۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
اقتصاد · فصل ۴

خلاصه درس فصل ۴ اقتصاد دهم؛ درسنامه و نکات مهم

«اقتصاد در خانواده»، فصل ۴ کتاب اقتصاد، صفحهٔ ۱۲۹ تا ۱۶۸، پایهٔ دهم: ۱۲ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۱۲۹ تا ۱۳۳ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس دوازدهم: بودجه‌بندی

در این درس یاد می‌گیری با توجه به منابع درآمدت، مخارج را ثبت و دسته‌بندی کنی و با محاسبهٔ مجموع و سهم هر دسته، برای خرج‌کردن پولت آگاهانه‌تر برنامه بریزی.

پیش از شروع

تا حالا شده با پول کافی از خانه بیرون بروی، خرید بزرگی هم نکنی، اما آخر روز پول یک بستنی هم برایت نمانده باشد؟ پولت کجا رفته است؟

گاهی چند خرج کوچک، بی‌آنکه متوجه جمعشان باشیم، بخش بزرگی از پولمان را مصرف می‌کنند. با ثبت خرج‌ها می‌توانیم رد پول را پیدا کنیم و برای استفاده از پول باقی‌مانده بهتر تصمیم بگیریم.

اختیار پول، مسئولیت خرج

اختیار پول، مسئولیت خرج

اگر پول توجیبی‌ات دست خودت باشد، می‌توانی خودت تصمیم بگیری چه بخری؛ اما آیا این اختیار یعنی هر وقت پولت تمام شد، کسی دوباره به تو پول می‌دهد؟

در داستان خانوادۀ محمدی، پدر با پول توجیبی موافقت می‌کند، ولی بچه‌ها باید همۀ مخارج شخصی‌شان را از همان پول ماهیانه و عیدی‌ها و هدیه‌ها تأمین کنند. قرار نیست برای جبران کمبود پول از مادرشان کمک بگیرند. پس اختیار بیشتر، مسئولیت بیشتری هم دارد: باید نیازهایشان را با پولی که در اختیار دارند هماهنگ کنند.

مثلاً فرض کن از پول توجیبی‌ات هم باید هزینۀ رفت‌وآمد به مدرسه را بدهی و هم لوازم‌التحریر بخری. اگر اول ماه همۀ پولت را صرف یک خرید دلخواه کنی، ممکن است برای رفت‌وآمد چیزی نماند. پیش از خرید باید از خودت بپرسی: «این پول قرار است تا چه زمانی و برای کدام نیازها کافی باشد؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۱

خرج‌های کوچک، جمع بزرگ

خرج‌های کوچک، جمع بزرگ

فرض کن با دوستانت بیرون رفته‌ای. اول یک خوراکی می‌خری، بعد برای رفت‌وآمد پول می‌دهی و کمی بعد هم یک وسیلهٔ کوچک می‌خری که توجهت را جلب کرده است. هر بار با خودت می‌گویی: «این که مبلغ زیادی نیست!» اما آخر روز می‌بینی پول چندانی برایت نمانده است.

پولت ناپدید نشده؛ چند خرج کوچک، کنار هم به یک خرج بزرگ تبدیل شده‌اند. وقتی به هر خرید جداگانه نگاه می‌کنیم، ممکن است اثر مجموع خریدها را بر موجودی پولمان نبینیم. حتی اگر هیچ خرید گرانی نداشته باشیم، تکرار خریدهای ارزان می‌تواند پولمان را تمام کند.

پس کوچک‌بودن مبلغ یک خرید، به‌تنهایی دلیل کافی برای بی‌اهمیت‌بودن آن نیست. پیش از خرید بعدی، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس: «تا اینجا در مجموع چقدر خرج کرده‌ام؟» این مکث کمک می‌کند فقط قیمت خرید تازه را نبینی، بلکه حواست به پول باقی‌مانده هم باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۲

رد پول را ثبت کن

رد پول را ثبت کن

اگر بخواهی بدانی پولت کجا می‌رود، به حافظه‌ات اکتفا نکن؛ هر خرج را همان روز ثبت کن، حتی اگر کوچک باشد. می‌توانی در دفتر یا یادداشت گوشی، تاریخ، چیزی که خریده‌ای و مبلغ آن را بنویسی. بعد برای هر خرج، سه ویژگی مشخص کن:

  • نوع خرج: خوراکی، پوشاک، تفریح یا سایر موارد؟
  • قابل‌پیش‌بینی‌بودن: از قبل می‌دانستی این هزینه را خواهی داشت یا اتفاقی پیش آمد؟
  • ثابت یا متغیربودن: این هزینه مرتب در هر هفته تکرار می‌شود یا ممکن است بعضی هفته‌ها اصلاً وجود نداشته باشد؟

مثلاً اگر هر هفته برای رفتن به کلاس کرایه می‌دهی، این خرج در گروه «سایر» قرار می‌گیرد، قابل‌پیش‌بینی است و به‌طور ثابت تکرار می‌شود. اما خرید کفشی که از قبل برایش برنامه داشته‌ای، قابل‌پیش‌بینی ولی متغیر است؛ چون هر هفته کفش نمی‌خری!

پس متغیر بودن با غیرمنتظره بودن یکی نیست. این ثبت دقیق کمک می‌کند الگوی خرج‌کردنت را بشناسی، نه اینکه فقط نام خریدها را به یاد بیاوری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۳

از ثبت خرج تا شناخت سهم‌ها

از ثبت خرج تا شناخت سهم‌ها

جدول هزینه‌ها را پر کرده‌ای؛ حالا چطور بفهمی پولت بیشتر کجا رفته است؟ اول هزینه‌های هر دسته، مثل خوراکی یا تفریح، را با هم جمع کن. سپس با جمع‌کردن مجموع دسته‌ها، مجموع کل مخارج را به دست بیاور.

مبلغ هر دسته نشان می‌دهد چقدر برای آن خرج کرده‌ای؛ اما سهم درصدی نشان می‌دهد چه بخشی از کل خرجت به آن اختصاص یافته است:

سهم درصدی هر دسته=مجموع هزینه‌های آن دستهمجموع کل مخارج×100\text{سهم درصدی هر دسته}=\frac{\text{مجموع هزینه‌های آن دسته}}{\text{مجموع کل مخارج}}\times 100

مثلاً اگر بخواهی سهم خوراکی‌ها را پیدا کنی، مجموع هزینهٔ خوراکی‌ها را بر مجموع همهٔ مخارج تقسیم می‌کنی و حاصل را در 100100 ضرب می‌کنی. دقت کن که مخرج کسر، پول توجیبی یا پول باقی‌مانده نیست؛ کل پول خرج‌شده است.

مقایسهٔ سهم دسته‌ها کمکت می‌کند بفهمی کدام بخش، قسمت بزرگ‌تری از خرجت را گرفته و برای هفتهٔ بعد آگاهانه‌تر برنامه بریزی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۳

مثال حل‌شده

در جدول مخارج یک هفته، دو خرید خوراکی به مبلغ‌های 3030 و 5050 هزار تومان، هزینۀ رفت‌وآمد 6060 هزار تومان و هزینۀ تفریح 6060 هزار تومان ثبت شده است. مجموع مخارج و سهم درصدی هر دسته را حساب کن و بگو کدام دسته بیشترین سهم را دارد.

  1. ابتدا هزینه‌های هم‌گروه را جمع می‌کنیم: هزینۀ خوراکی برابر با 30+50=8030+50=80 هزار تومان است.

  2. مجموع کل مخارج را به دست می‌آوریم: 80+60+60=20080+60+60=200 هزار تومان.

  3. سهم خوراکی را حساب می‌کنیم: 80200×100=40%\frac{80}{200}\times100=40\%.

  4. سهم رفت‌وآمد و تفریح را جداگانه حساب می‌کنیم؛ هرکدام برابر است با 60200×100=30%\frac{60}{200}\times100=30\%.

  5. برای بررسی محاسبه، درصدها را جمع می‌کنیم: 40+30+30=10040+30+30=100. خوراکی با سهم 40%40\% بیشترین سهم را دارد؛ این نتیجه نشان می‌دهد بیشترین بخش پول کجا خرج شده، نه اینکه لزوماً آن خرج نامناسب بوده است.

جواب: کل مخارج هفته 200200 هزار تومان است؛ سهم خوراکی 40%40\%، رفت‌وآمد 30%30\% و تفریح 30%30\% است، پس بیشترین سهم به خوراکی تعلق دارد.

نکات مهم

  • اختیار خرج‌کردن با مسئولیت همراه است و باید نیازها را با توجه به منابع درآمد مشخص برنامه‌ریزی کنیم.
  • همۀ مخارج، حتی خریدهای کوچک، را ثبت می‌کنیم و نوع، قابل‌پیش‌بینی‌بودن و ثابت یا متغیربودن آن‌ها را مشخص می‌کنیم.
  • با جمع‌کردن هزینه‌های هر دسته و محاسبۀ سهم درصدی آن از کل مخارج، می‌فهمیم پولمان بیشتر کجا خرج شده است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۳۳ تا ۱۳۷ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

ثبت هزینه‌ها و درآمدها

در این درس یاد می‌گیری درآمدها و هزینه‌هایت را ثبت و دسته‌بندی کنی، سهم مخارج و ماندهٔ بودجه را به دست آوری و برای نیازهایت آگاهانه‌تر برنامه بریزی.

پیش از شروع

اگر آخر هفته ندانی پولت کجا خرج شده، چطور می‌توانی بفهمی برای یک خرید ضروری از کدام خرجت کم کنی؟

ثبت مخارج کمک می‌کند به‌جای حدس‌زدن، ببینی پولت دقیقاً کجا رفته است. وقتی هزینه‌ها را دسته‌بندی و با درآمدت مقایسه کنی، روشن‌تر می‌بینی کدام خرج را می‌توانی تغییر بدهی و برای چه چیزی پول کنار بگذاری.

رد پولت را بگیر

رد پولت را بگیر

آخر هفته می‌بینی پولت کم شده، اما یادت نیست کجا خرجش کرده‌ای؟ برای پیدا کردن رد پول، هر خرج را همان روز ثبت کن؛ حتی خریدهای کوچک را.

کنار تاریخ و مبلغ هر هزینه، این سه ویژگی را بنویس:

  • نوع مصرف: پول برای چه چیزی خرج شده؛ خوراکی، پوشاک، تفریح یا موارد دیگر؟
  • قابل‌پیش‌بینی‌بودن: از قبل انتظار این هزینه را داشتی یا ناگهانی پیش آمد؟
  • ثابت یا متغیربودن: این خرج به‌طور منظم تکرار می‌شود یا ممکن است در بعضی هفته‌ها اصلاً وجود نداشته باشد؟

مثلاً هزینهٔ رفت‌وآمد همیشگی به مدرسه، قابل‌پیش‌بینی و ثابت است. اما خرید یک دفتر نقاشی که از قبل برایش برنامه داشته‌ای، قابل‌پیش‌بینی و متغیر است؛ چون لازم نیست هر هفته تکرار شود.

پس متغیر بودن با ناگهانی بودن یکی نیست. این ویژگی‌ها را جداگانه ثبت می‌کنیم تا تصویر روشن‌تری از شیوهٔ خرج‌کردنمان داشته باشیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۳

سهم هر دسته از مخارج

سهم هر دسته از مخارج

ثبت هزینه‌ها به ما نشان می‌دهد پولمان کجا رفته؛ اما برای اینکه بفهمیم هر دسته چه سهمی از خرج‌ها دارد، باید درصد آن دسته از کل مخارج را پیدا کنیم.

اول هزینه‌های هر دسته، مثل خوراکی یا تفریح، را جداگانه جمع کن. سپس مجموع همهٔ مخارج را به دست بیاور. حالا از این رابطه استفاده کن:

درصد سهم هر دسته=مجموع هزینه‌های آن دستهمجموع کل مخارج×100\text{درصد سهم هر دسته}=\frac{\text{مجموع هزینه‌های آن دسته}}{\text{مجموع کل مخارج}}\times 100

مثلاً فرض کن در یک هفته مجموعاً 200200 هزار تومان خرج کرده‌ای و از این مقدار، 5050 هزار تومان برای خوراکی بوده است. سهم خوراکی از مخارجت می‌شود:

50200×100=25%\frac{50}{200}\times 100=25\%

یعنی از هر 100100 تومان که خرج کرده‌ای، 2525 تومان برای خوراکی بوده است. دقت کن که اینجا هزینهٔ خوراکی را بر کل مخارج تقسیم می‌کنیم، نه بر درآمد یا پولی که اول هفته داشته‌ای. این درصدها کمک می‌کنند دسته‌های مختلف خرجت را راحت‌تر مقایسه کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۳

درآمد کفاف می‌دهد؟

درآمد کفاف می‌دهد؟

ممکن است بدانی پولت کجا خرج شده، اما هنوز یک پرسش مهم باقی است: آیا درآمدت برای این مخارج کافی بوده؟ برای پاسخ، مجموع هزینه‌ها را با مجموع درآمدهای همان دوره مقایسه کن؛ مثلاً هر دو مربوط به یک ماه باشند. مقایسهٔ درآمد ماهانه با هزینهٔ سالانه نتیجهٔ درستی نمی‌دهد.

پس از کم‌کردن مجموع هزینه‌ها از درآمد، سه حالت پیش می‌آید:

  • اگر درآمد بیشتر باشد، پولی باقی می‌ماند که می‌توانی پس‌انداز کنی.
  • اگر برابر باشند، درآمد دقیقاً خرج شده و چیزی باقی نمانده است.
  • اگر هزینه‌ها بیشتر باشند، کسری بودجه داری؛ یعنی درآمد آن دوره به‌تنهایی پاسخ‌گوی مخارج نیست.

مثلاً اگر پول‌توجیبی یک هفته‌ات 200 هزار تومان200\ \text{هزار تومان} و مجموع خرج‌هایت 170 هزار تومان170\ \text{هزار تومان} باشد، مانده برابر است با:

200−170=30 هزار تومان200-170=30\ \text{هزار تومان}

این مانده امکان پس‌انداز است؛ نه پولی که حتماً باید تا پایان هفته خرجش کنی!

