۱۰۰ هزار تومان هدیهٔ ثبت‌نام، تا ۱ میلیونبا ثبت‌نام گردونهٔ هدیه را بچرخان: دست‌کم ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه، بدون کارت بانکیگردونهٔ هدیه۱ میلیون برای تو، ۱ میلیون برای دوستتدوستانت را دعوت کن: برای هر دوستی که فعال شود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان اعتبار هدیه می‌گیری و خودش هم ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانجوایز
1xAi
عربی، زبان قرآن ۱ (انسانی) · درس ۸

خلاصه درس ۸ عربی دهم انسانی؛ درسنامه و نکات مهم

«اَلدَّرْسُ الثّامِنُ: يا مَنْ فِي الْبِحارِ عَجائِبُهُ + اَلْجارُّ وَالْمَجرورُ وَ نونُ الْوِقايَةِ + مَعَ مُشرِفِ الْخَدَماتِ»، درس ۸ کتاب عربی، زبان قرآن ۱ (انسانی)، صفحهٔ ۱۰۵ تا ۱۲۰، پایهٔ دهم: ۳ درس، هر کدام با توضیح مفاهیم، مثال حل‌شده و نکات مهم.

این درسنامه را هوش مصنوعی 1xAi از روی صفحه‌های همان درس در کتاب درسی نوشته است (برچسب «تولید هوش مصنوعی»). کنار توضیح‌ها شمارهٔ صفحهٔ کتاب آمده تا با کتاب مقایسه کنی، و مثال حل‌شدهٔ هر درس یک بار دیگر جداگانه حل و بررسی شده؛ مثالی که درست درنیامده حذف شده است.

درس ۱ · صفحهٔ ۱۰۵ تا ۱۰۹ · حدود ۱۴ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اَلدَّرْسُ الثّامِنُ

در این درس یاد می‌گیری گفت‌وگوی عربی دربارهٔ شگفتی‌های دلفین را بفهمی، واژه‌های کلیدی آن را در جمله معنا کنی و جار و مجرور را تشخیص بدهی.

پیش از شروع

اگر در یک خبر عربی بخوانی کسی مردی را از غرق‌شدن نجات داده، اما آن نجات‌دهنده انسان نبوده است، حدس می‌زنی چه جانوری بوده و چگونه می‌توانی ماجرا را از جمله‌های عربی بفهمی؟

در متن این درس، نجات‌دهنده یک دلفین است که مرد را به ساحل می‌رساند. با شناخت چند فعل و دنبال‌کردن واژه‌هایی مثل «به»، «از» و «در»، هم ماجرا را می‌فهمی و هم با کاربرد حروف جر آشنا می‌شوی.

دلفین را از روی جمله‌ها بشناس

عنوان درس، خدا را با شگفتی‌هایش در دریاها می‌خواند. گفت‌وگو هم با تماشای فیلم نجات یک انسان به کمک دلفین آغاز می‌شود. برای فهم جملهٔ آغازین، فعل‌ها را پیدا کن: «يُشاهِدُ» یعنی تماشا می‌کند، «أَنْقَذَ» یعنی نجات داد و «أَوْصَلَ» یعنی رساند.

بعد، پدر چند ویژگی دلفین را معرفی می‌کند: حافظهٔ قوی دارد، طبق متن شنوایی‌اش ده برابر انسان است و وزنش تقریباً به دو برابر وزن انسان می‌رسد. واژهٔ مهم «لَبونَة» یعنی پستاندار؛ ادامهٔ جمله توضیح می‌دهد که این جانوران به بچه‌هایشان شیر می‌دهند. پس لازم نیست معنی هر واژه را جدا حفظ کنی؛ گاهی ادامهٔ جمله، معنی آن را روشن می‌کند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

دوستی که راهنمایی می‌کند

نورا می‌پرسد: مگر دلفین جانوری باهوش و علاقه‌مند به کمک به انسان نیست؟ پدر با «بَلىٰ» پاسخ مثبت می‌دهد. اینجا «بَلىٰ» یعنی «چرا، همین‌طور است»؛ وجود «لَيْسَ» در پرسش نباید باعث شود پاسخ پدر را منفی ترجمه کنیم.

