخت ارزش خود، دعوت به مسئولیت‌پذیری است، نه خودپسندی. دوبیتی پایانی هم همین مسیر را ادامه می‌دهد و هشدار می‌دهد کاری نکنیم که بعداً از دیدن کارنامهٔ رفتارمان شرمنده شویم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۰

فارسی در رنگ‌های گوناگون

پس از شعرخوانی، بخش «ادبیات بومی» و درس آزاد آمده است. صفحه‌های درس آزاد برای تکمیل کردن باز گذاشته شده‌اند؛ بنابراین در آن‌ها متن یا پاسخ آماده‌ای نداریم. برای استفاده از این فرصت می‌توانی با راهنمایی معلم، دربارهٔ یک رسم، شاعر یا داستان محلی بنویسی.

آغاز «بیت‌برک» هم نمونه‌ای از تنوع زبان فارسی را نشان می‌دهد: بعضی واژه‌ها و شیوه‌های بیان برای ما ناآشنایند، اما با کمک توضیحات صفحه می‌توانیم آن‌ها را بفهمیم. بیت‌برک همان مشاعره است. نفر بعد باید بیتی بخواند که حرف آغازش با حرف پایان بیت قبلی یکی باشد. تکرار بیتِ خوانده‌شده مجاز نیست و کسی که نتواند پاسخ بدهد، بازنده می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

مثال حل‌شده

در جملهٔ «من فعلاً کاری ندارم»، قید را مشخص کن و برای انتخابت دلیل بیاور.

  1. پیام اصلی را پیدا می‌کنیم: گوینده می‌گوید کاری ندارد.

  2. می‌پرسیم کدام واژه زمانِ این وضعیت را محدود می‌کند؛ «فعلاً» یعنی در حال حاضر.

  3. واژه را حذف می‌کنیم: «من کاری ندارم» هنوز پیام اصلی و معنای کامل دارد.

  4. نتیجه می‌گیریم که «فعلاً» قید زمان است؛ حذف آن، توضیح زمانی را کم می‌کند، نه اینکه اصل جمله را از بین ببرد.

جواب: قید جمله «فعلاً» است؛ زمان را نشان می‌دهد و با حذف آن، جملهٔ «من کاری ندارم» باقی می‌ماند.

نکات مهم

  • قید جزئیاتی مانند زمان، حالت و تکرار را به جمله می‌افزاید و جای ثابتی ندارد.
  • شناخت ریشهٔ مشترک واژه‌ها به گسترش واژگان و درست‌نویسی کمک می‌کند.
  • شعر باباطاهر ما را به شناخت ارزش انسان و مراقبت از کردار دعوت می‌کند و بیت‌برک فرصتی برای به‌کارگیری شعرهای آموخته‌شده است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۱۵ تا ۱۱۶ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

روان‌خوانی: بَیت‌بَرَک

در این درس یاد می‌گیری ماجرای «بیت‌برک» را روان و با لحن مناسب بخوانی و با توجه به رفتار شخصیت‌ها، تفاوت حفظ شعر با فهم آن و طنز پایان داستان را توضیح بدهی.

پیش از شروع

ممکن است کسی ده‌ها بیت شعر حفظ باشد، اما نتواند بفهمد طرف مقابلش شعری ساختگی می‌خواند؟

در «بیت‌برک»، حریف راوی شعرهای زیادی حفظ است، اما معنی بسیاری از آن‌ها را درست نمی‌فهمد. همین فاصله میان حفظ کردن و فهمیدن، فرصتی برای فریب‌کاری راوی و شکل‌گیری پایان خنده‌دار داستان می‌سازد.

بیت‌برک؛ بازی با شعر

راوی مشغول تمیز کردن قوری‌هاست که پسری هم‌قد او از راه می‌رسد و دنبال هم‌بازی می‌گردد. نام بازی «بیت‌برک» است؛ همان مشاعره. یک نفر بیتی می‌خواند و نفر بعد باید بیتی بگوید که با حرف پایان بیت قبلی شروع شود. بیت تکراری پذیرفته نیست و کسی که نتواند پاسخ بدهد، بازنده است.