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۴

انتخاب کن، آگاهانه بگذر

انتخاب کن، آگاهانه بگذر

فرض کن برای رفت‌وآمد به خودروی خانواده نیاز دارید، اما خودرو ناگهان خراب شده است. اگر پول کافی کنار نگذاشته باشید، چطور هزینهٔ تعمیر را فراهم می‌کنید؟ باید مخارج را بررسی کنید و ببینید کدام را می‌توان کاهش داد یا عقب انداخت، بدون اینکه نیازهای ضروری آسیب ببینند.

معمولاً تغییر بعضی هزینه‌های متغیر، مثل تفریح، از تغییر تعهدهای ثابت، مثل اجارهٔ خانه، آسان‌تر است. اما متغیر بودن به معنی غیرضروری بودن نیست؛ هزینهٔ داروی موردنیاز را نمی‌توان فقط به این دلیل که هر ماه تکرار نمی‌شود، حذف کرد.

اگر برای تعمیر خودرو از یک سفر تفریحی بگذرید، خودرو را دوباره قابل‌استفاده می‌کنید، اما فرصت آن سفر را از دست می‌دهید. هزینهٔ فرصت انتخاب شما، ارزش بهترین گزینه‌ای است که از آن می‌گذرید، نه مجموع همهٔ خواسته‌های کنارگذاشته‌شده. پس مدیریت مخارج فقط کمتر خرج‌کردن نیست؛ انتخاب آگاهانه میان نیازها و خواسته‌هاست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۶

برنامهٔ ماه آینده

برنامهٔ ماه آینده

حالا که رد پولت را پیدا کرده‌ای، می‌توانی برای ماه آینده نقشه بکشی. بودجه‌ریزی ماهانه یعنی پیش از خرج‌کردن، درآمد و هزینه‌هایت را کنار هم ببینی و برنامه‌ای قابل‌اجرا بچینی:

  • درآمدها را بنویس: مشخص کن در طول ماه از هر منبع، مثل پول‌توجیبی یا کار پاره‌وقت، چقدر دریافت می‌کنی.
  • هزینه‌ها را فهرست کن: مخارج ثابت و متغیرت را جداگانه بنویس؛ حتی خرج‌های کوچک را از قلم نینداز.
  • مجموع‌ها را مقایسه کن: درآمد یک ماه را با هزینه‌های همان ماه بسنج، نه با هزینه‌های یک هفته یا یک سال.
  • برنامه را اصلاح کن: اگر هزینه‌ها بیشتر بود، مخارج غیرضروری را کاهش بده یا راهی عملی برای افزایش درآمد پیدا کن.

مثلاً اگر پول‌توجیبی ماه آینده‌ات برای رفت‌وآمد، خوراکی و تفریح کافی نیست، فقط نوشتن این کمبود مشکل را حل نمی‌کند؛ باید پیش از خرج‌کردن، برنامه را تغییر بدهی. بودجه، فهرست آرزوها نیست؛ برنامه‌ای متناسب با توان مالی توست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

مثال حل‌شده

درآمد ماهانهٔ یک خانواده 12 میلیون تومان12\ \text{میلیون تومان} است. این خانواده در همان ماه برای اجاره 44، خوراک 33، رفت‌وآمد 11 و تفریح 2 میلیون تومان2\ \text{میلیون تومان} هزینه می‌کند و خرج دیگری ندارد. مجموع مخارج، سهم درصدی تفریح و ماندهٔ بودجه را پیدا کن. اگر خانواده بخواهد فقط از ماندهٔ همین ماه، هزینهٔ تعمیر ضروری وسیله‌ای به مبلغ 3 میلیون تومان3\ \text{میلیون تومان} را تأمین کند، آیا پول کافی دارد؟

  1. همهٔ مبلغ‌ها مربوط به یک ماه و برحسب میلیون تومان‌اند؛ پس می‌توانیم آن‌ها را جمع و مقایسه کنیم.

  2. مجموع مخارج را حساب می‌کنیم: 4+3+1+2=10 میلیون تومان4+3+1+2=10\ \text{میلیون تومان}.

  3. سهم تفریح از کل مخارج برابر است با 210×100=20%\frac{2}{10}\times100=20\%؛ مخرج کسر، مجموع مخارج است، نه درآمد.

  4. ماندهٔ بودجه را به دست می‌آوریم: 12−10=2 میلیون تومان12-10=2\ \text{میلیون تومان}. این مبلغ می‌تواند پس‌انداز شود.

  5. هزینهٔ تعمیر از ماندهٔ این ماه بیشتر است: 3−2=1 میلیون تومان3-2=1\ \text{میلیون تومان}. خانواده می‌تواند مثلاً همین مقدار از تفریح کم کند؛ در این انتخاب، از بخشی از تفریح می‌گذرد تا تعمیر ضروری انجام شود.

جواب: مجموع مخارج خانواده 10 میلیون تومان10\ \text{میلیون تومان}، سهم تفریح 2020 درصد و ماندهٔ بودجهٔ ماهانه 2 میلیون تومان2\ \text{میلیون تومان} است؛ بنابراین بدون تغییر برنامه، پس‌انداز این ماه برای تعمیر کافی نیست و 1 میلیون تومان1\ \text{میلیون تومان} کم دارد.

نکات مهم

  • با ثبت نوع مصرف، قابل‌پیش‌بینی‌بودن و ثابت یا متغیربودن هر هزینه، بهتر می‌فهمیم پولمان کجا می‌رود.
  • برای یافتن سهم درصدی هر دسته، هزینهٔ آن دسته را بر کل مخارج تقسیم و حاصل را در 100100 ضرب می‌کنیم.
  • در بودجه‌ریزی، درآمد و هزینه‌های یک دوره را مقایسه می‌کنیم و با توجه به نیازها و هزینهٔ فرصت انتخاب‌ها، برنامه را اصلاح می‌کنیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۳۷ تا ۱۳۸ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مراحل بودجه‌ریزی ماهیانه

در این درس یاد می‌گیری درآمد و هزینه‌های ماهانه را ثبت و مقایسه کنی، برای کمبود بودجه راه‌حل پیدا کنی و جای سال خمسی را در برنامه‌ریزی مالی بشناسی.

پیش از شروع

چطور ممکن است خانواده‌ای با درآمد بیشتر، پیش از پایان ماه پول کم بیاورد، اما خانواده‌ای با درآمد کمتر بتواند پس‌انداز کند؟

فقط مقدار درآمد مهم نیست؛ اینکه پول از کجا می‌آید و کجا خرج می‌شود هم اهمیت دارد. با نوشتن درآمدها و هزینه‌ها و مقایسهٔ آن‌ها می‌توانیم زودتر متوجه کمبود پول شویم و برایش چاره‌ای پیدا کنیم.

درآمد ماه را بنویس

درآمد ماه را بنویس

تا حالا شده فکر کنی «این ماه چقدر پول در اختیار دارم؟» اما جواب روشنی نداشته باشی؟ اولین قدم بودجه‌ریزی این است که درآمدت را از حالت حدس بیرون بیاوری و روی کاغذ یا در یادداشت گوشی ثبت کنی.

برای این کار، یک ماه مشخص را در نظر بگیر و بنویس از چه راه‌هایی و از هر راه چه مبلغی به دست می‌آوری. فقط بزرگ‌ترین منبع درآمد را ننویس؛ درآمدهای کوچک‌تر هم بخشی از پول همان ماه‌اند. مثلاً اگر هم پول‌توجیبی می‌گیری و هم بابت کاری که انجام می‌دهی دستمزد داری، هر دو را جداگانه ثبت کن.

نکتهٔ مهم: همهٔ مبلغ‌ها باید مربوط به همان ماه باشند. دستمزدی که مربوط به چند ماه است نباید بدون مشخص‌کردن سهم هر ماه، درآمد یک ماه حساب شود. این فهرست، نقطهٔ شروع برنامه‌ریزی توست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

هزینه‌ها را جا نینداز

هزینه‌ها را جا نینداز

فرض کن می‌خواهی بدانی این ماه پولت صرف چه چیزهایی می‌شود. اگر فقط خریدهای بزرگ را بنویسی، خرج‌های کوچک مثل خوراکی یا رفت‌وآمد از قلم می‌افتند. پس باید همهٔ هزینه‌های ماه را فهرست کنی؛ چه ثابت باشند، چه متغیر.

هزینه‌های ثابت معمولاً در ماه‌های مختلف مبلغ نسبتاً یکسانی دارند؛ مثل اجارهٔ خانه طبق قرارداد یا قسط ماهانه. هزینه‌های متغیر با مقدار مصرف و انتخاب‌های ما تغییر می‌کنند؛ مثل خرید خوراکی، تفریح یا هزینهٔ برق.

برای شروع، فهرستت را به دو بخش «ثابت» و «متغیر» تقسیم کن و مبلغ هر خرج را جلوی آن بنویس. یادت باشد متغیر بودن به معنی غیرضروری بودن نیست؛ مثلاً هزینهٔ مواد غذایی ممکن است تغییر کند، اما خرید غذا ضروری است. هدف این مرحله، دیدن همهٔ مخارج است، نه تصمیم‌گیری دربارهٔ حذف آن‌ها.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

دخل‌وخرج را مقایسه کن

دخل‌وخرج را مقایسه کن

فهرست درآمدها و هزینه‌ها آماده است؛ حالا باید ببینی آیا پولِ این ماه، مخارج همین ماه را پوشش می‌دهد یا نه. درآمدها را با هم جمع کن و هزینه‌ها را هم جداگانه جمع بزن. سپس این دو مجموع را مقایسه کن. هر دو باید مربوط به یک ماه باشند؛ مقایسهٔ درآمد یک ماه با هزینه‌های چند ماه، تصویر درستی نمی‌دهد.

نتیجه یکی از این سه حالت است:

  • درآمد بیشتر از هزینه است: مقداری پول باقی می‌ماند.
  • درآمد و هزینه برابرند: درآمد دقیقاً مخارج را پوشش می‌دهد و پول اضافه‌ای نمی‌ماند.
  • هزینه بیشتر از درآمد است: با کمبود بودجه روبه‌رو هستی.

مثلاً اگر مجموع پول دریافتی تو در یک ماه 600600 هزار تومان و مجموع هزینه‌هایت 450450 هزار تومان باشد، درآمدت بیشتر از هزینه‌هاست و 150150 هزار تومان باقی می‌ماند. پس فقط دانستن مقدار درآمد کافی نیست؛ باید آن را کنار مجموع هزینه‌های همان ماه بگذاری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

برای کمبود پول چاره پیدا کن

برای کمبود پول چاره پیدا کن

اگر مجموع هزینه‌های ماه از درآمد بیشتر شد، بودجه را کنار نگذار! این مقایسه به تو نشان داده که باید برنامه‌ات را اصلاح کنی. دو راه پیش رو داری: کم‌کردن مخارج غیرضروری یا پیداکردن فرصت افزایش درآمد؛ گاهی هم ترکیبی از این دو مناسب است.

مثلاً اگر پولت برای رفت‌وآمد و خرید وسایل درسی کافی نیست، می‌توانی خرید یک وسیلهٔ تزئینی را عقب بیندازی. کم‌کردن هزینه به معنای حذف نیازهای اساسی، مثل غذا و درمان، نیست؛ اول سراغ مخارجی برو که کنارگذاشتنشان آسیب کمتری دارد.

از طرف دیگر، شاید مهارتی داشته باشی که با کمک آن و بدون لطمه‌زدن به درس، درآمدی به دست آوری؛ مثلاً طراحی یک پوستر برای آشنایان. البته تا وقتی این درآمد قطعی نشده، نباید آن را پولِ آمادهٔ خرج‌کردن حساب کنی. هدف این است که برای کمبود بودجه، راه‌حلی عملی پیدا کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۷

سال خمسی را در نظر بگیر

سال خمسی را در نظر بگیر

بودجهٔ ماهانه به تو کمک می‌کند دخل‌وخرج هر ماه را تنظیم کنی؛ اما طبق توضیح کتاب، در برنامه‌ریزی مالی باید یک موعد سالانه را هم در نظر بگیری: پایان سال خمسی.

کتاب توضیح می‌دهد که سال مالی به‌طور طبیعی از روزی شروع می‌شود که اولین درآمدت را به دست می‌آوری. پس از گذشت یک سال، باید درآمد باقی‌مانده و اقلام مصرفیِ خریداری‌شده‌ای را که هنوز استفاده نکرده‌ای، حساب کنی. خمس، یعنی 20%20\% این مقدار، برای پرداخت به مرجع تقلید یا نمایندهٔ او در نظر گرفته می‌شود؛ نه اینکه کل درآمد سال مبنای محاسبه باشد.

مثلاً هنگام بررسی حساب‌های پایان سال، فقط به پول باقی‌مانده نگاه نمی‌کنیم؛ مواد مصرفیِ خریداری‌شده ولی استفاده‌نشده را هم در نظر می‌گیریم. به بیان کتاب، پرداخت خمس به توزیع دوبارهٔ ثروت و کمک به کسانی که توان فعالیت اقتصادی ندارند، کمک می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۸

مثال حل‌شده

درآمد ماهانهٔ خانواده‌ای از دو منبع، 8,000,000 تومان8{,}000{,}000\ \text{تومان} و 2,000,000 تومان2{,}000{,}000\ \text{تومان} است. هزینه‌های ثابت آن‌ها 6,000,000 تومان6{,}000{,}000\ \text{تومان}، هزینه‌های متغیر ضروری 3,000,000 تومان3{,}000{,}000\ \text{تومان} و مخارج غیرضروری 2,000,000 تومان2{,}000{,}000\ \text{تومان} است. بودجه چه وضعیتی دارد؟ اگر مخارج غیرضروری را 1,500,000 تومان1{,}500{,}000\ \text{تومان} کم کنند، چقدر پول باقی می‌ماند؟

  1. درآمد دو منبع را جمع می‌کنیم: 8,000,000+2,000,000=10,000,000 تومان8{,}000{,}000 + 2{,}000{,}000 = 10{,}000{,}000\ \text{تومان}.

  2. همهٔ هزینه‌ها را جمع می‌کنیم: 6,000,000+3,000,000+2,000,000=11,000,000 تومان6{,}000{,}000 + 3{,}000{,}000 + 2{,}000{,}000 = 11{,}000{,}000\ \text{تومان}.