سپس کاربرد کمک دلفین روشن می‌شود: دلفین‌ها می‌توانند انسان را به محل سقوط هواپیما یا غرق‌شدن کشتی راهنمایی کنند. «تُرشِدُنا» یعنی «ما را راهنمایی می‌کند»؛ بخش «نا» به «ما» اشاره دارد. مادر هم از نقش دلفین‌ها در جنگ و صلح، آشکارکردن شگفتی‌های زیر آب و یافتن محل جمع‌شدن ماهی‌ها می‌گوید. هنگام خواندن، برای هر فعل بپرس: چه کسی، چه کاری انجام می‌دهد؟

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۶

صداها و رفتارهای گروهی

دیدن حرکت‌های گروهی دلفین‌ها، صادق را به فکر ارتباط آن‌ها با یکدیگر می‌اندازد. مادر، بر پایهٔ مطلبی در یک دانشنامه، توضیح می‌دهد که آن‌ها از صداهای معین استفاده می‌کنند. برای فهم توصیف‌ها، به «كَـ» دقت کن: این حرف در اینجا یعنی «مانند». پس «كَالطُّيورِ» یعنی مانند پرندگان و «كَالْأَطفالِ» یعنی مانند کودکان.

موضوع بعدی، دشمن دلفین‌هاست: «سَمَكُ الْقِرْشِ» یعنی کوسه‌ماهی. طبق متن، دلفین‌ها با دیدن کوسه سریع دور آن جمع می‌شوند و با بینی‌های تیزشان به آن ضربه می‌زنند. «أُنوف» جمع «أَنف» است؛ متن از بینی‌های چند دلفین حرف می‌زند، نه چند بینی برای یک دلفین.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۷

ردّ ماجرا را با فعل‌ها بگیر

حالا خبر نجات مرد را مثل یک داستان کوتاه دنبال کن. ابتدا جریان آب او را به عمق می‌کشد؛ سپس چیزی ناگهان او را بالا می‌آورد و به ساحل می‌برد. مرد تصمیم می‌گیرد از نجات‌دهنده‌اش تشکر کند، اما انسانی نمی‌بیند و متوجه دلفینی می‌شود که نزدیکش می‌جهد.

چند واژه، ترتیب و معنای داستان را روشن می‌کنند: «بَغتَةً» یعنی ناگهان، «ثُمَّ» یعنی سپس، «عَزَمَ» یعنی تصمیم گرفت و «مُنقِذ» یعنی نجات‌دهنده. واژه‌نامهٔ صفحهٔ بعد هم برای مرور این واژه‌ها به کار می‌آید. پایان گفت‌وگو نگاه ما را از یک ماجرای شگفت به ارزش دریا و ماهی‌ها به‌عنوان نعمت الهی می‌برد؛ حدیث پایانی نیز به نگاه به قرآن، چهرهٔ پدر و مادر و دریا ارزش معنوی می‌دهد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۷

حرف‌های کوچک، رابطه‌های مهم

در داستان، عبارت‌هایی مانند «إِلَى الشّاطِئِ» مقصد حرکت را نشان می‌دهند. واژه‌هایی مثل «مِنْ»، «في»، «إِلىٰ»، «عَلىٰ»، «بِـ»، «لِـ»، «عَنْ» و «كَـ» حرف جر هستند و رابطهٔ بخش‌های جمله را روشن‌تر می‌کنند.

خود حرف جر را جارّ و اسم بعد از آن را مجرور می‌نامیم؛ مجموعشان جار و مجرور است. مثلاً در «في بَيتٍ»، «في» جار و «بَيتٍ» مجرور است؛ ترجمهٔ ترکیب هم «در خانه‌ای» می‌شود. در نمونه‌های سادهٔ این درس، کسره یا تنوین کسرهٔ پایان اسم به تشخیص مجرور کمک می‌کند.