برای روان خواندن متن، چند واژه را هم بشناس: «چاینک» یعنی قوری، «صفّه» یعنی سکو و «ناایست» یعنی بدون وقفه. این واژه‌ها و تعبیرهای متفاوت، بخشی از زبان روایت‌اند. هنگام خواندن گفت‌وگو، پرسش‌های راوی را با لحن کنجکاو و توضیح پسر را روشن و شمرده بخوان.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۵

حفظ کردن یا فهمیدن؟

پس از مدتی، پیدا کردن بیت مناسب برای راوی سخت می‌شود؛ نه اینکه همهٔ شعرهایش تمام شده باشد، بلکه بیتی با حرف لازم به یادش نمی‌آید. حریف سریع‌تر پاسخ می‌دهد و برای هر حرف، بیت‌های زیادی بلد است. بااین‌حال، راوی از لحن خواندن او درمی‌یابد که معنی بیشتر بیت‌ها را درست نمی‌داند.

راوی از همین ضعف سوءاستفاده می‌کند: واژه‌ها را جابه‌جا یا واژه‌ای تازه را جایگزین می‌کند تا آغاز بیت مناسب شود. این تغییرها معنی را خراب می‌کنند، اما حریف متوجه نمی‌شود. مثل وقتی است که کسی تعریف درسی را حفظ کرده، ولی با عوض شدن یک واژه نمی‌تواند نادرستی آن را تشخیص دهد. پس حافظهٔ قوی، همیشه نشانهٔ فهم عمیق نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۶

پایانی خنده‌دار و معنادار

گره داستان وقتی محکم‌تر می‌شود که راوی باید بیتی با «ژ» بخواند. او چنین بیتی به یاد ندارد و فشار حریف هم دستپاچه‌ترش می‌کند. سرانجام با واژهٔ «ژاژ»، به معنی سخن بیهوده، گفته‌ای آهنگین اما بی‌معنی می‌سازد.

نکتهٔ خنده‌دار اینجاست: حریف به‌جای اینکه ساختگی بودن آن را تشخیص دهد، بر سر «ژ» یا «ج» بودن حرف آغاز بحث می‌کند! خواننده حقیقت را می‌داند، ولی حریف نمی‌داند؛ راوی هم در دل می‌خندد. این پایان را می‌توان یادآوری اهمیت فهم شعر و درست‌کاری در رقابت دانست؛ پنهان ماندن فریب، آن را به کاری درست تبدیل نمی‌کند. در روخوانی، شتاب و اضطراب راوی را از لحن اعتراضی حریف جدا کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۶

مثال حل‌شده

دانش‌آموزی می‌گوید: «راوی در پایان می‌خندد، پس ثابت شده که از حریفش شعر را بهتر می‌شناسد.» آیا این برداشت با متن سازگار است؟

  1. نخست دلیل خنده را پیدا می‌کنیم: راوی می‌داند گفته‌اش ساختگی است، اما حریف این موضوع را نفهمیده است.

  2. سپس توانایی راوی را بررسی می‌کنیم: او بیت مناسبی با «ژ» به یاد ندارد و به ساختن گفته‌ای بی‌معنی رو می‌آورد.

  3. رفتار حریف را هم می‌سنجیم: او به‌جای بررسی معنی، دربارهٔ حرف آغاز جرّوبحث می‌کند.

  4. نتیجه می‌گیریم که خنده از پنهان ماندن فریب می‌آید و به‌تنهایی نشانهٔ شناخت بهتر شعر نیست.

جواب: خندیدن راوی نشانهٔ برتری واقعی او در شعر نیست؛ او از پنهان ماندن فریبش خوشحال است، درحالی‌که حریف فقط بر سر حرف آغاز بحث می‌کند.

نکات مهم

  • بیت‌برک همان مشاعره است و پاسخ هر نفر باید بیتی غیرتکراری با حرف پایان بیت قبلی باشد.
  • حریف شعرهای زیادی حفظ است، اما ضعف او در فهم معنی، فرصت فریب‌کاری راوی را فراهم می‌کند.
  • طنز پایان داستان از اینجا شکل می‌گیرد که حریف بر سر حرف آغاز بحث می‌کند، اما ساختگی بودن گفتهٔ راوی را نمی‌فهمد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

حالا خودت را بسنج: نمونه سوال این فصل با جواب (فصل ۵ فارسی نهم)

درس‌های فصل ۵ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۵ فارسی نهم · رایگان