  3. هزینه از درآمد بیشتر است؛ پس کمبود بودجه داریم: 11,000,000−10,000,000=1,000,000 تومان11{,}000{,}000 - 10{,}000{,}000 = 1{,}000{,}000\ \text{تومان}.

  4. با کاهش مخارج غیرضروری، هزینهٔ جدید به دست می‌آید: 11,000,000−1,500,000=9,500,000 تومان11{,}000{,}000 - 1{,}500{,}000 = 9{,}500{,}000\ \text{تومان}.

  5. دوباره درآمد و هزینه را مقایسه می‌کنیم: 10,000,000−9,500,000=500,000 تومان10{,}000{,}000 - 9{,}500{,}000 = 500{,}000\ \text{تومان}؛ این مبلغ می‌تواند برای پس‌انداز کنار گذاشته شود.

جواب: بودجهٔ اولیه 1,000,000 تومان1{,}000{,}000\ \text{تومان} کمبود دارد؛ با کاهش پیشنهادی، نه‌تنها کمبود برطرف می‌شود، بلکه 500,000 تومان500{,}000\ \text{تومان} هم باقی می‌ماند.

نکات مهم

  • برای بودجه‌ریزی ماهانه، درآمد همهٔ منابع و هزینه‌های ثابت و متغیر را ثبت می‌کنیم.
  • با مقایسهٔ مجموع درآمد و هزینه، وضعیت بودجه روشن می‌شود و اگر کمبود داشته باشیم، کاهش مخارج غیرضروری یا افزایش درآمد را بررسی می‌کنیم.
  • طبق توضیح کتاب، در پایان سال خمسی، درآمد باقی‌مانده و اقلام مصرفی استفاده‌نشده را محاسبه می‌کنیم و 20%20\% آن را به‌عنوان خمس می‌پردازیم.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۴ · صفحهٔ ۱۳۸ تا ۱۴۰ · حدود ۱۲ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

تعیین سال خمسی در برنامهٔ مخارج

در این درس یاد می‌گیری خمسِ باقی‌ماندهٔ درآمد سال را محاسبه کنی، نقش اجتماعی آن را توضیح بدهی و با شناخت سال خمسی و ثبت درآمد و مخارج، برنامهٔ مالی منظم‌تری داشته باشی.

پیش از شروع

دو نفر در طول سال درآمد یکسانی دارند، اما در پایان سال پول باقی‌ماندهٔ آن‌ها متفاوت است. آیا طبق توضیح این درس، مبلغ خمس آن‌ها هم یکسان خواهد بود؟

نه؛ ملاک محاسبهٔ خمس در این درس، درآمد باقی‌مانده پس از مخارج سال است، نه کل درآمد. برای محاسبهٔ آن، باید زمان پایان سال مالی و مقدار باقی‌مانده را بشناسیم؛ ثبت درآمدها و هزینه‌ها به همین کار کمک می‌کند.

خمسِ کدام بخش درآمد؟

خمسِ کدام بخش درآمد؟

اگر دو نفر درآمد سالانهٔ یکسانی داشته باشند، آیا حتماً خمس یکسانی می‌پردازند؟ نه؛ چون ممکن است مخارجشان متفاوت باشد و در پایان سال، مبلغ متفاوتی برایشان باقی بماند.

طبق توضیح این درس، خمس به باقی‌ماندهٔ درآمد پس از مخارج یک سال تعلق می‌گیرد، نه به همهٔ درآمدی که در طول سال به دست آمده است. پس ابتدا باید درآمد و مخارج سال را مشخص کنیم:

باقی‌ماندهٔ درآمد=درآمد سالانه−مخارج سالانه\text{باقی‌ماندهٔ درآمد}=\text{درآمد سالانه}-\text{مخارج سالانه}

سپس خمسِ این باقی‌مانده را حساب می‌کنیم:

خمس=باقی‌ماندهٔ درآمد×20100\text{خمس}=\text{باقی‌ماندهٔ درآمد}\times\frac{20}{100}

خمس یعنی یک‌پنجم؛ پس می‌توان باقی‌مانده را بر 55 هم تقسیم کرد. مثلاً اگر کسی بیشترِ درآمدش را برای مخارج سال مصرف کرده باشد، نباید خمس را از کل درآمدش حساب کند. اول باقی‌مانده را پیدا کن، بعد یک‌پنجم آن را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۸

نقش اجتماعی خمس

نقش اجتماعی خمس

خمس فقط بخشی از حساب‌وکتاب مالی یک خانواده نیست؛ اثر اجتماعی هم دارد. با پرداخت آن، بخشی از ثروت از دست صاحبان درآمد خارج می‌شود و برای مصارف تعیین‌شده، از جمله کمک به کسانی که توان کار و فعالیت اقتصادی ندارند، در دسترس قرار می‌گیرد. به این جابه‌جایی، توزیع مجدد ثروت می‌گوییم.

برای مثال، فردی را تصور کن که به دلیل ناتوانی نمی‌تواند کار کند و درآمدی برای تأمین نیازهای زندگی ندارد. طبق توضیح کتاب، منابع خمس می‌تواند به ادامهٔ زندگی چنین افرادی کمک کند.

پس منظور از نقش خمس در عدالت اقتصادی این نیست که درآمد همه دقیقاً برابر شود؛ بلکه بخشی از ثروت دوباره توزیع می‌شود تا افراد ناتوان از کار نیز برای تأمین نیازهای زندگی حمایت شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۸

زمان حساب‌کردن باقی‌مانده

زمان حساب‌کردن باقی‌مانده

برای حساب‌کردن خمس، باید بدانیم سال مالی از چه زمانی شروع می‌شود. طبق توضیح کتاب، آغاز طبیعی سال مالی، روز دریافت نخستین درآمد است؛ پس لازم نیست حتماً با آغاز سال نو یکی باشد. وقتی یک سال از آن روز گذشت، زمان بررسی باقی‌مانده‌هاست.

در این بررسی، فقط پول نقد یا موجودی حساب را نمی‌شماریم؛ اقلام مصرفیِ خریده‌شده اما استفاده‌نشده را هم در نظر می‌گیریم. مثلاً اگر در پایان سال مالی، مقداری از درآمدت باقی مانده و بسته‌های دفترِ خریده‌شده‌ات هنوز استفاده نشده‌اند، نباید آن دفترها را از حساب کنار بگذاری. خریدن یک کالای مصرفی، لزوماً به معنی مصرف‌کردن آن نیست.

برای اینکه زمان حساب‌کردن را فراموش نکنی، می‌توانی تاریخ دریافت نخستین درآمدت را در تقویم گوشی ثبت کنی و برای یک سال بعد یادآور بگذاری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۸

از ثبت روزانه تا بودجهٔ ماهانه

از ثبت روزانه تا بودجهٔ ماهانه

تا حالا شده آخر هفته بپرسی «پولم کجا رفت؟» ثبت درآمد و مخارج کمک می‌کند به‌جای حدس‌زدن، مسیر پولت را ببینی و برای ماه آینده برنامه بریزی.

اول مشخص کن پول لازم را از کجا تأمین می‌کنی؛ مثلاً پول توجیبی یا کار پاره‌وقت. اگر قرار است با صرفه‌جویی بخشی از پولت را نگه داری، دقیق بنویس کدام هزینه را کم می‌کنی. بعد، نیازها و خواسته‌هایت را به‌ترتیب اهمیت فهرست کن و برای حدود یک ماه جدول بساز.

هر روز دریافتی‌ها و خرج‌ها را یادداشت کن و در پایان هر هفته، مجموع آن‌ها را در جدول بیاور. مخارج را هم دسته‌بندی کن: شخصی، تفریحی، تحصیلی و رفت‌وآمد.

مثلاً اگر خرید دفتر برایت ضروری‌تر از رفتن به سینماست، اول پول دفتر را کنار بگذار. اگر ثبت هفتگی نشان داد هزینهٔ تفریح بیش از انتظار بوده، برنامهٔ هفتهٔ بعد را اصلاح کن. جدول فقط گزارش گذشته نیست؛ راهنمای تصمیم‌های بعدی توست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۳۹

مثال حل‌شده

فردی در پایان سال خمسی، پس از پرداخت مخارج سال، 8,000,000 تومان8{,}000{,}000\ \text{تومان} پول باقی‌مانده دارد. علاوه بر این پول، ارزش اقلام مصرفی‌ای که از درآمد همان سال خریده ولی استفاده نکرده، 2,000,000 تومان2{,}000{,}000\ \text{تومان} است. طبق توضیح درس، خمس او چقدر می‌شود؟

  1. ابتدا مشخص می‌کنیم چه چیزهایی باید محاسبه شوند: پول باقی‌مانده و ارزش اقلام مصرفیِ استفاده‌نشده.

  2. این دو مقدار جدا از هم هستند؛ پس آن‌ها را جمع می‌کنیم: 8,000,000+2,000,000=10,000,000 تومان8{,}000{,}000 + 2{,}000{,}000 = 10{,}000{,}000\ \text{تومان}.

  3. نرخ خمس 20٪20٪ است؛ بنابراین داریم: 10,000,000×20100=2,000,000 تومان10{,}000{,}000 \times \frac{20}{100} = 2{,}000{,}000\ \text{تومان}.

  4. پس خمس برابر با 2,000,000 تومان2{,}000{,}000\ \text{تومان} است؛ مخارج پرداخت‌شدهٔ سال را دوباره وارد محاسبه نمی‌کنیم.

جواب: مبلغ خمس این فرد، طبق فرض‌های مسئله، 2,000,000 تومان2{,}000{,}000\ \text{تومان} است.

نکات مهم

  • طبق توضیح کتاب، خمس برابر با 2020 درصدِ باقی‌ماندهٔ درآمد پس از مخارج سال است و با توزیع دوبارهٔ بخشی از ثروت، به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.
  • سال مالی به‌طور طبیعی از دریافت نخستین درآمد آغاز می‌شود و در پایان آن، باقی‌ماندهٔ درآمد و اقلام مصرفیِ خریده‌شده اما استفاده‌نشده محاسبه می‌شوند.
  • با ثبت هفتگی منابع تأمین پول و مخارج، می‌توان بودجهٔ ماهانه را بر پایهٔ نیازها و خواسته‌های اولویت‌بندی‌شده تنظیم کرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۵ · صفحهٔ ۱۴۰ تا ۱۴۶ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس سیزدهم: تصمیم‌گیری در مخارج

در این درس یاد می‌گیری با تشخیص نیاز، تعیین بودجه، مقایسهٔ آگاهانهٔ کالاها و شناخت روش‌های فروش، دربارهٔ مخارجت تصمیمی به‌صرفه و مسئولانه بگیری.

پیش از شروع

اگر فروشنده برای خرید یک پیراهن اضافی تخفیف ویژه بدهد، آیا قبول‌کردن پیشنهادش حتماً به نفع توست؟

نه لزوماً؛ اگر به پیراهن نیاز نداشته باشی، برای گرفتن تخفیف پول بیشتری خرج کرده‌ای. خرید خوب فقط تخفیف‌گرفتن نیست؛ باید با نیاز واقعی و بودجه‌ات جور باشد.

خرید کوچک، اثر بزرگ

خرید کوچک، اثر بزرگ

تا حالا گفته‌ای «این که پول زیادی نیست!»؟ مبلغ یک خرید کوچک شاید به چشم نیاید، اما وقتی همان خرید بارها تکرار می‌شود، تفاوت هزینه‌ها هم روی هم جمع می‌شود.

فرض کن دو فروشگاه نزدیک مدرسه، کیکی با کیفیت و مقدار یکسان می‌فروشند، اما قیمت یکی کمتر است. اگر بارها از فروشگاه ارزان‌تر خرید کنی، هر بار مقداری پول برایت باقی می‌ماند. این پول‌های کوچک می‌توانند کم‌کم بخشی از هزینهٔ خرید وسیلهٔ ورزشی موردنیازت را فراهم کنند.

پس صرفه‌جویی فقط برای خریدهای بزرگ نیست؛ توجه به خرج‌های کوچک و تکراری هم مهم است. البته منظور این نیست که همیشه ارزان‌ترین کالا را بخری و کیفیت را نادیده بگیری. در این مثال، چون کیفیت و مقدار برابر است، پرداخت کمتر کمک می‌کند با همان پول، نیازهای بیشتری را برطرف کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۲

قبل از خرید مکث کن

قبل از خرید مکث کن

فرض کن برای انجام تکلیف به یک کتاب نیاز داری. آیا حتماً باید آن را بخری؟ شاید بتوانی از کتابخانه امانت بگیری. نیاز تو دسترسی به کتاب است؛ خریدن فقط یکی از راه‌های رفع آن است. از طرف دیگر، دیدن یک دفتر با طرح دلخواه ممکن است در تو میل به خرید ایجاد کند، درحالی‌که هنوز دفتر قابل‌استفاده داری. خواسته‌داشتن بد نیست؛ مهم این است که آن را با نیاز اشتباه نگیری.

برای خرید هوشمندانه، این مسیر را طی کن:

  • مسئله را روشن کن: چه چیزی لازم دارم و آیا بدون خرید هم می‌توانم آن را تأمین کنم؟
  • سقف هزینه را مشخص کن: با توجه به بودجه‌ام، چقدر می‌توانم خرج کنم؟
  • گزینه‌های مناسب بودجه را پیدا کن: می‌توانی از فروشگاه‌ها و وب‌سایت‌ها اطلاعات بگیری و فهرست بنویسی.
  • ویژگی‌ها را دسته‌بندی کن: کدام ویژگی حتماً لازم است، کدام بهتر است باشد و کدام را نمی‌خواهم؟

مثلاً برای کیف مدرسه، سالم‌ماندن وسایل می‌تواند ضروری باشد، جیب اضافه امتیاز باشد و سنگینی زیاد نامطلوب باشد. حالا آماده‌ای گزینه‌ها را بررسی کنی و بعد تصمیم بگیری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۳

گزینه‌ها را با معیار بسنج

گزینه‌ها را با معیار بسنج

فرض کن برای مدرسه کوله‌پشتی می‌خواهی. یکی ظاهر جذابی دارد و دیگری دوخت محکم‌تر و بندهای راحت‌تری. کدام مناسب‌تر است؟ تا ندانیم چه ویژگی‌هایی برای تو مهم‌ترند، پاسخ روشنی نداریم!