«مِنْ» معمولاً «از» و «في» معمولاً «در» معنا می‌دهد. «مِنْ» گاهی جنس را هم بیان می‌کند؛ مثلاً «مِنْ خَشَبٍ» یعنی «از جنس چوب». پس معنی مناسب را با توجه به جمله انتخاب کن.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۹

مثال حل‌شده

جملهٔ «أَرْشَدَ الدُّلْفينُ الرَّجُلَ إِلَى الشّاطِئِ.» را ترجمه کن و جار و مجرور آن را مشخص کن.

  1. از فعل شروع می‌کنیم: «أَرْشَدَ» یعنی «راهنمایی کرد».

  2. می‌پرسیم چه کسی راهنمایی کرد و چه کسی را؟ «الدُّلْفينُ» دلفین است و «الرَّجُلَ» یعنی مرد را.

  3. مقصد را پیدا می‌کنیم: «إِلَى الشّاطِئِ» یعنی «به ساحل»؛ پس ترجمهٔ روان جمله می‌شود: «دلفین مرد را به ساحل راهنمایی کرد.»

  4. «إِلَى» حرف جر، یعنی جار است و «الشّاطِئِ» اسم پس از آن، یعنی مجرور؛ کل عبارت «إِلَى الشّاطِئِ» جار و مجرور است.

جواب: ترجمه: «دلفین مرد را به ساحل راهنمایی کرد.» در «إِلَى الشّاطِئِ»، «إِلَى» جار و «الشّاطِئِ» مجرور است.

نکات مهم

  • برای فهم متن دلفین‌ها، فعل‌ها و مرجع ضمیرها را پیدا کن و ویژگی‌ها و رفتارها را به جانور درست نسبت بده.
  • واژه‌هایی مانند «لَبونَة»، «أُنوف» و «مُنقِذ» با کمک جمله به‌ترتیب پستاندار، بینی‌ها و نجات‌دهنده معنا می‌شوند.
  • حرف جر «جارّ»، اسم پس از آن «مجرور» و مجموع آن‌ها «جار و مجرور» نام دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۲ · صفحهٔ ۱۰۹ تا ۱۱۵ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

اِعـلَـموا

در این درس یاد می‌گیری جار و مجرور و نون وقایه را تشخیص بدهی، معنای حرف‌های جر را در جمله بفهمی و گفت‌وگوی کوتاه هتل را ترجمه کنی.

پیش از شروع

چرا «ي» در «كِتابي» مستقیم به کلمه چسبیده، اما در «سَأَلَني» یک «ن» میان فعل و «ي» دیده می‌شود؟

«كِتاب» اسم است، اما «سَأَلَ» فعل است. هنگام اتصال فعل به ضمیر «ي»، در عربی «نون وقایه» میان آن‌ها قرار می‌گیرد. خودِ «ي» به گوینده اشاره دارد و آن نون معنای جداگانه‌ای اضافه نمی‌کند.

یک حرف، یک اسم

حرف جر واژۀ کوچکی است که رابطۀ اسمِ پس از خودش را با بقیۀ جمله روشن می‌کند. مثلاً «في الْبَيْتِ» جای یک اتفاق را نشان می‌دهد: «در خانه». در این عبارت، «في» جارّ، «الْبَيْتِ» مجرور و مجموع آن‌ها جار و مجرور است.

برای شروع دو حرف را بشناس: «مِنْ» معمولاً «از» است؛ گاهی مبدأ را نشان می‌دهد، مانند «مِنَ الْمَدْرَسَةِ»، و گاهی جنس را می‌رساند، مانند «مِنْ ذَهَبٍ»، یعنی «از جنس طلا». «في» هم معمولاً «در» است، مثل «في الْحَديقَةِ».

این عبارت‌های کوتاه را یکجا بخوان؛ بعد مشخص کن کدام بخش حرف جر و کدام بخش اسمِ پس از آن است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۰۹

معنا را از جمله بگیر

حرف جر همیشه یک ترجمۀ ثابت ندارد؛ معنای مناسب را باید از جمله پیدا کنی. بقیۀ حرف‌های این درس را این‌طور به خاطر بسپار:

  • إِلَی: به، به‌سوی یا تا؛ در «مِنَ الصَّباحِ إِلَی الْمَساءِ» معنای «تا» مناسب است.
  • عَلَی: بر، روی یا به زیانِ؛ همیشه نشان‌دهندۀ قرارگرفتن روی چیزی نیست.
  • بِـ: به‌وسیلۀ یا در؛ مثلاً «بِالْقِطارِ» می‌تواند وسیلۀ رفت‌وآمد را نشان دهد.
  • لِـ: برای یا از آنِ؛ گاهی جمله را با «داشتن» ترجمه می‌کنیم: «لي أَخٌ» یعنی «برادری دارم».
  • عَنْ: از یا دربارۀ؛ پس از فعلِ پرسیدن، معمولاً موضوع پرسش را معرفی می‌کند.
  • کَـ: مانندِ؛ «کَالْقَمَرِ» یعنی «مانند ماه».

پس هنگام ترجمه، فقط معنای حفظ‌شده را جای حرف نگذار؛ ببین جمله از مکان، زمان، وسیله، مالکیت یا موضوع دیگری حرف می‌زند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۰

نشانه‌های اسم مجرور

حالا به پایان اسم‌ها دقت کن. اسمِ ظاهر، یعنی اسمی مثل «قلم» یا «معلّم»، پس از حرف جر حالتِ جر می‌گیرد. برای اسم مفرد و جمع مؤنّث سالم در نمونه‌های این درس، این حالت را با کسره یا تنوینِ کسره می‌شناسیم؛ مانند «بِقَلَمٍ» و «لِلْمُعَلِّماتِ».

اما در مثنّی و جمع مذکّر سالم، نشانۀ اصلی جر یاء است:

  • «إِلَی الْمُعَلِّمَيْنِ»: به دو معلّم.
  • «إِلَی الْمُعَلِّمِينَ»: به چند معلّم.

به تفاوت پایان این دو واژه دقت کن: مثنّی «ـَيْنِ» و جمع مذکّر سالم «ـِينَ» دارد. پس برای حل جای خالی، اول حرف جر را پیدا کن، بعد ببین اسم مفرد است، مثنّی است یا جمع.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۲

نونی میان فعل و ضمیر

وقتی فعل به ضمیر «ي» می‌پیوندد، میان آن‌ها نون وقایه می‌آید. مثلاً در «سَأَلَني»، بخش «سَأَلَ» فعل است، «ن» نون وقایه و «ي» ضمیرِ متکلّم وحده؛ کل عبارت یعنی «از من پرسید».

این قاعده فقط مخصوص فعل ماضی نیست: «يَسْمَعُني» یعنی «صدایم را می‌شنود» و «اِسْمَعْني» یعنی «به من گوش بده». دقت کن که معنای «من» از ضمیر «ي» می‌آید، نه از نون.

هنگام اتصال «مِنْ» و «عَنْ» به «ي» هم نون وقایه می‌آید و شکل‌های «مِنّي» و «عَنّي» ساخته می‌شوند؛ یعنی «از من» و، با توجه به جمله، «از من» یا «دربارۀ من». اما «كِتابي» اسم است و برای اتصال به «ي» به نون وقایه نیاز ندارد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۳

گفت‌وگو در هتل

حالا خودت را جای مسافر هتل بگذار. «مَسؤولُ الاِستِقبالِ» مسئول پذیرش است و «مُشرِف» در این گفت‌وگو مدیر داخلی هتل است. مسافر از تمیزنبودن اتاق‌ها و کمبودها شکایت می‌کند: در اتاق اول تخت شکسته است، در دومی ملافه کم است و در سومی دستگاه تهویه کار نمی‌کند.

پذیرش از مسافر می‌خواهد استراحت کند و با مدیر داخلی تماس می‌گیرد؛ مدیر داخلی هم همراه مهندس تعمیرات می‌آید. کارکنان قول می‌دهند مشکلات را زود برطرف کنند.

اینجا دستور زبان به فهم موقعیت کمک می‌کند: «بِالْمُشرِفِ» همراه فعلِ تماس‌گرفتن، در فارسی «با مدیر داخلی» ترجمه می‌شود. همچنین «عَلىٰ عَیني» برای پذیرفتن درخواست است؛ چیزی شبیه «به روی چشم»، نه گزارشی از جای یک چیز!