در خرید مقایسه‌ای، پیش از انتخاب، قیمت و ویژگی‌های کالاهای مشابه را کنار هم می‌گذاریم. مسیر کار این است: مسئله را روشن کن، گزینه‌ها را بنویس، معیارها را تعیین کن، گزینه‌ها را بسنج و سپس تصمیم بگیر.

برای کوله‌پشتی، معیارها می‌توانند قیمت، دوام، راحتی و محل تولید باشند؛ برای وسیله‌ای مثل یخچال، مصرف انرژی و خدمات پس از فروش هم اهمیت دارند. یک جدول ساده بساز: هر ردیف برای یک گزینه و هر ستون برای یک معیار. این‌طوری جذابیت یک ویژگی، بقیه را از چشمت پنهان نمی‌کند.

بهترین انتخاب لزوماً ارزان‌ترین یا مشهورترین کالا نیست؛ باید با نیاز و بودجه‌ات سازگار باشد. محل تولید هم مهم است: خرید کالای ایرانی به ادامهٔ تولید و اشتغال در کشور کمک می‌کند. پس آن را در کنار کیفیت، قیمت و سایر معیارها بررسی کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۴

مقایسه هم هزینه دارد

مقایسه هم هزینه دارد

فرض کن می‌خواهی یک دفتر بخری. می‌شنوی فروشگاهی در آن سوی شهر، همان دفتر را کمی ارزان‌تر می‌فروشد. آیا حتماً ارزش دارد تا آنجا بروی؟

خرید مقایسه‌ای می‌تواند کمک کند پول کمتری بپردازی یا با همان پول، کالای بهتری بگیری. اما پیداکردن اطلاعات هم هزینه دارد؛ مثلاً کرایهٔ رفت‌وآمد، هزینهٔ تماس و زمانی که برای بررسی فروشگاه‌ها می‌گذاری. این زمان می‌توانست صرف درس، استراحت یا بودن کنار خانواده شود.

پس فقط به اختلاف قیمت روی کالا نگاه نکن؛ بپرس: «برای رسیدن به این قیمت کمتر، چه چیزی از دست می‌دهم؟» اگر هزینهٔ رفت‌وآمد از صرفه‌جویی بیشتر باشد، این جست‌وجو از نظر مالی به‌صرفه نیست.

میزان بررسی را با اهمیت خرید متناسب کن. برای خریدی گران و پیچیده، بررسی بیشتر می‌تواند ارزشمند باشد؛ برای یک کالای ارزان، گاهی مقایسهٔ چند فروشگاه نزدیک کافی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

در برابر فشار فروش

در برابر فشار فروش

فرض کن برای خرید کفش رفته‌ای و فروشنده می‌گوید: «چون باهات رفیق شدم، اگر یک کیف هم برداری، تخفیف ویژه می‌دهم!» پیشنهادش شاید جذاب باشد؛ اما آیا تو اصلاً کیف لازم داری؟

بعضی فروشندگان با صمیمیت نمایشی، بزرگ‌نمایی کیفیت، اطلاعات نادرست یا پیشنهاد تخفیف تلاش می‌کنند تو را به خرید ترغیب کنند. این حرف‌ها به‌تنهایی دلیل مناسبی برای خرید نیستند. البته هر برخورد دوستانه یا تخفیفی هم نشانهٔ فریب نیست؛ مهم این است که پیشنهاد را بررسی کنی، نه اینکه فقط تحت‌تأثیر آن قرار بگیری.

در ماجرای ستایش و امیرعلی، پیشنهاد خرید پیراهن قرار بود خرید بیشتری ایجاد کند؛ درحالی‌که امیرعلی فعلاً به آن نیاز نداشت. هنگام چنین پیشنهادی مکث کن و از خودت بپرس: «این کالا را لازم دارم؟ ادعای فروشنده قابل بررسی است؟ هزینه‌اش در بودجه‌ام جا می‌شود؟»

اگر پاسخ‌ها قانع‌کننده نیست، می‌توانی محترمانه بگویی: «ممنون، فعلاً خرید نمی‌کنم.» نه گفتن به پیشنهاد نامناسب، بخشی از مهارت خرید است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

مثال حل‌شده

برای خرید دفتری که لازم داری، دو فروشگاه پیدا کرده‌ای. قیمت دفتر با کیفیت و تعداد برگ یکسان در فروشگاه نزدیک 120,000 تومان120{,}000\ \text{تومان} و در فروشگاه دوم 80,000 تومان80{,}000\ \text{تومان} است. رفت‌وبرگشت به فروشگاه دوم 10,000 تومان10{,}000\ \text{تومان} هزینهٔ اضافی دارد. با فرض نبود هزینهٔ پولی دیگر، خرید از فروشگاه دوم چقدر صرفه‌جویی دارد؟

  1. ابتدا مطمئن می‌شویم دو دفتر از نظر کیفیت و تعداد برگ برابرند؛ پس مقایسهٔ قیمتشان برای این نیاز معنا دارد.

  2. اختلاف قیمت دو فروشگاه را حساب می‌کنیم: 120,000−80,000=40,000 تومان120{,}000-80{,}000=40{,}000\ \text{تومان}.

  3. هزینهٔ اضافی رفت‌وبرگشت را از این اختلاف کم می‌کنیم: 40,000−10,000=30,000 تومان40{,}000-10{,}000=30{,}000\ \text{تومان}.

  4. صرفه‌جویی خالص مثبت است؛ اما پیش از انتخاب نهایی، باید ببینیم زمان لازم برای رفت‌وآمد هم ارزش این صرفه‌جویی را دارد یا نه.

جواب: خرید از فروشگاه دوم، در این شرایط، 30,000 تومان30{,}000\ \text{تومان} صرفه‌جویی خالص دارد؛ اگر زمان رفت‌وآمد هم برایت قابل‌قبول باشد، انتخاب به‌صرفه‌تری است.

نکات مهم

  • خرید هوشمندانه با روشن‌کردن نیاز و راه‌های رفع آن شروع می‌شود و با تعیین بودجه و ویژگی‌های مهم ادامه می‌یابد.
  • مقایسهٔ گزینه‌ها با معیارهای مشخص می‌تواند خرید را به‌صرفه‌تر کند، به شرط آنکه زمان و هزینهٔ مقایسه را هم حساب کنیم.
  • تخفیف و تعریف فروشنده جای بررسی معتبر را نمی‌گیرد و انتخاب مسئولانه، منافع خود، خانواده و جامعه را در نظر دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۶ · صفحهٔ ۱۴۶ تا ۱۴۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

الگوی خرج کردن

در این درس یاد می‌گیری چگونه با سنجیدن فایده و هزینۀ خرید مقایسه‌ای، شناخت شگردهای فروش و انتخاب الگویی همراه با قناعت و مصرف مسئولانه، برای خرج کردن تصمیم‌های بهتری بگیری.

پیش از شروع

ممکن است برای پیدا کردن ارزان‌ترین دفتر، چند فروشگاه را بگردی و در پایان، به‌جای صرفه‌جویی ضرر کنی؟ چطور؟

بله؛ اگر پولی که کمتر می‌پردازی از هزینۀ رفت‌وآمد و ارزش زمانی که صرف کرده‌ای کمتر باشد، این مقایسه به‌صرفه نیست. خرید خوب فقط پیدا کردن پایین‌ترین قیمت نیست؛ باید نیاز، کیفیت و هزینه‌های تصمیم‌گیری را هم در نظر بگیری.

مقایسه تا کجا می‌ارزد؟

مقایسه تا کجا می‌ارزد؟

فرض کن می‌خواهی دفتر بخری. آیا پیدا کردن ارزان‌ترین دفتر همیشه به‌صرفه است؟ اگر برای رسیدن به آن فروشگاه کرایۀ رفت‌وآمد بدهی و زمان زیادی صرف کنی، شاید در مجموع چیزی نصیبت نشود!

خرید مقایسه‌ای فقط پیدا کردن قیمت پایین‌تر نیست. با مقایسه می‌توانی با همان پول، کالایی با کیفیت یا امکانات بهتر پیدا کنی، گزینه‌های تازه‌ای بشناسی و از انتخابت آسوده‌تر باشی.

اما مقایسه هم هزینه دارد: هزینۀ تماس، اینترنت یا رفت‌وآمد؛ همچنین زمانی که می‌توانستی برای درس، استراحت یا کمک به خانواده بگذاری. بنابراین، پیش از جست‌وجوی بیشتر بپرس: فایدۀ احتمالی این مقایسه، به هزینه و زمانی که صرف می‌کنم می‌ارزد؟

مثلاً برای خرید یک کیف بادوام، بررسی چند گزینه ممکن است ارزشمند باشد؛ اما برای کالایی کم‌قیمت، رفتن به چند فروشگاه دور از هم شاید به‌صرفه نباشد. پس نه همیشه بیشتر گشتن بهتر است، نه همیشه خریدن از اولین فروشگاه.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

پشت حرف‌های فروشنده

پشت حرف‌های فروشنده

«همه از این مدل راضی‌اند؛ شک نکن!» شنیدن چنین حرفی ممکن است ما را به خرید ترغیب کند؛ اما آیا همین حرف، کیفیت کالا را ثابت می‌کند؟

فروشندگان برای تشویق مشتری به خرید، از روش‌های گوناگونی استفاده می‌کنند. بعضی از این روش‌ها، مثل بزرگ‌نمایی ویژگی‌های کالا، تبلیغات خلاف واقع، قسم خوردن یا دادن اطلاعات نادرست، می‌توانند تصمیم ما را منحرف کنند. البته هر تعریف فروشنده‌ای دروغ نیست؛ مهم این است که ادعا را جای مدرک نگذاریم.

مثلاً اگر برای خرید هدفون، فروشنده بگوید «صدایش از همۀ مدل‌ها بهتر است»، می‌توانی بپرسی: «امکان امتحان کردنش هست؟ مشخصات و شرایط ضمانتش چیست؟» سپس پاسخ‌ها را با اطلاعات معتبر محصول بسنجی.

شناخت این شگردها یعنی هنگام شنیدن حرف‌های هیجان‌انگیز، کمی مکث کنی و از خودت بپرسی: چه اطلاعات قابل بررسی‌ای برای تأیید این حرف دارم؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۶

خرج کردن با برنامه

خرج کردن با برنامه

فرض کن پول توجیبی‌ات را گرفته‌ای و قرار است تا پایان هفته هم هزینۀ رفت‌وآمدت را بدهی و هم یک دفتر بخری. جلوی فروشگاه، خوراکی خوش‌رنگی می‌بینی و ناگهان دلت می‌خواهد آن را بخری. از کجا بفهمی این خرید با برنامه‌ات سازگار است؟

الگوی خرج کردن یعنی برای مصرف پولت، معیار و ترتیب مشخصی داشته باشی؛ نه اینکه هر بار فقط بر اساس میل همان لحظه تصمیم بگیری. مثلاً از قبل مشخص کنی که اول پول رفت‌وآمد و وسایل ضروری را کنار می‌گذاری و بعد، با مبلغ باقی‌مانده، برای خریدهای دلخواه تصمیم می‌گیری.

این الگو به معنی ممنوع بودن تفریح یا خرید خوراکی نیست؛ کمک می‌کند بدانی هر خرید چه اثری بر بقیۀ برنامه‌ات دارد. وقتی پیش از خرید از خودت بپرسی «اگر الان این را بخرم، برای نیازهای بعدی پول کافی دارم؟»، تصمیم لحظه‌ای را به تصمیمی سنجیده تبدیل می‌کنی. این‌طوری برنامه‌ریزی اقتصادی آسان‌تر می‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷

قناعت، نه توقف پیشرفت

قناعت، نه توقف پیشرفت

فرض کن گوشی‌ات نیازهای تو را برطرف می‌کند، اما با دیدن گوشی تازهٔ دوستت، دلت می‌خواهد هر طور شده مدل گران‌تری بخری. اینجا خوب است از خودت بپرسی: «نیاز تازه‌ای دارم یا فقط می‌خواهم از دیگری عقب نمانم؟»

قناعت یعنی اسیر حرص و چشم‌وهم‌چشمی نشدن و قدر داشته‌ها را دانستن؛ نه دست کشیدن از تلاش. می‌توانی از امکانات فعلی‌ات راضی باشی و هم‌زمان برای یادگیری مهارت، کسب درآمد و بهتر شدن زندگی‌ات کوشش کنی. مثلاً پس‌انداز برای خرید وسیله‌ای که واقعاً به درس یا کارت کمک می‌کند، با قناعت ناسازگار نیست.

اما اگر معیار رضایتت همیشه بیشتر داشتن از دیگران باشد، این رقابت پایان مشخصی ندارد؛ همیشه ممکن است کسی امکانات بیشتری داشته باشد. قناعت کمک می‌کند به‌جای این مسابقهٔ پایان‌ناپذیر، به نیازها و هدف‌های خودت توجه کنی و آرامش بیشتری داشته باشی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۷

مصرف بدون اسراف

مصرف بدون اسراف

فرض کن خوراکی‌ای می‌خری و پیش از خوردن، خراب می‌شود و آن را دور می‌ریزی؛ این اتلاف است، چون منبعی هدر رفته است. اما آیا اگر چیزی را دور نریزیم، دیگر اسراف نکرده‌ایم؟

اسراف از اتلاف گسترده‌تر است. ممکن است وسیله‌ای سالم بخریم، اما اصلاً به آن نیاز نداشته باشیم و بلااستفاده بماند. آبیاری باغچه وقتی باران نیاز آن را تأمین کرده هم مصرف بی‌جاست؛ حتی اگر آب را مستقیم در سطل زباله نریخته باشیم!

مصرف مسئولانه یعنی پیش از استفاده از پول، آب، غذا یا وسایل بپرسیم: «آیا نیاز دارم؟ آیا این مقدار لازم است؟ آیا نیاز مهم‌تری دارم؟» خریدی که فراتر از توان مالی ماست یا نیاز مهم‌تری را کنار می‌زند نیز می‌تواند اسراف باشد.