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۴

مثال حل‌شده

صورت درست را برای جای خالی انتخاب کن؛ سپس دو جار و مجرور و نون وقایه را پیدا کن و جمله را ترجمه کن: «جاءَ الْمُهَنْدِسُ إِلَی ____ وَسَأَلَني عَنِ الْمُكَيِّفِ.» گزینه‌ها: «الْغُرْفَةُ» یا «الْغُرْفَةِ».

  1. پیش از جای خالی، حرف جر «إِلَی» آمده است؛ پس اسم مفردِ پس از آن باید مجرور باشد و «الْغُرْفَةِ» را انتخاب می‌کنیم.

  2. نخستین جار و مجرور «إِلَی الْغُرْفَةِ» است؛ «إِلَی» جارّ و «الْغُرْفَةِ» مجرور است.

  3. دومین جار و مجرور «عَنِ الْمُكَيِّفِ» است؛ در این جمله، «عَنْ» موضوعِ پرسش را نشان می‌دهد و «دربارۀ» ترجمه می‌شود.

  4. در «سَأَلَني»، حرف «ن» نون وقایه و «ي» ضمیرِ متکلّم وحده است؛ این بخش را «از من پرسید» ترجمه می‌کنیم.

جواب: صورت درست جمله: «جاءَ الْمُهَنْدِسُ إِلَی الْغُرْفَةِ وَسَأَلَني عَنِ الْمُكَيِّفِ.» یعنی «مهندس به اتاق آمد و از من دربارۀ دستگاه تهویه پرسید».

نکات مهم

  • جار و مجرور از حرف جر و اسمِ پس از آن ساخته می‌شود و ترجمۀ حرف جر به بافت جمله بستگی دارد.
  • در نمونه‌های این درس، اسم مجرور با کسره یا تنوینِ کسره می‌آید و در مثنّی و جمع مذکّر سالم، نشانۀ جر «یاء» است.
  • هنگام پیوستن فعل یا دو حرف «مِنْ» و «عَنْ» به «ي»، نون وقایه می‌آید و خودِ «ي» به گوینده اشاره دارد.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس ۳ · صفحهٔ ۱۱۵ تا ۱۲۰ · حدود ۱۵ دقیقه · تولید هوش مصنوعی

التَّمارین

در این درس یاد می‌گیری معنی واژه‌ها و پیام عبارت‌های تمرین را بفهمی، نقش‌های اصلی و جار و مجرور و نون وقایه را تشخیص بدهی و برای متن عربی معادل معنایی فارسی پیدا کنی.

پیش از شروع

چطور ممکن است واژه‌ای در یک جمله هم «خبر» باشد و هم «مضاف»؟ آیا نقش‌های دستوری با هم تداخل پیدا می‌کنند؟

هر برچسب، رابطه‌ای جداگانه را نشان می‌دهد: یک واژه می‌تواند خبرِ جمله باشد و در همان حال، به اسمِ بعد از خودش اضافه شود. در این تمرین‌ها یاد می‌گیری به‌جای نگاه‌کردن به جای واژه، رابطهٔ آن را با بقیهٔ جمله پیدا کنی.

جدول؛ معنی همراه با دقت

برای حل جدول، نخست معنی را پیدا کن و بعد به شکل فعل دقت کن؛ مثلاً پایان «غَنَّیتُم» نشان می‌دهد مخاطب چند نفر است، پس معنی آن «آواز خواندید» می‌شود.

پاسخ‌ها به‌ترتیب راهنماها چنین‌اند:

  • کوچک‌ها: صِغار؛ این‌طور: کَذٰلِكَ؛ تیز: حادَّة؛ پدیده: ظاهِرَة.
  • سوت زدند: صَفَروا؛ روغن‌ها: زُیوت؛ نقش: دَوْر؛ شنوایی: سَمْع.
  • جالب: رائِع؛ نجات‌دهنده: مُنقِذ؛ نامیدیم: سَمَّیْنا؛ دستبند: سِوار.
  • گرم و صمیمی: حَميم؛ برف‌ها: ثُلوج؛ حافظه: ذاکِرَة؛ پستاندار: لَبونَة.
  • پرندگان: طُیور؛ رسانید: أَوصَلَ؛ باران بارید: أَمطَرَ؛ بخشید: عَفا.
  • می‌رسند: یَبْلُغْنَ؛ آواز خواندید: غَنَّیتُم؛ گریه کرد: بَکیٰ.

دو واژهٔ اضافی «جَمارِك»، یعنی گمرک‌ها، و «مَرَق»، یعنی آبِ گوشت، هستند. چون خانه‌های جدول در متن ارسالی دیده نمی‌شوند، رمز را نمی‌توان با اطمینان استخراج کرد.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۷

ترجمه، مبتدا و خبر

در جملهٔ اسمیه بپرس: «دربارهٔ چه چیزی صحبت می‌کنیم؟» پاسخ، مبتدا را پیدا می‌کند. سپس بپرس: «درباره‌اش چه می‌گوییم؟» این بخش، خبر است. در ترکیب اضافی نیز اسم دوم مضاف‌الیه و مجرور است؛ مثل «کتابِ دوستم» در فارسی.

ترجمهٔ پیام‌های تمرین پنجم:

  • یاد خدا، درمان دل‌هاست.
  • فراموشی، آسیبِ دانش است.
  • همنشین شایسته از تنهایی بهتر است.
  • تنهایی از همنشین بد بهتر است.
  • فرد کوتاهی‌کننده، زبانش کوتاه است؛ یعنی برای دفاع از خودش حرف چندانی ندارد.

در عبارت نخست، «ذِکْرُ» مبتدا و مضاف، «اللهِ» مضاف‌الیه، «شِفاءُ» خبر و مضاف، و «الْقُلوبِ» مضاف‌الیه است. در عبارت دوم نیز «آفَةُ» مبتدا و «النِّسیانُ» خبر است. پس خبر لزوماً دومین واژه نیست. چون رنگ واژه‌ها در متن ارسالی مشخص نیست، نقش واژه‌های اصلی را تمرین می‌کنیم.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۸

آرزو، ضمیر و نون وقایه

در آغاز تمرین ششم، کافر آرزو می‌کند که ای کاش خاک بود. در ترجمهٔ «کُنتُ»، شخص فعل را نگه دار: «بودم»، نه «بود». «الْکافِرُ» انجام‌دهندهٔ «یَقولُ» و فاعل است؛ «تُراباً» نیز خبرِ «کانَ» و منصوب است.

در «لَیتَني»، یای پایانی به معنای «من» است و نونِ میان «لَیتَ» و این ضمیر، نون وقایه نام دارد. برای نون، ترجمهٔ جداگانه نمی‌آوریم؛ کل ترکیب را «ای کاش من» می‌فهمیم.

دو پیام بعدی می‌گویند همنشینی با دانشمندان عبادت است و خوب پرسیدن، نیمی از دانش است. این پیام را هنگام درس‌خواندن هم تجربه می‌کنی: پرسش دقیق، راه یادگیری را باز می‌کند. در «مُجالَسَةُ الْعُلَماءِ»، واژهٔ نخست مبتدا و واژهٔ دوم مضاف‌الیه است؛ «عِبادَةٌ» خبر است. همچنین در «حُسْنُ السُّؤالِ»، «حُسْنُ» مبتدا و «السُّؤالِ» مضاف‌الیه است.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۸

جار و مجرور در پیام‌ها

پیام بعدی، دانشمندِ بی‌عمل را به درختِ بی‌میوه تشبیه می‌کند. مثل کسی که روش درست مطالعه را می‌داند، اما هیچ‌وقت به آن عمل نمی‌کند.

در «بِلا عَمَلٍ» و «بِلا ثَمَرٍ»، اسم‌های «عَمَلٍ» و «ثَمَرٍ» مجرورند؛ در این ساخت، «بِـ» حرف جر است. در «کَالشَّجَرِ» نیز «کَـ» حرف جر و «الشَّجَرِ» اسم مجرور است. علامت جر این اسم‌ها کسره است؛ در اسم نکره، آن را به صورت تنوین کسره می‌بینی.