مصرف فقط تمام شدن چیزها نیست؛ غذا در بدن به انرژی و انرژی به کار تبدیل می‌شود. پس مهم است منابع را چگونه به کار می‌بریم و چه نتیجه‌ای از آنها می‌گیریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸

مثال حل‌شده

خانواده‌ای برای گرم کردن غذا به وسیله‌ای ساده نیاز دارد. فروشنده دستگاهی گران‌تر با امکانات فراوان پیشنهاد می‌کند و می‌گوید: «همه همین مدل را می‌خرند!» خانواده می‌داند از امکانات اضافی استفاده نخواهد کرد. چگونه تصمیم بگیرد؟

  1. نیاز اصلی را روشن کند: گرم کردن غذا، نه داشتن امکاناتی که استفاده نمی‌شوند.

  2. ادعای فروشنده دربارۀ خرید دیگران را دلیل کافی نداند و مشخصات، کیفیت و ضمانت گزینه‌ها را بررسی کند.

  3. مقایسۀ قیمت و کیفیت را تا جایی ادامه دهد که فایدۀ احتمالی آن ارزش زمان و هزینۀ بررسی را داشته باشد.

  4. هزینۀ خرید را با بودجه و نیازهای مهم‌تر خانواده بسنجد؛ محبوب بودن یک مدل نباید جای اولویت‌های خانواده را بگیرد.

  5. توجه کند که خرید امکانات بی‌استفاده می‌تواند اسراف باشد، حتی اگر دستگاه هرگز دور ریخته نشود.

جواب: خرید دستگاه گران‌تر، با اطلاعات فعلی، توجیهی ندارد؛ خانواده بهتر است پس از بررسی کوتاه قیمت و کیفیت، وسیلۀ متناسب با نیازش را انتخاب کند و باقی پول را برای اولویت‌های مهم‌تر نگه دارد.

نکات مهم

  • خرید مقایسه‌ای زمانی ارزش دارد که فایدۀ آن با زمان و هزینۀ بررسی تناسب داشته باشد و تصمیم بر اطلاعات معتبر، نه شگردهای فروش، تکیه کند.
  • الگوی خرج کردن و قناعت کمک می‌کنند نیازها را بر هوس و چشم‌وهم‌چشمی مقدم بدانیم، بدون آنکه تلاش برای پیشرفت را کنار بگذاریم.
  • مصرف مسئولانه یعنی منابع را متناسب با نیاز، توان مالی و اولویت‌ها به کار ببریم؛ اسراف فقط دور ریختن نیست.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۷ · صفحهٔ ۱۴۸ تا ۱۵۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

مصرف مسئولانه

در این درس یاد می‌گیری … اسراف را از اتلاف تشخیص بدهی، نقش مصرف مسئولانه را در ادامهٔ چرخه‌های طبیعی توضیح بدهی و با روش «۶ب» برای خرید و مصرف روزمره تصمیم‌های بهتری بگیری.

پیش از شروع

اگر وسیله‌ای گران بخری، سالم نگهش داری و هیچ‌وقت دورش نیندازی، باز هم ممکن است اسراف کرده باشی؟

بله؛ اسراف فقط دور ریختن چیزها نیست. خرید وسیله‌ای که به آن نیاز نداری یا هزینه‌اش از توان مالی تو بیشتر است، می‌تواند اسراف باشد، حتی اگر آن وسیله کاملاً سالم بماند.

اسراف فقط دور ریختن نیست

اسراف فقط دور ریختن نیست

فرض کن رایانه‌ای گران خریده‌ای، سالم نگهش داشته‌ای و چیزی هم دور نریخته‌ای. آیا همین کافی است که بگوییم اسراف نکرده‌ای؟ نه؛ باید ببینیم خریدت چه نیازی را برطرف کرده و با توان مالی و اولویت‌هایت سازگار بوده است یا نه.

اتلاف یعنی منابع را هدر بدهیم؛ مثل وقتی که غذای قابل‌خوردن را دور می‌ریزیم. اما اسراف گسترده‌تر از اتلاف است: مصرف بی‌جا، کنار گذاشتن وسایل بدون استفاده، خرید فراتر از توان مالی و نادیده گرفتن نیازهای مهم‌تر هم می‌توانند اسراف باشند.

مثلاً دانش‌آموزی برای محاسبات ساده، ماشین‌حساب مناسبی دارد؛ اما فقط برای همین کار، رایانه‌ای گران می‌خرد و دیگر پولی برای لوازم ضروری مدرسه‌اش ندارد. حتی اگر رایانه سالم بماند، این خرید به‌دلیل مصرف بی‌جا و رعایت نکردن اولویت‌ها اسراف است. پس معیار فقط «دور نریختن» نیست؛ درست و به‌جا مصرف کردن هم اهمیت دارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸

مصرف یعنی تبدیل شدن

مصرف یعنی تبدیل شدن

وقتی می‌گویی «غذایم را مصرف کردم»، شاید فکر کنی غذا تمام شد و دیگر وجود ندارد. اما مصرف را می‌توان جور دیگری هم دید: چیزی تغییر می‌کند و به شکل دیگری درمی‌آید.

مثلاً صبحانه می‌خوری و بدنت با استفاده از مواد غذایی، انرژی لازم برای فعالیت را فراهم می‌کند. بعد با این انرژی راه می‌روی، درس می‌خوانی یا کاری انجام می‌دهی. پس ماجرا با تمام شدن غذای داخل بشقاب پایان نمی‌یابد؛ اثر مصرف آن در فعالیت تو ادامه پیدا می‌کند.

حالا نانوایی را تصور کن که غذا خورده و مشغول پختن نان است. انرژیِ فراهم‌شده از غذا به او توان کار کردن می‌دهد و حاصل کارش نانی است که دیگران مصرف می‌کنند. این نگاه کمک می‌کند مصرف را فقط تمام شدن یک کالا نبینیم، بلکه به تغییرها و نتیجه‌های پس از آن هم توجه کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۸

چرخه را متوقف نکنیم

چرخه را متوقف نکنیم

بعد از خوردن یک سیب، پوست و باقی‌ماندهٔ آن چه می‌شود؟ پاسخ به این پرسش فقط به تمیزی خانه مربوط نیست؛ به ادامهٔ چرخه‌های طبیعی هم مربوط است.

مصرف مسئولانه یعنی طوری مصرف کنیم که راهِ تبدیل مواد و بازگشت آن‌ها به چرخه‌های طبیعی بسته نشود. پس مسئولیت ما با تمام شدن خوراکی یا استفاده از یک کالا تمام نمی‌شود؛ سرنوشت پسماند آن هم مهم است.

مثلاً اگر پسماند مناسبِ میوه و سبزی به‌درستی جدا شود و در فرایند تهیهٔ کمپوست قرار بگیرد، به کود تبدیل می‌شود. این کود می‌تواند به خاک باغچه برگردد و به رشد گیاهان کمک کند. هدایت پساب به تصفیه‌خانه هم راهی برای استفادهٔ دوباره از آب است.

انتخاب جنس کالا نیز اهمیت دارد. ظرفی که به‌راحتی در طبیعت تجزیه می‌شود، با ظرف پلاستیکیِ رهاشده در طبیعت یکسان نیست. پلاستیک مدت زیادی باقی می‌ماند و به محیط‌زیست آسیب می‌زند. بنابراین هم هنگام انتخاب کالا و هم هنگام کنار گذاشتن پسماندش باید به ادامهٔ چرخه فکر کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۹

شش راه برای مصرف مسئولانه

شش راه برای مصرف مسئولانه

قبل از خرید یا دور انداختن یک وسیله، کمی مکث کن. روش «۶ب» شش راه پیش پایت می‌گذارد؛ لازم نیست همیشه همۀ آن‌ها را با هم انجام بدهی:

  • بازداشتن: به خرید چیزی که نیاز نداری یا برایت زیان‌آور است، نه بگو؛ مثلاً فقط به‌خاطر تخفیف، کیف اضافه نخر.
  • باز تفکر: دوباره به انتخابت فکر کن؛ شاید کالای دیگری نیازت را بهتر برطرف کند، مثل باتری شارژی به‌جای باتری یک‌بارمصرف.
  • بهینه مصرف کردن: با منابع کمتر، نیازت را درست برطرف کن؛ مثلاً ماشین لباس‌شویی را با ظرفیت مناسب روشن کن.
  • باز مصرف: از یک کالا چندبار استفاده کن؛ مثل استفادهٔ دوباره از ساک خرید.
  • بازسازی: وسیلۀ خراب را، اگر امکانش هست، تعمیر کن؛ مثلاً زیپ کیف را عوض کن.
  • بازیافت: مواد دورریختنی را برای تبدیل به محصولی دیگر جدا کن؛ مثل تحویل کاغذهای باطله به مراکز جمع‌آوری.

تفاوت مهم این است: در باز مصرف، دوباره از خود وسیله استفاده می‌کنی؛ در بازیافت، مواد آن پردازش و به محصول دیگری تبدیل می‌شوند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۴۹

مثال حل‌شده

خانواده‌ای برای یک مهمانی به ظرف نیاز دارد. مقداری ظرف قابل‌شست‌وشو در خانه هست، اما شاید کافی نباشد. یکی از اعضای خانواده پیشنهاد می‌کند برای راحتی کار، همهٔ ظرف‌ها را یک‌بارمصرف بخرند. چگونه می‌توان مسئولانه‌تر تصمیم گرفت؟

  1. نیاز واقعی را مشخص می‌کنیم: اول تعداد مهمان‌ها و ظرف‌های موجود را بررسی می‌کنیم تا خرید اضافی نداشته باشیم.

  2. راه جایگزین را می‌سنجیم: استفاده از ظرف‌های موجود یا قرض گرفتن ظرف می‌تواند نیاز به خرید را کمتر کند؛ این تصمیم با باز تفکر و باز مصرف ارتباط دارد.

  3. اگر هنوز خرید لازم بود، هزینه و ویژگی‌های محیط‌زیستی گزینه‌ها را مقایسه می‌کنیم و خرید را با مخارج ضروری خانواده هماهنگ نگه می‌داریم.

  4. برای پس از مهمانی هم تصمیم می‌گیریم: ظرف‌های چندبارمصرف را می‌شوییم و نگه می‌داریم و پسماندها را متناسب با نوعشان تفکیک و به مسیر مناسب هدایت می‌کنیم.

جواب: بهتر است ابتدا از ظرف‌های چندبارمصرف موجود استفاده شود؛ اگر کافی نبود، برای بخش باقی‌مانده گزینه‌ای مناسب با توان مالی و کم‌آسیب‌تر برای طبیعت انتخاب شود و برای جمع‌آوری پسماندها هم برنامه داشته باشند.

نکات مهم

  • اسراف از اتلاف گسترده‌تر است و خرید غیرضروری، مصرف بی‌جا و نادیده گرفتن اولویت‌ها را هم شامل می‌شود.
  • مصرف بخشی از زنجیرهٔ تبدیل‌هاست و مصرف مسئولانه به ادامهٔ چرخه‌های طبیعی کمک می‌کند.
  • روش «۶ب» با بهینه مصرف کردن، بازیافت، بازسازی، بازداشتن، باز تفکر و باز مصرف، راهنمای تصمیم‌های روزمره است.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۸ · صفحهٔ ۱۵۰ تا ۱۵۲ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

درس چهاردهم: پس‌انداز و سرمایه‌گذاری

در این درس یاد می‌گیری برای پس‌اندازت هدف و زمان مشخص کنی، هزینهٔ فرصت آن را بشناسی و با توجه به تورم و توان مالی‌ات، برنامه‌ای برای رسیدن به هدف بچینی.

پیش از شروع

اگر پول خرید یک دوچرخه را چند سال کنار بگذاری، اما به آن دست نزنی، آیا حتماً می‌توانی همان دوچرخه را بخری؟

نه لزوماً؛ ممکن است مقدار پولت تغییری نکند، اما با گران‌تر شدن دوچرخه، دیگر برای خریدش کافی نباشد. پس برای رسیدن به خواسته‌های آینده، فقط کنار گذاشتن پول کافی نیست؛ باید هدف و برنامه داشته باشی و راه‌های نگهداری پس‌اندازت را مقایسه کنی.

پول ثابت، توان خرید کمتر

پول ثابت، توان خرید کمتر

فرض کن پول خرید دوچرخه‌ای را کنار گذاشته‌ای و چند سال هم به آن دست نمی‌زنی. آیا وقتی سراغ فروشگاه بروی، حتماً می‌توانی همان دوچرخه را بخری؟ نه لزوماً؛ ممکن است قیمتش بیشتر شده باشد.

در شرایط تورمی، قیمت کالاها به‌طور کلی افزایش پیدا می‌کند. در این حالت، اگر مقدار پولت ثابت بماند، ممکن است بتوانی با آن کالاهای کمتری بخری. به این توانایی خرید کالا و خدمات، قدرت خرید می‌گوییم. پس کم شدن قدرت خرید، لزوماً به معنی کم شدن تعداد اسکناس‌ها نیست!

مثلاً پولی که قبلاً برای خرید یک کیف کافی بود، شاید امروز فقط بخشی از قیمت همان کیف را پوشش دهد. بنابراین، کنار گذاشتن پول نقد به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که قدرت خرید پس‌اندازت حفظ شود.

برای همین، هنگام پس‌انداز باید روش‌های مختلف نگهداری آن را با هم مقایسه کنیم؛ نه اینکه تصور کنیم هر روشی حتماً ارزش پولمان را حفظ می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۱

هدف تو چیست و چقدر زمان می‌خواهد؟

هدف تو چیست و چقدر زمان می‌خواهد؟

فرض کن هم دوست داری یک هدفون تازه بخری و هم برای رفت‌وآمد به مدرسه به دوچرخه نیاز داری. پس‌انداز هدفمند از این سؤال شروع می‌شود: کدام نیاز برای من مهم‌تر است؟ وقتی اولویتت روشن باشد، راحت‌تر تصمیم می‌گیری پولت را برای چه چیزی کنار بگذاری.

قدم بعدی، مشخص کردن زمان رسیدن به هدف است. در دسته‌بندی کتاب:

  • کوتاه‌مدت: کمتر از 22 ماه؛ مثل خرید هدیه‌ای کوچک تا ماه آینده.
  • میان‌مدت: از 22 ماه تا 33 سال؛ مثل خرید دوچرخه با پس‌انداز چندماهه.
  • بلندمدت: 33 سال یا بیشتر؛ مثل هدفی که رسیدن به آن چندین سال زمان می‌برد.

اسم کالا به‌تنهایی نوع هدف را مشخص نمی‌کند؛ زمان موردنیاز تو مهم است. مثلاً خرید یک وسیله برای کسی که از قبل پولی کنار گذاشته، ممکن است کوتاه‌مدت باشد؛ اما برای فرد دیگری، میان‌مدت باشد. پس هدفت را همراه با زمانش بنویس، نه فقط نام چیزی که می‌خواهی بخری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

برای آینده از چه می‌گذری؟

برای آینده از چه می‌گذری؟

پس‌انداز فقط کنار گذاشتن پول نیست؛ یک انتخاب بین امروز و آینده است. وقتی بخشی از پولت را برای هدفی در آینده نگه می‌داری، دیگر نمی‌توانی همان پول را امروز خرج کنی. پس برای رسیدن به خواستهٔ آینده، از یک فرصت در زمان حال می‌گذری.

فرض کن می‌خواهی برای خرید دوچرخه پس‌انداز کنی. با پولی که این هفته کنار می‌گذاری، می‌توانستی به سینما بروی یا یک خوراکی دلخواه بخری. اگر بین این دو، سینما رفتن برایت ارزش بیشتری داشته باشد، هزینهٔ فرصت پس‌اندازت، همان سینما رفتن است؛ نه مجموع همهٔ خریدهایی که می‌توانستی انجام بدهی.

پس برای پیدا کردن هزینهٔ فرصت، از خودت بپرس: «اگر این پول را پس‌انداز نمی‌کردم، بهترین استفادهٔ دیگری که از آن می‌کردم چه بود؟» شناختن این فرصت کمک می‌کند آگاهانه‌تر انتخاب کنی؛ نه اینکه پس‌انداز کردن حتماً انتخاب بدی باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

از خواسته تا برنامه

از خواسته تا برنامه

«می‌خواهم دوچرخه بخرم» یک هدف است؛ اما هنوز برنامه نیست! برای تبدیل آن به برنامه، باید بدانی چقدر پول کم داری، تا چه زمانی می‌خواهی به هدفت برسی و در هر هفته یا ماه چقدر می‌توانی کنار بگذاری.

اگر از قبل مقداری پس‌انداز داری، اول آن را از قیمت هدف کم کن. سپس، با فرض ثابت بودن قیمت، حساب کن:

پس‌انداز لازم در هر دوره=مبلغ باقی‌مانده تا هدفتعداد دوره‌ها\text{پس‌انداز لازم در هر دوره}=\frac{\text{مبلغ باقی‌مانده تا هدف}}{\text{تعداد دوره‌ها}}

مثلاً اگر برای خرید یک وسیله هنوز 600600 هزار تومان کم داری و می‌خواهی در 33 ماه آن را بخری، باید ماهی 200200 هزار تومان کنار بگذاری. حالا نوبت بررسی توان توست: آیا بعد از هزینه‌های ضروری، چنین مبلغی باقی می‌ماند؟

اگر نمی‌توانی این مقدار پس‌انداز کنی، برنامه شکست نخورده است؛ باید آن را اصلاح کنی. می‌توانی زمان بیشتری در نظر بگیری یا هدف کم‌هزینه‌تری انتخاب کنی. با تغییر قیمت‌ها هم لازم است مبلغ هدف و برنامه‌ات را دوباره بررسی کنی.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

مثال حل‌شده

مهتاب می‌خواهد وسیله‌ای به قیمت 600,000 تومان600{,}000\ \text{تومان} بخرد. او فعلاً پس‌اندازی ندارد و می‌تواند ماهانه 100,000 تومان100{,}000\ \text{تومان} کنار بگذارد. آیا در 5 ماه5\ \text{ماه} به هدفش می‌رسد؟ اگر نتواند بیشتر پس‌انداز کند، چقدر زمان لازم دارد؟ فرض کن قیمت وسیله تغییر نکند.

  1. ابتدا پولی را که در زمان تعیین‌شده جمع می‌شود حساب می‌کنیم: 5×100,000=500,000 تومان5\times100{,}000=500{,}000\ \text{تومان}.

  2. پول جمع‌شده از قیمت وسیله کمتر است؛ کسری او برابر است با 600,000−500,000=100,000 تومان600{,}000-500{,}000=100{,}000\ \text{تومان}.

  3. برای یافتن زمان لازم، قیمت وسیله را بر پس‌انداز ماهانه تقسیم می‌کنیم: 600,000÷100,000=6 ماه600{,}000\div100{,}000=6\ \text{ماه}.

  4. پس باید یک ماه بیشتر پس‌انداز کند؛ این نتیجه به فرض ثابت ماندن قیمت وابسته است و اگر قیمت تغییر کند، برنامه هم باید دوباره بررسی شود.

جواب: با پس‌انداز ماهانهٔ 100,000 تومان100{,}000\ \text{تومان}، خرید در 5 ماه5\ \text{ماه} ممکن نیست؛ اگر قیمت ثابت بماند، مهتاب با افزایش زمان به 6 ماه6\ \text{ماه} به هدف می‌رسد.

نکات مهم

  • در شرایط تورمی، ثابت ماندن مبلغ پس‌انداز لزوماً به معنی ثابت ماندن قدرت خرید آن نیست.
  • برای پس‌انداز هدفمند، نیازهای مهم‌تر و زمان دستیابی به آن‌ها را مشخص می‌کنیم و بهترین فرصت خرج کردنِ کنارگذاشته‌شده را هزینهٔ فرصت می‌دانیم.
  • برنامهٔ عملی پس‌انداز باید میان مبلغ موردنیاز، زمان رسیدن به هدف و توان پس‌انداز در هر دوره هماهنگی برقرار کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۹ · صفحهٔ ۱۵۲ تا ۱۵۴ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

تعیین هدف و برنامهٔ پس‌انداز

در این درس یاد می‌گیری برای پس‌اندازت هدف و زمان تعیین کنی، هزینهٔ فرصت و عملی بودن برنامه‌ات را بسنجی و با توجه به نیازت حساب سپردهٔ مناسب را انتخاب کنی.

پیش از شروع

اگر یک حساب بانکی سود بیشتری بدهد، آیا همیشه بهترین جا برای پس‌انداز خرید دوچرخه است؟

نه لزوماً! باید ببینی چه زمانی برای خرید دوچرخه به پولت نیاز داری و برداشت از آن حساب چه شرایطی دارد. پس برنامهٔ پس‌انداز فقط کنار گذاشتن پول نیست؛ هدف، زمان و روش نگهداری پول هم مهم‌اند.

هدف روشن، زمان مشخص

هدف روشن، زمان مشخص

فرض کن هم دوست داری کیف تازه‌ای بخری و هم برای کلاس موردعلاقه‌ات پول کنار بگذاری؛ اما پولت برای هر دو کافی نیست. از کدام شروع می‌کنی؟ پس‌انداز هدفمند از انتخاب نیاز مهم‌تر شروع می‌شود، نه فقط کنار گذاشتن پولی که آخر ماه باقی می‌ماند.

اول مشخص کن برای چه چیزی پس‌انداز می‌کنی؛ بعد برای رسیدن به آن زمان در نظر بگیر. هدف‌ها از نظر زمان دستیابی در سه گروه قرار می‌گیرند:

  • کوتاه‌مدت: کمتر از 22 ماه؛ مثل خرید هدیه تا ماه آینده.
  • میان‌مدت: از 22 ماه تا 33 سال؛ مثل خرید دوچرخه در سال آینده.
  • بلندمدت: 33 سال یا بیشتر؛ مثل فراهم کردن پول راه‌اندازی یک کسب‌وکار در آینده.

نکته این است که نامِ چیزی که می‌خری، گروه هدف را تعیین نمی‌کند؛ زمان رسیدن به آن مهم است. خرید یک وسیله ممکن است برای تو میان‌مدت و برای فرد دیگری بلندمدت باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

برای فردا از چه می‌گذریم؟

برای فردا از چه می‌گذریم؟

فرض کن می‌خواهی برای خرید دوچرخه پس‌انداز کنی. امروز هم می‌توانی با همان پول به سینما بروی یا یک خوراکی دلخواه بخری. اگر پول را برای دوچرخه کنار بگذاری، فعلاً از این خریدها می‌گذری تا به هدف آینده‌ات نزدیک‌تر شوی.

اما هزینهٔ فرصت پس‌انداز، مجموع همهٔ چیزهایی نیست که نمی‌خری؛ فقط بهترین گزینه‌ای است که به‌خاطر این انتخاب از دست می‌دهی. اگر بین سینما و خوراکی، سینما را بیشتر دوست داشتی و بدون تصمیم به پس‌انداز آن را انتخاب می‌کردی، فرصت سینما رفتن هزینهٔ فرصت پس‌اندازت است.

پس پس‌انداز فقط «خرج نکردن» نیست؛ انتخاب میان لذت یا نیاز امروز و هدف فرداست. شناختن چیزی که از آن می‌گذری کمک می‌کند آگاهانه‌تر تصمیم بگیری.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

از هدف تا برنامه

از هدف تا برنامه

«می‌خواهم دوچرخه بخرم» یک هدف است؛ اما هنوز برنامه نیست! برای برنامه‌ریزی باید بدانی چقدر پول لازم داری، تا چه زمانی می‌خواهی آن را فراهم کنی و در هر هفته یا ماه واقعاً چقدر می‌توانی کنار بگذاری.

اول، خرج‌های لازم و پول‌هایی را که برای هدف‌های دیگر کنار می‌گذاری، از درآمدت کم کن. باقی‌مانده می‌تواند پس‌انداز این هدف باشد؛ پس نباید تمام درآمدت را پولِ در دسترس برای آن حساب کنی.

بعد بررسی کن: آیا مجموع پس‌اندازت تا موعد مقرر، به مبلغ موردنیاز می‌رسد؟ مثلاً اگر برای خرید وسیله‌ای تا چند هفتهٔ دیگر فرصت داری، باید ببینی با کنار گذاشتن مبلغی مشخص در هر هفته، پولش به‌موقع آماده می‌شود یا نه.

اگر پول کافی جمع نمی‌شود، هدف را فوراً کنار نگذار! می‌توانی مهلت را بیشتر کنی، بعضی خرج‌های غیرضروری را کاهش بدهی یا راهی مناسب برای افزایش درآمد پیدا کنی. برنامهٔ خوب باید با توان واقعی تو سازگار باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۲

پس‌انداز در بانک

پس‌انداز در بانک

فرض کن برای خرید دوچرخه پول کنار گذاشته‌ای، اما هنوز وقت خریدش نرسیده است. یکی از گزینه‌ها این است که پولت را در حساب سپردهٔ سرمایه‌گذاری بانک بگذاری. در این حالت، پول فقط برای نگهداری به بانک سپرده نشده است؛ بانک آن را در فعالیت‌های اقتصادی به کار می‌گیرد.

بانک پس‌انداز تو و سپرده‌گذاران دیگر را جمع می‌کند و از طرف شما در طرح‌های سودآور اقتصادی مشارکت می‌کند؛ مثلاً طرحی برای تولید کالا. سپس سهم سپرده‌گذاران از سود این فعالیت‌ها را به اصل سپردهٔ آن‌ها اضافه می‌کند.

پس دو مفهوم را از هم جدا کن: اصل سپرده همان پولی است که در حساب گذاشته‌ای؛ سود سپرده مبلغی است که به‌عنوان سهم تو از سود فعالیت اقتصادی به آن اضافه می‌شود. این سازوکار هم دربارهٔ حساب سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت مطرح است و هم بلندمدت.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

سود بیشتر یا دسترسی آسان‌تر؟

سود بیشتر یا دسترسی آسان‌تر؟

فرض کن برای خرید دوچرخه پس‌انداز کرده‌ای و قرار است به‌زودی آن را بخری. آیا فقط باید حسابی را انتخاب کنی که سود بیشتری می‌دهد؟ نه؛ باید ببینی چه زمانی به پولت نیاز داری.

در سپردهٔ سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت، واریز و برداشت آزاد است؛ یعنی می‌توانی هنگام نیاز، پولت را بدون جریمه برداری. در مقابل، سود این حساب معمولاً از سپردهٔ بلندمدت کمتر است و ممکن است با تغییر نرخ سود عمومی بانک‌ها تغییر کند.

سپردهٔ سرمایه‌گذاری بلندمدت برای وقتی مناسب‌تر است که تا پایان دوره به پولت نیاز نداری. اگر پیش از پایان دوره پول را برداشت کنی، بانک مقداری از سودی را که ابتدا تعهد کرده بود، کم می‌کند؛ پس نباید روی دریافت کامل آن سود حساب کنی.

برای پول دوچرخه‌ای که به‌زودی می‌خری، دسترسی آسان می‌تواند مهم‌تر از سود بیشتر باشد. انتخاب مناسب، هم به سود بستگی دارد و هم به زمان نیاز تو به پول.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

مثال حل‌شده

آرمان هفته‌ای 70 هزار تومان70\text{ هزار تومان} درآمد دارد. او هر هفته 20 هزار تومان20\text{ هزار تومان} برای هدفی دیگر کنار می‌گذارد و 20 هزار تومان20\text{ هزار تومان} خرج می‌کند. می‌خواهد باقی پولش را برای کلاسی پس‌انداز کند که 66 هفتهٔ دیگر شروع می‌شود و هزینه‌اش 240 هزار تومان240\text{ هزار تومان} است. آیا برنامه‌اش کافی است؟ اگر نه، با ثابت ماندن درآمد و پس‌انداز هدف دیگر، چقدر باید از مخارج هفتگی کم کند؟

  1. ابتدا پول آزاد هفتگی را حساب می‌کنیم: 70−20−20=30 هزار تومان70-20-20=30\text{ هزار تومان}. این مبلغ برای کلاس کنار گذاشته می‌شود، نه کل درآمد.