حدیث پایانی می‌گوید پس از مرگ، کار انسان پایان می‌یابد، جز سه سرچشمهٔ ماندگار: کار خیری که سودش ادامه دارد، دانشی که دیگران از آن بهره می‌برند، و فرزند شایسته‌ای که برای او دعا می‌کند. در «بِهِ» و «لَهُ»، حرف جر به ضمیر پیوسته است؛ ضمیرها در محل جر هستند، نه اینکه مانند اسم معمولی کسره بگیرند.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۸

پژوهش؛ شباهت در پیام

در پژوهش ادبی، لازم نیست متن عربی و شعر فارسی واژه‌به‌واژه شبیه باشند؛ باید ببینی چه پیام مشترکی دارند. روش خوب این است: اول معنی متن عربی را بنویس، بعد پیام شعر را بگو، و در پایان بخش مشترک را مشخص کن.

در نمونهٔ سعدی، هر دو متن بر پیش‌فرستادن کار نیک و آماده‌کردن توشهٔ آخرت تأکید دارند. در نمونهٔ صامت، شعر با بخشِ مقابلهٔ هم‌اندازه در آیه ارتباط دارد؛ اما آیه در ادامه، از بخشش و اصلاح هم سخن می‌گوید. پس شعر همهٔ پیام آیه را پوشش نمی‌دهد.

در نمونهٔ مولوی، پیام مشترکْ توکل به خداست. شعر در کنار توکل، مراقبت و اقدام عملی را هم یادآوری می‌کند. برای پژوهش خودت، نام شاعر یا منبع و توضیح کوتاهِ شباهت معنایی را بنویس؛ صرفِ کنار هم گذاشتن دو متن کافی نیست.

کتاب درسی، صفحهٔ ۱۱۹

مثال حل‌شده

در جملهٔ تازهٔ «اَلْعِلْمُ نافِعٌ لِلنّاسِ.»، ابتدا ترجمه کن و سپس مبتدا، خبر و جار و مجرور را مشخص کن.

  1. معنی اجزا را پیدا می‌کنیم: دانش، سودمند، برای مردم.

  2. می‌پرسیم جمله دربارهٔ چیست؛ دربارهٔ دانش است، پس «اَلْعِلْمُ» مبتداست.

  3. می‌پرسیم دربارهٔ دانش چه گفته شده است؛ سودمند است، پس «نافِعٌ» خبر است.

  4. در «لِلنّاسِ»، «لِـ» حرف جر و «النّاسِ» اسم مجرور است؛ کسرهٔ پایان اسم علامت جر آن است.

  5. ترجمه را روان می‌کنیم: «دانش برای مردم سودمند است.»

جواب: ترجمه: «دانش برای مردم سودمند است.» «اَلْعِلْمُ» مبتدا، «نافِعٌ» خبر، «لِـ» حرف جر و «النّاسِ» اسم مجرور با علامت کسره است.

نکات مهم

  • در ترجمهٔ واژه‌ها، علاوه بر معنی، به شخص و زمان فعل هم توجه کن.
  • نقش هر واژه را از رابطه‌اش با جمله پیدا کن؛ یک واژه می‌تواند هم خبر باشد و هم مضاف.
  • برای تشخیص جار و مجرور، نون وقایه و معادل ادبی، به‌ترتیب ساخت عبارت، ضمیرِ همراه و پیام مشترک را بررسی کن.

تمرین تعاملی این درس (رایگان)تمرین تعاملی این درس

درس‌های درس ۸ را تعاملی بخوان

در پنل یادگیری 1xAi هر کدام از این درس‌ها قدم به قدم پیش می‌رود: بعد از هر بخش یک سوال کوتاه، بعد مثال حل‌شده و در پایان برگهٔ خروج. جوابت ثبت می‌شود و سوال‌های هر درس در روزهای بعد برای مرور برمی‌گردند. درس‌های تعاملی رایگان‌اند؛ فقط تصحیح پاسخ کوتاه سهمیهٔ روزانهٔ رایگان دارد.

ساختن حساب رایگان است و بعد از ثبت‌نام مستقیم به همین بخش از پنل برمی‌گردی.

درس ۸ عربی دهم انسانی · رایگان