  2. پس‌انداز تا موعد ثبت‌نام برابر است با: 6×30=180 هزار تومان6\times30=180\text{ هزار تومان}.

  3. این مبلغ از هزینهٔ کلاس کمتر است؛ کسری برنامه برابر است با: 240−180=60 هزار تومان240-180=60\text{ هزار تومان}.

  4. پس‌انداز هفتگی لازم را پیدا می‌کنیم: 240÷6=40 هزار تومان240\div6=40\text{ هزار تومان}. پس باید هر هفته 40−30=10 هزار تومان40-30=10\text{ هزار تومان} بیشتر کنار بگذارد.

  5. با کاهش مخارج هفتگی از 20 هزار تومان20\text{ هزار تومان} به 10 هزار تومان10\text{ هزار تومان}، مبلغ لازم جمع می‌شود: 6×40=240 هزار تومان6\times40=240\text{ هزار تومان}. این هدف کوتاه‌مدت است، چون موعد آن کمتر از دو ماه است.

جواب: برنامهٔ فعلی کافی نیست؛ آرمان تا موعد ثبت‌نام 60 هزار تومان60\text{ هزار تومان} کم می‌آورد. اگر هر هفته 10 هزار تومان10\text{ هزار تومان} از مخارجش کم کند و به پس‌انداز کلاس بیفزاید، به هدف کوتاه‌مدتش می‌رسد.

نکات مهم

  • برای پس‌انداز، نیازهای مهم‌تر را اولویت‌بندی می‌کنیم و بر اساس زمان رسیدن به آن‌ها، هدف کوتاه‌مدت، میان‌مدت یا بلندمدت می‌گذاریم.
  • پس‌انداز هزینهٔ فرصت دارد و عملی بودن برنامهٔ آن به هماهنگی مبلغ موردنیاز، پول قابل کنار گذاشتن و زمان بستگی دارد.
  • بانک سپرده‌های سرمایه‌گذاری را در فعالیت‌های سودآور به کار می‌گیرد و هنگام انتخاب حساب باید سود، دسترسی به پول و پیامد برداشت زودهنگام را با هم سنجید.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۰ · صفحهٔ ۱۵۴ تا ۱۵۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

روش‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری

در این درس یاد می‌گیری سپرده‌های بانکی، سهام و اوراق مشارکت را از نظر سود، احتمال زیان و دسترسی به پول مقایسه کنی و متناسب با نیازت دربارهٔ آن‌ها تصمیم بگیری.

پیش از شروع

اگر دوستت بگوید «برای پس‌اندازت فقط روشی را انتخاب کن که سود بیشتری دارد»، چه چیزی ممکن است در این توصیه نادیده مانده باشد؟

سود بیشتر تنها معیار انتخاب نیست؛ باید ببینی چه زمانی به پولت نیاز داری و چقدر احتمال زیان را می‌پذیری. سپردهٔ بانکی، سهام و اوراق مشارکت از نظر دسترسی به پول، شیوهٔ سود گرفتن و شرایط سرمایه‌گذاری تفاوت دارند.

پول در دسترس؛ سپردهٔ کوتاه‌مدت

پول در دسترس؛ سپردهٔ کوتاه‌مدت

فرض کن برای خرید یک وسیله پس‌انداز می‌کنی، اما ممکن است پیش از خرید، برای تعمیر گوشی به بخشی از پولت نیاز پیدا کنی. پس فقط مقدار سود مهم نیست؛ باید ببینی چقدر راحت می‌توانی به پولت دسترسی داشته باشی.

در سپردهٔ سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت می‌توانی به حساب پول اضافه کنی یا از آن برداشت کنی، بدون اینکه بابت برداشت جریمه شوی. بانک با پول سپرده‌گذاران در فعالیت‌های اقتصادی سودآور مشارکت می‌کند و هر ماه به ماندهٔ موجودی حساب سود می‌دهد.

البته این دسترسی آسان در کنار یک محدودیت قرار دارد: سود این حساب معمولاً از سپردهٔ بلندمدت کمتر است. همچنین نرخ سود آن ثابت نیست؛ ممکن است با افزایش یا کاهش نرخ سود عمومی بانک‌ها تغییر کند.

بنابراین، اگر احتمال می‌دهی به پس‌اندازت زود نیاز پیدا کنی، دسترسی آسان به پول می‌تواند برایت مهم‌تر از دریافت سود بیشتر باشد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۴

شرایط متفاوت حساب‌های بانکی

شرایط متفاوت حساب‌های بانکی

فرض کن برای خرید وسیله‌ای در سال آینده پس‌انداز کرده‌ای و فعلاً به این پول نیاز نداری. سپردهٔ بلندمدت می‌تواند یکی از گزینه‌هایت باشد؛ اما پیش از انتخاب، باید شرایط قراردادش را بشناسی.

در سپردهٔ بلندمدت، مبلغ مشخصی را برای مدتی معین در بانک می‌گذاری. نرخ سود تا پایان قرارداد ثابت می‌ماند؛ بنابراین اگر نرخ سود عمومی بانک‌ها بالا برود، نرخ سود قرارداد تو خودبه‌خود بیشتر نمی‌شود. این سپرده‌ها معمولاً از سپردهٔ کوتاه‌مدت سود بیشتری دارند، ولی دسترسی به پول محدودتر است: اگر پیش از سررسید، یعنی زمان پایان قرارداد، پولت را برداری، بخشی از سود تعیین‌شده را از دست می‌دهی.

همهٔ حساب‌های بانکی هم با هدف دریافت سود باز نمی‌شوند. بانک قرض‌الحسنه به سپرده سود نمی‌دهد؛ در عوض، با توجه به مبلغ سپرده و مدت ماندن آن، برای مشتری امتیاز دریافت وام در نظر می‌گیرد. مبلغ وام و مدت بازپرداخت آن نیز به همین شرایط بستگی دارد.

پس فقط نپرس «چقدر سود می‌گیرم؟»؛ بپرس «چه وقت به پولم نیاز دارم و شرایط این حساب چیست؟»

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۵

سهام؛ شریک سود و زیان

سهام؛ شریک سود و زیان

فرض کن چند نفر از اعضای خانواده با هم یک میز پینگ‌پنگ بخرند؛ میز فقط مال یک نفر نیست و همه در مالکیت آن شریک‌اند. خرید سهام هم یعنی مالک شدن بخشی از یک شرکت، نه صرفاً سپردن پول به آن.

وقتی سهام‌دار می‌شوی، سود شرکت به نسبت سهمت به تو تعلق می‌گیرد؛ اما اگر شرکت زیان کند، تو هم در زیان آن شریک هستی. بنابراین نباید سود سهام را قطعی بدانی؛ عملکرد شرکت و توانایی مدیرانش اهمیت دارد.

این شراکت برای تولید هم فایده دارد. تصور کن یک شرکت برای گسترش کارگاهش به سرمایه نیاز دارد. پس‌انداز کوچک هر نفر شاید به‌تنهایی برای این کار کافی نباشد، اما جمع شدن سرمایه‌های مردم می‌تواند به تأمین هزینهٔ گسترش کارگاه و افزایش تولید کمک کند. بازار سرمایه راهی برای رساندن سرمایهٔ مردم به فعالیت‌های تولیدی است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۶

چرا قیمت سهام تغییر می‌کند؟

چرا قیمت سهام تغییر می‌کند؟

فرض کن سهمی خریده‌ای و مدتی بعد، شرکت سود بیشتری به دست می‌آورد. آیا خریداران حاضرند برای سهم تو مبلغ بیشتری بپردازند؟

برای پاسخ، دو نوع قیمت سهام را بشناس:

  • قیمت اسمی: قیمت اولیه‌ای که شرکت هنگام نخستین فروش، روی ورقهٔ سهم مشخص می‌کند.
  • قیمت بازاری یا ثانویه: قیمتی که دارندهٔ سهم، آن را در بازار برای فروش عرضه می‌کند؛ این قیمت لزوماً با قیمت اسمی برابر نیست.

اگر سوددهی شرکت پیوسته بیشتر شود، سهام آن برای خریداران جذاب‌تر می‌شود. افراد بیشتری خواهان خرید آن می‌شوند و افزایش تقاضا می‌تواند قیمت بازاری سهم را بالا ببرد؛ بدون اینکه قیمت اسمی آن تغییر کند.

مثلاً اگر یک شرکت تولید لوازم ورزشی هر سال سود بیشتری کسب کند، ممکن است افراد بیشتری بخواهند سهام‌دارش شوند. پس برای فهم تغییر قیمت سهم، فقط به عدد نوشته‌شده روی ورقه نگاه نکن؛ سوددهی شرکت و تقاضای خریداران هم مهم‌اند. البته این رابطه به معنای تضمین افزایش قیمت هر سهم نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۶

اوراق مشارکت و زمان بازگشت پول

اوراق مشارکت و زمان بازگشت پول

فرض کن یک سازمان رسمی برای گسترش یک فعالیت اقتصادی به سرمایه نیاز دارد. یکی از راه‌های جمع‌آوری این سرمایه، انتشار اوراق مشارکت است. تو با خرید این اوراق، پولت را در اختیار آن فعالیت می‌گذاری و متناسب با سرمایه‌ات، اوراق دریافت می‌کنی. به این اوراق سود تعلق می‌گیرد و امکان خریدوفروش آن‌ها هم وجود دارد.

نکتهٔ مهم، سررسید است؛ یعنی زمان تعیین‌شده برای بازپرداخت. پس از پایان این مدت، اصل پول و سود آن را دریافت می‌کنی.

اینجا تفاوتی مهم با سهام داریم: سهام‌دار نمی‌تواند هر زمان خواست، از شرکت بخواهد سرمایه‌اش را پس بدهد؛ برای خروج از شراکت باید سهامش را به دیگری بفروشد. اما اوراق مشارکت زمان مشخصی برای بازگشت اصل پول و سود دارد. پس هنگام مقایسهٔ این دو روش، فقط به سود نگاه نکن؛ زمان و شیوهٔ رسیدن دوباره به پولت هم مهم است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۸

مثال حل‌شده

در بازی بورس، با 100,000 تومان100{,}000\ \text{تومان} شروع می‌کنی و 100100 سهم را به قیمت هر سهم 500 تومان500\ \text{تومان} می‌خری. سپس همهٔ آن‌ها را به قیمت هر سهم 600 تومان600\ \text{تومان} می‌فروشی. با فرض نبود کارمزد و دریافت نکردن سود شرکت، ماندهٔ نهایی پول و سود خریدوفروش تو چقدر است؟

  1. هزینهٔ خرید را از ضرب تعداد سهم در قیمت هر سهم به دست می‌آوریم: 100×500=50,000 تومان100\times500=50{,}000\ \text{تومان}.

  2. پس از خرید، بخشی از پول هنوز نقد است: 100,000−50,000=50,000 تومان100{,}000-50{,}000=50{,}000\ \text{تومان}.

  3. پول حاصل از فروش همهٔ سهم‌ها برابر است با: 100×600=60,000 تومان100\times600=60{,}000\ \text{تومان}.

  4. پول فروش را با پول نقد باقی‌مانده جمع می‌کنیم: 60,000+50,000=110,000 تومان60{,}000+50{,}000=110{,}000\ \text{تومان}.

  5. برای محاسبهٔ سود، سرمایهٔ آغازین را از ماندهٔ نهایی کم می‌کنیم: 110,000−100,000=10,000 تومان110{,}000-100{,}000=10{,}000\ \text{تومان}. تمام پول فروش سود نیست؛ بخشی از آن همان پولی است که برای خرید پرداخته بودیم.

جواب: ماندهٔ نهایی پول برابر با 110,000 تومان110{,}000\ \text{تومان} و سود حاصل از خریدوفروش برابر با 10,000 تومان10{,}000\ \text{تومان} است.

نکات مهم

  • سپردهٔ کوتاه‌مدت دسترسی آسان‌تری به پول می‌دهد، سپردهٔ بلندمدت سود ثابتِ قراردادی و محدودیت برداشت دارد و بانک قرض‌الحسنه به‌جای سود، امتیاز وام در نظر می‌گیرد.
  • با خرید سهام در مالکیت و سود و زیان شرکت شریک می‌شوی و قیمت بازاری سهم می‌تواند با تغییر سوددهی و تقاضا تغییر کند.
  • اوراق مشارکت به تأمین مالی فعالیت اقتصادی کمک می‌کند و برای دریافت اصل پول و سود، سررسید مشخص دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۱ · صفحهٔ ۱۵۸ تا ۱۵۹ · حدود ۱۰ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

۴ــ خرید طلا

در این درس یاد می‌گیری چرا بعضی خانواده‌ها طلا می‌خرند، سود آن چگونه به دست می‌آید، چه تفاوتی با سرمایه‌گذاری مولد دارد و بیمه چگونه به پوشش خطرهای سرمایه‌گذاری کمک می‌کند.

پیش از شروع

فرض کن مدتی طلا نگه داشته‌ای، اما موقع فروش، قیمتش دقیقاً برابر قیمت خرید است؛ آیا فقط با گذشت زمان سودی به دست آورده‌ای؟

نه؛ در این حالت از تفاوت قیمت خرید و فروش چیزی نصیبت نشده است. طلا برخلاف سهام، سود سالیانۀ منظم ندارد؛ پس باید میان حفظ ارزش پس‌انداز و دریافت سود منظم تفاوت بگذاری.

طلا و حفظ ارزش پول

طلا و حفظ ارزش پول

فرض کن برای خرید یک دوچرخه پس‌انداز می‌کنی. اگر قیمت‌ها بالا بروند، ممکن است با همان پولی که امروز کنار گذاشته‌ای، چند ماه بعد نتوانی همان دوچرخه را بخری. یعنی مقدار پولت تغییر نکرده، اما قدرت خریدش کمتر شده است.

بعضی خانواده‌ها برای مقابله با این وضعیت، بخشی از پس‌اندازشان را به طلا تبدیل می‌کنند. هدفشان این است که ارزش پس‌اندازشان در برابر تورم بهتر حفظ شود؛ چون طلا از دارایی‌هایی است که معمولاً در شرایط تورمی ارزش خود را حفظ می‌کند.

اما به واژۀ «معمولاً» دقت کن! خرید طلا تضمین نمی‌کند که در هر زمانی ارزش پس‌اندازت حفظ شود یا حتماً سود کنی. پس باید میان «تلاش برای حفظ قدرت خرید» و «اطمینان از سود» تفاوت بگذاریم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۸

سود طلا از کجا می‌آید؟

سود طلا از کجا می‌آید؟

اگر طلا بخری و مدتی نگه داری، آیا فقط به‌خاطر گذشت زمان پولی به تو پرداخت می‌شود؟ نه؛ نگهداری طلا با دریافت سود سالیانۀ منظم همراه نیست. سود خرید طلا از تفاوت قیمت فروش و قیمت خرید به دست می‌آید.

مثلاً فرض کن قطعه‌ای طلا خریده‌ای. اگر بعداً آن را گران‌تر بفروشی، از اختلاف این دو قیمت سود می‌بری. اگر قیمت فروش دقیقاً برابر قیمت خرید باشد، صرف گذشت زمان سودی برایت ایجاد نکرده است. اگر هم ارزان‌تر بفروشی، زیان می‌کنی.

این نکته، تفاوت مهم طلا با سهامداری است: سهامدار می‌تواند از سود شرکت سهم بگیرد، حتی وقتی قیمت برگۀ سهامش تغییر نکرده باشد؛ اما طلا چنین پرداختی ندارد. پس برای تشخیص سود خرید طلا، باید قیمت خرید و فروش را مقایسه کنی، نه فقط مدت نگهداری آن را.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۸

پس‌انداز و تولید کشور

پس‌انداز و تولید کشور

پس‌انداز یک خانواده چه ارتباطی با تولید کشور دارد؟ مهم است که این پول در کجا به کار گرفته شود. سرمایه‌گذاری مولد به ایجاد کارخانه‌ها و شرکت‌های تازه یا افزایش توان تولید آن‌ها کمک می‌کند؛ یعنی امکان تولید کالا یا ارائۀ خدمات بیشتری را فراهم می‌کند.

مثلاً فرض کن یک کارگاه با سرمایه‌ای تازه، دستگاه دیگری می‌خرد و می‌تواند لباس بیشتری تولید کند. این سرمایه به افزایش ظرفیت تولید کمک کرده است. اما اگر همان پول صرف خرید طلا و نگهداری آن شود، مستقیماً دستگاهی به کارگاه اضافه نمی‌شود و توان تولیدش افزایش نمی‌یابد. کتاب از این وضعیت با تعبیر «منجمد» شدن پول در طلا یاد می‌کند.

پس حفظ ارزش پس‌انداز برای خانواده با کمک مستقیم به افزایش تولید کشور یکی نیست. ممکن است خانواده‌ای با هدف حفظ ارزش پولش طلا بخرد، اما این انتخاب، به‌خودی‌خود سرمایه‌گذاری مولد محسوب نمی‌شود.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۸

بیمه و خطر سرمایه‌گذاری

بیمه و خطر سرمایه‌گذاری

فرض کن خانواده‌ای پس‌اندازش را در یک شرکت فروش پارچه سرمایه‌گذاری کرده است. شرکت مشتری دارد و کارش خوب پیش می‌رود؛ اما ناگهان آتش‌سوزی، بخشی از پارچه‌های انبار را از بین می‌برد. این اتفاق می‌تواند به شرکت و سرمایۀ خانواده آسیب بزند، حتی اگر پیش از آن کسب‌وکار موفق بوده باشد.

پس هنگام سرمایه‌گذاری، فقط نباید به سود احتمالی فکر کنیم؛ حوادث پیش‌بینی‌نشده هم می‌توانند سرمایه را تهدید کنند.

نظام‌های بیمه برای کمک به جبران پیامدهای چنین حوادثی به وجود آمده‌اند. بیمه جلوی رخ‌دادن همۀ حادثه‌ها را نمی‌گیرد، اما می‌تواند با جبران خسارت‌های تحت پوشش، به ادامۀ کار کسب‌وکار کمک کند. بنابراین، پوشش خطر با حذف کامل خطر فرق دارد.

در کتاب، بیمه‌های اجتماعی، تعاونی و بازرگانی سه نظامی معرفی شده‌اند که در کنار هم به حمایت از افراد و کسب‌وکارها و ثبات اقتصاد کمک می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۹

مثال حل‌شده

خانواده‌ای مقداری طلا را به قیمت 10 میلیون تومان10\ \text{میلیون تومان} خریده و بعداً آن را به قیمت 12 میلیون تومان12\ \text{میلیون تومان} می‌فروشد. اگر هزینۀ دیگری در نظر نگیریم، سود خرید و فروش چقدر است؟

  1. قیمت خرید برابر با 10 میلیون تومان10\ \text{میلیون تومان} و قیمت فروش برابر با 12 میلیون تومان12\ \text{میلیون تومان} است.

  2. برای محاسبۀ سود، قیمت خرید را از قیمت فروش کم می‌کنیم: سود=قیمت فروش−قیمت خرید\text{سود}=\text{قیمت فروش}-\text{قیمت خرید}.

  3. پس سود برابر است با 12−10=2 میلیون تومان12-10=2\ \text{میلیون تومان}؛ این مبلغ از تفاوت دو قیمت به دست آمده است، نه از سود سالیانۀ منظم.

جواب: سود این خرید و فروش، با فرض نبود هزینه‌های دیگر، برابر با 2 میلیون تومان2\ \text{میلیون تومان} است.

نکات مهم

  • بعضی خانواده‌ها برای حفظ ارزش پس‌انداز در برابر تورم طلا می‌خرند، اما این انتخاب سود تضمین‌شده ندارد.
  • سود طلا از تفاوت قیمت خرید و فروش به دست می‌آید و نگهداری آن، برخلاف سرمایه‌گذاری مولد، مستقیماً ظرفیت تولید کشور را گسترش نمی‌دهد.
  • بیمه به جبران پیامدهای حوادث پیش‌بینی‌نشده کمک می‌کند، نه اینکه احتمال وقوع همۀ حوادث را از بین ببرد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۱۲ · صفحهٔ ۱۵۹ تا ۱۶۸ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

بیمه و پوشش خطرپذیری سرمایه‌گذاری

در این درس یاد می‌گیری چرا سرمایه‌گذاری به پوشش بیمه‌ای نیاز دارد، بیمه‌گذار و بیمه‌گر چه نقشی دارند و بیمه چگونه با انتقال خطرپذیری به جبران زیان‌های احتمالی کمک می‌کند.

پیش از شروع

فرض کن با پس‌اندازت در یک شرکت پارچه‌فروشی سرمایه‌گذاری کرده‌ای و انبار شرکت ناگهان آتش می‌گیرد؛ آیا راهی هست که جبران خسارت فقط بر دوش تو و شریکانت نباشد؟

بله؛ اگر شرکت برای این خطر قرارداد بیمه داشته باشد، بیمه‌گر طبق شرایط قرارداد خسارت را جبران می‌کند. بیمه جلوی خودِ آتش‌سوزی را نمی‌گیرد، اما می‌تواند نگرانی از زیان مالی آن را کمتر کند.

چرا به بیمه نیاز داریم؟

چرا به بیمه نیاز داریم؟

فرض کن خانواده‌ای با پس‌انداز چندساله‌اش یک کارگاه خیاطی راه انداخته است. کارگاه مشتری دارد و خوب کار می‌کند، اما یک آتش‌سوزی ناگهانی ممکن است به دستگاه‌ها و پارچه‌ها آسیب بزند. پس حتی یک کسب‌وکار موفق هم از حوادث پیش‌بینی‌نشده در امان نیست.

بیمه برای کمک به جبران پیامدهای چنین حوادثی به وجود آمده است. بیمه قرار نیست جلوی هر حادثه‌ای را بگیرد؛ کمک می‌کند خسارت حادثه، ادامهٔ زندگی یا فعالیت اقتصادی را کمتر به خطر بیندازد. برای همین، هنگام سرمایه‌گذاری فقط نباید به سود احتمالی فکر کنیم؛ باید به حفاظت از سرمایه در برابر حوادث هم توجه داشته باشیم.

نظام‌های بیمه، از جمله بیمه‌های اجتماعی، تعاونی و بازرگانی، در کنار یکدیگر به حمایت از مردم و کسب‌وکارها و آرامش بیشتر جامعه کمک می‌کنند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۵۹

چه کسی می‌پردازد، چه کسی جبران می‌کند؟

چه کسی می‌پردازد، چه کسی جبران می‌کند؟

فرض کن خانواده‌ات برای مغازه‌شان بیمهٔ آتش‌سوزی می‌خرند. در این قرارداد، خانواده‌ات بیمه‌گذار هستند و مبلغی به نام حق بیمه می‌پردازند. شرکت بیمه هم بیمه‌گر است؛ یعنی تعهد می‌کند اگر خطرِ مشخص‌شده در قرارداد رخ داد، خسارت را طبق شرایط قرارداد جبران کند.

پس دو پرداخت را با هم اشتباه نگیر: حق بیمه را بیمه‌گذار به شرکت بیمه می‌دهد؛ اما هنگام وقوع حادثهٔ تحت پوشش، شرکت بیمه خسارت را جبران می‌کند.

نکتهٔ مهم: داشتن بیمه به معنی پوشش همهٔ حادثه‌ها نیست. مثلاً اگر در قرارداد مغازه فقط پوشش آتش‌سوزی آمده باشد، نمی‌توان صرفاً با تکیه بر همان پوشش، انتظار جبران خسارت سرقت را داشت. برای همین، پیش از انتخاب بیمه باید بدانیم قرارداد دقیقاً چه خطرهایی را و با چه شرایطی پوشش می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۰

احتمال خطر، نه قطعیت حادثه

احتمال خطر، نه قطعیت حادثه

آیا وقتی می‌گوییم یک مغازه در معرض آتش‌سوزی است، یعنی حتماً آتش می‌گیرد؟ نه! اینجا داریم از احتمال رخ‌دادن حادثه حرف می‌زنیم، نه از یک اتفاق قطعی.

خطرپذیری یعنی احتمال وقوع یک خطر یا حادثهٔ بد. خودِ خطر، مثل سیل یا آتش‌سوزی، می‌تواند به افراد یا اموال خسارت بزند؛ اما خطرپذیری به احتمال رخ‌دادن آن اشاره دارد.

مثلاً خانواده‌ای را در نظر بگیر که خانه‌اش را در برابر آتش‌سوزی بیمه می‌کند. ممکن است هیچ‌وقت خانهٔ آن‌ها آتش نگیرد. بااین‌حال، احتمال حادثه و خسارتی که می‌تواند ایجاد کند، دلیل توجه خانواده به بیمه است.

پس برای نیاز داشتن به بیمه، لازم نیست مطمئن باشیم حادثه رخ می‌دهد. نامطمئن بودنِ وقوع حادثه، به معنی ناممکن بودن آن نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۰

حق بیمه‌ها چگونه به کمک می‌آیند؟

حق بیمه‌ها چگونه به کمک می‌آیند؟

شاید بپرسی: «شرکت بیمه چطور می‌تواند خسارتی بزرگ‌تر از حق بیمهٔ پرداختی یک نفر را جبران کند؟» نکته این است که حق بیمهٔ افراد زیادی در شرکت بیمه جمع می‌شود؛ اما همهٔ آن‌ها هم‌زمان دچار خسارت نمی‌شوند. این پول‌های گردآوری‌شده، امکان جبران زیان بیمه‌گذاران خسارت‌دیده را طبق قرارداد فراهم می‌کند.

مثلاً صاحبان چندین مغازه برای پوشش آتش‌سوزی حق بیمه می‌پردازند. اگر مغازه‌ای دچار آتش‌سوزی شود، جبران خسارت آن فقط به حق بیمه‌ای که صاحب همان مغازه پرداخته وابسته نیست؛ شرکت بیمه از منابع گردآوری‌شده برای انجام تعهد خود استفاده می‌کند.

به همین دلیل، بیمه راهی برای انتقال خطرپذیری است: بیمه‌گذار در برابر پرداخت حق بیمه، جبران زیان احتمالیِ تحت پوشش را به بیمه‌گر می‌سپارد. دقت کن که بیمه جلوی خودِ آتش‌سوزی را نمی‌گیرد؛ بلکه کمک می‌کند بار مالی آن، طبق قرارداد، فقط بر دوش فرد آسیب‌دیده نماند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۶۰

مثال حل‌شده

سارا می‌گوید: «انبار پارچۀ ما تا امروز آتش نگرفته است؛ پس خرید بیمۀ آتش‌سوزی ضرورتی ندارد.» استدلال او را بررسی کن.

  1. ابتدا خطر را مشخص می‌کنیم: آتش‌سوزی می‌تواند به پارچه‌های انبار خسارت بزند.

  2. سپس احتمال را از قطعیت جدا می‌کنیم: رخ‌ندادن آتش‌سوزی تا امروز، نشان نمی‌دهد که در آینده هم رخ نخواهد داد.

  3. نقش بیمه را بررسی می‌کنیم: با پرداخت حق بیمه، جبران خسارت احتمالی آتش‌سوزی طبق شرایط قرارداد بر عهدۀ بیمه‌گر قرار می‌گیرد.

  4. نتیجه می‌گیریم که تصمیم دربارۀ بیمه باید با توجه به احتمال و پیامد زیان باشد، نه فقط سابقۀ رخ‌دادن حادثه.

جواب: حرف سارا درست نیست؛ بیمه برای پوشش احتمال زیان در آینده تهیه می‌شود و رخ‌ندادن حادثه در گذشته، نیاز به آن را از بین نمی‌برد.

نکات مهم

  • سرمایه‌گذاری با احتمال حوادث زیان‌بار روبه‌روست و خطرپذیری به معنای قطعی‌بودن حادثه نیست.
  • بیمه‌گذار حق بیمه می‌پردازد و بیمه‌گر خسارت خطرهای تحت پوشش را طبق شرایط قرارداد جبران می‌کند.
  • شرکت بیمه با گردآوری حق بیمه‌ها امکان جبران زیان خسارت‌دیدگان را فراهم می‌کند و از این راه به انتقال خطرپذیری کمک می‌کند.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های فصل ۴ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

فصل ۴ اقتصاد دهم · رایگان